آرشیف
شعرِ مغول دختر
غلام رسول مبین
سرودهی پایین به نامِ “مغول دُختر” در افغانستان به ویژه در بین مردمِ هزاره معروف است. واژهی مغول را بعضیها به شکلِ “مغل” نیز مینویسند که به هر دو نوع مشکل ندارد. این سرودهی فولکلور توسط چندین هنرمندِ هزاره و محلیخوان کشور ما با موسیقی اجرا شده است که بهترینِ آن از آنِ داوود سرخوش میباشد. این سروده به سبکِ محلی سروده و نوشته شده و من فقط بخاطر روانی در خوانش این شعر یا سروده، برای بعضی از واژهها یا اصطلاحات توضیحاتِ کوتاه نوشتهام. من این سروده را از یوتیوب و فیسبوک گرفتم، امیدوارم که با کمی و کاستیهایش بر من خورده نگیرید.
شایان ذکر است که این سروده دو پاره دارد، یک تعداد از ابیاتش به گونهی مخمس/پنجتایی و یک تعداد به گونهی رباعی/چارینه هستند، به شرح پایین:
بخشِ مخمس:
مغول دختر سحر رفته[i] / بالای اسپِ کهر[ii] رفته
ازین کـوچـه بدر رفته / بیا نازُک مغولم هی[iii]
بیا خرمنِ گُلُم هی[iv]
مغول دختر اَلَو[v] داره / تهی دیگچه[vi] پلو داره
دو تا چشمهای خواو[vii] داره / بیا نازُک مغولم هی
بیا خرمنِ گُلُم هی
مغول دختر عزیزم هی / بدرد دل طبیبم هی
خدا کرده نصیبم هی / بیا نازک مغولم هی
بیا خرمنِ گُلُم هی
رسیدم سرِ دو راهی / مغول جانم کدام راهی
خداوندا تو آگاهی / بیا نازک مغولم هی
بیا خرمنِ گُلُم هی
مغول دختر که مَی خورده / د دستش بلگِ[viii] نَی خورده
نمیدانم که کَی خورده / بیا نازک مغولم هی
بیا خرمنِ گُلُم هی
مغول دختر ز جا خیزد / حمایلش[ix] فرو ریزد
مگر خونِ عرب ریزد / بیا نازک مغولم هی
بیا خرمنِ گُلُم هی
مغول دخترِ گُلگُلی / میان باغِ انگوری
مغول دختر تو مقبولی / بیا نازک مغولم هی
بیا خرمنِ گلم هی
مغول دختری دُر دُر گوش / مرا ببر به شهر بفروش
به یک من آرد و سی سیر گوش[x] / بیا نازک مغولم هی
بیا خرمنِ گلم هی
مغول دختر اَلَو داره / تهی دیگچه پلو داره
دو تا چشمهای خاو داره / بیا نازک مغولم هی
بیا خرمنِ گلم هی
بخش رباعی یا چارینه:
مغول دختر به سرِ پُل / عرببچه به زیر پُل
بیا نازک مغولم هی / بیا خرمنِ گُلُم هی
مغول دخترِ ای باشی[xi] / ازی خانه تو کَی باشی
بیا نازک مغولم هی / بیا خرمنِ گُلُم هی
مغول دخترِ حلواگر / عرب بچهی سوداگر
بیا نازک مغولم هی / بیان خرمنِ گُلُم هی
از نظریهها، دیدگاهها و داشتههایتان ذیلِ این مضمون خوشحال خواهم شد و سپاس ازینکه میخوانید. فرهنگ و هنر فقط با داشتهها و افزودگیهایش به غنا میرسد.
والسلام
غلام رسول مبین
کابل
29 میزان 1404 هـ.ش.
توضیحات:
[i] . سحر رفته: یعنی صبح هنگام رفته، وقت سحر. رفته حالت اختصار “رفتهاست”، است.
[ii] . کهر: [کَ هَ] (ص، اِ) رنگی باشد اسب و استر را، و در فرهنگ گوید به تازی کمیت خوانند (فرهنگ رشیدی). رنگی باشد اسب و استر را، و آن را کمیت هم میگویند… (دهخدا، ذیل کهر).
[iii] . هی: ضمیر مفرد مغایب مونث به معنی او، آن زن. هی که گاه به تشدید نیز گفته میشود کنایه است از واحد مونث غایب و گاهی یا آن نیز حذف میگردد و گویند: حتاه فعلت؛ ای حتی هی فعلت (لغتنامه دهخدا، ذیل هی).
[iv] . هی: [هَ / هِ] (صوت) کلمهای است که بجهت آگاهانیدن و خبردار گردانیدن در مقام تهدید و تخویف و زجر و استهزا گویند و گاهی در مقام تحسین هم گفتهاند… (دهخدا، ذیل هی).
[v] . اَلَو [اَ لَ / لُو] در تداول عامه، بمعنی شعلۀ آتش، و مخفف الاو است. آتش بزرگ باشعله. آتش بلندشعله. زبانۀ آتش و با کلمات زدن و کردن و گرفتن استعمال میشود. امثال: الو الو به از پلو. در زمستان الو به از پلو است (لغتنامه دهخدا، ذیل الو). در سابق به غور نیز رسم بود که شعلهی آتش که به لهجه عامیانهی غور (خُروُج) میگویند از همسایه میگرفتند و آتش خویش را روشن مینمودند. بیشتر به اثر مشکلات اقتصادی بود و یک نوع همدلی محلی را نشان میداد.
[vi] . دیگچه: [چَ / چِ] (اِ مصغر) دیگ کوچک. دیگ خرد… (لغتنامه دهخدا، ذیل دیگچه).
[vii] . خواو: مخفف خواب. به لهجهی عامیانه خواب را خو/خواو، آب را او و شب را شو… گویند.
[viii] . بَلگ: برگ.
[ix] . حمایل [حَ یِ] (ع اِ) حَمائِل. جِ حماله، در گردن آویخته. دوال شمشیر و آنچه در بر اندازند. جواهر و زرینه که زنان در گردن اندازند و از زیر بغل بدر آورند… (لغتنامه دهخدا، ذیل حمایل).
[x] . گوش: گوشت. جهت رعایتِ وزن، گوشت را با گوش هموزن آوردهاند.
[xi] . باشی: (ترکی، ص نسبی) مرکب از باش بمعنی سر و “ی” نسبت، بمعنی مقدم و رئیس. و آن بیشتر در ترکیبات بکار رود، سردار، رئیس… (لغتنامه دهخدا، ذیل باشی).
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور