X

آرشیف

 

عقربی در جگرم یافته جا، لنگر دار
دور از جان شما، خورده مرا لگردار

می‌کُشد عقربه‌های همه ساعاتم را
می‌‌زند فاجعه را زنگِ بیا، لنگردار

حس من مشتریی خستهء «تیتانیک» است
می‌روم سوی ندانم که کجا لنگردار

خشم و بازیِ سفر، نیست شبی در «مادرید»
در عروقم یله است «اسپانیا» لنگردار

مثل یخچال که دل می‌کند از قطب، اینجا
می‌شوم آب سفرهای شما، لنگردارد

لنگر حادثه را ضرب دهل می‌گیـرد
ای دهل‌زن، بزن این قافیه را لنگردار

تابستان 1396

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب