آرشیف
عوامل بحران بی اعتمادی ها بررهبری و مقاومت!
دوکتور صلاح الدین سعیدی
اکثریت خاموس و انسان امروز دیګر انسان دیروز نیست و این انسان با تجربه و دیدن بحرانها و تجارب تلخ بدون داشتن القاب أکادمیک، سن (پیرو جوان) و جنس توانایي های تفکیک و شناخت خوب از بد در پوهنتون زنده ګی آموخته و قضاوتهای خود را با تمام باریکی های خود در موارد با آسان سازی هم که باشد، دارند!
افغان در مدت کوتاه زندګی اش از کلکتیف ها و رهبران چپ و راست چنان نظریات در ظاهر جذاب و انسانی شنیدند و عمل کرد چنان خشن وبس خطا را دید، که دیګرسخت حساس و مدلل بی اعتماد شده و به هردست دراز شده و لو با اخلاص دیګر اعتماد ندارد و چنانچه ګفتیم، این در موارد زیاد بهانهء نیز برای آن مستدل دارد. هست موارد تأسف باریکه پیر و اکادمیک امروز هم عوض جمع کردن و به اشتراک عمل افغانها به خیر خواستن، بر حد اقل های ضروری، برعکس به عقده و به عمل خشن وانتقامجوی دعوت میدارد!
رهبر؟! خود به اصول و توافقات خود تشکل و خود توافق کرده و صورت ګرفته، در موارد عمل میکند و تطبیق سلیقوی را عملی میسازند. موارد هست که به نقض صریح اصول خود شان رفته و یا قصد قیچی کردن کالا به تن خود را بار بارتلاش دارند و یا عملی کردن میخواهند و عملی میکنند! ما دیدیم که رهبران طیف شرقی و جوامع عقب مانده که یک دفعه رئیس و وزیر و قومندان سر اعلی شدند، دیګر خیال پایین آمدن ازبام مقام و بالا را ندارد و یا پایین آمدن را با خراب کردن خانه میبرند. حزب، سازمان و کلکتیف را ملکیت شخصی و خانوادګی ساخته و به حالت میرسد که ایمل ولی نوکر پنجاب خود را وارث برحق خان عبدالغفار خان مرحوم دانسته، به تجارت بر سر ملت افغان با جنرالان پاکستان آمادهء معامله و خیانت هست و عملاً درین راستا کار میکنند. نمایندۀ مقاومت بدون اندکترین شرم با معامله و خیانت با ای اس ای اماده و در مصاحبۀ تلویزیونی علناً به خیانت مباهات دارد و عمل میکند و آن دیګرش میدان هوایی باګرام را حوزه تسلط قومی و زبانی دانسته، خود را نمایندۀ خود خواستۀ قوم و زبان ساخته و به خیانت و اعلان خیانت شرم و عار ندارد.
ایمل ولی بدون ارتباط میګوید که اګر جنګ افغانستان و پاکستان شد، تفنګ دفاع از پاکستان را به شانه خواهد کرد. هزار ها هزار افغان آنطرف خط نام نهاد و نامشروع دیورند بیرق ملی افغانستان را بلند کرده، و درین راه شهید میشود، ولی حاکمیت طالب در افغانستان که مدعی ملی بودن و مسلمان بودن و … هست نه قانونیت، نه قانون اساسی، نه مشروعیت ملی، نه بیرق و نه سرود ملی و نه هم این ارزشها را میپذیرد و جهان هم در تقابل یکدیګر به تنازلات غیر مشروع درین راستا پرداخته و دارد که دهها ګره دست را بعد به دندان باز خواهد کرد.
امنیت بدون حاکمیت قانون که بر همه ( حاکم و شهروند – رعیت) یکسان تطبیق شود، وجود ندارد و امنیت در چوکات خوبی و بدی قومندان و والی هست. قانون و قانونیت این را امنیت نه ګفته و در موارد میتوان تیرانی و مطلق العنانی میخواند. جهان چنین تجارب را در حاکمیت های یک حزبی کمونیستی دیده هست و با عواقب بد تیرانی و مطلق العنانیی نیز آشنا هست و آنرا میشناسد.
جهان و اجراات آش در شرق میانه و قتل و غارت در شرق میانه و تخلفات کاملاً صریح در سطح جهان را جهانیان میبینند و میدانند که وضعیت جاری نه انسانی است و نه قانونی و نه هم نورمال.
قتل و غارت ناروا بر مردم پشتون، بلوچ و سرایکی، قتل و غارت مردم بی ګناه تشدد جاری در سرزمینهای فلسطین و تصامیم خطاء و جنایتکارانه درمورد و تعاملات، تنازلات، و خیانت های بنام توافقات بنام دوحه ۲۰۲۱م، تعاملات و تنازلات در مورد به رسمیت شناسی حاکمیت طالبان در افغانستان و… بی وسي و بی قدرت بودن عدالت در جهان و افغانستان، فلسطین، اوکراین، پاکستان و … تصامیم خلاف تمام ارزشهای بشری و انسانی و جهانی از آمریکا ګرفته و تا ایران همه و همه ما را سرګیچ و حل مسایل را از مجاری مشروع متداول به دور جلوه و نشان میدهد و مواضع ناأمید و بی باوری بر تاجران سیاسی و قومی را تشدید میدهد و انسان نورمال حیرت زده، بی اعتماد و به هر دست دراز شده به شک و تردید نګاه داشته میشود!
اګر حزب و سازمان، ګروپ و حلقه ای سیاسی با وجود تمام تجارب منفی باز هم جرئت میکند و به کلکتیف می بندد که تعهد به حق، تعهد به اصول و تعهد به برنامه دارد و به تجارت شخصی کدام یتیم و یسیر میراثی و فردی را اصل قبول ندارد، نجات وطن و مردم را با نسخه های مشخص دسته جمعی مطرح و پیش کشیده و توافق کرده که رهبری دسته جمعی و دورانی هست و صریح توافق و اصل دارد که دوران کاری رئیس یک سال و حد اکثر دومرتبه پیهم تمدید شده میتواند وعین شخص بیشتر از دومرتبه رئیس انتخاب شده نمی تواند، ولی بازهم تخلف را میبینند، رهبری و رئیس خود را قابل تعویض نمی دانند و بهانه میکنند، این روش و این برخورد در فضای موجود زهر آلود را بیشتر زهر الو میسازد. اعتماد را از بین میبرد؟! تمایلات کار انفراد تشویش مییابد.
آنهاییکه در بیست سال جمهوریت فرصت های طلایی، غیر قابل تکرار زمان را افغانستان و منطقه با رهبری خطاء و حرص و آز، با جیب پرکردن و دزدیدن، با خیانت و خدمت به دیګران و با جهالت و بی کفایتی مواجه ساختند و علت هنوز هم به ګناه خود اقرار نمی کنند و برعکس افتخار دارند و هنوز هم خیال بازګشت به عین مقام و حاکمیت دارند، و درین جا و آنجا اکت رهبر و زعیم دارند (که چنین تلاش حق هر کس هست)، ولی چنین اکت با کنفرانس ویانا و در خارج نشستن قابل قبول نیست، انتخاب ملت و میکانیزم ملت سالاری باید اساس شودکه عدم عمل کرد و عدم زمینه سازی برای آن موجب دلسردی و عدم علاقمندی به کار دسته جمعی میشود. زهر پراګنی های و نسخه های خطای خروج از بحران و میدیای زهر آلود چون شیطان خانهء افغانستان انترنشنل، همه و همه نمک پاشي ها بر زخمهای مردم افغانستان هست.
چنین متخلفین با ګناه کرده حق توبه دارند ولی دیګر پروتوکل دیروز و مقام دیروز برای شان نه مناسب و نه هم اخلاقاً قابل تحمل هست. تلاش مذبوحانۀ شان حد اقل تهوع آور و غیر قابل قبول هست.
این حالت بی باوری و افضلیت دادن به کار انفرادی عدهء از چیزفهمان کشورچنانچه برشمردیم، عوامل زیاد دارند ولی نیرنگ و فریب گذشته و جاری این مردم را بیشتر از پیش حساس و بی باور ساخته.
برماست تمام این عوامل را شناخته و صادقانه عمل کنیم.
مردم ګوش و هوش و حواس بیدار و قضاوتهای سلیم دارند و دیګر نمی خواهند باز هم فریب بخورند.
ګذشته ها امتحان خود را دادند، تعصب زبان و قومی و تجارت های ازین قبیل دیګر نیز حرفی صادقی برای ګفتن دارند. توبه با عمل کرد صادق همراه شدن میخواهد.
تجزیه ای افغانستان به نام فدرالی نیز رنګ کامل باخته، تکرار جنایات تقسیم هند به پاکستان و هند جنایت غیر قابل قبول بشری بود که در نحوی نظام فدرالی افغانستان عملی شدن میخواهند.
به عمق افکار سیکولار و کفری هم مردم آګاه اند و مانند مسلمان به آن نه ګفته أند.
نوکران اجنبی، خاصتاً پاکستان و ایران را شناخته، روسها چندان به شیوۀ دیروز قصد و توانایی های بازگشت را حداقل اخلاقی هم که باشد، ندارند.
امریکایی با زخم های تازۀ خویش در افغانستان و منطقه و بلند شدن روسها، چینایی ها و ایرانی ها فرصت سالم بازګشت را ندارند. ورود، بازګشت غیر مسؤولانه و بازګشت دوبارهء شان به افغانستان خطاء بود و هست!
وضع و ذهنیت را تغیر کرده و عده ای زیاد سوال دارند که الترناتیف حاکمیت کیست؟
جواب کاملاً واضح و مشروع هست: الترناتیف فرد ، حزب و شخص نیست! و نبود!
الترناتیف و قایمقام باید نسخه و تفاهم دسته جمعی با تجارب نیک بشری و خود افغانها درکل أند که طالب نیز جز این الترناتیف هست. پروژه های اقتصادی و عمرانی حاکمیت طالب که در جمهوریت روی دست ګرفته شده بود وحال ایشان با امکانات کم به اجراء ګذاشته مورد پسند همه هست. چور معادن به صورت غیر معیاری قابل قبول نیست، ولی کار باید از یک جای آغاز شود. سلب حقوق مدنی و عدم وجود قوانین مدون و مشروع و قانون امر بالمعروف و نهی عن المنکر به شکل موجود خود مشکل زا و راه برای ایجاد تخلف و قانون شکنی هست. حق توقیف موجود برای محتسب درین فرمان خود زمینه ساز تخلف و حق تلفی هست. تخلفات واقع شده در تخار و … زیاد اند.
قانون و قانون اجراات جزایی عملی و جامع و مشروع وجود ندارد و حاکمیت مشروع و لاجواب برای قانون تعریف امروزی حکومتداری را ندارد و به شکل تیرانی حاکم هست! اصل قانون منم، روی دست هست!
درین شرایط بحران ملت افغان و تراژیدی منطقه طولانی از آنچه هست که تصور میشود و جامعه ای جهانی قبل از منافع انسان و انسانیت به فکر منافع خویش ویا توسط افراد بی کفایت پیش برده میشود!
لذا تشدید علت و عوامل موجود بحران و عدم اعتماد بر رهبری و کار دسته جمعی، و بهتر دانستن کار غیر مؤثر انفرادی عوامل بر شمرده در بالا و عمل کرد رهبرنماها، حلقات و کلکتیف های افغانی نیز دارد که خود را و کار خود را مطابق ظواهر امور و عمل کرد فعلی شان در موارد زیاد اول به نفع خود و جیب خود ارزیابی نموده و برای خود ومنافع خود تمرکز داده اند. به تجارب نیک مشترک بشری بنابر تخلفات واقع شده در زمان جمهوریت تحت نام انتخابات و ارادهء ملت، منفی ګرایی درین راستا قوت ګرفته. عدهء زیاد از منفی ګرایان و منفی بافان به احمق سازی ها روی اورده و سفسطه ګویی داشته و به انتخاب ملت و ارادهء ملت سالاری قدم متناسب نه ګذاشته، آماده ګی لازم را ندارند و و مردم را ساده فکر و عملاً حتی خلاف اسلام به نام اسلام فریب میدهند.
بلی کار و عمل کرد تعداد زیادی از فعالین سیاسی در کلکتیف و جمع اولتر به نفع خود، ریاست و مقام خود هست و خود را تعوض ناپذیر میدانند. کار این افراد و مجامع بین المللی درین عرصه به نسخه ها و روش های خطای قومی و زبانی استوار و فرد محور و خطاء اند. افراد حق جو و نسخه های عادل برای رسیدن و به کرسی نشاندن ممکن سخن حق قبل از منطق سخن باید روابط نامشروع استخباراتی و مالی قایم کنند واین روش باز هم همان دور نادرست سفارت سالاری تکرار میشود. فرصت عام کردم منطق سخن و اولویت دادن به منافع ملی و مردم محدود هست. برماست این حقایق را عام و برای تصحیح از خود شروع کنیم.
بلی این بی باوری زمانی تشدید یافت و مییابد که این حلقات و ساختار ها بهتر بودن خود را در عمل ثابت سازند و باز تکرار عمل کرد های خطای جمهوریت نیست و نسخه ها و افراد به اساس ارادهء ملت صورت خواهد ګرفت. مردم به حاکمیت طالب زمانی بیشتر مراجعه و تمایل نشان میدهند که مخالفین شان به ارزشهای ملی چون بیرق ملی و ارادۀ ملت اعتقاد ندارند و حاکمیت مرغان هوای آینده را در محاسبات روابط استخباراتی خویش از قبل بین خانواده های خویش تقسیم کرده اند.
عدم دقت درین موارد عوامل کشنده برای انکشاف ملت سالاری در افغانستان هست و به کرسی نشاندن حق و حاکمیت ملت سالار را به مشکل مواجه میسازد و مردم به کار انفرادی و لو غیر مؤثر ادای رسالت میکنند که این باید اصلاح شود.
نام ګرفتن این منفی ها بحث برای بحث و فضل فروشی نیست. این بحث متوجه ساختن خود و اطراف خود به قضایا و و رفع آن به موقع هست. افغانستان مشکل حل نه شدنی نیست. با توجه به این قضایا و امثال آن به عون الهی معضل افغانستان با فهم و لازم مسلکی و ارادهء ملت حل شدنی هست و حل شده میتواند. نیرو ها سالم باید بسیج شوند به حق اقل ها توافق و میکانیزم ملت سالاری، عوض رهبر سالاری باید به اصل یک شهروند و یک رأی و حاکمیت قانون و قانونیت و مشروعیت مسایل را با سیستم سازی حل کرد.
الهی هدایت نیکی کن، نمی دانند چه میکنند.
دکتر صلاح الدین سعیدی
۲۸/۷/۲۰۲۵
۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور