آرشیف

2015-2-4

nazhatinfo

شرایط دشوار و راه بـــــــــــرون رفت از آن

 

آن چنان که اوضاع و شرایط دشوار دو قرن گذشته, و خاصتاء در پنج دهه اخیر,که کشور حاوی درامه ها و تراژدی های است که شاید چندین نسل آیندهء این سرزمین  نتواند از جغرافیای مصیبت  ناشی از ان قامت افراشته, و جهت زدودن آثار وعلایم الم بار آن مسیر درستی راترسیم, وراه برون رفت وخروج  از این ورطه دردناک را نشان دهد. بدبختانه تلاش های متفکرین ودانشمندان ؛وروشنفکران افغانستان متاثر از تفکرات وایدیولوژی های متفاوت  نوسانی بوده ؛ازگزینش اندیشه ها وتیوری های ساختاری برای جامعه خویش عاجزبوده اند.جای شک وتردید نیست روشنفکران مشروطه خواه کشور با طرح وتدوین برنامه منسجم   جهت برون رفت ازاستبداد قرون اوستائی تدوین نموده, ودرراستای رسیدن به آرمان های مشروطیت به هر وسیله ممکن انقلابی مبادرت جستند .بدبختانه نسبت رهبری ناسالم وعدم تجارب دراین عرصه به زودی درگیر بحران فزاینده گردیده به اثر دسایس استعمارواستبداد داخلی به شکست مواجه گشتند،ولی موقعیت جغرافیای کشور وتاثیر مداخله ابر قدرت ها به تداوم طولانی استبداد کمک نمود,که عقب مانده گی ناشی از این استبداد نسبت به دیگر کشورهای منطقه ما نهایت دردناک بود ،بعد از این عقب گرد تاریخی ،روشنفکران ودیگر اندیشان جامعه ما بازهم جهت جستجو و برون رفت از وضع اسفناک اجتماعی درتلاش و تکاپو بوده اندولی بادرد ودریغ فراوان اوضاع اجتماعی،اصطکاک اندیشه ها وتفکرات روشنگران وروشنفکران   با مواضع تند وافراطی سیاسی که برمبنای برداشت های عقیدتی آنها استواربوده, منتج به برخورد های شدید درعرصه ها سیاسی اجتماعی گردید وروشنفکران نتوانستند که با تحمل اندیشه و تفکرات همدیگر با هم در همسوی و سازش باشند, تقلید و کاپی عقاید به اصطلاح تند ترین و افراطی ترین مواضع سیاسی درمتن روشنفکری  مصیبت عظیمی را بار اورد,به گفتهءحمزه واعظی "روشنفکر وجریان روشنفکری در افغانستان حدیث آشفته حالی و پریشان رفتارای است که پیوند تفکیک ناشدنی با ویژه گی ها و خصلت های فرهنگی اجتماعی جامعه افغانستان دارد"  (  1   )
واقعیت چنین بود"حدیث آشفته حالی " روشنفکران از آغاز پروسه, فعالیت ها سیاسی اجتماعی تا اکنون همان مسیر انحرافی تخطی و عدول از موضع سازش عدم تحمل را طی می نماید،بطورنمونه برداشت ها ی تقلیدی از اندیشه های مواضع چپ در کشورحاوی شعار های ذهنی بود, که عدم درک و شناخت معرفت اجتماعی را به همراه داشت, که فقط با پیروی ازیک سلسله تیوری ها و فرضیه های ذهنی استوار بود،که هیچ گونه سازگاری به وضع اجتماعی سیاسی فرهنگی خاصتآ دینی این جامعه نداشت, این روشنفکران در این وضعیت ناهنجار با مشت های گره زده فضا وهوا را میکوبیدند که این حرکت به اصطلاح کوچه بن بست بودکه فاجعه آفرین شد!
"واقعیت این است که درافغانستان به دلیل نازائی جریانات فکری سیاسی مقوله روشنفکری ظرفیت وکیفت تبدیل شدن به یک جریان زاینده وپاینده را کمائی نکرده است"  (2) 
به طورمثال روشنفکران چپ باگرایش و تقلید از اندیشه های تیوری اجتماعی نمودن وسایل تولید ،و رسیدن به ارمان های تخیلی دموکراتیک اتکا به تطبیق خشن دیکتاتوری پرولتاریای وحرکت به سوی تک محوری و تک حزبی مسیری اشتباه آمیزی را پیمودند و حتی با برخورد عصبیت های روشنفکرانه و با دوجریان چپ با اتهامات واهی به یک دیگر میتاختند با کاربرد مقولات ومفاهیم دگماتیستی  ،ریزیونستی به هم, حلقوم یک دیگر رامی فشردند, وتحت تاثیر این عقاید تعداد ازاندیشمندان ومتفکرین که با تفاوت اندک ایدیولوژیک سخن میگفتند به ارتداد سیاسی متهم نموده اورابه قتل گاه و کشتارگاه ها می فرستادند حتی این جریانات فکری هنوز هم بعد از یک دروره حاکمیت  ,طوطی وار ومقلد گونه هنوزهم درهمان مسیر درحرکت اند فقط با به کاربرد آن کلیشه ها و واژه ها علل سقوط  کمپ بزرگ جریان چپ را انحراف شخصیت های  مطرح در رهبری این جریانات فکری میدانند،درحالیکه  این جریان ازابتدای آغاذ حاکمیت در 1917 میلادی تا حال تخطی و عدول از ایدیولوژی ایده های مارکسیزم را که بانی آن کارل مارکس طرح وتدوین نموده بود درشرایط خاص روسیه قابل تطبیق ندانسته با ارایه نظریات جدید ساختاری جهت ایجاد یک جامعه بدون طبقات اصول مرامی شرایط انقلابی آن اندیشه ها را نفی نموده بودند.و شاید یکی از عوامل سقوط درهمین راستا باشد و علل دیگر را نیز نمیتوان رد نمود.
"حدیث پریشان رفتاری" را نمیتوان تنها در جناح چپ ، دراصول ها وباورهای آنها دانیست ،بلکه اندیشمندان ومتفکران دینی در عرصۀ  تفکرات وبینش های سیاسی, راه بیرون رفت از معضلات اجتماعی کشور نیز, با موضع گیری متفاوت ونا متجانس در عرصۀ سیاسی کشوردوچاراشتباهات فاحش گردیدند,  بعداز پیروزی انقلاب اسلامی افغانستان این مواضع گوناگون در حقیقت آفرینندۀ بحران زیاد بود.وحالت موجود هم برداشت نا همگون از وضع اجتماعی وسیاسی کشور از تشدد وپراگندگی فکری دراین عرصه است,جریان مطرح جهت هژمونی کشورهای اسلامی به دو گرایش عمدۀ مذهبی درارتباط تنگاتنگ قراردارند.
 1 .طرح ها وآرمان های ارایه شدهء اسلامی متاثر از اندیشه های تشیع ،خاصتا بعداز پیروزی انقلاب اسلامی ایران, این جریان فکری وارد فازجدید انقلابی گردید .
2-.اعادۀ خلافت اسلامی اهل تسنن با دو گرایش متفاوت جامعهء تسنن ،وجوه این حرکت های انقلابی ظهور اسامه بن لادن که زایش انقلاب اسلامی افغانستان است, که فعلا مظاهر مبارزۀ تند وافراطی آن نه تنها جهان اسلام را متاثر ساخته, بلکه خطرات جدی برای کشور های اروپایی وامریکایی هم بوجود آورده است .از این سبب این برداشت های متنوع در باره ء دیگر گونی های اجتماعی در افغاستان که یک جامعه سنتی وعقب مانده میباشد مشکلات جدی را بار آورده وکشور مارا به یک آزمایش گاه ولابراتوار اندیشه های متفاوت ساختاری مبدل نموده است .
مسوولیت ورسالت تاریخی روشنفکران وروشنگران حکم مینمایید با در نظر داشت این بحران تشدد وپراگندگی اندیشه ها وتفکرات ،با ارایۀ طرح ونظریات ملی راه بیرون رفت  از این بحران را در یابند ،متاسفانه این رسالت ومسوولیت عظیم را بدوش کشیدن عمل مشکل وطاقت فرسای خواهد بود.
"مهمترین ویژگی روشنفکر تولید اندیشه وباز تولید تفکر است اما روشنفکران افغانی فقیرترین نیروهای روشنفکری بوده اند که نه تنها سهم اندکی در تولید اندیشۀ منطقی نداشته بلکه از ایجاد فکرئی موثر در حوزۀملی هم نا توان بوده اند ……." (3)
از این سبب جامعه ما به یک فقر ایدیولوژیک جهت تغیرات اجتماعی مواجه است که نمیتواند جامعه را بسوی حل مناقشات ومعضلات ملی وبین المللی رهنمون گردد ،امید واری وروزنه های تحرک وحرکت جهت ایجاد وتولید اندیشه و تفکر ملی در جغرافیای این سرزمین بلا کشیده در حال نسج وقوام است،روشنفکران زیادی با ارایه وتولید تفکرات جدید به مقیاس وحالت وجودی کشور, در حالت زایش وتولد است ،میتوان به نگرش های مثبت به آن توجه وعلاقمند بود ,این خلای اندیشه وتفکر ملی
با جهد روشن ضمیران وروشنفکران عرصه های گوناگون اجتماعی درحال بارور شدن اند, که از آن جمله  عزیز آرین فر ،محمد عالم افتخار،دوکتور صاحب نظر مرادی ،دوکتور عبدالطیف پدرام ودوکتور مهدی ودیگران را   نام برد.
 
                                                                                      
1-حمزه واعظی شمارۀ3و4 خط سوم صفحه 156
2- حمزه واعظی شمارۀ3و4 خط سوم صفحه157
3-حمزه واعظی شمارۀ3و4 خط سوم صفحه 157