آرشیف
سیاستمدار چرا رنګ میبازد؟
دوکتور صلاح الدین سعیدی
قبل از همه به مطالعهٔ اخلاقی ها، وزیر مهاجرین زمان جمهوریت از دستهٔ ستمیان!
سیاست مدار، رهبر و زعیم قوی سیاسی، صاحب نفوذ و با اتوریته نمی تواند، آنچه دل تنګ و تمایلات درونی اش متأثر از تجارب بد شخصی و محیطی اش، نظریه پردازی کند و یا خطوط سیاسی خود را به صورت تجریدی تعین و ملت را شنوا و قبول کنندهٔ افکار و لاطیلات خود به هرقیمت بسازد و توقع کند که ګویا مردم و جامعه کور و کر هستند و ملت از ایشان اطاعت خواهند کرد!
ما زمانیکه در بخش از موارد تأکید داریم که عصر لوبه جرګه های عنعنوی ګذشته و حال هر فرد عوض کلان قوم و قبیله فکر، تصور، برداشت و موضع خود را دارد، به نحوی هر شهروند تصمیم ګیر هست و به شکل کور و کر دیروز به عقب خان، ملک و ملا نمی رود، به همین بحث و به همین موضوع هم ارتباط مستقیم دارد، لذا بر اصل یک شهروند و یک رأی تأکید دارم، که رهبر، پیشوا و سیاست مدار و پیشتاز جامعه در همین استقامت و در همین چوکات خواست و ضرورت ملت و شرایط داده شده فرصت مانور و تنظیم افکار و به نحوی محدود استقلال خود را نیز دارد! حرکت خارج ازین حلقه و خارج و یا در خلاف خواست مردم و ملت، سیاسی و پیشتاز را تجرید و استفراق میکند! چیزیکه بخاطر همین روشها و عوامل بیرون از ارادهٔ ملت، مخالفین طالب را به آن مواجه ساخته و جنابان از جمله اخلاقی ها آنرا ولو به نحوی انحرافی و به جانب خود اینک اقرار میکنند!
اخلاقی ها و امثال أن سیاسیون معترف نیستند و این شهامت را ندارندکه عامل مباشر ومستقیم این حالت خود شان نیز بودند و هستند!
عوامل دور و نزدیک فرعی دیګر مانند سایر پدیده نیز وجود خواهند داشت و دارند، اما عامل خودشان عوامل برجسته و بنیادی هستند!
جامعه افکار منحرف رهبر و زعیم!؟ سیاسی در خلاف خواست ملت، عامل اصلی خمود و جمود موجود در فضای سیاسی افغانستان است و اګر این سیاسیون در افکار و طریق کار خویش تغیر وارد نه کنند، در انزوای بیشتر خواهند رفت و حد اکثر در پپ ها، بیرخانه ها و پارک های جهان در مهاجرات به انقراض خواهند رفت!
واقعیت این هست که خطوط و استقامتهای قومی کاری در یک جامعه به سلسلهٔ مراتب برعکس یعنی در صورت انعکاس خواست و ضرورت ملت و جامعه رونق ګرفته و تنظیم درست شده میتواند که در آنصورت به خمود و جمود موجوده مواجه نه شواهد! بلی این خواسته ها زمانی قوت دارند که در چوکات خواست و ارزو های ملت بوده ، احتیاجات و صدای شان را منعکس کنند و به این ترتیب از ضعف، نا امیدی و اضمحلال بیرون شده و رونق مؤثر ګرفته میتوانند!
اما امروز دقیقاً به علت تخلفات خود مخالفین طالب از خواست و آرزوهای ملت با وجود بخش از امکانات ایران، پاکستان و میدیایی مربوط شان نتیجه معکوس و منفی هست و از وضع که خود ایجاد کرده أند شکایت دارند!
خدمت شان عرض کنم که:
علت اینکه سیاستمدار ضد طالب چرا بیشتر رنګ میبازد، چنانچه ګفته آمدیم عمدتاً در کار ، افکار خطاء ها، با تاکتیک فریب و خطای خود شان هست! در موارد استراتیژی قربانی تاکتیک هم هست که برای رسیدن به هدف رهایی دست به دامن دشمن بنام پاکستان میزنند و آز آن شرم هم ندارد! مردم در وجود سیاسی و پیشتاز خدمتګار و بلند کنند صدای رنج و آزار شان را دیدن میخواهند، نه آقا، بادار و به قدرت رسیدن مجدد دزد و شارلتان سابق بار دیګر و از نو؟
عملکرد مخالفین حاکمیت موجود طالب، افراد سیاسیون نما، خو سقوط دهندهٔ جمهوریت به مفهوم ارزش و قرار اظهارات سالنګی ( نطاق داکتر عبدالله عبدالله) در خود به ظاهر جمهوریتیها بودند! سالنګی علناً در مصاحبهٔ زنده تلویزیونی یکنیم سال قبل اعلان کرد: ما و نیرو های نظامی ما به نتیجه رسیدیم که دیګر از جمهوریت …دفاع نه کنیم و … . درین عمل برعلاوهٔ مصروفیت به دزدی و چپاول میخ آخر نیز به تابوت خود شان در دید و باز دید های آن وقت به پاکستان، خود نیز زدند! حتی و از جمله در اظهارات عمران خان ( صدر اعظم پاکستان آنوقت بود که برای این افراد و نظامیان پاکستان در مجالس علنی و سایر اظهارات) توصیه و اعلام میکرد که: « در آیندهٔ قدرت سیاسی افغانستان طالبان و شما نیروهای سیاسی شمال شریک أید و ..). ( تصادفی نیست در موضع دفاع از عمران خان زندانی ، دهن به دفاع از عمران خ. به دهن آورده نمی توانم، چون اکثریت مطلق سیاسیون پاکستان به شمول عمران خان دشمنان قسم خوردهٔ افغانستان أند! جنرال زید حامد و … باشند در جایش!)!.
عدم قوت و رکود امروز مخالفین طالب ذکر شدهٔ جناب اخلاقی ها و عدم موفقیت بعدی در برابر حاکمیت مطلق العنان وجود افکار و سیاسیون هست است که به روش به قدرت رسیدن بن اول و کسب اعتماد استخبارات خارجی باور دارند و به آن متمرکزند! در ین راه با بسیار بی حیایی به استخبارات دشمن تاریخی افغانستان، یعنې ای اس ای به مناسبت های مختلف ملاقات و دست عذر و زاری دراز کرده أند و ازین موقف خویش، اندکترین حیاء هم ندارند! درآنجا و تحت نظر پاکستان به بهانهٔ کنفرانس و نشست، راه نجات ( رسیدن به زور و زر مجدد) را میجویند، به ضد قوم پشتون و هویت افغانی و تمامیت ارضی افغانستان به صورت دوامدار علناً استدلال و برنامه های بسیار منحط و ذلیل روی دست دارند، از صد ها مثال حتی از اظهار این پستی و رذالت هم حیاء ندارند که: « کاش دو سه زلزلهٔ دیګر مانند زلزلهٔ کنرها و … در مناطق دیګر پشتون نشین افغانستان نیز شود.».
این افراد و دلقک ها نظام فدرالی در افغانستان را در تمام موارد، خلاف تمام ارزشهای دولتداری و به حساب قوم و زبان مطرح و میدیا غېر ملي و اجیر این افکار ضد ملی و ضد افغانی به آن رنګ و پرداس زرین ( ګالوانیزیشن) بیشتر میدهند!
بلی، بخش دیګر از عوامل رکود در سیاسیون موجود ضد طالبانی، همان حرکات ملی و عمرانی حاکمیت طالب نیز هست که پروژه های موجود زمان جمهوریت را با امکانات کم مالی رنګ و رونق داده، شکسته و ریخته در خلاف توقع، یکی پی دیګر عملی میکنند! اګر حاکمیت موجود طالبان در مهارکردن آب و تولید برق و سیاست های ضد پاکستان درایت موجود ملی را ادامه دهند، حال سیاسیون ضد طالبان که به هر قیمت به قدرت رسیدن خواب میبینند، زار و به رکود بیشتر مواجه خواهد شد!
بلی انکشاف غیر متوازن اقتصادی نظام جمهوریت که زور واکان و مافیا با ګرفتن امکانات مادی از حکام پراشوتی، بخش های از افغانستان را بیشتر کار عمرانی کرده ( تفاصیل در نوشتهٔ داکتر نوراحد خالدی – افغان جرمن آنلاین)، و از پول های این پروژه ها و لو غدودی از ګاو در مناطق خود مصرف کردند! پول بند آب و برق ( بند بالای دریای لوکر و …) را به زور از دست حاکمیت پراشوتی ګرفته و به ساختن مقبره های میلیونی عزیزان خود در بدخشان و … مصرف کردند! این یک مثال نیست، صدها مثال وجود دارد و یک یک اختلاس بزرک شان اختلاس کابل بانک هست که در آن دهها متخلف، به شمول وزیر، رئیس، معانان رئیس جمهور و رئیس جمهور متخلف و مجرم مشهود أند و هستند! مخالفت با حاکمیت مطلق العنان طالب شوق بازګشت متخلفین سابق و جمهوریت به هیچ وجه نیست! این مخالفت به معنای حاکمیت مردم و انتخاب مردم در چوکات ارزشهای اسلامی و داشتن فرصت انتخاب برای همه هست! وزیر و رئیس حق دارد مانند شهروند نظر و موقف خود را داشته باشد، اما حق ندارد با خط کشي نظر و موقف خود را بر دیګران تحمیل کند و ملت را از انتخاب افکار، اندیشه ها و نسخه های مطرح در جامعه در چوکات و با قواعد و قوانین مطرح، محروم سازد! بار دیګر، متمدن ساختن زندګی سیاسی، تطبیق قوانین مشروع و مدون، فرصت به ملت در چوکات قوانین و ارزشهای اسلام است و این فرصت دادن به هیچ صورت تنازل از ارزشهای خود و به این ترتیب توهین به خون شهدای خود نیست!
و حال که این را ګفتیم، باید اضافه کنم، آنهایکه سرباز خود را به ترحم دشمن ګذاشتند و دشمن ایشان با بسیار بی رحمی، حتی بعد از تسلیمی قصابی و ذبح کرد، حق ندارند تحت هر عنوان دعوای رهبری و زعامت مجدد کنند! نوبت شان ګذشت و امتحان ناکام زعامت خود را دادند! حال قحط الرجال نیست و با ملت سالاری انتخاب ملت درین راستا باید تصمیم ګیرندهٔ اصلی شود و قد بلندک مجدد ناکام ها نه درست، نه اخلاقی و نه هم درایت خوب سیاسی هست!ً این افراد حد امثر مانع تصمیم ملت نه شوند و فرصت دهند و کمک کنند که ملت انتخاب جدید خود را داشته باشد! صلاحیت و کار شان درهمین خلاصه شده میتواند! هرګونه توقع و اکت بالاتر ازین مردود مردو و قابل قبول نیست!
یکدسته بودند و دیکتاتوری مطلق العنان، تعلیق قوانین نافذ، عدم وجود قوانین مدون و مشروع و غیر مشروعیت سیاسی یک حاکمیت، انزوای سیاسی جهانی، عدم باور بر مشروعیت سیاسی متداول، سیستم یک حزبی زمان کمونیستی و … برای یک حاکمیت صفت های خوب نیستند که عدهٔ از بیسوادان سیاسی آنرا مثبت ارزیابی میدارند!
و بلاخره چنانچه در بالا مستدل آوردیم، فرد و شخصیت و زعیم راه حل و نسخهٔ خروج از بحران نیست و نباید باشد!
رهبران و سربازان دایمی وجود ندارند و انسان تا دم مرګ تخلف و خیانت کرده میتواند،
لذا قهرمان دایمی در زنده ها وجود ندارد!
به این ترتیب در چوکات رکود و جمود موجود نسبی در سطح سیاسی ضد حاکمیت مطلق العنان طالب که اخلاقی ها به آن نیز باور دارند، عمدتاً سیاستمدار و مغز متفکر مخالف طالب را کسانې تشکیل میدهند که عامل سقوط جمهوریت و صدها بې عدالتی در نظام جمهوریت شده، به تصفیه های قومی و زبانی پرداختند و حال چیزی برای ګفتن و پیشکش کردن هم ندارند!
تکرار تجلیل های روز شهید در اروپا و اظهارات و عملکرد های غیر اخلاقی، غیر انسانی و فاشیستی علمبرداران شان به ضد قوم و زبان های ملی افغان در وجود میدیا و اتصالات امروز، مخالفین حاکمیت طالب را به رکود، اضمحلال و نابودی خواهد برد!
در ملاء عام و به صورت علنی و در پیش کمرهٔ تلویزیون ګفتن: پشتنونها بشنړید: این مرتبه بیاییم زناهای شما را … خواهیم کرد و ….» این همه را مردم میشنوند و قضاوت میکنند! علمبرداران مخالف حاکمیت طالب با تمام وقاحت اعلان و اعلام میدارند که تجزیهٔ کشور راه حل است! عدهٔ زیادی میشنوند و ساکت اند تا متضرر نه شوند و موجب خشم و دشنام و تهاجم سګهای ولګرد و ولګردها قرار نه ګیرند و برای من هم به سکوت توصیه میکنند!
بر مخالفین حاکمیت غیر مشروع، حاکمیت توتالیته و مطلق العنانی هست که در روش کاری و افکار خود تغیر بیاورند، حد اقل حال بر برنامه های تمرکز نه کنند که سبب تفرقه شده و باید بر مشترکات که مشترکات همه هست تمرکز و بقیه موارد بعداً در چوکات قانون اساسی کشور باید حل شوند!
بر مخالفین توتالیته و مطلق العنانی هست که دست از افکار فاشیستی و ضد اسلامی بردارند، به نسخه و راهکار و سیستم ملت سالاری مانند یک میکانیزم بدون رهبر و زعیم تراشی توافق کنند و در اولویت کاری خود، بدون تمرکز به اظهارات و مواضع ایکه ایشان را متفرق میسازد، متمرکز شوند! درین میان بخش از افکار و نظریات و از جمله نزدیک کردن حاکمیت به ملت و تدابیر عدم تکرار بیعدالتی های کادری، قومی و زبانی راه حل چوبک زدن در کثافات ګذشته و ایجاد نفرت و کینه و انتقام و تجزیه ندارند! امیر عبدالرحمن پسر افضل خان وارث پادشاهی امیر شیرعلیخان متوفی نبود و پسر أمیر ( أیوب خان ) مردانه وار در میوند علیه استعمار میجنګید و جهت انتقام از وی جانب استعمار و روسها از مهمانخانهٔ یازده سالهٔ آسیای میانهٔ خود، با عساکر ازبک و ترکمن در افغانستان عبدالرحمن را به قدرت رسانیدن و عبدالرحمن خان را من به قدرت نه رسانیده و نه در آوردن آن نقش داشتم تا حال فاشیست های قومګرا آنرا به رذالت و شرارت قومی امروز بکار برند! همین عبدالرحمن خان کله منار از مخافین خویش از مردم شینوار نیز ساخت! برای وی قوم و زبان مطرح نبود و تحکیم قدرت خود را و وسعت حرمسرای خود را خود مرکز مبارزهٔ خود ساخته بود! سیاستهای وی بود که عدهٔ از افغانستان مرکزی سر به سلامت کشیدن و به کویته پاکستان و ایران جابجا شدند و ایشان را استخبارات دشمن در جمهوریت بر ما سیاسیون افغانستان ساختند و تا امروز علیه افغانستان استفادهٔ سوء میکنند!
مخالفین حاکمیت طالب در افغانستان، تحت نام فدرالی افغانستان را به تجزیه میبرند و دهها تخطی دیګر که ملت افغان چشم و ګوش باز دارد!
پشتون را با تمام شواهد تأریخی در افغان و افغان را در پشتون خلاصه کردن و این هویت را که (افغان) کلیمهٔ پشتو نیست و پشتونها در انتخاب آن اصطلاح اصلاً نقش نداشتند ولی حال هویت هست، مانند امریکو که نام دوست نقشه کش ایتالوی هست و حال هویت شده، با هم خلط و مزج کردن و این هویت را مخالفین موجود طالب به شمول مجیب الرحمن رحیمی ها قبول ندارد و خانم کوفی و امثال انرا سوء استفاده میکنند!
مسلم که این عوامل و مواضع مخالفین را از جامعه تجرید میکنند!
مسلم که شمار معدود از نویسنده ها یا بنابر قلت معرفت و یا به علت وسعت تأثیر پشتونها در این مرز و وبوم، در مقاطع تأریخ، پشتون را با افغان مغالطه نیز کرده أند، اما حال افغان هویت هست که از جانب هند و جانب ایران امروز ( الواح کوروش کبیر) به تمام ساکنان و تمام اقوام ساکن در کوه پایه های هندو کش اطلاق شده هست! این از ییرون داده شده ، انتخاب ما نیست!
مخالفین طالب درین استقامت نیز زهر پراګنی های فاشیستی زیاد دارند و این به رکود و اضمحلال این طرف می أنجام، حالتیکه جناب اخلاقی از حالت رکود مخالفین طالبان یاد آوری و اعتراف دارد!
جو و فضای بین المللی هم متفاوت شده و دیګر آمریکا یکه تاز جهان نیست!
اصول اخلاقی در جهان به اضمحلال و انحطاط رفته و آنچه در شرق میانه و علیه فلسطینی ها به وقوع پیوست و یا در غزه به دست مجریان جنرال عاصم منیر پاکستانی در حال اجرا است، جهان را به بحرانهای جدید انحطاط اخلاقی برده و انسانیت به آن شرم دارد!
برای خروج از بحران و تراژیدی امروز در افغانستان، تامین حقوق شهروندان افغان و در مطابقت به ارزشهای اسلامی، ایجاد حاکمیت مشروع و در نهایت امر بخاطر جلوګیری از به هدر رفتن خدمات کرده ګی طالبان، تا دیر نه شده، اشد ضرورت است تا حاکمیت طالبان در افغانستان نیز در طرز تفکر دولتداری خود تغیر وارد کنند و از استکبار در برابرملت افغان دست بردارند!
شریک ساختن ملت دعوت به افغانستان جهت بیعت و رفتن به بند امر و نان خورد و تشناب رفتن نیست!
حاکمیت طالبان منزوی از جهان هست و چند به رسیمیت شناسی را که صورت ګرفته، برای افغانها و افغانستان نیست، بلکی در تقابل بزرګ ابر قدرتها، برای منافع خود شان است! این را موفقیت تلقی کردن فریب خود هست!
ملت سالاری تنازل از ارزشهای اسلامی نیست و رفتن به ملت مجاهد و مسلمان افغان، در عالم اسباب یک أمر اجتناب ناپذیر هست!
مراجعه به ملت در چوکات ارزشهای اسلامی عدول از اساسات اسلامی نیست!
لذا جنابان اخلاقی قبل از شکایت از وضع رکود و جمود در جبههٔ مخالف !؟ طالبان باید ګناه و تخلفات خود اعتراف و خود را اصلاح کنند!
اعتراف فرصت توبه، حق هر انسان هست، ولی اعتراف به تخطی و خطاء فرصت انتخاب و پیشکش کردن مجدد خود را به عنوان رهبر و زعیم ، از وی و امثال آن منتفی میسازد و این همان ترس هست که کل ملت از آن دارد!
رهبران و مجریان ناکام و تجربه شده، صرف مانند سرباز میتوانند در تلافی ګناهان خویش تلاش کنند و برآیند! حق زعامت مجدد را ندارند!
باید هریک از ما به عمل کردهای خود مراجعه کنند! عامل این حالت به صورت عمده را قبل ازینکه در دیګران جست، باید در عملکرد و طرز تفکر و کار خود یافت و در رفع آن کار صادقانه کرد!
افغانستان و وضع رقت بار موجود به یک پلاتفورم وسبع ملی به شمول طالبان ضرورت دارد که اصول و اساسات فوقملی، اسلامی، اصول قبول شدهٔ عام متمدن و سیاسی را با اصل ملت سالاری و اسلام سالاری قبول و عمل کند!
این پروسه سرک قیر نه خواهد بود اما باید از یک جای با در نظر داشت تجارب و دانش لازم سیاسی آغاز شود! هر نوع مکر و فریب ، به جان زدن و یک مرتبه ای کوتاه راه را رفتن و بالا کردن و باز به شانه های ملت بدون ارادهٔ ملت تلاش سوار شدن، خطاء هست! آنهایکه چنین شرایط را داشتند و حال فکر پایین شدن را فراموش کردند، نه به خود چنین مردم مفاد دارد و نه ما را از بحران و تراژیدی موجود بیرون کرده میتواند!
به یاد داشته باشیم، نشست ها و کنفرانسها صرف و صرف برای توافقات مقدماتی و یافتن ( انتخاب) سیستم و راهکارها بکار رفته میتوانند که در نتیجه ملت سالاری در چوکات ارزشهای دین مبین اسلام به توافق برسند و برای تحقق آن این پروسه باید آغاز و روی دست ګرفته شده و ارزشهای ملت سالار متمدنانه انتخاب و ساخته شود!
الترناتیف دیګر و به جان زدن ها، و تکرار حاکمیت های پراشوتی، قرین به کامیابی نه خواهد بود و سبب تمدید و تعمیق تراژیدیو بحران خواهد شد!
انتخاب با شماست!
و من الله التوفیق
داکتر صلاح الدین سعیدی
۱۹/۱۱/۲۰۲۵
۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
-
سفر من از کوچههای دشوار کار تا افق روشن فریلانسنگ و آموزش
-
My Journey from Challenging Jobs to Becoming an English Lecturer at University
-
(افغان نیستم یا هستم) نباید به خصومت تبدیل شود
-
د هوا د مرغانو په ویشلو اختلاف!
-
به توجه مارشال دوستم و یاران وی که هر روز یک ائتلافی!؟ میسازند.
-
ائتلاف تازه رهبران پیشین؛ بازتولید گذشته یا گشودن راهی نو؟
مجلات و کتب
پیوند با کانال جام غور در یوتوب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
Subcode: 460
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور