X

آرشیف

غـمـنــــامه

 

سیّدا ! باب سخن را ز کجا باز کنم ؟
شرح غمنامۀ اولاد تو آغاز کنم 
غم اولاد پریشان و اسیران ترا 
از بنی هند و یزید با چه زبان ساز کنم 
آه ز آتش زدنِ خیمه و خرگاهِ حسین 
سوخت جان و تن من ، با کی من این راز کنم 
داستانیست گرش سنگ شنود گریه کند
به سر کعبه بر آیم ز دل آواز کنم
نالۀ زینب و کلثوم به فضا پیچیده 
دردِ سجاد و سکینه به کی ابراز کنم
شرح ظلم پسر سعد نیاید به قلم
لعن و نفرین و تنفر به چه انداز کنم
غم اولاد علی جان و تنم می سوزد 
قافیه حصر شده ، نیست که پرداز کنم
خون از این حادثه از دیدۀ من می بارد 
کیست در سوگ حسین تا به خود همراز کنم 
مزد و پاداش رسالت به جنابت دادند 
شرمم آید که سخن را به کی انباز کنم
حاجیان ! شرم کنید ، جانب یثرب نروید
با کدام رو به حرم رفته و نماز کنم
از خجالت بشود آب تنم گر بروم
چشم بر گنبد خضرای نبی باز کنم 
کو مجالی که روم خاک درش را بوسم
نیست بال و پری افسوس که پرواز کنم

 

سید محمد نادر خرم 
اسلو – ناروی

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب