X

آرشیف

سیه چشـمـــــــــان

 
 
سیه چشمان بیا که سرد است کاشانه ام  
بی تو خاموش گشت چراغ خانه ام 
زان روزی که دیدم آن چهره ماهت 
با یک نگاهت مست و غزل خوانم   
دارم به سینه صد هوس یار جانی 
نشد پوره یکی ،در زندگی پریشانم 
شدم مست رویش ساقیا می بنوشان
زرشک رویش دل جولانم  
درد نواب ندارد هرگز مدوا
ناسور گشت زخم دل  بلبل گلستانم  
 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب