X

آرشیف

طریق نوشتن بعضی کلمات (نامهای) عربی الأصل در پشتو و دری/فارسی

 

زبان شناسی (لنګویستیکه) در عصر امروز مشتمل به دوازده علم است که پرداختن به همۀ این علوم زبانشناسی به هدف احاطه و تسلط به همۀ این دوازده علم زبان شناسی، از توان یک شخص بالا وحتی  درموارد، ناممکن است. به شکل مقایسوی عرض کنم که اجتهاد و بدست آوردن و استخراج فتوا در حکم شرع هم توسط مفتی و مجتهد دارای شرایط مجاز و ممکن است. مفتی و مجتهد مانند شخص مسلمان عالم به منابع اساسی دوگانه ۱/علوم ( بلی علوم) تفسیر، ۲/ علوم حدیث(سنت)، ومنبع سومی (اجماع) و منبع چهارمی( قیاس – انالوګی)  ګذشته، مبتنی بر دواصل اولی و منابع چون  استحسان، عرف و مصالح مرسلۀ، قبلی در مورد، باید اگاهی و معرفت داشته باشد. مطمیناً معرفت به زبان عربی، قواعد ګرامری این زبان ( صرف و نحوی) معرفت متناسب داشتن هم باید در مفتی وجود داشته باشد. در مراجعه به فتوای ګذشته نباید چنان افراط وتفریط کرد که عصر خفته و بی خبر از امکانان و انکشافات جدید شده و در اجتهاد، صدور فتاوای، عصرخفت و استناد مثلاً ردالمختار و عصر برده و برده داری را لایتغیر قبول و کاپي کرد.  درین میان مسایلیکه تنها منابع و نصوص شرعی مستقیم نه، بلکه با مراجعه به علوم مدرن روز حل میشوند و در نصوص شرعی رهنمود های کلیدی مراجعه به این علوم وجود دارد، باید پرداخته و مراجعه شود. ازیک شخص یعنی امام مسجد، هم موعظ دینی، هم قاضی، هم څارنوال/سارنوال، هم قاضی تحقیق، هم سایکالوج (سایکالوژی) و هم داکتر طب عدلی، کریمینالست و… توقع داشتن و در صورت تخلف و کمبود این شخص، بدون هیچ تضمینات مسلکی و فنی به صورت بسیار ساده وی (این قاضی ) را برای محاکمه به محکمۀ جوار و دیگر فرستادن و حاضر کردن برای قاضی (برای ګرفتاری و پیګرد پولیس، قاضی و څارنوال قواعد خاص محاکماتی وجود دارد. در تشکیل وزارت عدلیۀ وقت مدیریت مراقبت قضایی وجود داشت که در حین ورود طعن، اطلاع، تخلف قاضي ازقوانین بدون موافق و حضور فزیکی نمایندۀ این شعبه هیچ ارگان نمی توانست به دستگیر قاضی بپردازد و من مدت معاون این مدیریت در وزارت عدلیۀ وقت قبل از ادامۀ تحصیلات بیشترعالی حقوقی بودم.) قاضی باید رهنمود واجب الاجراء  در مورد صدورحکم داشته و نباید دست باز داشته باشد و …. نبود این قواعد و پروسیجر های اجرااتی و رهنمودي، به یقین عدالت را سخت جریحه دار ساختن است و عدالت تأمین شدن را شدیداً مورد سؤال قرار میدهد.   لذا اجتهاد، صدور فتوا و تنفیذ قانون واصولنامه بنا بر وسعت کار، نیزکار کمیته ، شوراء و مرکز دارالافتاء  و استفاده از قوانین و دست آورد های بشری به استناد اصل انالوګی ( قیاس ) است در تنفیذ قوانین در دین مقدس اسلام و قوانین آن است. بدون این صرف مراجعه به فتوای ګذشته مقرره، اصولنامه وقانون  را ازټأپه عصر خفتن به صورت موجه میسازد. قوانین، مقررات و اصولنامه های بدون این ملاحظات و باریکی ها را جوایګوی انکشافات زمان نمی سازد. دین اسلام دین است که  بعد از آن دین دیګر آسمانی و پيامبر جدید ظهور نمی کند. بلی این به صورت عمده اصل قیاس و انالوګی و عرف، استحسان، ومصالح مرسله در مطابق به دواصل اولی (قرآن کریم و سنت رسول الله ص) أند که  با فهم و شناخت  از اجماع های ګذشته، دین مبین اسلام را دین دنیا و آخرت  ساخته و زنده نګه میدارد. بلی این وسعت کار و رسیدګی به آن، کار یک شخص نمیباشد. مفتیان دارالافتای مشروع ( حاکمیت جامعۀ اسلامی) نیز نمی توانند نشسته در کدام قریه به استناد کتب و فتوای چند قرن قبل ( ولو  رد المختار – خداوند متعال مؤلفین آنرا غریق رحمت کند که مصادر بس عالی عصر خود را تقدیم داشتند!) و بدون استفاده از دانش و فهم و تجارب جدید قواعد، اصولنامه ها وقوانین  بی خبراز تمامی جوانب این قضایا، ګسسته از جهان امروز، ولو با تمام صداقت، نیت نیک و خیر، پرداخته و به  صدور فرامین و اصولنامه های تجرید شده و عصر خفته بپردازند، مشکل قانونیت و رهنمود خوب برای حاکم ( ولو دیفکتو) و رعیت (شهروند) شده نمی توانند. برای تکمیل نسبی بحث این به دان معنی نیست که مدون ساختن قاعدۀ کار و روشن کردن تکلیف (حقوق و وجایب حاکم و رعیبت/شهروند) مورد استقبال مانیست. ما آنرا استقبال و مطالبه میداریم.

تخطی ازین جوانب قضایا و افراط و تفریط،  موجب اضرارمهلک به فکر و اندیشه های کاری بودن، حاکمیت اسلامی شده و بلایایی بر جوامع بشری به بار می آورند که در ابعاد مختلف موجب غیر قابل جبران و درسطح جهانی مورد و وسیلۀ سوؤ استفاده علیه دین مقدس اسلام بوده و شده أند. اګر هدف ولوغیر عمدی همین باشد، ګناه بزرګ را عاملین این عملکرد ها مرتکب میشوند که مواخذۀ دنیا و آخرت دارد.  مسأله و سؤال مشروعیت متداول و قابل قبول بودن، مفتی و دارالافتاء و أمیر آن نیز بحث مهم و در جای خود باقی است.  عین حالت هم در بخش طبابت و صحت به نسبت وسعت کار ورشته های طبی جدید مطرح است که تداوی توسط تیم از اطباء سفارش و تأکید میشود.   

زبانها و تا حدی املاء و انشای زبان به مرور زمان با انکشاف جوامع بشری انکشاف نموده و صیقل شده ویا بهتر بګویم، قواعد و ګرامر زبان توحید میشوند. غنامندي زبان ها درین میان نیز کاملاً با انکشاف جوامع بشری مشهود و قابل فهم است.  درین میان در استفاده از متون عربی در کل دادن حرکات در زبان دری وپشتو مروج نیست و این تأثیر زبان عربی را عدۀ زیادی از زبانشناسان رد میکنند. اما اګر در نوشته از نصوص مقدس دینی استفاده میداریم به این باورم که باید این کلمات مطابق اصل بدون تأثیر قواعد زبان های مختلف نوشته شود. هست مواردیکه ایکه ذکر اصل کلمه ومتن عربی خوانندۀ را که زبان عربی نمی داند به مشکل تلفظی مواجه میسازد، در حالیکه درزبان دری و پشتو دادن حرکات به کلمات مروج نیست وبکار ګیری آنرا زبانشناسان امروز نمی پذیرند. اما به منطق و استنباط من اګر قرآن کریم که ازابتدا شکل تحریری داشت و به صورت مصحف و مُجَلَد توسط قاریان وحیّ در نسل اول مسلمانان در وقت سیدنا حضرت عثمان رض صورت ګرفت و از آن چار نسخه ساخته شد و به چار جانب بلاد اسلامی ارسال ګردید، نیز حرکات ( فتحه، ضمه کسره و …) وجود نداشت. ( یک نسخه ازین چار نسخۀ اصلی در کتابخانۀ اسلامی شهر تاشکند وجود دارد و من شخصاً آنرا دیده ویک کاپی از آن برای ما نیز هدیه داده شده بود.). حرکات  در متون قرآن کریم برای خواندن درست نوشتۀ عربی در قرن شانزده اضافه گردید، تا تلفظ درست، خصوصاً توسط خوانندۀ غیر عربی زبان صورت بگیرد، با وجوداینکه خود عربی زبانان نیز بدون این حرکات در خواند مشکل خواهند داشت. با همین منطق سخن وهمین قیاس، من طرفدار این ام که حین استعمال کلمات عربی در متون دری/فارسی و پشتو ویا ترکی و اردو به دادن حرکات به کلمات رائج ومجاز باشد.  هست مواردیکه مثلا (یې) زبان پشتو را تحت تأثیر زبان عربی (ئې) مینویسند و تقریباً تمام کلمات دارندۀ همزه  (نائل) را (نایل) مینویسند.  

این هم مستند است که شماری از زبانها نیز درطول قرنها و زندګی، به  اضمحلال رفته و حتی به مرور زمان از بین میروند و رفته أند. در چین  وهند با وجود صدها زبان تلاش دارند که زبانها محلی شکل تحریری نداشته باشد و برای شکل تحریری این زبانهای محلی کار صورت نمی ګیرد و بیشتر به یک دو زبان رسمی فرصت بیشتر و شکل تحریری میدهند.

به ادامۀ بحث و به این ترتیب شماری از لغات، کلمات و اصطلاحات را یک زبان،  به صورت طبعي تحت تأثیر سیاسی، اقتصادی، نظامی، کلتوری، فرهنګی، دینی و… از زبانهای دیګر میګیرد ویا میدهد و به مرور زمان این لغات، کلمات واصطلاحات به عاریت ګرفته شده، داده شده، جز همان زبان میګردند، وبه مرور زمان دیګر برای این زبان، کلمات به عاریت ګرفته شده دیګراجنبی و به عاریت ګرفته تلقی نه میشوند.

هندی ها به کلچر و زبان دري، فارسی و پشتو دوران مغل در هند و زمان حضور انګلیسها نیز درموارد مانند جز فرهنګ و کلچر کشور خویش پرداخته و قبول کرده و حتی افتخارات آن زمان را نیز افتخار خود دانسته و آنرا جزء از تمدن و تأریخ فرهنګی و کلتوری خویش مطالعه میدارند. زبان انګلیسی و انګلیس ها نیز با حضور چند قرنه خویش در نیم قارۀ هند بیش از صد لغت را از زبانهای محلی این مناطق به شمول زبان پشتو گرفته و وارد زبان انگلیسی و تمدن جهان ساخته اند ( مېچینه که در زبان پشتو همان برای میده کردن ګندم یا حلاجی پخته به صورت محلی به کار میبرد به ماشین تبدیل شده!  بیشتر از صد لغت درمورد وجود دارد!). که حال دیگر در موارد زیاد در زبان انگلیسی حتی بدون تفکیک بکار میروند وجهانی نیز شده أند. ( بحث مستقل برای علم فینومولوجی علم زبانشناسی است!).

این داد وګرفت ها ګاهي طبعی وبدون تولید حساسیت ها (استخبارات منطقه و تحمیل کلمات فارسی ایرانی) و زمانی هم تحمیلی وبا ایجاد حساسیتهای غیر ضروری، همراه میباشند. تلاش دربخش از زبانها همراه با حساسیت های ملی گرایی و کار تصنعی برعکس نیز در موارد با افراط و تفریط بی موجب همراه بوده است. درین داد و گرفت موارد است که در نوشته، املا و انشاء این کلمات به عاریت گرفته شده و داده شده نیز تغیرات رونما گردیده است. باز هم این بحث بس وسیع است.  

مسلم است که هر لغت و اصطلاح از خود تذکره ( أی ډي (ID و معمولاً  معاني لغوی کلمات و اصطلاحات ثابت ولی معنی اصطلاحی در موارد به مرور زمان تغیرمیکند. به همین علت هم میګویند قاموس ها و  دیکشنری های لغات و اصطلاحات، باید در هر سه دهه  از سر تکمیل و چاپ شوند تا درآن دقت لازم ایکه در جریان زمان و تحولات جوامع و نتیجتاً تغیرات در زبانها، واقع شده، منعکس شود.

پرداختن به این همه موارد با مثال های مشخص ایجاب یک عمر تحقیق همه جانبه و انستیتوتي و به کار ګیري وسایل مختلف و تحقیق بزرګ به سطوح اکادمیهای زبان و کمیته های محققین را ایجاب میکند. تلاش های دانشمندان به صورت انفرادی در کشورها و جوامع مستقربهتر و غنی تر است. درین جوامع مراجع با اتوریتۀ علمی به یک تفاهم درمورد زبان، املاء و انشای آن میرسند و کار مشترک و اجماع علمی و منطقی، خارج از سایر ذهنیګرایی ها صورت میګیرد، در مورد مجموعه وکتاب واحد به چاپ میرسد و این کتاب واحد منبع است که تمام مراجع رسمی کاپی آن را در دفتر خویش دارند و درحین تزلزل طریق نوشتن و یا معنا، در مورد این ویا آن کلمه و اصطلاح، به این کتاب ومرجع رسمی مراجعه نموده و به اساس آن نوشته و استعمال کلمه و اصطلاح مورد نظر، صورت میګیرد واین کتاب هر دو و یا سه سال بعد از دقت در انکشافات جدید از  نو به چاپ میرسد. در کشور ما و کشور های عقب افتاده و غیر مستقراین وظایف تاحال درتلاش انفرادی محققین زبان خلاصه شده و هریک خود را احق و اصح میدانند. اما مسلم این است که نهایی سازی این کار در ذمت مراجع علمی و أکادمی های زبان های متداول کشور وجامعۀ ما باقی مانده تا درین مورد بدون سمپتی، انتی پتی و امفتی های شخصی به صورت علمی و اکادمیک درین راستا کار کنند و مرجع و مصدر واحد و توحید شده بیرون بکشند. این وظیفه تا حال اجرا نه شده ودرین مورد اقدام مشخص علمی و عملی صورت نه گرفته است. ممکن است بخش از قاموس  افغان جرمن أنلاین درین راستا مصدر و منبع خوب و مؤثر کاری باری نهایی سازی باشد.  

من درین موارد ذکر شده، به تفصیل مثال جهت وسعت کار و خارج شدن مستقیم از اصل موضوع، پرداخته نمی توانم و در موارد خود توانایی پرداختن به همه ای این موضوعات را هم در خود نمی بینم. لذا درذیل به یک موضوع مشخص و بسیار محدود و کوچک نتایج کاری و دست آورد خویش را با شما شریک ساخته، تا شود درین مباحث، با تمرکز در قسمت کوچک از مطالب مربوط،  در خدمت شما قرار ګرفته باشم.

علت دیګر تقدیم این نوشته هم وجود  شماری از نامها (کلمات) است که در مطبوعات کشور مطرح و شکل املاء و انشای آن،  توحید نه شده و هریک از ما به نحوی آنرا مینویسم و معنی میکنیم.

این هم شما و این هم بحث مشخص و محدود ذیل امروز:   

درزمان توسعه وانکشاف حاکمیت ترکها درکلچر و فرهنګ ایشان، واز کشور های فارسی و پشتو زبان شمارې از نام ها دربین جوامع اسلامی و کلتوری این تمدن ها بکار میروند که اصل آن در موارد بیشترعربی و ګاه ګاه ترکی ویا دری/ فارسی و پشتو ویا هم لاتین أند ولی در کشور های ترک، دری، فارسی و پشتو زبان به نحوی دیګر تلفظ و نوشته شده و املاء و انشای آنها نیز متفاوت أند.

از جمله: نامهای (کلمات) ذیل:

خاتون: که در عربی به معنای: (سیدة جلیلة) ودر دری خانم، جلیل القدر، بانو، ملکه، همسرحاکم، میباشد، که درترکی به نام خاتون، مروج ګردیده، واز زمان ودوران سلجوقی ها، غزنویان و مغل میباشد.

کاریمان: که اسم عربی، ترکی است و در عربی به معنای: (کرم) و در دری نیز کرم، بخشنده، بزرګوار، سخی ودارای صفات والا میبباشد. مشهورترین شان کریمان محمد (۱۹۳۶ – ۲۰۲۳م). از اصل عربی، مشتق از کریم  و یا کریمة است. یعنی  سخاوتمند، زن بخشنده، بزرګوار، عالیقدر، میباشد، که درترکی به نام کاریمان، مروج ګردیده است.

نازک: که در مجامع ترکی، دری/فارسی و پشتوزبان بکارمیرود در عربی به معانی: (ناعمة رقیقة). که در انګلیسی ډیلیکیټDelicate ویا  فریجایل Fragile  معنی میشود. این اسم در فرهنګ و کلچر ترکی، دری/فارسی و پشتو زبانان به کار میرود.

همچنان نام های مروج درین زبان ها (مجامع ترکی، پشتو، دری وفارسی زبان)  با تاء مفتوح ساکن (تْ) عوض نام های عربی (ــة – تا مربوطه) بکار ګرفته شده وبکار میروند مانند ذیل:

اِلفتْ: اصل اش  أُلفة، ( به ضمۀ الف) که درعربی به معنی (صداقة و مؤانسة)، است. اُلفت به معنای دوستی، محبت و اُنس است.

آیتْ: شکل نوشتۀ پشتو و فارسی/دری کلمۀ عربی (آیة)، است که به معنای (علامة من القرآن الکریم) یعنی نشانه، علامت نشانۀ الهی، معجزه، دلیل و برهان است. آیت به معنای عِبرة  (عبرت ) هم آمده.  

بهجتْ: شکل نوشتۀ پشتو و فارسی/دری کلمۀ عربی الاصل که در عربی (بهجة) نوشته میشود. که در عربی به معنای ( فرح، سرور و نضارة). که به معنای شادمانی، سرور، تازګی، زیبایی ونشاط است.

ثروتْ: شکل نوشتۀ پشتو و فارسی/دری کلمۀ عربی الاصل که (ثروة) میباشد. درعربی به معنای، (کثرة العدد من المال والناس، ولیلة یلتقي فیها القمر و الثریّا). در دری/ فارسی به معنای: مجموعۀ دارای (پول، طلا، ملک) و منابع معنوی( سلامتی، دانش، روابط) مربوط یک فرد یا جامعه است. 

جمالاتْ: شکل نوشتۀ پشتو و فارسی/دری ترکی کلمۀ عربی  (جَمال). و جَمال به فتح جیم به معنای زیبایی، حسن و جمال زنان است. جِمالات به کسر جیم به معنای شترها و جمع (جُمالَة) است. اصطلاح به معنای جمل(شترنر) نیز شناخته شده است.

جودتْ: شکل دری و پشتوی کلمۀ از اصل عربی (جُودة)، به معنی نیکویی، خوبی، کیفیت عالی و خوش ساختی است.  مصدر اش نیکوشدن،  و اسم مصدر (نیکی و کیفیت) است. جودتْ تیز هوشی  و تیز ذهنی، نیزمعنا شده است که کیفیت مرغوب و بالای چیزی را نیز ګویند. (جُودَ) را نیک بودن، خوب بودن، نیکوګشتن نیز معنای کرده أند.

حشمتْ: شکل نوشتۀ پشتو و فارسی/دری و ترکی کلمۀ عربی الاصل (حشمة) است. که به معنای بزرګی، شکوه، جاه و جلال، احترام  و شوکت است. در معنی قدیمی این کلمه به معنای حیاء و شرم نیز آمده است.  برای نام دختران و پسران هردو بکار میرود. کلمات مترادف عظمت، جبروت، شوکت، دبدبه، شان و وقار میباشد.  این اسم نمادی از أبهت و احترام است.

حِکمتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (حِکمة) از ریشۀ (حکم) به معنای محکم کردن و منع کردن ازظلم و جلوگیری از کار زشت است، که به معنای عدل وحِلم نیزامده است. حکمت به معانی دانایی، دانش عمیق است. در لغت به معنای منع کردن (بازداشتن از جهل) ودر اصطلاح به معنای توانایی درک حقیقت ونهادن  هر چیز در جایګاه شایستۀ آن است.

خیرتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (خَیْرة)، به معنی ( کثیر الخیر، والفاضل من کل شيء) کثرت خیر و نیکویی صلاح ومصلحت نیز بکار رفته است. و (خَیّرة) به تشدید یا به معنای خوبی، سلامتی، عافیت و امنیت است.

دولتْ: میګویند دولت لغت کاملا فارسی است و معنای عربی آن حکومت است. ولی شکل نوشتۀ  دری، پشتو و ترکی این کلمه در عربی )دولة(،  به معنی زمان فرمانروایی، دوران، شکوه وبخت و اقبال است. در ادبیات کهن به معنای پیروزی، خوشبختی  ویا مال ومکنت بکار رفته است و با مفهوم امروزی آن ( حکومت – سټیټ) متفاوت است.

خلص اینکه در ګذشته دولت به معنی اقبال، خوشبختی و ثروت بود، اما امروز به معنای حکومت  وقوۀ مجریه به کار می روند.

کلمات حکومت (بخش اجرائیوی)، سټیټ ( به معنای دولت در کل) تفاوت های این مفاهیم در کشورهای ریاست جمهوری با داشتن رئیس در رأس قوۀ اجرائیه (مانند آمریکا) که حکومت شود ویا دولت ( سټیټ) که در مجموع قوای سه ګانۀ حاکمیت شود، در تعریف دقیق این لغات  مشکل وعدم دقت و مغالطه  وارد نمود و در موارد حکومت ( ګورنمنټ ) با دولت ( سټیټ) مغالطه میشوند.  

رأفتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (رأفة)، بمعنی  رحمة  در زبان عربی است.  رأفـت  بمعنی مهربانی، نرم خویی ترحم و دلسوزی است. این لغت به خاصیت شخص اشاره و ذکر است که قلب نرم و مهربان داشته و با دیګران عطوفت و مهربانی داشته و با دیګران با عطوفت و ګذشت رفتار میکند.   

رفعتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل ( رفعة )، به معنای علوّ القدر در عربي است. رفعت به معنای بلندی، والایی، بزرګواری،  و برتری مقام وشأن است.  این کلمه و لغت به عنوان اسم مصدر به معنای بلندمرتبه شدن، اوج، شرف وعلو است.

رِقّتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (رقة)، در عربی به معنای (رحمة و حنان) است.

رِقَتْ به معنای نرمی، نازکی، لطافت، ودر سیاق عاطفی به معنای دلسوزی و مهربانی است. این کلمه در مناسبت های مختلف به معنای رقت قلب، نرم دلی ورقت آور نیز استفاده میشود.

زیناتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل جمع ترکي (زینة) معنی عربی (الزینة بالعربیة اسم جامع لما تُزَیِّن به). زیناتْ به معنای آرایش، زینت ها است. در معنای عمومی به معنای زیور آلات، آرایش جمال.

شوکتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (شوکة)، به معنی ( قوة). عظمت، شکوه، جلال، هیبت ووقار است.

صفوتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (صفوة)، درعربی به معنای (نخبة الشيء و خالصه).

صفوت به معنای پاکی، خلوص وبرګزیدګی  و عصاره است. به بهترین و پاک ترین بخش چیزی بکار میرود.

طلعتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (طلعة)، درعربی به معنای( رؤیة ووجه).

طلعت به معنای چهره، روی ، صورت، منظر و درخشش است.

عزتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (عزة) که در عربی معنای( قوة و أنفة). عزّت: در زبان عربی به معنای شکست ناپذیری است. به معنای ارجمندی، بزرګواری،  شرافت و استحکام نیز به کار آمده است.

عزتْ به معنای شرف، عزت: دین شرف، دین عزت، کرامة الأمَة، عزت ملت….

عصمتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (عصمة)، به معنی (اجتناب المعاصي). به معنای نګه داشتن و باز داشتن، حفظ، مصؤنیت و پایداری است. این کلمه در اصطلاح دینی وکلامی به معنای ملکه نفسانی و توانایی خاص است که فرد را از ارتکاب ګناه و اشتباه، باوجود قدرت بر انجام آن، باز میدارد.

عِطفتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (عِطفة)، به معنی (عطف). عِطفتْ و عطوفت به معنای مهربانی، محبت، دوستی، شفقت و رأفت است. این کلمه نشان دهندۀ ابراز عشق و نیکخواهی به دیگران است.

عِفّتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (عِـفّة)، درعربی به معنای (طهارة وترک ما لا یجمُل قولاً و فعلاً). به معنای پاکدامنی، خویشتن داری، منزه بودن ازآلودګی نفسانی است.

فِطْنَتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (فِطْنة)، در عربی به معنی (حذق وفهم). و به معنای زیرکی، هوشیاری و دانایی است. به معنی تیز خاطری، تیز فهمی و درک قوی نیز به کار میرود.

فِکرتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (فکرة)، در عربی به معنای (اِعمال النظر في الشيء وتأمُّله). وبه معنای اندیشه، تفکر، فکروخیال  است.

فوزتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (فوزة)، فوز در عربی به معنای کامیابی و نجاح است. فوزة برای این کلمه حالت تأنیث وجود ندارد.  

فوزات: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل، جمع خاطیء لفوزت (فوزة).

قِسمتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (قسمة)، در عربی به معنای خظ ونصیب. و در دری/فارسی همانا حصه و بخش است.

مِدحتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (مِدحة)، ما یُمدح به. که در دري/فارسی: مدحت نام خاص است، ترجمه نمی شود. اما به معنای زبان عربی همان ستایش و Praise/Commendation است.

مُهجتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (مُهجة)،  جمع آن مُهج. در عربی:  قلب و روح، وأحسن الشيء، نفسی، دم قلبی خالصه. در دری/فارسی به معنای جان، روح خون قلب.

مِنّتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (مِنّة)، اِحسان، به رُخ کشیدن، و رخ کشیدن به عنوان تحقیر دیګری ویا داشتن انتظار جبران. همان یاد آوری نیکی به شیوه ای ګیرنده و آزار دهنده.

مِیرفتْ: شکل ترکی کلمۀ عربی الأصل (مروّة أو مروءة) در زبان ترکی تحریف شده. به معنای:  اګر مروه باشد به معنی عطر، مشک ، بوی خوش و معطرکننده است ازاصل مروح….

نجدتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (نجدة)،  در عربی: نُصرة واِعانة و غلبة و شجاعة.

به معنای شجاعت، دلیري، بهادری و مردانګی است.

نَفْحتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (نفحة)، در عربی. عطیة. در دری/فارسی به معنای: وزش باد، دمیدن نسیم، بوی خوش وپاره ای از چیزی است. در عربی صرف به صورت مؤنث بکارمیرود.  در اصطلاح عربانی به معنای عطیه، لطف، نسیم الهی و اثر پایداری که از جانب الله متعال بر قلب عارف می وزد، اشاره دارد.

نشأتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (نشأة)، در عربی به معنای ( أول الشبیبة و ألاِدراک.) ودر دری به معنای: پیدا کردن، سرچشمه ګرفتن، نمود، پرورش یافتن وتولد است.

نَصرتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل( نُصرة )، در عربی به معنای: حُسن المعونة. ودر دری/ فارسیی به معنای: یاری، کمک، دستګیری و حمایت بکار میرود.

نِعماتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل جمع نِعمتْ، أي (نعمة)، به معنای: وتُجمع بالعربیة نِعِمات و نِعَمات. و درزبان دری/فارسی به معنای نعمت ها، خوبی ها، نیکی ها، بهره ها، مال ها و روزی ها به کار میرود.

نِعمتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (نعمة)، مِنّة من الله.  ( منت از جانب الله متعال).

هدایتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (هدایة)، در عربی به معنای: رشاد ودلالة علی ما یوصِل اِلی المطلوب. و دردری/فارسی:  راهنمایی کردن، رهبری، ارشاد، نشان دادن راه راست، و دلالت به سوی مقصد درست، استفاده میشود.

هِمّتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل (هِمّة)، در عربی به معنای: عزیمة وقوة. و درزبان دری/فارسی به معنای: ارادۀ قوی، عزم راسخ، سعی، کوشش، پشتکار، خواهش وآرزو برای رسیدن به یک هدف است. این کلمه در زبان دری نشانۀ از بلند نظری، غیرت  و جوانمردی است که فرد را سوی انجام کارهای بزرګ و رسیدن به کمال هدایت می کند.

هَیْبتْ: شکل دری، پشتو و ترکی کلمۀ عربی الأصل. در حالت (هَیْبَة – هَبْبَة ٌ:درصورت مفرد ) ، در زبان عربی به معنای مخافة و خَشیة. ودر دری به معنای: شکوه، عظمت، جلال، ترس وبیم ناشی از بزرګی وجذبه است.

هیبت:  – شکوه وعظمت، بزرګی وجلال، شاهانه.

–       ترس وبیم: هول، واهمه( ترس همراه با وبزرګداشت)، ابهت، ګیرا بودن و جذبه، مردانه ( شکوه و بزرګی)، باعث سکون مجلس شدن ( ابهت).

–       هیبة به معنای عطیۀ الهی، جذبۀ روحانی، ګیرایی، فره بکار رفته است که درین فصل و باب نام شخص و این شخص حق دارد طریق نوشتن نام خویش را خود بکار برد. در زبان دری/فارسی و عربی باید به همان نوع و شکل نوشته شود که صاحب نام خود برای خود انتخاب کرده و کار میبرد و درین مورد نمی توان ګفت که هبة در دری به عوض تای مربوطة ( ــة) با باید تای (ت) مفتوحه به کار رود به فهم کم منطق قوی ندارد. ما حق نداریم نام ګل زمان را در زبان انګلیسی ګل زمان ( فلاور اف ټایم ) ترجمه کنیم.

اګر امیر طالبان هبة الله مینویسد که مینویسد، ما هم باید هبة الله بنویسم.

 

 

مسما شدن بعضی از عربها به نامهای غیر عربی وفارسی/دری!

بندر: رئیس شاه بندر أو شهبندر، رئیس التجار، و مقرّ التجار من المدن، ومرسی السفن.

بُوران: تحیة و رَیحان یزیَّن به مجلس الشراب، وریح تحمل المطر،  واسم زوجة المأمون العباسي.

دیباج: حزیر نفیس.

جُلّنار: زهرالرمّان.

جیهان أو جَهان: الدنیا أو العالَم، واسم ابنة شاه جهان من سلالة تیمورلنک اشتهرت بجمالها و تصوفها،  

     وجهان کیرخان القشقائي الاِصفهاني من فقهاء الاِمامیة.

رستم: قائد فارسي، و مؤسّس دولة للخوارج الاِباضیّة في شمالي افریقیا.

سیرین: حظیّة کسری ملک الفرس، قیل اِنها بِنْت ملک الأرض استحضرها کسری اِلیه و فضّلها علی سواها.

شاهناز أو شهناز: لحن موسیقی الشریقي، أو دلال الاِمبراطور. 

شرمین: خجولة مهذبة.

شهردار: رئیس البلدیة، أو عمید القوم، واسم ابن شیرویه الدیلمي، من رجال الحدیث، و شهر تعني مدینة أو داراً عربیة.

شهرزاد: سلطان أو حاکم.

شویکار: عالمة و عارفة بالشيء.

شیرزاد: شبل.

شیرین: حلوة عذبة، واسم حظیّة ملک الفرس.

صافیناز: مِغناج.

فیروز: حجر کریم ذو لون أخضر، و اسم ابن أحد ملوک الساسانیین، وداعیة فاطميّ صحابيّ یمانيّ.

فیروزة: واحدة الفیروز. 

ماهینوز: نور القمر.

مُرداشاه: حارس ملک وجندیُّه المقاتل في سبیلة.

مِهران: قائد فارسي.

ناریمان: جمیلة القَوام.

نازنین: ذات غنج ودلال.

نِسرین: ورد أبیض قويّ الرائحة.

نیفین: نشء جدید أو جیل جدید.

شماری از نامهای دیګر غیرعربی و غیر اسلام که در کشور های

عربی، دری/فارسی و اسلامی بکار رفته اند!

 

بَیْبَرْس: اسم مملوکي شرکسي (المللک الظاهر، و الملک المظفرّ، والمنصوري)، واسم أمیر قائد، ومؤرخ مصري. 

تیمور: ملک المُغُل أو المَغول و حفید جنکیزخان.

دیانا: اِلهة الصعید عند الرومان، وابنة جوبیتر والمشري، کبیر آلهة الرومان.

قانصوه: اسم مملو کي شرکسي.

کامیلیا: زهرجمیل للتزیین.

مایا: آلهة الخصب و الربیع عند الوثنیین و الرومان.

منیزفا: آلهة الحکمة عند الرومان،  و آلهة  أثینا عند الاِغریق.

نیرفانا: کلمة هندیة تعني العقیدة الهندوسیة في التناسخ، أي انتقال الروح من جسم اِلی آخر، والعمل علی التخلص من الشر. 

در نمونه های از داد ګرفت نامها در بین تمدن های مختلف و تغیرات در کلمات و معانی یکدیګر خدمت بکار رفت که سند واضح وابستګی جوامع بشری و غناء سازی یکدیګر أند.

این کار برای و تحقیقی در نوع خویش اولی برای من به نحوی تحقیق اولی است که با ارایۀ نظریات تکمیلی شما من را در نهایی کردن کار قاموس بزرگ مانند مرجع برای مراجع صدور تذکره، ولادت خط ها، پاسپورت ها در داخل و خارج کشور و برای افراد جهت نام ګذاری جګرګوشه های خویش ممد و همکار خوب معلوماتی و توحیدی خواهد ګشت. شما به سلامت باشید.

 داکتر صلاح الدین سعیدی ۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸ strategicstudies@yahoo.com,

نوت: قاموس بزرګ پشتو، دری/ فارسی، چکی و عربي من (۹۰۰ صفحه) در سال ۲۰۰۲ چاپ و متون عربي و انګلیسی آن زیر کار است.

قاموس کامل نام های افغانی، عربی واسلامی به ګمان أغلم زیر نام ( مفتاح الأسماء) په پنج زبان، زیر کار و تمام این ابحاث بالا در نوشتن این قاموس من را مساعدت کرده  وهنوز هم در جستجوی تصحیحات نهایی آن کار میکنم. (ألفبای نام های افغانی، عربی واسلامی،  ۴۲ ردیف، هر ردیف به طور اوسط ۱۸۰-۲۲۰ صفحه). ۹۰٪ کار به عون الله متعال ودعای شما دوستان علم و فرهنګ، تکمیل و تمام شدن است.

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب

This error message is only visible to WordPress admins

Reconnect to YouTube to show this feed.

To create a new feed, first connect to YouTube using the "Connect to YouTube to Create a Feed" button on the settings page and connect any account.