X

آرشیف

شرف – عزت و رهبران!؟ ما! 

 

(در رابطه و انګیزه از نوشتهٔ خانم لینا روز به! )

 

شرف، عزت و آبرومندی، جوهر و  ملکهٔ است که هر انسان در وجود خود دارد. این ملکه و جوهر با صیقل، پرورش و پالش روز تا روز براق و براقتر شده میتواهد و به عدم ممارست و عدم رسیدګی روز تا روز تاریک و تاریکتر شده که بعضاً میګویم که این و یا آن آدم وجدان و شرف ندارد و یا برعکس آنرا اظهار میداریم. هست مواردیکه شناخت ما در مورد از انسانها کمتر و یا با انسانهای خوب و یا بد تجارب به خصوص خود را داریم! 

انسان های با اصالت و با رسالت، با وجدان و با شرف  که این ملکه و جوهر در ایشان قوی باشد و ما آنرا بیشتر حس و دیده باشیم در زندګی و محیط خود بخاطر همان اصطلاح، خبر خوب، خبر نیست، کمتر به ذهن ما مانده و اکثر خاطره ها و حافظهٔ انسانهای بد در ذهن ما بیشتر مانده و لذا فکر میکنیم که افرادیکه،  این کمبود را دارند زیاد و افرادیکه این ملکه را کم دارند،  تعداد شان زیاد است! با تجارب پنج دههٔ اخیر منظور ما درین قضاوت که انسانهای با عزت و با شرف کمتر است، قبل از همه رهبران سیاسی و دینی أند! چون اعتماد کردیم و در موارد به بلندی و مدارج رساندیم و یا از نام ما رسیدند، ما را در هر فرصت اول فروختند، و یا پایین شدن از بلندی و بام را با خرابی همه آنچه به بسیار قیمت بلند، بنا یافته بود، بردند و یا سیاست و زعامت را به جیب پر کردن، مقام را به هر قیمت نګه،  داشتن و یا میراثی ساختن و یا با چهار دست و چهار پا به قدرت تکه کردن و مانند آب استاده ګندش همه جاء را ګرفتن،  منتهی شد و در صورت بحث و در صورت بهتر، در تلاش تړضیحات منطقی با ایشان، پیشه و ګفتهٔ همان بچه های سرکوچه را ګرفته أند که: حق بګو، ولی به طرف من! 

لذا افرادیکه ذات  و جوهر  شان  خوب باشد، کمتر میشناسیم و کمتر  تجربه کرده ایم، ولی این محدودیت معرفت ما محدودیت وجود، انسانهای با عزت و با رسالت  نیست! 

رهبران و شناخت از تعداد اندکی از انسان های با عزت و با شرف را که از این جنس خوب و با عزت در این سرزمین داریم و یا داشتیم یا کشته شدند، یا میکشند و یا فرصت زعامت و تبارز نداشتند، چون ایشان نه شارلتان و نه هم به هر قیمت  رسیدن به مال و متاع دنیا و نه مقام میخواهند! بیباک ،  بدی را بد ګفته و به شرارت و بدی، ناروا، نه ګفته و در افشای  شرارت و بدی  آند و هم بیباک با قبول خطر ها درین راه رفته أند! خطر را درین ادای رسالت دیده اند، و میدانند واما ادای رسالت را درین فرصت کوتاه بشری، افضلیت داده، أند، مبارزه کرده و میکنند! 

برماست تا در هر قدم و بدون شناخت شخصی ایشان را یاری  و ممد کنیم! زمانی کف زدن و تشویق هم مدد و کمک است! 

بلی کشور های خورد ، عقب مانده و افغانستان، سرزمین  فرصت برای سیاستمداران بیوجدان و کتله Elite بد ذاتی شده است که عاری از هر گونه تعهد به سمت خاک، مردم، و ملت های خود فقط مصروف این محاسبات بودند و   هستند که کی علایق شان را به هر قیمت، بلی به هر  قیمت،  تامین میکند، کی به انها پول و مقام بالاتری و بیشتر میدهد تا غلام درگاه آن جانب شوندو به مقاصد شوم خود برسند! در موارد خوب، به مقاصد شوم خود برسند، اګر خدمتی به کشور و مردم نیز شد، باک ندارد!

بلی، انسان خوب، انسان با تعهد، انسان دارای ارزش و معیار  در این سرزمین فرصت کمتر تبارز یافته اند ولی تعداد شان به یقین کم و کمیاب و نادر نیست!

بلی ما هم خوبها و خوبی ها رامدد لازم نه کرده ایم، در موارد زیاد سیاست به من چه را پیشه و به دوستان نزدیک سفارش داریم! ( سکوت در محل بیان، بیان است!). 

بلی نسل انسان های با وجدان در رهبری و زعامت در افغانستان رو به انقراض بوده، شارلتان ، بی حیا، وطنفروش و خاین بیشتر فرصت یافته است! 

به لحاظ، به لحاظ شرف و انسانیت، این سیاسیون چطور میتوانند ، بدون اندکترین شرم و حیا، از دشمن تجربه شده و تاریخی چون استابلشمنت پاکستان  و ادارهٔ ای اس ای برای ګویا نجات و آزادی کمک میخواهند و با ایشان کار میکنند و با قبول تمام دنایت و پستی دست به دامن و پایینتر از دامن ایشان برده و محکم ګرفته و بدون اندکترین شرم از آن دفاع میکنند و با تمام دیده درایی،  دروغ میګویند و ګمان میکنند که مردم (ګویا) کور و کر أند! 

به لحاظ خدا، چطور شده میتواند، وزیر مالیه و اقتصاد کشور با دوکتورا و القاب اکادمیک بیاید و برای ملت تأکید کند که: «ًطالبان حق رفت و آمد و تجارت را از مردم افغانستان نباید با بسته کردن دروازه های طور خم بګیرند! مګر این پاکستان نبود که در ۵۰ سال أخیر، به چنین عمل خاینانه ږ، دست زده ، منافع  و مصالح افغانستان و منطقه را ناجوانمردانه و خاینانه تلف کرده و آغاز بسته شدن این دروازه ها در قضیهٔ أخیر هم باز جانب پاکستانی! شرف و عزت این رهبر نما ها و اکادمیک ها کجاست که از حق و منافع ملت افغان و افغانستان دفاع میکردند و بکنند؟ شرف و عزت دارند؟ شرع ظاهر را میبیند و بر دلها الله متعال دانا است، لذا به یقین که عزت و شرف هم ندارند! 

بلی 

در جامعهٔ ما، فقدان رهبران، زعما، انسان های جوانمرد،  انسان های عیار، انسان های که از خود میگذرند ولی از ارزش ها و معیار ها و مصالحذانسانذو  انسانیت، هرگزنه، کمتر در ستیج سیاسی رسیده و یا فرصت تبارز کمتر یافته  و اګر احیاناً رسیده، و فرصت یافته، کمتر تاب آورده و کمتر باقی مانده اند! 

هست مواردیکه عدهٔ قلیل شان، به خطاء و اشتباهات خود و لو نیمچه و به صورت غیر کامل و یا منحرفتر، پی برده، در تلاش تلافی أند، ولی فراموش کرده أند که دیګر حق رهبر و زعیم شدن را ندارند، و باید مانند سرباز در تلافی و کفاره و طلب مغفرت بروند ، اکت و توقع نه کنند که قحط الرجال است و ایشان، باز  از همان موقف و پروتوکل دیروز باید بیایند و یا با ایشان باید از همان موقف باد آوردهٔ  دیروز  برخورد شود! 

زندګی و فرصت ما کوتاه است! تا دیر نه شده باید خود را اصلاح کرد! 

و کمال کار درین مقام : ۱/ ایمان به حق، ۲/ عمل به حق، ۳/ نصیحت یکدیګر به حق!  ( والعصر ان الانسان لفی  خسر…). 

الهی ما را هدایت نیکی کن!

 

امین

د ص سعیدی 

۲۸/۱۲/۲۰۲۵

۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب