آرشیف
شرح شعر جذبۀ ابعاد عشق، شاعر: رسول پویان
راصل نواب
شرح شعر جذبۀ ابعاد عشق
شاعر: رسول پویان
جذبۀ ابعاد عشق
دانش ار ابعاد هستی را هویدا میکند
بُعد مفهوم وسیع و تازه پیدا میکند
بُعد اول تا سوم در چشم انسان جلوه کرد
بعد چارم را زمان در ایده خوانا میکند
بعد پنجم میکند آزاد انسان را ز بند
حال و پیشین را یکی در ذهن فردا میکند
مرزهای ظاهری را علم برهم میزند
بودن انسان را ممکن به هرجا میکند
بعد ششم قدرت پرواز را افزون کند
در جهانهای موازی بال و پر وا میکند
کاپی خود را به آسانی به هرجا بنگرند
در فرایند شدن بس دیده بینا میکند
بعد هفتم را نه آغاز و نه انجامی بود
دانش نو محشری گویی که برپا میکند
بعد هشتم و نهم را گر بیاری در نظر
آنچه ناشد بوده در عالم مهیا میکند
بعد دهم هیچ قیدی را نمیدارد قبول
بیرق آزادی بیحد بالا میکند
حالت مطلق نمیگردد ز تنهایی برون
هستی خود را درون ذرۀ خنثی میکند
ذات هستی را ز بعد یازدهم جویا شوید
گویی دید عقل کل حل معما میکند
از انرژی ریسمانها را به جنبش آورد
گوهر بود و شدن را پرتجلا میکند
هرچه دل در زینۀ ابعاد بالا میرود
رازهای هستی در هستی افشا میکند
گوهر هستی نمیگنجد در شرح و بیان
موجهای ذرگان را چشم رؤیا میکند
تا انرژی میدهد عشق و محبت زندهدل
در جهان بیسر و پا شور و غوغا میکند
جذبۀ عشق افکند موج انرژی را به دام
آن که مجنون را اسیر زلف لیلا میکند
همدمی گر پاس عشق و همدلی آرد بجا
در جهان بیکران دل سفرها میکند
جذبۀ ابعاد عشق و مهر دلها زنده باد
آن که تنها قطرهها را بحر و دریا میکند
عشق را با عینک رنگین نمییابد کسی
عشق دلها را ز یکرنگی مصفا میکند
8/7/2023
۱. این شعر رسول پویان را میتوان از چند لایۀ همزمان خواند: فلسفۀ هستی، علم و کیهانشناسی، عرفان نوین ویژۀ پویان، و زیبایی عشق، رؤیا و تخیل. نکتۀ مهم این است که نباید مفاهیم علمی شعر را الزاماً گزارههای دقیق فیزیک معاصر دانست؛ شاعر از «ابعاد»، «ریسمان»، «انرژی» و «جهانهای موازی» به عنوان زبان مشترکی میان علم و تخیل فلسفی استفاده میکند.
۱. معماری کلی شعر: از دانش به عشق
ساختار شعر بسیار معنادار است. حرکت آن تقریباً چنین است:
دانش → ابعاد هستی → شکستن مرزها → آزادی → جهانهای موازی → پرسش از هستی → انرژی → عشق → همدلی → وحدت
یعنی شعر در آغاز ظاهراً دربارهٔ علم و ابعاد جهان است، اما در پایان معلوم میشود مقصد اصلی شاعر عشق است.
به همین دلیل عنوان، «جذبۀ ابعاد عشق»، بسیار هوشمندانه عمل میکند. «بعد» در ابتدا اصطلاحی علمی به نظر میرسد، ولی در پایان معنایی روحانی پیدا میکند: همان گونه که هستی ابعاد گوناگون دارد، عشق نیز گویی ابعاد گوناگون وجود انسان را به هم متصل میکند.
۲. فلسفۀ شعر: هستی چیزی ثابت و بسته نیست
از نخستین بیت:
«دانش ار ابعاد هستی را هویدا میکند»
شاعر هستی را یک واقعیت تکلایه نمیبیند. جهان برای او چیزی نیست که تماماً با حواس معمولی قابل مشاهده باشد.
این نگاه، یک پیشفرض فلسفی مهم دارد:
آنچه میبینیم، تمام آن چیزی نیست که وجود دارد.
در نتیجه، «بعد» در شعر فقط یک مفهوم هندسی نیست؛ استعارهای است از سطوح ناشناختۀ واقعیت.
در ابیات بعد، این ایده رادیکالتر میشود:
«مرزهای ظاهری را علم برهم میزند»
اینجا علم نقش «گشاینده» دارد. علم صرفاً اطلاعات جمع نمیکند؛ بلکه مرزهای تصور انسان را جابهجا میکند.
این یکی از زیباترین مضامین فلسفی شعر است:
هر کشف علمی، علاوه بر اینکه چیزی را به ما نشان میدهد، چیزهای ناشناختۀ بیشتری را نیز آشکار میکند.
پس دانایی در این شعر پایان جستوجو نیست؛ آغاز حیرت است.
متن کامل اینجا در فایل پی دی اف
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور