آرشیف

2014-12-3

rmobin

سه مرد از سه تبار اما بی اعتبار !!!

ابتدا میکنم بنام خداوند بخشاینده و بخشایشگر

مطلب را که مینویسم فقط از نهایت رنج است نه از بقاوت گنج !
این مساله را اکثریت مطلق ملت افغانستان میدانستند که انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم خواهد رفت و در دور دوم انتخابات اوضاع پیچیده تر خواهد شد و فراموش شده ها فراموش شده تر. درست یادم است که بخاطر هماهنگی بهتر و خوبتر مردم، بزرگان، دانشمندا، رهبران اعم از جهادی و غیرجهادی و متنفذین غور و حداقل مدنظر گرفتن منافع غور سه تن از استادان نهایت گرامی و نهایت عزیز غوری تبار ما هریک جناب استاد خیرالاحد خان غوری، محترم استاد خالقداد خان و محترم استاد محمد رسول خان از کابل به غور تشریف آوردند و جهت منسجم ساختن غوری ها برای کمپاین داکتر اشرف غنی احمدزی یک شورای عمومی ساختند. این شورا دارای رهبریت، بخش اجراییه، هماهنگی، جوانان، متنفذین، اداری و غیره تشکیل شد و همان طور که به عنوان این مقاله تذکر دادم سه مرد از سه تبار به حیث رییس، معاون و منشی تعیین و نصب شدند. 
یکی که ادعای رهبریت جهاد و مقاومت دارد جناب حاجی کمال الدین مودودی میباشد، دیگری که ادعای ریاست منطقه و محیط را دارد جناب رییس اعطا محمد خان دهقانپور میباشد، یکی که ادعای جنرالی و رهبری نظامی را دارد محترم جنرال احمد خان رحیمی میباشد. اشخاص و بزرگان که ذکر شد اولی به صفت رهبر شورا، دومی به صفت رییس اجراییه یا بهتر است گفته شود معاون شورا سومی به حیث منشی یا دبیر شورا تعیین و همچنین جناب محترم مولوی صاحب مولاداد یوسفی نیز به حیث مسوول نظارت ازین روند معرفی و همه خوش و خوشحال شدند که الهی شکر که با پادر میانی شخص خود غوریهای، چنین انجمن ویا شورای ایجاد و به دل ها امید پیدا شد که حد اقل بتوانند غوریها مسیر خود را روشنتر سازند و حرکت خود را موثرتر. 
ندای خوشی به گوش ها طنین انداز بود؛ کاندیدان پیشتاز به غور میآیند و ازین سرزمین فراموش شده و این شهر گم شده دیدن مینمایند، که در نهایت جناب محترم داکتر صاحب عبدالله عبدالله هم از ولایت غور و هم از ولسوالی لعل و سرجنگل این ولایت دیدن نمود و وعده های بازسازی و نوسازی را سپرد. زمزمه و همهمه های زیاد شد که محترم داکتر صاحب اشرف غنی احمدزی ویا جناب محترم احمد ضیا مسعود به این دیار آمدنی هستند، اما نشد. بعد از این همه انتظار، ناگهان غرش هواپیما در فضای شهر چغچران پیدا شد و زمزمه ی فضل کریم ایماق پیدا. این شخص ( محترم فضل کریم ایماق ) خود را رهبر عام و تام ایماق های این سرزمین میشمارد و کاکای غوریها میگمارد. جناب فضل کریم ایماق توسط بزرگانِ که منحیث رهبر و بزرگ شورای کمپاین تعیین شده بودند الی مسجد جامع شهدا به داخل شهر چغچران بدرقه شد و نهایتا نماینده ی تمام ایماق ها و کاکای غوریها به گریه در آمد و دلسوزانه به برادرزاده هایش گریست که رای بدهید و مرا باعزت سازید. اینرا همه میدانیم که اگر این کاکای محترم برای ما اشک میریزد از اثر دوستی نیست بلکه از تاثیر سببیست. 
تشویش من براین است که چرا ما غوریها خودپذیر نیستم و از یکدیگر به غایت دلگیر هستیم و به پشت خم کردن و بی عزت ساختن خویش اسیر هستیم؟؟؟ – آیا سه تن از استادان و دانشمندان غوری ما که جهت بسیج و تحرک ما آمده بودند، اگر کاکا نبودند، موی شان که سفید بود، اگر رهبر نبودند دارای تبحر علمی بوند.. باوجود این همه تلاش ها، نشست ها، رو بوسی ها، تفاهم ها و زحمات، من کاملا ناامید شدم که غوریها نمیخواهند یکپارچه شوند و همچنین نمیخواهند که باعزت و باشهامت زندگی کنند و تاریخ خود را خروشان سازند. مطمیین هستم که باوجود ایجاد این شورا، رای دادن غوری ها به جناب داکتر اشرف غنی احمدزی هیچ نفع به مردم غور ندارد و این رای دادن نشان دهنده ی این شورا نیست، بلکه همه چیز را کاکای مهتر غوریها میبرد و ما همان رهبر، رییس و جنرال محلی خواهیم بود و کسی از ما پرسان نمیکند و منصبی نمیدهد. 
محترم احمد ضیا مسعود، جناب عالی سترجنرال عبدالرشید دوستم، عالیقدر محمد سرور دانش و جلالتماب محترم داکتر اشرف غنی احمدزی باید بدانند که محترم فضل کریم ایماق هیچ نسبت نسبیِ، نسبت به غوری ها ندارد و این کار باعث کاهش رای و کمپاین های گذشته ی شان خواهد شد. این را به یقین گفته میتوانم که آمدن یکی از بزرگان مزبور به غور، نسبت به کاکای ناخواسته ی ما خیلی به نفع تیم و تکت انتخاباتی شما تمام میشد که نشد. نمیدانم که چرا، جناب احمد ضیا مسعود از حالا به فکر این شدند که غوری ها را دیگران رهبری کنند و ما دایم العمر مادون و دنباله روِ کسانِ دیگر باشیم ؟؟؟ – حالا همه میدانند که این سیاست های ناکام سیاسی باعث شکست و از هم پاشیدگی ما نخواهد شد.. مطمیین هستم که به جز دوران جهاد و مقاومت دیگر جناب فضل کریم ایماق از غور عبور نکرده و این مملکت را جور هم نکرده. 
برای تمام غوری ها اعم از اقشار و نسل نو و هم از طبقه ی منتفذ و رهبران سابق خیلی متاسف که نمیخواهند رهبر شوند و ما کسانیکه ادعای اصلاح سازی داریم به دنبال شان برویم و به پشت شان بدویم، بخاطریکه این بزرگان به دویدن و رمیدن عادت کردند و این نتیجه ی است که برای نسل آینده باقی میماند. خیلی متاسفم و نهایت رنج میبرم. شاید بعضی استدلال براین داشته باشند که در دوران جهاد و مقاومت محترم فضل کریم ایماق برای غوریها کمک کرده و وسیله ی برای انتقال دیپوهای بدبختی (سلاح و مهمات) به این سرزمین شده است.. اما آن کمک ها و معاونت های خانمان سوز سبب نمیشود که ما تا زنده ی به دنبال ایشان برویم و از عقب شان بدویم. …
کاملا مبرهن و روشن است که رای غوری ها یگانه دست آورد برای محترم فضل کریم ایماق است و هر رای وسیله ی آبرو و عزت به ایشان میشود و گویا که این شورا نبوده بلکه یک روند سمبولیک بوده است. تعداد زیادی از ناظرین به درها و دیوارهای شهر چغچران تکیه زده هستند که رییس مالی این کمپاین برای شان پول و پرزه ی تیل میدهد که به ساحات تعیین شده بروند و وظایف داده شده ی خویش را انجام بدهند. اما نهایتا، پول را یکی دارد و رای را دیگری میبرد. به هیچ وجه برای من قابل قبول نیست که خودم به غور با این همه سختی و مشقت زندگی کنم و کاکایم به قندوز به ناز و نعمت باشد، وقتیکه منفعت اش ایجاب کرد برایم اشک بریزد و ازین طریق صاحب منصب و قدرت شود. 
اهمیتِ روشن شدن این موضوع برای من بسیار با اهم است که بدانم چرا، ما غوریها نمیخواهیم به زیر یک چتر که همانا صلح، سازش، وحدت، تعهد و همدلی است زندگی کنیم ؟؟؟ 
– سبب چیست ؟ 
– و مسبب کیست ؟

—————————————–
باحرمت 
غلام رسول مبین
چغچران، غور
22 جوزا 1393 هـ.ش.