آرشیف

2014-12-12

نبی ساقی

قصۀ كوشكهاي سينه بولاق

(درپاسخ به  پرسشهاي تلفوني  استاد محمدعابد حيدري درباب سند تاريخي)
 
هريرود دربخشهاي آغازين خويش داراي دوشاخه است، شاخۀ لعل و شاخۀ سرجنگل. اين دوشاخه در روستاي « لُكّۀ مزار» ولسوالي دولتيارباهم يكجا مي شوند و در يك سفر طولاني راه  خود را به جانب غرب ازمسيرچغچران (فيروزكوه) به سمت هرات ادامه مي دهند. اگرازمحل تقاطع اين دوشاخه  در دولتيار به سمت جنوب شرق از كنارشاخۀ كوچك هريرود حركت كنيم ، بعد ازپشت سرگذاشتن ناوۀ سرسبزوشاداب  « شِينيه» به دّرۀ زيبا وقشنگي مي رسيم كه به نام «‌ درّۀ كِشرَو»(kishraw) ياد مي شود. اين دره كه ازشرق به سوي غرب امتداد مي يابد ، حدود پنجاه كيلومترطول دارد و از منطقۀ «قزِل» ولسوالي لعل آغاز وبه شينيۀ دولتيار ختم مي گردد. درۀ كشرو در زمستان آب وهواي خوب دارد و در بهار وتابستان ازشادابي وطراوت خاصي برخوردارمي باشد. كوه هاي بلند وآسمانخراش درۀ كشرو وهمين طور پيچ وخمهاي كناررود خانه  ، درختان وحشي بسياري مانند : آلنج، چَكّه ، جيره ، گز، غوجه ، قرقاچ، بيد ، سپيدار وغيره را در خود جاي داده اند وهمراه باچشمه هاي آبِ صاف ودلكش،  مناظر زيبا وجالبي  به وجود آورده اند كه دربهار وتابستان كسان بسياري را از مناطق گرد ونواحي و مركز ولسوالي به سوي خود جلب مي كنند. كارمندان موسسات دولتي وغيردولتي  نيزگاهي اوقات به درۀ كشرو به ميله مي آيند ومانند ديگرمردم به ماهي گيري وشكارمي پردازند وازمناظرطبيعي قشنگ  آن لذت مي برند.
      مردم درۀ كشرو در سالهاي اخيربا بيل كلند وتيشه ، فرهاد وار  در دل كوه ها وكمرها عرق ريخته  وسرك هاي روستايي مناسبي  احداث نموده اند. درحالي كه ده سال قبل حيوانات آنها به سختي در كوره  راه هاي سنگي رفت وآمد مي كرد، امروزه در سرتاسر دره ، سرك هاي «موتر رو» ساخته شده و زندگي زنده تر ازگذشته به پيش روان مي باشد. قريۀ « نَرمتَه » (Narmta) كه در مرز بين ولسوالي هاي لعل ودولتيار قرار دارد ، سركي براي خود اعماركرده كه از جانب شمال، درۀ كشرو را به ولسوالي دولتيار وصل مي كند. حدود دو كيلومترپايين تر از اين روستا، ناوۀ زيبا وپر درخت وسرشارازآب وعلفي موقعيت دارد كه از هريرود  الي « بند باين »‌ در جنوب ادامه مي يابد وبه نام « درۀ سينه بولاق» ياد مي شود. در ناحيۀ دهن سينه بولاق جاي كه آبِ «‌بند باين» به شاخۀ جنوبي هريرود مي پيوندد خرابه هاي يك قلعۀ تاريخي وچند برج سنگي وجود دارد كه به نام « كوشكهاي دهن سينه بولاق»‌ معروف مي باشند. كمي پايين تر از كوشكهاي دهن سينه بولاق يك برج سنگي ديگرخود نمايي مي كند كه به نام « كوشك سياه» ياد مي گردد. اين كوشك از جملۀ بُرجهاي بسياري مي باشد كه در سرتاسر درۀ كشرو در بالاي سنگها وقلل مرتفع اعمارشده اند وهنوزهم به حالت لرزاني سرپاي ايستاده اند. روبروي كوشك سياه در درون خرابه هاي يك برج گِلي ، چاهِ سنگي اي و.جود دارد كه با داشتن حدود پنجاه پلۀ سي/ چهل سانتي متري درعمق زمين فرو رفته است.
       قلعۀ دهن سينه  بولاق كه بالاي يك تپه موقعيت دارد وفقط از يك طرف مي توان به آن تپه بالارفت  ، از سنگ وگل وياهم خشت خام ساخته شده كه يك ديوار ضخيم مربع شكل، آن را احاطه مي كرده است. درحال حاضرازاين قلعۀ مستحكم تنها ديوارهاي ضلع شرقي وجنوبي آن اندكي باقي مانده وضلع شمالي وغربي آن كاملا ازهم پاشيده شده اند. در تپه هاي بالاتراز اين قلعه دوبرج سنگي وجود دارند كه سالم ترهستند وظاهراً به منظور حفاظت ونگهباني قلعۀ اصلي به كار مي رفته اند. در زمستان سال 1387 زماني كه مردم محل در پايين اين قلعه مصروف سرك كاري بوده اند ، به گفتۀ خود شان به طورتصادفي يك سند ماقبل اسلامي پيداكرده اند كه مشخصات آن مختصراً در پي مي آيد:
1- اين سند در نتيجۀ تحقيقات وحفريات باستانشناسي نه ، بلكه هنگام سرك كاري اتفاقاً از دوصد متري قلعۀ دهن سينه بولاق به دست آمده است. به روايت كارگران ، وقتي آنها سند را پيدا كرده اند ، نوشته ها به شكل دايره اي روي تخته سنگي چيده شده بوده وتخته سنگ ديگري  بالاي آن قرار داشته است.
2- اين سند  روي يك كاغذ مسطح ثبت نشده ؛ بلكه روي پرزه هاي كوچك كاغذي  به طول 2الي 3 سانتي وعرض حدود يك سانتي متربه صورت « دو رويه» نوشته شده اند. شكل نوشته ها نه برجسته است ونه فرو رفته بلكه دقيقاً مانند نوشته هاي امروزي است كه باقلم نوشته شده باشد.
3- اين نوشته ها ظاهراً به خط سانسكريت يا هندي قديمي ياچيزي مثل آن هستند وبه خط يونان باختري ويارسم الخط هاي ماقبل آن شباهتي چنداني ندارند.
4- كارگران وقتي سند را يافته اند ، ترتيب اصلي آن را كه به شكل دايره اي روي سنگ چيده شده بود ه ، برهم زده اند وخود شان در خانه به اصطلاح به دل خود آن را به صورت مربع در ميان دو صفحۀ شيشه اي قرار داده اند كه درعكس ملاحظه مي شود.
5- پرسيده بودند كه عكسهاي كه در پايين سند اصلي ديده مي شود چه ربطي به خود نوشته ها دارند؟ وآيا مي شود كه از اين اسناد عكسهاي واضح تري درسايت گذاشت؟ بلي من عكس هاي واضحي باخود دارم كه مي تواند  در كمپيوتربه روشني قابل خواندن باشد وخود همين عكس هم ظاهراً چندان ناروشن نيست واما  ربط  عكس ها با اسناد در اين است كه اين سند از كنارهمين آثار تاريخي پيدا شده واين اسناد وآثار طبيعتاً بايد پيوندهاي باهم ديگرداشته باشند ودر فهميدن رازهاي سند ما را ياري رسانند.
       درۀ كشرو به نظرمن يك منطقۀ بِكر ودست نخوردۀ باستانشناسي مي باشد كه آثار وخرابه هاي بسياري در تمام طول دره وجود دارند و تقريبا درحال ازبين رفتن هستند. خوب است اگر مراجع مسوول در اين باب بي تفاوت نباشند ودر اين ناحيه حفريات باستانشناسي اي را سامان دهند وبرجهاي را كه درحال فروريختن هستند ترميم نمايند. واقعيت اين است كه  دولتِ فعلي  ما مشكلات ونابساماني بي شماري دارد وبراي حل آن معضلات امكانات كافي و وافي وظرفيت مناسب وتهعد ودلسوزي لازم در اختيارندارد، با اين وجود آيا درست است كه ما از اين بيمارمحتضر انتظارداشته باشيم كه درد هاي فراوان عرصۀ باستانشناسي كشوررا نيز درمان نمايد ورازهاي زندگي دوهزار سال قبل باشندگان اين آب وخاك را آشكارسازد؟ من براي اين سوال جوابي ندارم،  شما چه فكرمي كنيد ؟؟

 
27/11/ 1388
غور/ فيروزكوه