آرشیف

2015-2-4

nazhatinfo

مسئلهء هستوی ایــــــــــران و بحران افغانستان

 
انقلاب اسلامی ایران با تاخیر چندماهه بعداز کودتاه ثور بوقوع پیوست، افغانستان که بصورت تدریجی با کمک ومساعدت های اتحاد شوروی در حیطۀ نفوذ آن کشور قرار گرفت ،این دگرگونی وتغیر رژیم در کابل برای امریکا وغرب تعجب آور نبود ،چون قبلا امریکایی ها افغانستان را ساحۀ نفوذ شوروی میپینداشتند.
ولی در آن زمان موضوع قابل تشویش برای امریکا وغرب سر نوشت آیندۀ کشور ایران در منطقه بود ،ایران با موقعیت جیوپولیتیکی وجیواستراتیژیک خویش درآسیا موقیعت خاص واسثتنایی را دارا است ،که با هیچ کشور در منطقه قابل مقایسه نیست، ولی ایران نمیتوانیست از دیگر گونی های که در کابل صورت گرفته بی تاثیر بماند ،کودتاه وتغیر رژیم در کابل زنگ های خطررا در تهران به صدا در آورد، مخالفین دولت ایران اکثرا با اتحاد جناح های چپ وراست در یک جبهه واحد به رهبری حضرت آیت الله خمینی در مقابل شاه قرار گرفتند !امریکایی ها به محاسبۀ اشتباه آمیز خود تصور نمودند که رژیم شاه نیز بیشتر از جانب حزب توده ومتحدین وی تهدید گردیده ،شاید وقایع وحوادث افغانستان نیز در ایران تکرار گردد، وشوروی  که هم سرحد با ایران است میتواند به آسانی به استراتیژی قدیمی خویش که  نفوذ در ایران بود دست یابد، استراتژست های امریکایی به این نتیجه رسیده بودند که دیگرشاه متحد قابل اطمینان برای غرب وامریکا بوده نمیتواند، از این سبب با تشدید بحران ومبارزات وتظاهرات وسیع مردم به شاه مشوره دادند بهتر است کشوررا ترک نماید، امریکایی هابه مشکل آماده شدند که شاه را موقتا در امریکا بپذیرند، بعداز گروگان گیری دیپلومات های امریکا یی در تهران خواهان خروج شاه از امریکا شدند. شاه با وصف مریضی مذ من سرطان در مصر پناهنده شد، این برخورد امریکا ضعف ونا توانی بود که یک متحد قدیمی خویش را نتوانست بحیث پناهنده بپذیرد .
چرا امریکا در آن برهۀ زمانی چنین سیاست را پیش گرفت ؟در اوایل امریکایی های میپنداشتند با کشانیدن پای ارتش سرخ شوروی به افغانستان، جنگجویان اسلامی  وسیلۀ موثرمبارزه وجنگ علیه رژیم مستقر در کابل واتحاد شوروی کمونیستی است، با درنظرداشت این معضله آنها مصروف تدارک جبهه وسیع از جنگوجویان اسلامی از کشور های مسلمان بودند ،حتا برژنسکی مشاورریس جمهور کارتر با تعداد از این مجاهدین خارجی در سرحدات افغانستان با فیر گلولۀ بسوی افغانستان این مبارزه ومجادله را رسما آغازنموده بر جهاد مردم افغانستان صحه گذاشت، بعدا در تصاویر اشکارگشت یکی از همان تفنگ به دستان جوان در سرحد افغانستان همراه با برژنسکی اسامه بن لادن بوده است مشاهده تصویر این ادعا را ثابت ساخت(1).
امریکا یی ها بادرنظرداشت این استراتژی  در قضایا وحوادث انقلاب اسلامی هم رهبری حضرت  آیت الله خمینی را در رهبری انقلاب ایران به سود امریکا دانسته، وشاه را مورد به مهری قرار دادند، وامریکا ها میپنداشتند جمهوری اسلامی ایران حربهء قوی دیگر جهت مبارزه با شوروی کمونیستی میباشد.
ولی سیاست های حضرت آیت الله خمینی (نه شرقی ونه غربی )لبۀ تیز مبارزۀوی بسوی امریکا وبه گفتۀ خودش "شیطان بزرگ بود"،گرچه امام خمینی با سرکوب حزب توده ایران ومجاهدین خلق ودیگر نیروهای چپ نیز به شوروی تفهیم نمود که انقلاب اسلامی ایران در یک روند ضد امریکایی وضد شوروی در حرکت است  ،بعداز گروگان گیری اعضای سفارت امریکا در تهران که آن را دانشجویان خط امام  انجام دادند مناسبات ایران وامریکا وارد فضای جدیدی شد ،که کلا با خصومت همراه بود ،این مناسبات بعداز رهایی گروگان های امریکایی نتوانست بهبود یابد .
حملهء صدام حسین به ایران وفق مراد امریکا بود، ولی بزرگترین اشتباه صدام !این جنگ که طولانی ترین جنگ جبهوی در صد سال اخیر ! دارو ندار هر دو کشور مسلمان را به باد فنا داد ،عدم پذیرش آتش بس شورای امنیت ازجانب  ایران نیز اشتبا بزرگ بود که ایران بعداز دوسال تاخیر سر انجام به اصطلاح به نوشیدن جام زهر آنرا پذیرفت، وناکامی وعدم موفقیت شوروی نیز جهت پایان این درگیری نیز آشکار شد، ولی با قطع جنگ ایران وعراق مناسبات امریکا وایران بهبود نیافت بلکه این مخاصمت تشدید گردید ،ایران با داشتن ظرفیت بزرگ اقتصادی توانست خرابی های ناشی از جنگ را ترمیم ودر جهت ساختمان های اقتصادی ایران گام های وسیع بردارد. از این سبب ایران  به قرداد مهم با روسیه عقد نموده در حصه ساختمان چند نیروگاه هستوی نیز به  کمک آن کشور اقداماتی را روی دست گرفت، این عمل ایران واکنش ها وعکس العمل های وسیع جهانی را بوجود آورد بوش ایران را متهم به همکاری تروریزم بین المللی نمود وآنرا کشورشریر خواند، وخواهان توقف فعالیت هستوی ایران شد، وایرانی ها امریکا را بالمقابل"شیطان بزرگ مینمامیدند "وسرانجام با آغاز به قدرت رسیدن اوباما که ایده ها ووآروزهای جدید چون جان اف کندی داشت، در راس حاکمیت امریکا قرار گرفت .پیام ها وبیانات اشتی جویانه اوباما نتوانست به  بهبود مناسبات با ایران منجر گردد، و اوباما گزینه های مختلف جهت مهار وتوقف غنی سازی یورانیم در ایران ابراز داشت، که یکی از این گزینه ها حملۀ نظامی به ایران است .تحریم ها اقتصادی ایران ابزار مهم است که میتواند ایران را آسیب پذیر سازد، ورهبران ایران اظهار میدارند که آنها از موضوع استفاده از ارانرژی صلح آمیز هستوی که حق مسلم هر کشوراست عقب نیشینی نخواهد کرد. در این اواخرایران تهدید نموداگرخریدنفت ایران ازجانب غرب تحریم گردد،  تنگه هرمز را مسدود خواهد ساخت اگر ایران این تهدید را عملی سازد جنگ ودر گیری با امریکا اجتناب نا پذیر  بوده، و تبعات این حادثه تغیرات مهم را در عرصۀبین المللی ایجاد خواهدنمود،   با آغاز جنگ ودر گیری ایران وامریکا قوای امریکایی در افغانستان در تیر رس راکت های امریکایی قرار خواهد داشت ،آیا تمام قوای ناتو در افغانستان خواهد توانست از سیستم دفاعی نوع "پیترویوت" مستفید گردد . ویا عجلۀ خروج ناتواز افغانستان به جنگ ایران وامریکاارتباط خواهد داشت ؟
قبلا در حصۀعدم حملۀ اسراییل به ایران وجود قوای امریکایی در عراق وافغانستان درمقالۀ دیگری نگاشته شده بود (2)فعلا که قوای امریکایی عراق را تخلیه نموده، وزرای کشورهای عضو ناتو طی نشست در بروکسل خروج قوای ناتو را یکسال قبل از موعد معینه  2014 اعلام داشته اند ،فکر میشودکه این تصمیم عجولانه نبوده بلکه یک ضرورت جهت خروج این نیروها در صورت وقوع جنگ از تیر راس راکت های ایران خواهد بود؟ .فعلا امریکایی ها اعلان داشته اند شاید در بهار آینده اسراییل به ایران حمله برد به تاکید بیان داشت این حمله بدون مشوره وپیشتیبانی امریکا غیر ممکن خواهد بود، در صورت حمله به ایران حزب الله لبنان به اسراییل یورش خواهد برد ودولت بشارالاسد در سوریه در تنگنای عجیت قرار دارد ازاین بحران سود جسته وارد معرکۀ جنگ با اسراییل خواهد شد، وکشور های عربی به شکل علنی ازاسرایل حمایت کرده نمیتوانند خاموشی وسکوت را پیشه خواهندساخت، در صورت وقوع جنگ بین امریکا وایران احزاب مذهبی پاکستان وطالبان پاکستانی باالقاعده علیه امریکا قرار خواهند گرفت واوضاع افغانستان را ایران و پاکستان بیشتر متشنج خواهند ساخت.