X

آرشیف

سپیدی های خط انتظار

سراپایم در حریر شوق پیچید
از حس تمنای تو برای دیدار من
در شهر بی غوغا

ذره ذره ای جسمم 
ترا در حجرات مخمورش به حفاظت گرفت
تا هیجان پراشتیاق را از دست ندهد بی انتها

قلبم
رنگ قرمزش را در سپیدی های خط انتظار ریخت
تا رشته لطیف بیخودی را رنگ جرأت ببخشد با اعتنا

لبانم چو زنبق دلآویز بهاری از هم گسیخت
تا لذت مژده را در خود بنوشد با جرعه ها

آرمان هایم به ردیف ملکوتی صف شدند
از آه دلم 
تا زیادی خواهشات در گلبرگهای وجودم
با مرغوبیت یک حس آشنا

واه که 
شوق دیدار هم چه زیباست
در اوراق چشمان یک تمنا

شهلا لطیفی 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب