X

آرشیف

سکه های مسی وطلایی: داستان کوتاه جالب

 

آدم ممسک زن بسیار زیبای داشت وازاینکه به هیچ یک ازخواسته های ضروری او جواب نمیداد بین شان برخاش دایمی جریان داشت روزی ممسک شدیداً بالای زن خود قهر گردیده تصمیم گرفت اورا طلاق بدهد این کار را روی تمام موازین قانونی انجام داده حق ومهرش را داده آنرا از خانه کشید آوازه زیبای غیرعادی این زن به گوش پادشاه رسید اونسبت بوی اظهار عشق نموده وقاصد فرستاد تا ویرا بزنی بگیرد آن زن اظهار داشت . من به شرطی زن پادشاه میشوم که مرادر گادی خود برد وگادی رانی آنرا شوهر قبلی من بکند پادشاه دستور داد تا این کار عملی شود وقتی گادی درحرکت بود آن زن یک دینار را ازجیب کشیده وبدور پرتاب کرد بعد به شوهر قبلی خود که گادی رامیراند گفت .
لطفا حبه ایرا که به زمین انداختم بلند کن .
وقتی اوپائین شد دینار را یافت واظهار داشت .
این حبه نیست دینار است زن جواب داد .
خدای مهربان بجای حبه گم شده برایم دینار داد .
اومقصد ش این بود که آدم بی مقدار را ازدست دادم ودر عوض پادشاه رابدست آوردم.

X

به اشتراک بگذارید

نظر تانرا بنویسد

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب

This error message is only visible to WordPress admins

Reconnect to YouTube to show this feed.

To create a new feed, first connect to YouTube using the "Connect to YouTube to Create a Feed" button on the settings page and connect any account.