X

آرشیف

لوی افغانستان یعنی چه؟ 

 

مطرح کرده أند: زمانیکه میګویند، لوی افغانستان، منظور شان چیست و چرا؟ 

به این ترتیب به تمسخر داعیهٔ برحق و مبارزات آزادیخواهانهٔ مردم مظلوم پشتون و بلوچ و تحت ظلم اردوی ظالم و جابر پاکستان، به نحوی توهین کنان تمرکز داشته اند! 

این سوال بی وخت، بیجا و دقیقاً مطابق خواست ای اس ای و متعصبین قومی، زبانی و ستمی! 

بخاطر اینکه این مردم را درین مرحلهٔ حساس در بین خود مصروف جدال های بی مورد و قبل از وقت ساختن و ترساندن است  که ایشان باز مطالبات ارضی متعدد علیه یکدیګر داشته و موجب جدال های بعدی خواهد شد و ما اردوی جبار پاکستان میګوید که اینه همه را امروز به زور سرنیزه و سلسله قتل های تروریستی و با هم انداختن و در خدمت قرار دادن امام و ملا، مهار ساخته ایم!

دلایل چون پاکستان افغانستان را به طور دوامدار و هدفمند، بی ثبات ساخته، اضافه میدارند، افغانان مهاجر  از پاکستان نمی ګردند! اول شهروند بی جا شده در سرزمین خود، از آمو تا أباسین، مهاجر نیست و اطلاق مهاجر، اصطلاح دشمن است بر افغان بی جاشده در سر زمین خود و دوم پاکستان ملت نیست و هیچ مشخصات ملت ندارد و نباید ملت افغان و ملت پاکستان ګفته شود! افغان تمام مشخصات یک ملت را داشت و دارد و پاکستان ندارد. سرود ملی پاکستان اکثر به دری و فارسی است (یک فرد از سرود ملی پاکستان:  شاد باش سر زمین پاک… ). علامه اقبال راکه از مؤسسین پاکستان قلمداد میکنند، مینویسد: 

«سارې دنی سې اچها  

هندوستان همارا » 

افغانستان کامل و طبعی کجاست و چرا؟ 

اولاً حاکمیت پنجاب و استعمار وقت ( زمانیکه ګفت من به یک قطعه از سر زمین هند احتیاج دارم- چرچیل)، و به این ترتیب با آن ( پاکستان ) به صورت غیر مشروع و خلاف تمام موازین بین المللی، قسمت اعظم از خاک افغانستان ( بفر زون ) را پیوند داد، باید ګفت که در  تشکیل حاکمیت به نام پاکستان در سال ۱۹۴۷م دقیقا توسط همان نیرو های نظامی حمایه، محافظه و عملاً ایجاد شد که در وقت استعمار  ازایشان برای سرکوب این مردم و برای حفظ منافع و منابع استثمار و چور معادن، یعنی ریل و سرک و خانه و بنګله و فابریکه های تولیدمواد مخدره و چور وچپاول شان ایجاد شده بود،  کار ګرفته میشد. همان تشکیلات نظامی   ( ریجمنت های کوچک  …)، متفرق توحید و در ایجاد اردوی پاکستان بکار رفت و اساس اردوی پاکستان شدند و   رئیس ستاد مرکز ی ( لوی درستیز) آن که امروز جنرال عاصم منیر است،  در آن وقت دو دوره مستقیم جنرال های  استعمار وقت  بودند. جنرال حمیدګل مشهور علنا طی مصاحبهٔ تلویزیونی ګفت:  که ما را کشور داده شد ولی آزادی داده نه شد! 

به این ترتیب درین عصر اولویت سوال از سلطه و ساطور پنجاب رهایی یافتن است و آن همان مناطق که از آمو تا أباسین، مارګله و اټک ، افغانستان تاریخی بود و هست! 

چرا؟

دوبیتی های فلکلور، مردمی، سینه به سینه داده میشوند وچنان عام اند که شاعر آن معلوم نیست. 

یکی ازین دوبیتی ها و لنډۍ: 

معشوقهٔ به یار، عاشق و نامزد خود میسراید: 

تر مارګلې به در سره یېم

په هندوستان دې خدای مل شه، مسافره! 

( تا مارګله ترا همراهی خواهم کرد

در هندوستان خداوند پشت و پناهت، باد! ) 

از صدها سند یک سند دیګر: 

در تمام مدت استعمار درین مناطق ( شبه قارهٔ هند) از قرن ۱۲ زمانیکه استعمار ګران در مورد این سرزمینها ( جز افغانستان ، از آمو تا مارګله، أټک و أباسین ) تصمیم میګرفتند، ( به شمول سر مارتیمور دیورند) به حکام افغان به زور، تهدید و یا تطمیع، مراجعه میکردند. این یکی از دهها دلیل واضح است که ایشان با تمام صراحت میدانستند، که این مناطق جز طبعی افغانستان طبعی  اند، لذاباید اینها توافق شود! 

چرا چنین سوال، که کدام افغانستان ، منظور است،  احمقانه و دشمنانه است؟ 

همان افغانستانیکه استعمار ګران در مورد تعین سرنوشت شان به حکام قدرت طلب و مصروف حرمسراها و کسب مال و متاع و …. ودر موارد زیاد ظالم، مانند حکام جوامع مشابه عصر خود، برابر به خواص و روش های همان شاهان عصر عمل کردند. امیر عبدالرحمن پسر افضل خان برای مقابله به خواست میراث تخت و تاج 

یعنی در مقابله به ایوب خان پسر امیر شیر علیخان وارث تاج و تخت و هواخواهان شان،  کله منار های مردم این مناطق و این مردم، از جمله مردم شینوار و … ساخت و در تمام این سرزمین به شمول هواخواهان تاج و تخت امیر شیرعلیخان در افغانستان مرکزی بی رحمانه بدون کدام پسوند قومی و زبانی،  به سرکوب رفت، تا حرمسرا، تاج و تخت خود را حفظ کرد!ً

همچنان باید ګفت که این سرزمینها و مردم آن کدام مال و متاع  نیستند،  که بعد از آزادی از ظلم و تعدی پنحاب، به کابل و یا جای دیګر و یا واپس به اسلام آباد برده شوند! 

امروز ازادی  ایشان ظلم، تعدیو تجاوز نظامیان پاکستان، مطرح است تا از فشار و تجاوز  پنجاب و نظامیان پاکستان رهایی یافته و به سرنوشت خویش، مسلط شده و حق تعین سرنوشت، داشته باشند. تنظیم بعدی در چوکات مثبت تجارب بشری و معیارهای قبول شدهٔ حقوقی و انسانی در همان وقت در عدم حضور تجاوز ګر بنام پنجاب،  مطرح خواهد بود و است! 

در کل مصروف ساختن ما و در کل این مردم و جهان ، به انحرافات مشابه، از جمله کسب کوریدور  و راه تجارتی برای افغانستان و سایر مسایل که اصل حق تعین سرنوشت و خود ارادیت این مردم را زیر سایه قرار دهد و مصروف جدال های داخلی کند، قابل قبول نیست، نافهمی، فریب و دسایس دشمن پنحابی  و عمال شان است! 

نباید به چنین دامهای دشمن افتاد و یا آنراآګاهانه و یا ساده لوحانه،  مطرح و یا دامن زد. 

۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب