X

آرشیف

ما – تراژیـدی ما و راهـهـای بـیـرون رفـت از آن!

 

مونږ-  زمونـږ غمیزه او له غمیزې د وتلو لارې!

این نوشته،  بیان وتحلیل برای هفتادویکمین کنفرانس، مجمع دانشمندان ومتخصصان افغانستان، مؤرخ: ۲۹ وږی/ سنبله، سال ۱۴۰۵ هجري شمسی (بیست سپتامبر، سال ۲۰۲۶ م.)، که زیر نام و عنوان مرکزی:

بحران افغانستان؛ ریشه ها؛ پیامدها؛ و راهکار های بیرون رفت، و عناوین، نقش قانون اساسی در حل مشکلات،  ما – تراژیـدی ما و راهـهـای بـیـرون رفـت از آن!، تنظیم و تقدیم شده است!

بیانه های اساسی توسط استاد پروفیسوردکتورعثمان تره کی، ډاکتر صلاح الدین سعیدی و دکتورعبدالرؤف توانا، ارایه خواهد شد.

کنفرانس حضوری و آنلاین – لینک ارتباط وتست اپ و تیلفون های مهم : 34673794941+ و33641591606+

 

معرفی کوتاه دوکتور صلاح الدین سعیدي  یک از سه تن از سخنرانان

About Dr. Salahuddin Sayedi

 

تصویر ویژه برای مطلب «ما – تراژیدی ما و راه‌های بیرون‌رفت از آن» اثر داکتر صلاح‌الدین سعیدی با محور بحران افغانستان، مشروعیت سیاسی، قانون اساسی، عدالت و راهکارهای برون‌رفت ملی

معرفی:

داکتر صلاح الدین  سعیدی محقق اسلامی، داکتر علوم حقوق، ماستر حقوق بین الدول، دارندۀ  تحصیلات مدرسه ای و عالی دینی در داخل افغانستان (مدرسۀ عالی امام ابوحنیفه رح)، کورس یکسالۀ قضاء (منسلک به فرمان رئیس جمهور به منصب قضاء)، وتحصیلات در خارج ( پراګ، لندن، قاهره – جامعة الازهر، دمشق) در علوم اسلامی وحقوق، حقوقدان، شرق شناس، زبان شناس ( مسلط  به ۵ زبان در سطح ترجمان)  مؤلف قاموس پنج زبانه (یکهزار صفحه)، معلم،  قاضی، وکیل مدافع (۱۳ سال تجربه)، و حال محقق و نویسنده.

تحقیقات و نوشته های روی دست:

– مهتمم ترجمه، تفسیر قرآن کریم وقاموس القرآن ، به زبان های پشتو ودری (قسمت اعظم این عناوین به زیور چاپ رسیده و نشر شده).

– کاربالای وسعت دادن، قاموس هزار صفحه ای پشتو، دری/فارسی، چکی، (چاپ ۲۰۰۲ ) و انکشاف آن به زبانهای عربی و انګلیسی که ۹۰ فیصد کارش تمام و در حدود ۲۰۰۰ صفحه است، ادامه دارد.

– کار بالای قاموس کامل ۵ زبانه نام ها ( در حدود ۶۵۰۰صفحه). کار در حالت نهایی سازی است که ممد پروژه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی و سکتور خصوصی بوده، و تا یک سال دیګر (ان شاء الله تعالی) تکمیل خواهد شد!

– نوشته ها، تحلیل ها و تحقیقات روزمرۀ، استهلاکی  و تحلیل های زنده میدیایی به اساس مجبوریت و حکم روز.

http://www.afghan-german.com/tahLiLha/EditAutor.aspx?89.

تهیۀ معرفی نامه: احمد س. مسؤول دارلانشای مرکزکلتوری د حق لار.  

(متن سخنرانی داکتر ص. سعیدی)

د لوی او سپېڅلي الله تعالی په نامه! نحمده و نصلی علی رسوله الکریم امابعد

اکثر رائج است که از ګذشته و حال شکایت داریم ویا در ګذشته مانده ایم. همه شکایت داریم ودرین سلسله با ذره بین در پی یافتن مشکلات و نواقص دیګران و سهم شان درین معضلات و بحرانها و نقش خود را درین میان فراموش میکنیم.

موارد هم هست که خود را از همه بهتر و برتر میدانیم.  

اکثر رائج است، منتظریم  و توقع داریم که دیګران وخارجی ها، برای ما چه میکنند و ما را باز به کدام استقامت میبرند، پاداش حاکمیت و بادیګارد میدهند و منتظریم که این بار مرغ پادشاهی بر شانۀ کی می نشیند؟

اما در واقعیت امر باید چنین نباشد وبرماست تا به نحوی دیګر و از جای دیګر آغاز کرد و از خود و امکانات خود شروع کرد و به آن تمرکز بنیادی داشت.

بدون شخصی سازی مسایل، بدون ماندن در ګذشته با آموختن از ګذشته راه امروز و فردای خویش را با علم، دانش و تجربه استقامت درست به نحوی جهت داد که در حد اقل مدت زمانی و مصارف کم به نتایج بهتر و عالیتر نائل شویم.

مسایل و معضلات ما را در بخش های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی و عرصه های معمول و متداول جمع بندی، نقد وآسیب شناسی بی رحم نموده، مورد بررسی علمی قرار داده. ګذشته و حال ما و راه های بیرون رفت و برداشتن قدمهای حسابی با اولویت زمانی به صورت درست تنظیم شوند.

برماست که برای حق و حصول حق خود مبارزه را دوامدار و پیګیر کرد!

حدیث پیامبر بزرګوار اسلام است که: الظالم و المظلوم کلیمها فی النار – ظالم و مظلوم هردو در آتش خوانده شده.  پرسیدن یا رسول الله ص : ظالم بخاطرظلمش، در آتش جهنم. ولی مظلوم چرا؟ فرمودند، بخاطریکه در برابر ظالم قیام نه کرد. بلی نداشتن رأی داشتن رأی است و ساکت ماندن است. وای برحال ما به ظلم و تعدی کف زده باشیم و تا حال در اصلاح وتلافی، کار مؤثرنه کرده باشیم.  

قرآن کریم کتاب أسمانی است،  که تمسک و تعمق و هرچه نزدیکتر شدن مداوم  به آن، انسان را به نجات دارین میرساند ومیبرد.

سبب مسرت و خوشی همراه با اندوه است که یکی از مبلغین متعصب قومی وزبانی (مهدی ګمراه) با استفادۀ القاب تقلبی اکادمیک مریضانه و مزدورانه، دین مبین اسلام را به اسلام سیاسی و غیر سیاسی، تقسیم کرده و اسلام سیاسی رابه خاطراینکه درآن قوم و زبان مرکزیت ندارد، کنار ګذاشتن توصیه و رد میکند وبه این ترتیب در عمل تأکید کفر میدارد. دین اسلام دین و سیاست است. دراسلام فهم اسلام سیاسی و غیر سیاسی یک تقسیم خطا وغلط است. مانند محقق علوم اسلامی و سیاسی، دین اسلام و شناخت عمیق از اسلام چیزی به نام تقسیم اسلام به سیاسی و غیر سیاسی تقسیم بجا نیست.  یا ارزش معین اسلامی و مطابق هدایات قرآن کریم و سنت رسول الله ص  است و به آن مسلمان ایمان دارد و یا مسلمان نیست به آن ایمان ندارد؟ اګر ایمان داریم که الحمدلله چنین است، مسلمان متعصب قومی و زبانی بودن در تضاد أند.  بلی دین مبین اسلام از اخوت اسلامی بحث دارد و متعصب را از خود نمی داند ( من مات علی عصبیه فلیس منا و … مات موت الجاهلیة)  و دین مبین اسلام والابودن انسان را به تقوا میداند. (… ان اکرمکم عندالله اتقاکم و …). با تعصب و پیشداوری مردم ما را به جان هم انداختن در اسلام مردود است، عاملان آن  شرور و فتنه اند  و فتنه ګر مأمور و مزدور باید بی رحم افشاء و معذور باید با ترحم تداوی شود.  

قرآن کریم را هرچقدر بخوانیم و نزدیک شویم به همان اندازه راهیاب خواهیم شد (ان شاء الله تعالی). در سورۀ و العصر- رسالت انسان در۱/  ایمان به حق، ۲/ رفتن وعمل به حق و ۳/ نصیحت یکدیګر به حق، تکمیل میشود.

نشست امروز بیشتر و دست اندرکاران و سازمان دهان را الله متعال اجر عظیم نصیب کند. و در همین بُعد اخیری هم است.

پرداختن به همۀ معضلات و راههای بیرون رفت ایجاب سیمینار حد اقل یک هفته ای و تحقیق تیزس را دوکتورا میطلبد، که  درین فرصت کوتاه  پرداختن به همۀ  آنها متصور نیست و در افاده های کوتاه ممکن موجب سوء تفاهمات نیز ګردد.

 لذا انتخابی به بخش از نکات و استقامت ها اکثر واکنشی به مسایل به آن بخش های هم متمرکز شدیم و ادامه میدهیم.

هست مواریکه که در بیشقاب ما چیزی آګاهانه انداخته و ما معذور و یا هدفمند آنرا تناول کرده و نتایج کار ما بد شده و بد بود. بلی در ګذشته چیز های اند که نباید طوطی وار تکرار میکرد و تأکید میداشت. یکی از آن همین مسئلۀ هویتی به همین منوال مفتضح و انحرافی است. این کوه است، ان درخت است و این قوم و آن قوم خراب و بداست وحال باید حل قومی کرد.

چنین فتنه و فساد را باید توقف داد و معیار  های جدید دولتداری مدرن، یک شهروند و یک رأی وتساوی همه در برابر قانون مطرح ، عملی و نظارت دوامدار کرد. در عالم اسباب چیزی و امکان دیګری در اختیار نداریم.

بلی باید انګشت ګذاشت که مشکلات و اولویت های امروز ما کدام اند؟

بحران ما چیست و عوامل آن کدام اند؟ درین بررسی ګذشته چنانچه به آن متمرکز آمدیم، هریک از ما سهم خویش را دارد که  نباید بر ګذشته صلوات کرد! ګذشته را بخاطر حال و آینده در نظرګرفت و بی رحم قضاوت کرد!  راه  و اولویت امروز  و فردا بدون پیشداوری و بدون تعصب ومانند یک شهروند و یک رأی و برنامه سالاری، را اساس قرار داد و استوار ساخت. 

راه کدام و چیست؟ راههای بیرون رفت امروز ما چیست و کدامها ها اند و ما چه کرده میتوانیم؟

این راههای بیرون رفت به تغیر زمان و شرایط متفاوت بوده میتوانند و همیشه باید بر حالات و شرایط واقف بود و تمرکز داشت و با تغیر شرایط بدون عدول از خطوط سرخ غیر قابل عبور، کار مشترک کرد. انتخاب دیګر خوب وجود ندارد.

ما به بخش از نکات و جوانب قضایا با صورت روشن و قضیه وار مراجعه و مستدل ساختیم و رفع نواقص ، عمل کردن در استقامت اصلاح را سفارش میکنیم.

بلی هست مواردیکه که فرصت های خوب داشته ایم ولی نتوانسته به نتایج ملموس برسیم و فرصت های طلای غیر قابل تکرار را به هدر داده ایم.

برماست تا اګرشده با روش پرګمتیک هم که شده، با سبک و سنګین کردن منافع و مصالح خویش پرداخته، عوض انهدام و براندازی به پیګیری خوبی های ګذشته ادامه دهیم. 

کار برای ایجاد حاکمیت مشروع متداول منبعث از اراده مردم اساس کار را تشکیل میدهد و باید معیار و سنجش بشری وجود داشته باشد که چنین معیار را تعین کند. تمامیت خواهی و خود را مالک کل و عقل کل دانستن و بقیه را مال و ملکیت خود فکر و عملا چنین کردن خطا و قابل قبول نیست.

افغانستان از بحران سیاسی، امنیتی و اجتماعی و ایجاد نظام قانون‌مند و مبتنی بر اراده مردم مقدمه ها و کار است که باید به توافق دسته جمعی رسید. برای این کار باید کار مشترک ملی را آغاز کرد.

حاکمیت موجود درین استقامت کار عملی نه کرده و فاقد مبنای مشروعیت ملی و سازوکارهای لازم برای نمایندگی از اراده عمومی مردم کشور است.

استمرار این وضعیت نه‌تنها افغانستان را با بحران عمیق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و انسانی مواجه ساخته، بلکه پیامدهای آن از مرزهای افغانستان فراتر رفته و به نگرانی جدی برای امنیت منطقه و جهان تبدیل شده است.حضور و فعالیت گروه‌های تروریستی و افراطی در افغانستان، نگرانی کشورهای منطقه و جامعه جهانی را افزایش داده است. از سوی دیگر، محرومیت بخش بزرگی از جامعه از مشارکت سیاسی، تضعیف نهادهای ملی، محدودیت‌های گسترده اجتماعی و فقدان یک ساختار سیاسی مورد قبول عمومی، زمینه تداوم بحران را فراهم ساخته است.نهضت نوین اسلامی افغانستان بر این باور است که مسئله افغانستان صرفاً مسئله تغییر یک حکومت نیست؛ بلکه مسئله اصلی، بازسازی مشروعیت سیاسی، احیای دولت ملی، تأمین امنیت، استقرار حاکمیت قانون و ایجاد نظامی است که همه شهروندان، اصل یک شهروند ویک رأی افغان در افغانستان خود را در آن متعلق و دارای حقوق برابر بدانند. این وضع افغانستان را به  بحران مشروعیت سیاسی و فقدان مشارکت واقعی مردم در تعیین سرنوشت کشور؛ انزوای سیاسی افغانستان و کاهش تعامل سازنده آن با جامعه جهانی؛ گسترش فقر، بیکاری و بحران اقتصادی و مهاجرت گسترده شهروندان؛ تضعیف نهادهای ملی و سیاسی کشور؛ بدون قصد و غیر عمدی کشور را به استمرار تبعیض و محرومیت سیاسی و اجتماعی؛ نگرانی فزاینده از فعالیت گروه‌های تروریستی و افراطی در قلمرو افغانستان؛ افزایش تهدیدهای امنیتی علیه کشورهای منطقه و جامعه جهانی مواجه ساخته و یا ساخته میتواند.

راه بیرون رفت تنها نظام نیست. هزینه مالی و جانی آن زیاد و قابل تحمل نیست.
به همین علت که شده ما باید به اولویت های مرکزی خود متمرکز شده و حداقل ها را درین مرحله به توافق رسید و بخاطر جهانی بودن قضايا، جامعه جهانی را برای کمک درین استقامت برای ګرداننده ګی اصلی توسط خود افغانها دعوت و مستدل بیان داشت.  سازمان ملل متحد، نباید صرفاً به مدیریت بحران افغانستان اکتفا کند؛ بلکه باید در همکاری با نیروهای سیاسی، اجتماعی مدنی افغانستان، زمینه یک روند سیاسی واقعی را برای عبور کشور از وضعیت موجود فراهم سازد. هدف این روند نباید تحمیل یک ساختار سیاسی از بیرون و تکرار کنفرانس بن باشد، بلکه باید فراهم‌کردن شرایطی باشد که مردم افغانستان بتوانند آزادانه درباره آینده سیاسی کشور خود تصمیم بگیرند. این یک پروسه است و برخورد بسته ای و پکیج میطلبد.

با این مقدمۀ کوتاه میتوان به شکل بحث را آغاز کرد:

بخش مشروعیت و قانون:

نام افغان نام است که از جانب دیګران براقوام ساکن برباشندګان این سرزمین و این خط ګذاشته شده که دران افغانستان مناطق و شهرهای  مهم آنرا تشکیل میداد. این نام در موارد حال یک هویت ملی و سراسری قبول شده است و در تأریخ توسط عدۀ اندک و انګشت شماری بخاطر بارز بودن نقش پشتونها در ګذشتۀ افغانستان، افغان را  با پشتون مغالطه، نیز کرده اند ولی حال یک هویت است که برهمه مردمان ساکن درین سرزمین اطلاق میشود. (امریکو نام دوست شخص است که برنقشۀ سرزمین های کشف شدۀ  بخش امریکا امروز توسط همان نقشه کش گذاشت و بعد و حال این یک هویت و آمریکا شد و کس برآن اعتراض ندارد که چرا نام دوست نقشه کش را مانند یک هویت قبول کنیم؟!

افغانستان محل سکونت اقوام و انسانها است و همه شهروندان این سرمین و کشور به نام افغان است. به یقین به این  باوریم که افغانستان کشور مشترک همۀ ما افغانها و همه در برابر قانون مساوی ایم و افغانستان  ومسایل آن حل قومی و زبانی ندارد. یک شهروند ویک رأی اصل است و برنامه وسیستم سالاری ما را  میتواند به استقامت درست بکشاند و ما حل قومی و زبانی را نه تنها که راه حل  نمی دانیم و بر سیستم و ساختار سالم سیاسی و حاکمیت قوانین خوب هست که  تاجران قومی و زبانی را باید به صورت پیګیر از تأثیر ګذاری منفی و سؤ استفاده مطابق قانون، باز داشت.

سیاست کادری ما تقسیم کرسی های دولتی به سیاسی و مسلکی است و کرسی های سیاسی به نتایج انتخابات وکرسی های مسلکی  به اساس تخصص مسلکی و فن و تعهد به افغانستان انتصاب و تعین میګردد. استاد جهانی پوهنتون اکسفورد،  تابع منافع و مصالح ما و متعهد به قانون وقرار داد عقد شده، حد اکثرمیتواند مشاور خوب برای ما باشد، اما در نقش نمایندۀ سفارت خارجی در نقش مسؤول اصلی پست سیاسی دولتی افغانی، شده نمی تواند. چیزیکه حکام دست اول جمهوریت نیز از آن شکایت میکردند که در حتی ۱۵ دقیقه قبل تدویر نشست شورای وزراء، هدایت داده میشد که کدام موضوع در اجندا ګرفته شده میتواند و کدام نه (والله اعلم بالصواب). 

برای حل و یکطرفه کردن این مسایل ما به تسوید وثیقۀ ملی (قانون اساسی) و کار به آن حتی در موارد به صورت الترناتیف با توافق حاکمیت دیفکتو در افغانستان  و یا بدون توافق آن ضرورت داریم. ارګانهای قدرت و ادارۀ دولتی باید در مورد وجود مونع ممکن و تطبیق قوانین بر همه یکسان، ضرورت بلاتأخیر است!

استفاده از امکانات داخلی و سازمان های جهانی را باید درین استقامت جلب کرد ولی کار محتوایی به صورت دقیق باید کار خود افغانها باشد.

در بخش سیاسی، اجتماعی: بلی معضل و مشکل ما مشکل جهانی و جهان به قریۀ خورد مبدل شده و حوادث جهان با هم ربط دارند و ما به یکدیگر ضرورت داریم و محتاج یکدیګرایم.  ما جزجهان و حوادث جهان در کنش، واکنش و حالات جهانی در افغانستان تأثیر دارند.

بلی ما «تافتۀ جدا بافته از جهان نیستیم!». این را ما درک میکنیم و جهان باید نیز درک کند تا نشود: «گره که بدست باز شده میتواند با غفلت خویش و جهان، زمانی مجبور،  به دندان خلاص کردن آن، با مصارف زیاد مالی، خون و خزانۀ بیشتر نباشیم!».

ما درین استقامت بارها به استقامت سقوط از بحران  به بحران دیګر رفته ویا برده شده ایم و تا حال در مجرای درست کار و استقامت درست مانند جوامع متمدن، نه افتاده ایم، هست مواردیکه در رول ناجی، دشمن و برانداز بوده و ما درک نه کرده ایم. دفاع از افغانستان را دفاع از پاکستان، و جیب پرکردن خود به خون مردم افغانستان را وسیلۀ درآمد خود ساخته اند.  ما و جهاد مردم افغانستان را با تمام وقاحت و چشم سفیدی برای منافع خویش بکار برده اند، درک مشکل ما دریک این یکجانب خلاصه نمی شود ولی این را یک مثال ساده آوردیم. ما عمق قضایا را یا دیردرک و  فهمید در موارد به آن توجه نه کرده ایم. کردن اشتباه ممکن و بشری و تاحدی قابل بخشش شده میتواند، اما تکرار آن بخشودنی نه خواهد بود. هست مواردیکه عین اشتباهات تکرار میشوند و عدۀ از افغانها باز در همان دام افتاده اند.

موقعیت جغرافیایی ما دربین قدرتهای بزرګ، طبیعت و منابع سرشار زیر زمینی و وجود تعداد زیاد عین اتنیک افغان در کشور های همسایه، و تعداد از عوامل چون میدان زور آزمایی های أبر قدرتها و شماری از عوامل عمدۀ داخلی، سلحشوری مردم و به زانو درآوردن ابر قدرتها در افغانستان و عقدهای انتقام از ما و بخش از عوامل دیګر همه به هم دست داده و در موراد امکانات مثبت و خوب ما را نتوانسته استفادۀ مثبت و مفید کنیم.

مقصر هرکی  باشد، که در پدیده های اجتماعی دهها عامل خورد و بزرګ، داخلی و خارجی، در توان ما و خارج از توان ما، عوامل اصلی و فرعی وجود دارند، اما ما باید به خود و نقش خود، درین میان تمرکز بنیادی نموده و متوجه این بخش بیشتر باشیم و شویم. برخود وظرفیت های خویش متمرکز و متوجه شویم. خود را بالاتر از دیګران نه تراشیم و به این هم باور داشته باشیم که هرچه ګفتیم همه قبول کنند.

الفبای سیاست است که در سیاست دوست و دشمن دایمی وجود ندارد و این همه به اساس منافع و مصالح تنظیم میشوند.

دیدیم که ابر قدرتها هم در موارد که دیګر منفعت شان نبود، امکان شان محدود شد به عقب رفتند و همه دارد و ندار، عزت و نام خود را نیز به باد دادند و این قابل فهم است. اما مردم افغانستان اګر خانۀ شان سوخت دیوارهای خانۀ شان پخته شدو این همه مهاجرت ها و دربدری ها و در ابحار غرق شدن ها  …. کمی جوانب مثبت جهان دیدن و در موارد کادر های تحصیل کرده هم به میان آمد که سرمایۀ کشور أند. چطور شود این سرمایه های ملت به نفع کشور و مردم ما به کار روند؟

بلی مردم افغانستان از کوره های متعدد ګذشته و آبدیده شده و سواد سیاسی شان هم حالا بلند است! منابع خبر مردم متعدد و فرصت انتخاب وقضاوت مستقل دارند.

عدۀ با عدم درک این واقعیت تلاش دارند خواننده  و بیننده  را دست کم گرفته و بدون مستندات، در قضاوت در ارایۀ واقعیت های جامعه ، بایـیست (تحمیل کنندۀ نظر خویش) أند و خواننده را دست کم میګیرند.

 مسلم است که تجارب تلخ پنج دهۀ گذشته، مارا سخت شکاک و مذبذب ساخته و به هر دست دراز شده و لو به خیر به دیدۀ شک و تردید مینګریم. در نتیجه حالت منجر به بی جرئتی شده و ما را از عملکرد قاطع و اعتماد باز میدارد. این حالت ما را در تصمیم ګیری در موارد جبون ساخته و در همراهی خیر، تصمیم ګرفته نمی توانیم و یا به حد مضر محتاط ایم.

این حالت سبب بحران وسبب عدم اعتماد بر رهبری و عدم اعتماد بر زعامت سیاسی شده وموجب میشود که هر حرکت آغاز شده  و لو به  نیت  خیر با مشکل اعتماد مواجه باشد واین یک بحران بزرګ امروز است.  

درین حالت برماست که رهبر و زعیم ما برنامه و نسخه شود و علمبردار نسخه و برنامۀ قبول شده باید نه دایمی  و نه میراثی باشد. برماست تا علمبردارن نسخه با فعال ساختن میکانیز و ساختار سیاسی و برنامه شده، تحت نظارت و ذره بین دوامدار ملت قرار داشته و ساختار چنین باشد.

سیستم باید این را برای ملت اجازۀ دوامدار بدهد. به این ترتیب ما سوال اول بحث خود که مشروعیت رهبر، زعیم و پیشوا و نظام است که در مرحلۀ اول باید به توافق متداول و ممکن  بشری درین راستا، رسید، تمرکز داشته باشیم. بدون حل این سوال مرکزی اول که مشروعیت سیاسی است، ما به قدم های بعدی، قدم مناسب خوب برداشته نمی توانیم.

از جانب دیګر توافق بر میکانیم به معنای اقدام فوری برای عملی کردن کدام انقلاب، سرنګونی و نظام براندازی نیست. زمینه سازی مناسب برای بر قدمهای مثبت قدم گذاشتن و تداوم به خیر و رفع و از بین برداشتن خطا ها، یک پروسۀ  است.

تمرکز اساسی امروز باید یافتن وتوافق به  نسخه، راهکار وسیستم   خروج از معضل و بحران باشد و برای عملی کردن این خروج از بحران علمبرداران و مجریان باور مند وتوانمند به این راهکارها دریک سیستم قابل قبول و وقابل دسترس روی دست ګرفته شده وبا تعین اولویت ها قدم به قدم باحفظ اولویت کار، اجراء ګردد. هرګونه عجله مشکل ساز خواهد بود!  

علمبرداران این نسخه ها  راهکار های مشخص توافق شده نباید میراثی ویا ناشایسته صرف به معیار های قومی، جنسیتی و عمری تعین، انتصاب و پیشکش شوند. ارزشهای عقیدتی و فهم از راهکار و اعتقاد در پهلوی صداقت و امتحان خوب،  به آن باید اساس کار باشد. با تأسف عمدتا در ۵ دههٔ اخیر و تا حال قصه برعکس بوده اول رهبر، رهبری، و بعد نسخه مطرح شده و بوده است.  

با تأسف در کشور های عقب مانده و از جمله افغانستان  این پدیده عامتر است.  زمانیکه از مدعیان زعامت  پرسیده میشود، برنامه و نسخه چیست؟ تفاوت نسخه و برنامه بین ایشان و دیګر چیست؟ چه چیز ایشان را برتراز دیګران میسازد، متأسفانه یا جواب قناعت وجود ندارد و یا مطالب غیر مرتبط و نادرست را از روی وقت خواند و خود را فریب میدهند. در اکثر موارد 

اصلاً جوانب ندارند. من تا حال تفاوت برنامه های احزاب اسلامی موجود در افغانستان را به استثنای رهبر و ولیعهد متفاوت چیزی دیګر در برنامه نه یافتم. هست مواردیکه در قسمت برنامه، اطرافیان چیزی را مطرح کرده و در عمل برنامه فرع و غیر بنیادی باقی مانده است.

برماست با قواعد روشن تمام این جوانب منفی که موجب بی اعتمادی و سوء استفاده از قدرت و فرصت میشود با علم و دانش و تجارب نیک بشری،  این ساحات کار  را مهارو برای تنظیم از بالا و پایین کار های مقدماتی صورت ګیرد و حکمیت ساحه و قواعد سالم و محیط خوب برای رشد واصلاح این بخش بلاتأخیر روی دست بګیرد. نامش را هرچه میګذارند مهم نه خواهد بود، مهم اینکه کتله های از مردم ما با افکار مشابه فرصت سهم ګیری در سرنوشت خویش را دریابند. تا حال چنین فرصت و محیط سالم ایجاد نه شده و در جمهوریت تلاش ها درین عرصه، عملاً مبتذل و رسوا کن بود. احزاب و سازمان های قومی و فاشیست مثال های زندۀ آن اند.

بلی جوانب منفی را با نورمهای خوب و تجربه شده، قیضه و لجام زدن حتمی است.  

با تمرکز درین استقامت، با پیشکش کردن رهنمود ها، قوانین و مقرارت خوب و بخاطر خدمت به امر خیر و خدمت و نظارت پیګیر از تطبیق آن، با تمام قوت در ایجاد یک صف بزرګ ملی و در توافق به شعارهای معین و مشخص حد اقلی، تمرکز کرد و ګام های عملی مشخص ممکن  و در چوکات امکانات خویش، بلا تأخیر برداشت. کاردرین عرصه عمدتاً دربین خود این تلاش ها خارج از حاکمیت سیاسی دیفکتو و موقف کل ایشان  با حاکمیت سیاسی مانند برای رسیدن به یک جامعۀ متمدن سیاسی درین استقامت، ضرور بلا تأخیر است.

مکررأ منظور من عوض رهبر و زعیم تراشی و تکرار بن جدید و ساختن مجسمه های غیر قابل انتقاد و امپراطور های و سپه سالارها دایم العمر، باید برنامه، نسخه وسیستم  سالار و برای تحقق آن همه کارهای  همه جانبه مانند بسته و پکیج اجرا کرد و روی دست ګرفت.

منظور من آمادګی به انقلاب و نظام براندازی نیست!

توافق بر برنامه، شعار های مشخص کاری، راههای مشخص رسیدن، مرحله به مرحله در چوکات تجارب نیک بشری و قواعد کاری  و اقدام مطابق اصول علمی و استفاده از تجارب نیک بشری و افغانی است!   

احزاب سیاسی که قبل ازهمه  نسخه و راهکار محوری و  برای مسایل مطروح کشور با پیش کشیدن نسخه خود را در جامعه مطرح میکنند  و در خود کتله های بزرګ جامعه را به اساس توافق بر نسخه و برنامه جمع و قوت میسازند. این را نباید به کتله های قومی، زبانی، مافیایی، خانواده ګی  و میراثی مغالطه کرد. این مردم این فرصت تنظیم در کتله و قوت را نداشته باشند به کتله های مافیایی، جنایی، قومی و زبانی  تنظیم خواهند شد و این نوع انکشاف را باید مانع شد.

مجمع و کلکتیف انجمن دانشمندان و متخصصان  افغانستان و تلاش های جناب پروفیسور حکمی و تیم همراه درین راستا قابل ستایش است.  

درین راه تلاش های خوبی دارد که الحمد لله، در ستیج جامعۀ افغانی تنها نیستند. مدافعان منافع ملی افغانستان، محور ملی افغانستان، مرکز کلتوری د حق لار و … شخصیت های خیرخواه و خدمتګار افغان و اکثر ملت ما به این روش ها و سبک کار باور دارند و کار کردن میخواهند که باید به صورت درست و دلسوزانه مساعدت و همیاری شوند.

چطور میشود این تلاش را در توافقات روشن و ملی توحید، هماهنګ و برای تحقق عملی آن بدون انحصار ساختن مالکیت این شعارها و راهکار های مرکزی، در چوکات یک شورای تدارکاتی ملی، عملی و عینی سازمان دهی و استقامت داد شود، سوالی است که باید به طور دوامدار به آن متمرکز و تدابیر خوبی عملی روی دست ګرفت؟ 

این ممکن است ممد، همکار و مداوای برای رفع این بحران بی اعتمادی بر زعامت سیاسی ګریده، فضای اعتماد قوت بګیرد و مامانند یک یک صف و کتلۀ بزرگ بدون انقلاب و براندازی به ادای رسالت و خدمت به مردم و کشور خویش عملا کار کنیم و این کاملاً ممکن و عملی است!

در جوامع مختلف بشری در بخش سیاسی  مشکلات و معضلات مشابه وجود  داشتند، که با تلاش پیګیری، تعقل و تدبر بر آن در دیګر جوامع غالب شدند واین مراحل منفی را کوتاه ترو یا به حد اقل رسانیده وبر ناکامی ها غالب شده اند. ازموانع با تعقل و تدبر، تواضع و از خود ګذری و در موارد ممکن ګذشته، غالب شده اند و ما نیز چنین فرصت را داریم.  

بلی یک از تفاوتها و فرقها بین انسان ها و سایر حیوانات درین همین هم است که انسان های هوشیار و خیر خواه، مثبت های ګذشته را از خود ساخته از منفی ها جدا کرده و مثبت ها را ادامه  و از منفی ها دوری میجویند.  چوکی ایکه ما بر آن نشسته ایم به مرور قرنها به چار پایه رسیده و در حال  ضرورت  امروز به پنج پایه شدن نیز، اتفاق کرده اند.

ما هم به توافق ملموس بر حل مسایل و معضلات خویش رسیده میتوانیم  (ان شاء الله تعالی).

بلی باور داریم که چنین امکان، فرصت و ظرفیت در افغانهای ما وجود دارد!

در یافتن نسخه، راهکار و برنامۀ نجات در عالم اسباب تأکید فورمال به اصطلاح به پوزیتیف دیسکرمنیشن، تقسیم پیر، جوان، زن ومرد، قوم و زبان نمی شود. نظر و اندیشه یا وارد است و یا وارد نیست. اګر وارد است، باید ګرفت و منطق آنرا عام ساخت و بعد فرصت به همه اقشار جامعه داد تا درین راستا بدون تبعیض سهم ګرفته و با انرژی آینده ساز شوند و ادای رسالت کنند. لذا تأکید یکسره به پوزیتیف دیسکرمینیشن درین عرصه افراط در فهم تساوی  و فهم فرصت به همه است. تساوی در انسان وانسانیت را با تساوی در رسالت نباید مغالطه کرد. به این تریتب پوزیتیف دیسکرمینشن نباید مورد سوء استفاده قرار بګیرد. (سلامی زدن جنرال جبهه به خانم کرو بلند، غیر مسلکی و غیر فنی، نصب شده در بلندترین ارګان امنیتی صرف بخاطر تساوی جنسیتی، عواقب خطرناک را با خود داشت و جداً مشکل ساز بود.). 

نمایندګی از زنان افغانستان در مجامع بین المللی  صرف به خاطر تکلم به زبان انګلیسی و هنرمند بودن، انتخاب خوب نیست. به حیثت ومقام با افتخار زنان با عفت، آبرومند و شجاع ما سخت خدشه و لطمه وارد کرده وکرده میتواند. 

 قبل ازاعتراض ونشان دادن حساسیت به این نکات بالا باید آنرا دوباره و با دقت باید خواند و در مورد تعمق کرد.

ساختار های سازمان های مدنی و خیریه باید به صورت جدی در چوکات تعین شده، فعال ساخته میشدند و وظایف تعویض ناپذیر خود را با محتوی و نه به شکل صرف  پروژه ګیر و کسب مالی و یا مرجع استعمال ضد مقدسات ارزشمند دینی و ملی ما نمی شد و نه شوند. این همه جوانب و ساختار ها را با قوانین خوب و ساختار های خودګردان مدرن سخت مهار، کنترول و نظارت میکرد و جوانب منفی آنرا اګر به صورت مطلق از بین برده نمی توانستیم و نمی توانیم به حد اقل رسانید.

انحرافات تحت این نام ها و تخطی های کم و بیش در جوامع مختلف و افغانستان بوقوع پیوسته است. جوامع  دیګر توانسته أندبه تخلفات پیروز شود و ما هم چنین امکانات را داریم.  جوانبی منفی را مهار سازی به معنای لغوه سازی  نیست.

من به حیث حقوق دان به انقلاب و حرکات انقلابی تمایل ندارم و آنرا خوش خوب و مفید نمی دانم.

انقلاب در سطح قانون و تنظیم امور در چوکات قانون سکته می آورد و اکثر قوانین و مقررات قبلی ملغی و امور جدید به فرمان های انقلابی حل میشود. اګر این فرمان دادن مدت طولانی، پنج سال و شش سال شود،  اضرار زیادی به بار میاور.

مردمان هوشیار و تحول طلبان و مجریان هوشیار انقلابی و تغیرات بنیادی در  حدود دو هفته بعد از تحول بنیادی اعلام میدارند که ما مجبور شدیم چنین تغیری بنیاد و سرنګونی را به میان آوریم، ما اولاد این وطن و خادم ایم و بنابر بر تشخیص ما نام ګرفته این و یا آن مواد قانون مغلی و بالای باقی قوانین کار میکنیم و امور را به اساس قانون تنظیم میداریم. تا آن زمان همه ادارات مکلف به اجرای قوانین و مقررات موجود است. در موارد عاجل به چنین و یا چنان اداره مراجعه کنید.

این همان چیزی بود که ما از حاکمیت طالب توقع داشتیم و داریم. از تنظیم شدن امور در چوکات قانون از جمله فرمان امربالمعروف و نهی عن المنکر، قانون اجراات جزایی و قانون شرطۀ حاکمیت دیفکتوی طالبان با وجود نبود قانون مادر (قانون اساسی و وثیقۀ ملی ) استقبال کردیم. اما برای معلومات گفت که قانون مشروع متداول و در افغانستان مطالب به خواست ملت و آن در چوکات اسلامی میخواهیم و درین بحث نیست. اما قوانین  مشروع متداول در جهان امروز در چوکات اسلام از خود روش های قابل قبول اسلامی نیز دارد. این فرمان ( قوانین) در موارد زیاد آنقدر تخطی، خلاف رفتاری و زمینه ساز جرم و جنایت دارد که در مورد هریک ده صفحه ، پانزده صفحه توضیح و تحلیل نوشته و نشر کرده ام.

لذا ما به این باوریم که  نظام قانون و قانونیت، امنیت به مفهوم درست کلمه تنظیم امور در چوکات قانون است! قانون در انګلستان  از ګرین پیپر ګرفته در ۹ مرحله به مرحلۀ نشر و انفاذ میرسد و فرمان در دوران انقلابی است.  درحاکمیت قانون حاکم و رعیت هردو باید بدانند که حقوق وظایف شان چیست؟ حق بدون وجیبه ممکن نیست. عسکر و سرباز سر سرک باید بداند که در صورت فرار متهم و مشکوم از چه وسایل و تا کدام حد استفاده کرده میتواند و حقوق، وجایب و صلاحیت هایش کدام اند؟ در صورت فرارمشکوک چند فیر و در کجای مظنون و مشکوک کرده میتوانند؟ تا حال در قانون چنین چیزی نه دیده ام و اکثر به قضاوت هر سرباز ګذاشته شده و تا حال متخلف کم مجازات شده و آن هم در خارج از رهنمود قانون.

من عام و مردم به قانون و رهنمود قانون ضرورت داریم  و من به کتاب الله و سنت رسول الله ضرورت دارم. برای من مهم است که اګر  از اشاره ای سرخ بګذرم، چند جریمه میشوم. من را به استناد رد المختار در قانون اصلاً ضرورت نیست.

خبره ګان، دانشمندان، علمای دینی، طالب و ملا، پیر و جوان، زن و مرد باید درین استقامت برای نجات از بحران و رسیدن به استقرار، تحت هدایات و قواعد روشن کار مشترک و متمدن توافق شده دریک یک لویه جرګۀ تعریف شده کار کرد.

لویه جرکه ای تعریف شده، نه تأریخی ، نه عنعنوی، نه مشورتی! مدافعان منافع ملی افغانستان در مورد نسخۀ کاری مسوده، دارد که میتوان مانند آغاز کار ازآن استفاده کرد. در نظر ګرفتن اصناف بیشتر از بیست و انتخاب غیر متمرکز میتوانند ممد کار مقدماتی باشد، اما نمی توان حاکمیتیرا قبول کرد که ملت را کنار بزند و در غیاب و عدم حضور ملت در تصمیم ګیری، سخن نهایی را عدۀ بدون اشتراک ملت در محفل به نام لویه جرګه نهایی سازند.

در لویه جرګۀ مذکر اصول کاری مشترک و قانون اساس مؤقت برای زمان محدود دوساله، تصویب شود.

این قانون اساس مؤقت برای دوسال آینده بعد از انتخابات سراسره دوباره تجدید نظر ګردد.

درین  لویه جرګه جهت توافق به اهداف دور و زمان  ابتدای کار برای رسیدن به ملت سالاری، چون تعین کمیتۀ تسوید قانون آساسی، توافق به حد اقل ها، آمادګی  برای انتخابات و رفتن به انتخابات تدابیر مشترک، وسایر اصول و چوکات ایجاد جامعه متعمدن، توافق صورت ګیرد.

درین تلاش بار دیګر هدف سقوط حاکمیت دیفکتو نیست، بلکی فرصت است برای متعمدن ساختن زندګی سیاسی، مراجعه است به جهان جهت آغاز پروسۀ توسعۀ علایق با جهان، باز شدن نمایندګی های قونسلی و آتشه های تجارتی، که در خدمت ملت و انکشاف افغانستان قرار ګیرند. قدمهای بعدی در تناسب اجراات عملی حاکمیت دیفکتو در اجرای تصامیم لویه جرګه متناسب خواهد بود.

لویه جرګه باید در یک پروسۀ شفاف و سالم بدون اینکه دور زده شود، تصمیم ګیرندۀ اصلی ملت ګردد.  

ملت مجاهد و مسلمان و ملت شهید پرور انتخاب  خود در چوکات اسلامی و ارزشهای بشری دارد!

انستیتوت های جمهوریت پارلمان، انتخابات، قوۀ اجرائیه، شورا ها و قوۀ قضایه، احزاب سیاسی، سازمان های مدنی و خیریه و سایر ساختار های خود ګردان دریک جامعه، اقتصاد بازار آزاد، مراجع خود ګردان دفاع از مستهلکین، قوانین کار و آزادی های سیاسی غیر مهار شده به قانون اساسی و منافع ملی در عمل، کاربرای تجزیه و ضد منافع ملی و امثال آن مطالب و مفاهیم أند که در محتوی به شکل درست قابل تردید نیستند و ما در بالا مسایل مشخص را درین راستا ذکرکرده وآوردیم

میدانیم این همه بخش ها به اندازۀ کافی در جهان و در  مفتضح و در أذهان کوبیده شده و حال فرصت کوبیدن فکر حاکمیت اسلامی و در چوکات دین مبین اسلام است. ماباید با علم و دانش مانع همچو افتضاحات شویم واین ممکن است!

توضیحات حقایق و روشن کردن جوانب درست این ارزش ها وظایف دوامدار ماست. برماتس و باید به صورت درست و حقیقی این ارزشها را مطرح و مستدل ساخت. ارزش و اهمیت آن به قرن و سال تعین نمی شوند. جایګاه پدر، مادر، خواهر و برادر با ګذشتن قرنها در مقام و صحت خود باقی میمانند.  بشریت همین ارزش ها را دارد و بشریت همین دیموکراسی و ازادی لنګ  لاش را دارد که مهار ساختن با قوانین خوب و قرن بیست و یکم در مطابقت به ارزش های والای اسلامی مهار و پیاده شوند. 

درین چوکات مادرین مرحله به احیای قدم به قدم این بخش های کاری دریک صف واحد بزرګی ملی ضرورت داریم.

مشکالت مشابه در سطح مشابه انکشاف جوامع بشری وجود داشت، ایشان حل کردند و ما هم حل کرده میتوانیم!

به صورت مشخص در بخش اقتصاد:

افغانستان با درنظرداشت سطح اقتصادی موجود به اقتصاد بازار آزاد مهار شده توسط قانون، فعال شدن مراجع دفاع از مستهلکین، مراجع فعال خودګردان و به پشتیبانی دولتی درین عرصه، تقویت سکتور های معین که جامعه به آن نیاز دارد، توسط حاکمیت. اقتصاد کشور به صورت عمده در

 ۱/ سکتور خصوصی، به حد اقل مداخلۀ دولت در کار شان، زمینه ساز و ساختن انفراستراکتر (امنیت، مواصلات، تیلکمونیکشن، و سایر خدمات و تسهیلات) و تمرکز به ټکس و مالیه.

۲/ اقتصاد مختلط دولتی و خصوصی، به خاطر تقویت سکتور های که جامعه به آن محتاج است و تقویت رقابت آزاد و خصوصی سازی آن در اولین فرصت ممکن. تجارت اجرای تصامیم در مسایل معین تجارتی حتی ریسکی است و کسی در مال دیګر ولو با تمام نیت نیک ریسک مؤثر ګرفته نمی تواند. اقتصاد سوسیالیستی و در مواردکشور های مطلق العنان و تمامیت خواه این تجربه به صورت طولانی و سیستماتیک خوب ثابت نه شد وممکن در آغاز در موارد مثبت باشد و در طویل المدت به یقین منفی بود و درست نیست.

۳/ اقتصادی دولتی، در موارد که ضرورت ملی، مرکزی و تسلط برآن را امنیت ملی ومنافع ملی کشور و عظمت کار ایجاب میکند.

همه ای موارد فوق را به صورت فنی و مسلکی و در مراحل مختلف سطح انکشاف جامعه سبک و سنګین کردن توسط افراد مسلکی و، مهر و تأیید سیاسی ضرورت مبرم و حتمی بلا تأخیر میدانیم.

از ورود سرمایه از خارج استقبال میکنیم. از امضای قرار داد مبنی برورود در حدودو ۶۰ (۵۰ ) ملیارد دالر سرمایه ګزاری تاجران سعودی و جهانی استقبال میکنیم. حساست های و عدم رضایت ها و کارشکنی های، حساس منابع ایرانی و پاکستانی را با عوامل فرهنګی، دینی، اقتصادی، سیاسی و نظامی أنرا درین میان میدانیم که قابل فهم هم اند اما در کل از آن استقبال میکنیم. اما ما خود تشویش های جدی درین عرصه داریم. میدانیم سرمایه ګذاری های متعدد درکشور های افریقایی  چه بلاهای را از جانب سرمایه ګزاران امریکایی، چینایی  و … به این کشور ها در عرصه محیط زیست و انسانی و سیاسی به بار آوردند و حکام فرخته شده و مزور این کشور ها چه بلاهای را بر کشور های خویش یا نظارت نه کردند ومانع نه شدند ویا هم خود جیب پر کردند وفرار کردند.

قوانین ونظارت خوب از قرار داد ها و تمرکز به خطوط سرخ برای منافع ملت، جامعه و محیط زیست ما بس مهم و بینادی أند. سرمایه های زیر زمینی ما یک نسله نبوده و باید به صورت درست و دوامدار خوب استفاده شوند.

قرارداد های عملی باید محیط زیست و قوای بشری وکاری مارا مساعدت معقول بدارند.

برماست مواد خام و منابع زمینی خویش را خود در کشور خویش پوخته و نیمه پوخته ساخته و به قیمت مناسب به فروش رسانیده بتوانیم. عوض چوب باید چار تراش و عوض چارتراش باید موبل و فرنیچر صادر کنیم، و نه برعکس آن.

ما از  سرمایه ګذاری های خارجی استقبال میکنیم ولی باید شروط فیصدی استفاده از کار ګران افغانی را در اولویت شرط ګذاشت و برای محیط زیست خویش شرایط معقول وضع کرد.

قرارداد ورود بیشتر از ۵۰ ملیارد سرمایه سعودی و جهانی به افغانستان در بخش استخراج تیل و ګاز عقد ګردید اما نظر به آمادګی ها نیز میدانیم چه مقدار و تعداد از کارمندان کدام کشور های جهان داخل افغانستان خواهند شد و مردم ما در سطح نازل تعلیم و تربیه وخاصتا در سالهای های به کدام منصب و مقام چوکیداری باقی خواهند ماند.

آیا درین راستا فعال ساختن مکاتب مسلکی و فنی که درین عرصه های استخراج تیل و ګاز استخدام شونداز همین حال ضرورت جدی ما نیست؟ مسلماً که هست.

آیا میدانید که کمک مسلکی و فنی برای انکشاف جامعه افغانی به چه تدابیر عملی ضرورت دارد و صرف به تصمیم وتلاش مجمع دانشمندان افغانستان، به صورت انتزاعی و انقطابی باید خلاصه شود.

آیا میدانیم که همین حالا سازمان های قوی و با تجربه ( رکروټ منټ اجنسی ترکی و پاکستانی) جهت دادن افراد مسلکی و فنی برای کمپنی های بزرګ چون دلتا انوستمنټ ګروپ، عمدتاً شرکت عربستان سعودی، ایجاد شده و فردا زمانیک این کمپنی های بزرګ تفحصات ګار و تیل و یا شرکت های بزرګ جهانی  در افغانستان آغاز کنند افراد و اشخاص زیادی پاکستان، ایرانی و ترکی در افغانستان به کار وکسب پول ازین ناحیه  مصروف شده به مردم افغانستان درآمد حد اقل خواهد بود؟

بر حاکمیت موجود دیفکتوی افغانی و ساختار های سیاسی و مجمع متخصصین  ودانشمندان افغانی است تا در ایجاد مراجع تخصص و مسلکی و استخدام افغانها به کمک مستقیم و غیر مستقیم سکتور خصوصی و دولتی درین عرصه فعالیت را از همین حالا با تشویق ایجاد مکاتب مسکلی و ساختار های استخدام مامورین و کارمندان برای این شرکت ها و منابع آغاز  و پیشنهادات مشخص ارایه بدارند. ایجاد مراجع کاریابی مشخص درین عرصه راباید به جانب حاکمیت افغانی، جانب سرمایه ګذار و ملت افغان و مراجع علمی کشور یک امرضروری بلا تأخیر ساخت.

مسایل محیط زیست بعد از استخراج، بکار ګیری نیرو های انسانی افغانی، احیای محیط زیست، مرجع تقسیم ګیری و قضاوت (میدییشن)، در صورت اختلاف سرمایه ګذار و کشور سرمایه ګذاری شده و امثال آن سوالات باید از همین حالا و بلاتأخیراقدام متناسب و پیشګیرانه شود.

بلی جانب پاکستانی. ترکی و ایران درین راستا فرسخا پیش و اماده أند ( به ګوګل و انترنت مراجعه کنید!).

سرازیر شدن ملیارد ها دالر مالیه دهنده ګان امریکا و جهان دربیست سال جهوری به نام کمک به مردم افغانستان در ظاهر هر استدلال همان افراد مسلط خارجی در افغانستان بودند که باور داشتند و میدیدند که حاکمیت های و حکام افغانی دست نشانده نمی توانند در برابر اختلاس شان مقاومت کنند و به همین خاطر کوشش کردند ملیاردها دالر به نام افغانستان تخصیص بګیرند و خود حیف میل کنند و از ګاو غدودی به همکاران داخلی نیز دادند.

اختلاس  کابل بانک کدام اختراع افغانی نبود و همچو کار ها را خارجی ها در کشور های ها با سطح انکشاف مشابه در جهان کرده اند و اندکی همکاران داخلی شان نیز بهر مند شده اند. در مورد مقالات متعدد منتشر در سایت های افغانی و لینک مندرج در سوانح مختصر خویش دارم. کمپنی های سوپریم و  سایر کمپنی های مشابه با قدرت و همکاری داخلی در اختلاس ، چور و چپاول پول مالیه دهندګان خویش فعال بودند وبه مردم افغانستان و زیرساختها در تناسب که پول وارد شد، مستفید نه شدند و عاملین جمهوریت درآن در موارد زیاد شریک بودند. میګویند از هر دالر ۸۰ فینیک را خارجی ها خود واپس بردند. جنرال های ارشد اردوی نیرو های نظامی خارجی از وظایف نظامی  استعفا داده و خود مصروف رساندن اکمالات نظامی و چورهای مربوط  شدند که برای  همه درآن به شمول ملای پاکستان حق میرسید. ترانسپورت و امنیت ترانسپورت سلاح ومرمی و مهمات برای افغانستان در داخل پاکستان امروز به امر جهاد مصؤون وبا ګذشتن از سرزمین پاکستان امروز و داخل شدن به افغانستان هدف جهادی شد، اعلام شد.

طرح های سیاسی و اقتصادی انجمن متخصصان ن و دانشمندان افغان و سایر فعالیت های مشابه نباید در تقابل به حاکمیت دیفکتو و نه نباید در اشاره و توافق حتمی با ایشان خلاص شود. طرح های معقول برای تمام جوانب به شمول حاکمیت دیفکتوی افغانستان مطرح و درصورت مخالفت کس بنابر بر هر عامل که باشد، تلاش ها توقف دادن نه شد، سایر امکانات قابل دسترس روی دست ګرفته شود. سازمان ملل متحد نباید بادیدن این حالت مرجع کسب معاش های بلند را تصاحب کند و در سطح مدیریت بحران باقی بماند. ایشان باید در استقامت خوب و پیشګیری از تعمیق بحران کار کنند. درین راستا باید از خاصیت دیر جنبیدن خود براید.

ما نباید منتظر بمانیم  که ببینیم حاکمیت دیفکتو افغانی و سازمان ملل متحد چه میکند. نباید منتظر ماند که ایشان درین زمینه همکار و همیار اند ویا نه. همکار و همیار شوند فبها و اګر نه شوند حالت  مضر است، اما تلاشهای تنویری، قوت و قدرت بزرګ ادرس بزرګ ملی شدن و منطق  سخن را عام کردن، باید ادامه پیدا کنند.

این روش و  اصول در تمام عرصه های سیاسی، قانونی (تسوید قانون اساسی)، طرح های معین اقتصادی و پروژهای مختلف اقتصادی مانند مسابقه سراسری ملی به پيش برده شده و برای حاکمیت دیفکتوی افغانی نیز مفادات و درست بودن آن مستدل شود.

در بخش نظامی: نیروهای امنیتی ونظامی را باید به صورت متواتر مسلکی ساخت و تابع قانون، منافع و مصالح کشور و تصامیم مراجع مشروع سیاسی ګردانید.

افراد و اشخاصیکه در نیرو های امنیتی کار وفعالیت میکنند باید به صورت تعهد مندرج در سوانح کاری شان اقرار صادق درج شود که بنابر اجرای وظایف امنیتی و نظامی از تعلی خویش را به حزب و حرکت و سازمان سیاسی ختم و یا به حالت تعلیق قرار میدهد. استقامت کار درین پروسه یک ضرورت عینی بود و هست.

  

راههای حل و اقدامات مشخص:

با توجه به رهنمود ها و تحلیل های بالای باید درموارد بالا عمل متناسب بدون ضیاع وقت کرد.

برماست مانند آغاز کار تا اولویت و منطق راه حل و نسخه معتقد، و بسیج شد و این به ایمان به راه و نسخه با تعمیم منطق راههای حل رفت.

راه حل و منطق آن باید  چنان همګانی شود که این منطق با اعتقاد همګانی به همه برسد و این مغز کلام و مغز سخن است!

 اما باز هم راه حل: اولویت های کاری و حد اقل ها درین مرحله تعین و برای تحقق  ان کار مشترک ملی، ما نند یک بسته، پکیج کار مشترک ملی آغاز شده، قدم به قدم و حسابی برداشته شود.

برای رسیدن به امرحلال و انسانی توصل به امور نامشروع، اغیر ملی، به دامن دشمن افتادن، انفجار و انتحار را در محلات عام اجراکردن حرام، نامشروع و ناروا بوده وهست.

ما درین راه حق نداریم موجب خون ریزی ویا افتادن در دامن دشمن تأریخی را مشروع دانسته وبه فریب برویم.

رسیدن به امر حلال از طریق حرام، حرام حرام است! این واقعیت است که دارد در حال تحقق ولی به یقین قرار تمام شواهد و الفبای علم سیاست، ناکام خواهد بود و هست.

مسألۀ  بکار ګیری معقول قلم و تفنګ، بدون افراط و تفریط و با در نظر داشت اولویت قلم و سبک و سنګین کردن این هردو با

تجارب مثیبت همراه کردن ضرورت است.

حل سیاسی،چنانچه ګفته آمدیم قومی و زبانی نیست ندادن و برای یک شهروند و یک رأی و حاکمیت قانون مشروع و مدون ، مدرن مانند پروسه کار کردن و ارزشهای ملی و اسالمی جامعهٔ ما را به نام آزادی و دیموکراسی، مورد تجاوز قرار ندادن است.

 … این همه نکات، قضایا و مسایل اند که باید به دقت تام در نظر ګرفته شوند! نسخه ها و جزییات آن با تغیر شرایط و امکانات تصحیح و تکمیل شوند و بر شیر ریخته شده و ګذشتهٔ ای که باز نمی ګردد، ګریه کردن مشکل را دوا نمی کند!

باید آینده نګر، تالاش ګر و در پهلوی تلاش، بکار ګیری تخصص و مسلک به توکل به الله متعال ، کار خویش را تنظیم کرد.

پارلمان:

شارع در دین اسلام ، الله متعال است. پارلمان در جوانب اسلام درمسایل که شرع روشن است، انتخاب نظر اصح و افضل مناسب حال جامعه را انتخاب میکند. در بقیه موارد از علوم و پیشرفت های بشری استفاده و آنرا به شکل واحد مسجل و تنظیم میکند!

و این راهی است که باید انتخاب کرد!! عدالت بدون قوانین متمدن و مشروع ممکن نیست

قوانین در کشور ها و جوامع اسلامی در مطابقت به ارزشهای اسلامی ، کاملاً به انتخاب ملت در چوکات اسلام، دیموکراتیک أند

روش  توتالیته و تمامیت خواهی، و خود را عقل کل ګرفتن، راه حل نیست! جبروت ها و خود کامه ها آمدند، لجاجت کردند و خواست ملت را در نظر نه ګرفتند و از صحنه خارج شدند!

بشریت بغیر از انتخاب و یک رأی و یک شهروند، راه بهتر عملی دیګر  در عصر امروز در عالم اسباب ندارد. مسایل انتخاب و شورای حل وعقد و بیعت با امکانات مدرن امروز میتواند با تعریف درست مورد استفادۀ معقول بشری قرار گیرند و راه درست را درین مورد باید با دقت و تداوم ، بدون جست و خیز مرحله به مرحله چنانچه در بالا آوردیم، درپیش ګرفت.

وجود قانون اساس و سایر قوانین منطبق به آن مطابق به ارزشهای اسلامی، ضرورت بلاتأخیر ماست.

اګر حرکت حاکم طالبان در افغانستان کمان کان باورمند اند که اصل: (الحق لمن غلب!) حق با غالب هست!( ما غالب شدیم  وملت ما را میخواهد، ضرورت است  که این تأکیدات با میکانیزم مشخص و ملموس به اندازه ګیری ګرفتن به صورت دوامدار برود واین غیر از انتخابات چیزی دیګر در عالم اسباب نیست. رفتن به انتخابات بی باوری به عقیده و نظام خود نیست! در صورت تأکید به خود و افکار تحمیل راه انتخاب  جنګ را تحمیل کردن جنګ و عدم استقرار و انزوای جهای و عدم مشروعیت است، که برای  افغانستان ومردم آن خطرات بس بزرګ را به بار میاورد.   انتخابات دیګر سالم و درست وجود ندارد!

تفاهم و مذاکر و دعوت های طالبان از مردم ودانشمندان افغان در خارج و داخل درین عرصه در عمل دعوت به تسلیم است و این قابل قبول نیست. مرد ما حق دارند در تعین سرنوشت خویش سهم داشته و ارزشهای اسلامی و افغانی را درین عرصه با شناخت خود نیز مطرح کرده بتوانند و ملت در روشنایی کتاب الله و سنت رسول الله ص، نظر ملا، عالم، طالب، پيشتاز، متخصص و دانشمند کشور، پیشتاز شود. این به هیچ صورت باز کردن راه ویا تفکر سیکولار نیست. دین اسلام دین سیکولارنیست!

افکار جانشین طالب به نحوی که مطرح میشوند خطا و اغوا کننده است. جانشین طالب ملت افغان است و به ملت افغان باید مراجعه شود. طالب جز ملت افغان و کارنامه های خوب و بد خود را مانند سایر ساختار های سیاسی و افغانی دارد.

طالب روایت از دین و اسلام دارد که روایتهای دیګر را دانشمندان دیګر نیز دارند. روایت مسلط  طالب از کسب علم برای اولاد وطن به روایت های مستدل دیګران در عکس آن مستند و اسلامی وجود دارند و حاکمیت طالب تفکر خویش را تحمیل کردن مشکل افغانستان را با عواقب تعمیر ناپذیر تعمیق میبخشد.

بر تمام ما و خاصتاً بر طالبان و حکمان دیفکتوی افغانستان در شرایط امروز است که با سرتمبګی و لجاجت در تعمیق تراژیدی مردم افغانستان و ګذاشتن اولاد وطن در جهالت ، حق تلفی اناث، عدم مراجعۀ ملموس به ملت و عدم شریک ساختن ساختاری ملت در قضایای کشور مشکلات مردم مارا تعمیق نه بخشیده و عبادت کردگی خویش را مورد سوال قرار نه دهند.

 الهی رحم!! الهی رحم

 و ما علینا الا البلاغ المبین و ما توفیقنا الا بالله – علیه توکلنا و الیه المصیر.

داکتر صلاالدین سعیدي – تیلفون: ۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸

strategicstudies@yahoo.com

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اعلان

با تقدیم سلام و درود خدمت شما!

مجمع دانشمندان و متخصصان افغانستان هفتادویکمین کنفرانس زومی خود را تحت عنوان

“بحران افغانستان؛ ریشه‌ها، پیامدها و راهکارهای بیرون‌رفت ملی” به ساعت 05:00 عصر به وقت اروپای مرکزی،  ۲۹ وږی/ سنبله، سال ۱۴۰۵ هجري شمسی (بیست سپتامبر، سال ۲۰۲۶ م.)

از طریق برنامه زوم برگزار مینماید.

سخنرانان کنفرانس

دوکتور محمد عثمان روستار تره‌کی، دوکتور صلاح‌الدین سعیدی، دوکتور عبدالرؤف توانا

برای اشتراک مستقیم در جلسه لینک زیر را لطفاً فشار دهید، و یا با استفاده از معلومات ذیل به کنفرانس بپیوندید:

https://us06web.zoom.us/j/9276940954?omn=83224482890 

Meeting ID: 927 694 0954

با احترام

پروفیسور دوکتور عزیزالرحمن حکمی، رئیس مجمع دانشمندان و متخصصان افغانستان

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب