X

آرشیف

سکوت معنی دار چین در برابر تقابل پاکستان و افغانستان

مقدمه: در ماه‌های اخیر، روابط پاکستان و افغانستان تحت حکومت طالبان به شدت تیره شده و به نقطه‌ای از تنش آشکار رسیده است. این تقابل، که خود ریشه در دهه‌ها تاریخ پیچیده دارد، با حملات موشکی پاکستان به خاک افغانستان و اتهامات دوطرفه دربارۀ حمایت از تروریسم به اوج جدیدی رسیده است. در میان این بحران، یک بازیگر کلیدی منطقه‌ای – جمهوری خلق چین – که روابط استراتژیک با هر دو طرف دارد، عمدتاً موضعی محتاطانه و سکوت محوری را در پیش گرفته است.

ریشه‌های تقابل: اتهام متقابل تروریسم

نگرانی پاکستان: اسلام‌آباد به طور فزاینده‌ای حملات مرزبانی خود را به گروه شبه‌نظامی “تحریک طالبان پاکستان” (TTP) مرتبط می‌داند. پاکستان ادعا می‌کند که TTP از خاک افغانستان به عنوان پناهگاه امن استفاده می‌کند و طالبان افغانستان یا قادر به کنترل آنها نیستند یا تمایلی به این کار ندارند. از دید پاکستان، این موضوع یک تهدید امنیتی وجودی برای ثبات داخلی آن محسوب می‌شود.

  • موضع طالبان:

کابل هرگونه مسئولیت در قبال حملات TTP را رد می‌کند و بر “عدم مداخله” در امور داخلی همسایه تأکید دارد.

آنها به شدت به حملات هوایی پاکستان به داخل مرزهای افغانستان اعتراض کرده و آن را نقض حاکمیت ملی خود می‌دانند.

طالبان همچنین پاکستان را متهم می‌کند که با اجازه دادن به ایالات متحده برای استفاده از حریم هوایی خود برای نظارت بر افغانستان، امنیت آنها را به خطر انداخته است.

دلایل میانجی‌گری ترکیه و قطر:

۱. اعتماد و ارتباط منحصر به فرد با طالبان:

  • قطر: قطر میزبان دفتر سیاسی طالبان 2013 بوده و نقش کلیدی در مذاکرات صلح آمریکا با طالبان ایفا کرد. این کشور به عنوان یک کانال ارتباطی بی‌طرف و قابل اعتماد برای طالبان شناخته می‌شود. طالبان به قطر به چشم میزبانی نگاه می‌کنند که در سخت‌ترین دوران به آنها پناه داد.
  • ترکیه: ترکیه به دلیل پیشینه تاریخی خلافت عثمانی و روابط فرهنگی با افغانستان، همواره نفوذی در منطقه داشته است. اگرچه ترکیه یک کشور سکولار و عضو ناتو است، اما حزب حاکم آن (عدالت و توسعه) روابطی با جنبش‌های اسلام‌گرا دارد. ترکیه همچنین در افغانستان سرمایه‌گذاری‌هایی دارد و کنترل فرودگاه کابل را پس از خروج آمریکا به عهده گرفت که این امر جایگاه آن را به عنوان یک بازیگر مؤثر تثبیت کرد.

۲. روابط قوی همزمان با پاکستان:

  • هر دو کشور ترکیه و قطر روابط استراتژیک و اقتصادی بسیار خوبی با پاکستان دارند. آنها در زمینه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی با اسلام‌آباد همکاری نزدیک دارند. این امر باعث می‌شود پاکستان نیز میانجی‌گری آنها را بپذیرد.

معمای چین: چرا پکن ساکت است؟

سکوت نسبی چین در این بحران تصادفی نیست، بلکه ناشی از یک محاسبه استراتژیک پیچیده است که منافع ملی و محدودیت‌های آن را متعادل می‌سازد.

  1. اولویت ثبات بر درگیری: چین در درجه اول نگران آن است که تنش بین پاکستان و افغانستان به بی‌ثباتی گسترده‌تری در منطقه منجر شود که می‌تواند پروژه کلیدی «ابتکار کمربند و جاده» (BRI) آن، به ویژه کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) را تهدید کند. هرگونه درگیری آشکار می‌تواند بر امنیت سرمایه‌گذاری‌های چند میلیارد دلاری چین در پاکستان تأثیر بگذارد.
  2. حفظ نفوذ در هر دو جبهه: چین یکی از معدود کشورهایی است که روابط کاری با طالبان برقرار کرده و سفارت خود را در کابل نگه داشته است. به طور همزمان، پاکستان یک متحد استراتژیک و “شریک آهنین” چین است. اگر پکن آشکارا از اسلام‌آباد طرفداری کند، نفوذ سخت‌کسب‌شده خود در کابل را از دست می‌دهد. اگر از طالبان حمایت کند، روابط با پاکستان را به خطر می‌اندازد. بنابراین، سکوت یک تاکتیک برای حفظ دسترسی و نفوذ در هر دو پایتخت است.
  3. ترس از سرریز افراطی‌گرایی: بزرگترین نگرانی امنیتی چین در منطقه، جدایی‌طلبان اقلیم اویغور (از جمله گروه تروریستی ETIM/TIP) هستند که پکن ادعا می‌کند ممکن است در افغانستان پناه بگیرند. چین از طالبان خواسته است که از قلمرو خود برای فعالیت علیه منافع چین استفاده نکند. گرفتن موضعی قوی در درگیری پاکستان و افغانستان ممکن است این توافق شکننده را به هم بزند و طالبان را وادار کند که در صف‌بندی‌های منطقه‌ایی تجدید نظر کنند.
  4. دیپلماسی محتاطانه و پشت پرده: به جای اعلام مواضع عمومی، چین احتمالاً از دیپلماسی پشت پرده برای آرام کردن هر دو طرف استفاده می‌کند. آنها احتمالاً از هر دو طرف می‌خواهند که خویشتنداری کنند و بر گفت‌وگو تأکید دارند. این رویکرد به پکن اجازه می‌دهد بدون قرار گرفتن در معرض انتقاد عمومی، نقش یک واسطه بالقوه را ایفا کند.

سناریوهای آینده و نتیجه‌گیری:

  • اگر تنش‌ها به سطح خطرناکی افزایش یابد، چین ممکن است مجبور شود موضع عمومی واضح‌تری اتخاذ کند، اما احتمالاً از اسلام‌آباد به طور ضمنی حمایت خواهد کرد، زیرا منافع استراتژیک آن در پاکستان بسیار عمیق‌تر است.
  • با این حال، ترجیح اولیه چین این خواهد بود که از طریق کانال‌های دیپلماتیک، هر دو طرف را به سمت یک راه‌حل مذاکره‌ای سوق دهد. نقش چین به عنوان یک «دلال ساکت» ممکن است در بلندمدت مؤثرتر باشد، زیرا به پکن اجازه می‌دهد اعتماد هر دو طرف را حفظ کند.

در نتیجه، سکوت چین در قبال تقابل پاکستان و افغانستان نه نشانه بی‌تفاوتی، بلکه بازتاب یک استراتژی حساب‌شده است. پکن در حال پیمایش در آب‌های خطرناک برای محافظت از منافع گسترده اقتصادی و امنیتی خود در منطقه است، در حالی که سعی دارد همزمان روابط خود را با دو همسایه بی‌ثبات و متضاد حفظ کند. این سکوت، در واقع، بلندترین فریاد استراتژی چین در آسیای مرکزی است.

 

 

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب