X

آرشیف

قبل از همه زعامت طالبان بخواند! 

ازیک طرف میدانیم که اظهارات و مواضع راضی ساختن پاکستان در یک کمپاین وسیع استخبارات پاکستان ، به شدت دامن زده شده، توسعه  و بزرګ ساخته میشود که اهداف معین  خود را برای راضی ساختن،  توذیع نعمات مادی برای علمبرداران این افکار ضد ملی میسر میګرداند،  ولی همزمان سؤال جدی مطرح است که این راضی ساختن ای اس ای و جنرالان پاکستانی،  آنقدر مهم است که با اظهارات ګورکنانه ای خود، منفور اکثریت مطلق جامعه و ارزش های ملی و ارضی کشور شوند و شدند!؟ مګر ملت را کور و کر میدانند و فکر میکنند که به اهداف، شوم، غیر ملی، خواهند رسید؟ ابداً نی! همان چهره های تکراری و همان اظهارات تکراری که در جمهوریت از حکام پراشوتی، جزیه ګرفتند و خوب جزیه ګرفتند! نتیجه سقوط همه نظام شد! 

اظهارات ضد ملی و ضد وطنی و زیر دامن ګرفتن جنرالان پاکستانی، نه تنها که عواقب بسیار بد و تباه کن قبل از همه  به خود، چنین اظهار کننده ها دارد! بلکی این چنین اظهارات و مواضع   خاینانه در واقعیت امر هیچ تغیر در واقعیت امر،  وارد نمی کند! برای ملت افغان و بحث های حقوقی این قضایا نو نیستند. بلی  جانب حقوقی و تعریف افغانستان کامل را اصلاً خدشه دار ساخته نمی تواند و نمی سازد، ولی زمستان خواهد ګذشت و روی سیاهی به ذغال خواهد ماند! 

اګر عوض این بخشش های بدون صلاحیت، حد اقل مثلاً ، به دعوت محکمهٔ بین المللی درین عرصه پیشنهاد میدادند، میشد، برای پایان دادن این زخم ناسور ، طرح شان دلسوزانه میبود! حال در موضع دشمن قرار ګرفتن است و از آن روزی خوب نه خواهند، دید! این مواضع از کیسهٔ خلیفه بخشیدن، حرکت و موقف فضول و از نقطهٔ صفری باطل  و تأیید بعدی افراد و اشخاص، سبب تقویت حاکمیت های مطلق العنان و در نتیجه نتیجهٔ معکوس برای علمبرداران این افکارو نظریات غیر ملی ، خاینانه دارد. این موضع به نحوی بدون درایت و غیر ضروری هم بود، چه وعده های مالی و به قدرت رسانی شان در چنین حالت و چنین موقف از مستحیلا خواهد بود! خطاب فضول دشنام سر کوچه نیست! فضول در حقوق اسلام، تصرف ملکیتی در ملک غیر است که از لحاظ حقوقی در همان نقطهٔ صفری،  باطل است! 

علمبرداران این افکار بخوانند، تعمق کنند و نتیجه را زمان خود برای شان نیز خواهد داد!

چنین مواضع  خاینانه به  آن افکار اتحاد عمل و جبهات فراګیر ملی مهلک و خاتمه دهنده است و با چنین اظهارات و مواضع، حد اقل غیر ضروری برای خود شان باید ګرفته میشد! رفتن به زیر دامن  بادار پاکستانی،  به یقین خطاء،  نادرست، غیر اخلاقی  و به نحوی لغزش غیر قابل ترمیم، هم است! 

انتخاب با ایشان! 

درین راستا تحلیل و متن فوق را مانند هوشدار ګرفته و چنین مواضع شان حد اقل تأسف تأسف، به حال شان است! 

این آقایون بدانند که، پاکستان و جنرالان پاکستان دیګر نمی توانند، در پاکستان واحد، قوت و قدرت داشته باشند، تا چه رسد، صادر کردن زعامت به افغانستان! آن زمان و آن عصر ګذشت! 

جنرالان پاکستاني  و پاکستان را  دو سه میلیارد دالر سعودی نجات داده نمی تواند!  به یقین باید ګفت که ایشان حد اکثر در تقابل با طالبان، افغانستان و در تقابل ایران و در تقابل با مخالفین داخلی، پاکستان ، نابود، خورد و خمیر خواهند شد! 

جنرالان پاکستان با زندانی کردن صدراعظم منتخب !؟  پاکستان ( عمران خان) توهین برای دیموکراسی، انتخابات و جمهوریت أند! 

 تمام شواهد نشان میدهد که ایشان عملاً از جامعه ای پاکستان موجود و جهان تجرید أند! روابط قصر سفید با حکومت پاکستان رابطهٔ بادار و غلام است! میلیونها انسان آزاده در پاکستان موجود علیه این جنرالان پاکستانی قیام کرده و این جنرالان پاکسنانی میلیونها انسان بی ګناه را در پاکستان موجود کشته، شهید، بی عزت و لاپتا نموده و هزار ها هزار افغان را نیز زندانی و به شهادت رسانید، مال و خانواده ای شان را سخت متضرر و به حالت فجیع ترین حالت مجبور به جرم و جنایت کرده، ساخته بودند و نموده اند!  همنوایی با چنین جنرالان و جانیانی پاکستان را صرف افراد ذلیل، بی عزت و بی همه چیز کرده میتوانند! 

از طرف دیګر باید حاکمیت دیفکتوی طالبان در افغانستان بدانند که با مطلق العنانی و یکه تازی فرصت خانه خرابی و برنامه های خرابکارانهٔ  پاکستان، دشمتان اسلام را در تبانی به علمبرداران، این افکار ذلیل و خاینانه فرصت، نه دهند! 

با اصلاح و تجدید نظر در خودکامګی و مطلق العنانی خود سبب تجرید و بهانه برای تجرید و منزوی بیشتر نه شوند! 

برنامهٔ تقاضای ، اعلام و خطاب، بازګشت افغانان به کشور شان، توسط طالبان  در پنج سال ګذشته، برنامه وتقاضای تسلیمی به امارت اسلامی بوده و این را شما خود نیز میدانید! چنین تسلیمی و یکه تازی قابل قبول نیست! 

بخوانند، تعمق کنند و خود با عقل سلیم نتیجه ګیری کنید! انتخاب با شما! 

 زمان صحت  این تأکیدات را ( ان شاء الله تعالی ) ثابت خواهد کرد، ولی دیر خواهد بود! 

به صورت مشخص به زعامت حاکنیت دیفکتوی طالب خطالب کرده و مینویسم: 

از منابع اساسی و اولی، دوګانهٔ اسلام یعنی قرآن کریم و سنت رسول الله (ص) در ابعاد مختلف رهنمای راه، مشعل راه و مرجع زندګی امور دنیا و کار برای توشهٔ آخرت ماست! 

به یقین میدانیم که فعالان دست اول سیاست ۵۰ سال اخیر به شمول من و شما،  حد اکثر تا دو دهه بیشتر زنده نه خواهند بود! 

به امارت دیفکتوی طالب باید روشن باشد، که حاکمیت ها، افراد عادل و جابر آمدند و رفتند و وجود فی الحال حاکمیت طالب در افغانستان خود ثبوت تاکید و نظر فوق است! تصادفی نه ګفته أند که حرکت مطلق و سکون نسبی است! 

میدانیم حکام و جبروت ها، تا زمانیکه دست شان در جبههٔ جنګ بالا بود، موقف استکبار و تمامیت خواهی داشتند و در حالت خوب مذاکره و مفاهمه با بقیه ملت و مالکین سر زمین را با استکبار و از بالا، در واقعیت با تسلیمی دیګران برای خود خلاصه میکردند و عدهٔ شان به آنهایکه از صف خود شان، صادق و مذاکرات سیاسی را صادقانه مطرح میکردند، به عنوان خاین و متخلف نګاه میکردند! 

میدانیم که سهیم ساختن ملت در سرنوشت خویش، متمدن ساختن زندګی سیاسی، دادن فرصت نظر به سایر هموطنان و ساختن میکانیزم ملت سالار و حرکت درچوکات ارزشهای ملی و اسلامی به معنای تزلزل در برداشت و روایت خود ازین ارزشهای ملی و اسلامی مندرج در یک وثیقهٔ ملی نیست،  بلکې قبول این فهم است که استنباط من از ارزشهای ملی و اسلامی و برنامه  های من برای خدمت و ادای رسالت درین فرصت کوتاه بشری، برداشت ها و الترناتیف دیګر هم دارد که صد فیصد مطابق برداشت وتعبیر من حاکم نیست! 

چنانچه ګفتیم، اقرار و قبول این واقعیت در زندګی سیاسی متمدن به معنای بی باوری به برداشت و روایت خود نیست، بلکی تلاش است برای ملت سالاری و قوی ساختن روایت خود، با کسب مشروعیت متداولیکه، بشریت در عالم اسباب در اختیار دارد! 

این نوع برخورد، فرصت دادن عدهٔ را از در خدمت قرار ګرفتن  تام در دامن دشمن نیز باز میدارد! اظهارات غیر ملی در مورد خط فرضی، غیر مشروع و مجهول دیورندلاین سند واضح رفتن به چنین تراژیدی و نا امیدی، این افراد است! 

اینکه اینحا و انجا به صورت نیم بند و بدوی، حاکمیت، امارت اسلامی طالبان،  نظام را بعد از ګذشت پنج سال دور انقلابی ( تعلیق و لغوی قوانین قبلی و عدم وجود قوانین جدید، مدون و مشروع)، به طرف قوانین و مقررات مدون اداره کردن میخواهند،  تا حال وضع را تغیر نداده و موفقانه نبرده و برداشتهای ګسسته و ابتدایی درین مورد ( قانون اجراات محاکم و …)، واقعاً شناخت قریه ای و بدوی از حاکمیت قانون و قانون مداری است!  ( تفاصیل من  در مورد در ده صفحه در میدیا نشر شده!)،  در مبداء تلاش مدون سازی قواعد زندګی در جامعه خواست و تلاش خوب و ضروری است، اما نحوهٔ عمل کرد، چنانچه مکرراً ګفتیم، سخت سوال برانګیز و تعجب آور،  مبنی بر شناخت از قانون و حاکمیت قانون مداری است! 

چنانچه ګفته آمدیم، این حالت تراژیدی، که مقدار کم کاری آن به حاکمیت طالب بر میګردد، سبب دوستی عدهٔ از حکام جمهوریت و افراد کشور ما، با دشمن پاکستانی و …  و وضع قابل رقت و خطرات بوجود آوردن قتل و کشتار بیشتر را به جامعهٔ  افغان و قبل از همه علمبردار افکار ضد ملی به بار خواهد آورد و جامعه به انقطاب و تقسیم عمیقتر روبرو خواهد شد! 

مطمین ایم که مواضع خاینانه و ضد ملی، ناکام خواهد شد، ولی حاکمیت طالب با تجدید نظر در افکار تمامیت خواهی خود، اضرار این وضع  و این تراژیدی را در حق علمبرداران افکار ضد ملی،  کم نموده میتواند، فرصت پاکستان و دشمنان افغان را محدودتر ساخته میتواند و دست برداشت طالب از یکه  تازی ما را درین عرصه در عالم اسباب به یقین کمک کرده میتواند! انتخاب بنیادی، به امارت اسلامی و طالبان است!  

انتخاب به موقع امارت ضرورت است! تا دیر نه شده باید اقدام کرد! 

مانع نه شدن ایجاد نیروی سالم، خط  ملی ګرایی با تعریف جدید، تدویر لویه جرګه تعریف شده ( نه عنعنوی، نه تاریخی، نه مشورتی…)، بلکی لویه جرګهٔ تفاهم ملی، برای رفتن به ملت سالاری، قانونیت و مشروعیت نظام، ضرورتهای، بلا تأخیر أند!  مدافعان منافع ملی افغانستان، مانند یک نهاد غیر حزبی و نهاد چتری، مسودهٔ چنین لویه جرګه را کشیده و تنطیم کرده، که بیشتر باید، نهایی ساخته شود! 

باز هم، انتخاب و اقدام به موقع ضرورت امروز است و در عالم اسباب،  فردا ناوقت خواهد بود! 

و ما علینا الا البلاغ 

داکتر صلاح الدی سعیدی 

۲۴/۰۴/۲۰۲۶

۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب