آرشیف
سلام خوانندهٔ عزیز و سلام جناب جلیل زاد!
دوکتور صلاح الدین سعیدی
تبادل نظر!
نوشتهٔ جالب و تسلسل منطقی جناب جلیل زاد را خواندم و در بخش زیاد موارد ظاهر منطق تقریباً همین است که میفرمایند! ملاحظات من به ترتیب نوشتهٔ جناب شان! مشترکات زیاد اما تفاوتها:
دین اسلام و فهم اسلامی از دنیا که دین اسلام دین دنیا واخرت است و سمبول عدالت در جهان غیر اسلامی که ملکه و خانم بلند بالای با چشم بسته و ترازوی عدالت در دست استاده است! یعنی عدالت در دنیای ما و در امکانات بشری، نسبی است! عدالت به نحوی نسبی است که مثلاً أطراف قضیه در داخل محکمه نزد قاضی مستندات را برای اثبات ادعای خویش در چوکات قوانین بشری و از قبل توافق شده، قرار میدهند و قاضی با قواعدمشروع، مدون از قبل در جامعه قبول شده و در چوکات آن حکم خود را در مطابقت به ګایدلاین ( رهنمود وجیبوي صدور حکم قضاء ) بعد از دادن فرصت به تمام جوانب حکم صادر میکند! حکم قضایی تا قرار قضایی و تفاوتهای آن بحث جدا است! یعنی صدور حکم عدالت بر مبنای برداشت شخصی قاضی، معلومات خاله و مرجع استخباراتی حاکمیت و دیګر مستندات خارج از قوانین جزا و اجراات جزایی نیست! از صد ها مثال: اګر ګروپ خون متهم با ګروپ خون در محل جنایت و اګر لهاب دهن متهم با لهاب دهن بقایای سوختهٔ سګرت در محل حادثه، عین چیز ثابت شود، و مراجع تحقیق این ګروپ خون و یا لهاب دهن متهم را بدون اجازهء قضاء، ګرفته باشند و متهم را از ګرفتن سمپل از دهن اش و یا خونش بدون اګاهی از علت اخذ سمپل، بدست آورده باشند، جانب سند با چنین بی خبری قاضی از عمل کرد مراجع تحقیقات جنایی، در صورت اعتراض متضرر از آن، از جانب محکمه بی اعتبار و دستاویز پنداشته نه شده، از دوسیه خارج و قاضی مکلف است چنین دستاویز را از دوسیه بیرون شده اعلان کند! این است اصول ظاهراً غیر منطقی عدالت! نتیجه: عدالت مطلق نیست و نسبی میباشد! عدالت مطلق در دربار الهی است!
پدر قاتل و در صورت تطبیق قصاص مجازات خانم و پسر مقتول و محروم کردن ایشان از شوهر و پدر است! کجای این کار با منطق ظاهر مشابه منطق شما، عدالت است؟ لذا عدالت نسبی است! و بشر درین فرصت کوتاه زمانی با پیامبران الهی، کتب و رهنما، علمای ورثهٔ انبیاء مانند مغز، مانند ماشین موتور انتخاب و این انتخاب در چوکات وجود رهنما و مرشد و رهبر انتخاب میکند و جامعه به پیش میرود!
نقش رهبر و صلاحیت پیشوا و رهنما توهین به بقیه نیست! قاضی کل اختیار نیست، رهبر و رهنما و امام و امیر هم کل اختیار نیست! هیتلر هم آنچه میګفت و میکرد که میلیونها جرمن تحقق آنرا میخواستند! ترامپ هم آقای مادورا رئیس جمهور منتخب یک کشور را تحت نام منافع و مصالح مردم آمریکا و عدالت …اختطاف کرد! در دور اول ریاست جمهوری در مصاحبهء با تلویزیون جهانی … در برابر سوال که ایا ترامپ برنده خواهد شد؟ ګفتم: دارید شوخی میکنید؟ نه برنده نمی شود که شخص با چنین کود اخلاقی که سه مرتبه در تجارت افلاس اعلان کرده و با چنین اکت و روش با زنان و … رهبر بزرګترین دیموکراسی جهان شود!
اصلاً ناممکن! ګذشت! قبل از نهایی شدن انتخابات امریکا در آن وقت با جوان ۱۷ سالهٔ امریکایی متمول روبرو شدم و پرسیدم: برندهء انتخابات امریکا کیست؟ جواب داد: ترامپ! توضیح کرد و من سخت متاثر شدم و من را به نحوی به قضاوت من مترلزل ساخت! عدالت چه کرد و این عدالت جهانی حال چه میکند! انحطاط اخلاقی در سطح جهانی! لذا این حالت و سوء استفادهٔ مبلغ دینی که دین اسلام از آن مستثنی نیست، دلیل برای نفیه کل ارزش نیست! مشکل ما که عربی بلد نیستیم، بیشتر ازین هم است! ادبیات دینی، مصادر دینی ما اکثر به زبان عربی است! معنای لغوی بدعت، خلقت چیزی نو در لغت است! اما اصطلاح دیتی بدعت متفاوت از معنای لغوی است! تاکید سیدنا عمر رض از تنظیم صلاة اللیل و صلاة الرمضان به مفهوم لغوی کلمه است، که یک تنظیم بهتر نماز نفلی تراویح ( صلاة قیام اللیل ) است! اما عدهٔ به اشتباه، این را برداشت به معنای بدعت اصطلاحی ګرفته و حرام …
در قانون اجراات جزایی محاکم طالبان متن عربی نوشته و ترجمه شده و مردم ما این را کدام نص و متن قرآنی میدانند و این سبب سوء تفاهم و سوء استفادهٔ عربی شناس با مردم غیر عربی شناس و فیصدی سؤ استفاده از دین را توسط اکت کنندهٔ عالم دینی بلند میبرد! دانش دینی در لباس سفید و لنګی و به حافظه سپردن چند آیه خلاصه نمی شود! اما باز هم این دلیل برای نفیه عالم و پیشوای دین، در کل نیست! اګر باشد، منطق دیګر که در شفاخانه داکتر توجه نه کرد و انسان کشته شد، طیاره به علت بی کفایتی داکتر کشته شد و دیموکراسی افغانستان و جمهوریت افغانستان به دست افراد جاسوس و بی کفایت و اجنت اجنبی، بی خبر از اصول و قواعد دیموکراسی و اقتصاد بازار آزاد مبتذل شد و … لذا باید کل ارزش دیموکراسی و جمهوریت را نفیه کرد! نه چنین منطق و تفکر کل اصل انتخاب و ملت سالاری و نفیه انتخاب ملت را که ملا، طالب و امام و پیشوا دارد، نمی توان نفیه کرد! بشریت همین انتخاب ملت را با تمام کاستی هایش دارد که با قوانین خوب میتوان جوانب منفی را کم و یا مهار کرد! لذا این مراجع رهنما و افغان، استادان و رهبران مجرب، ملا و عالم صالح دین افتخار ماست و ملت به چنین نیرو ها در انتخاب راهش ضرورت دارد! این پیشوایان برای ملت در انتخاب بهتر راه شان، ممد و رهنما بوده میتوانند! این ممد و رهنما و وجودش توهین به ملت و مبارزهٔ ملت سالاری نیست! من در مذاکرات سیاسی به روش نفیه نظر و برداشت طالب از تعلیم و کار زنان سفارش ندارم و آنرا کفری و حرام نمی دانم که از قبل منتفی کنم! من به طالب و هر نظر مخالف نظر خود در چوکات حل سیاسی میګویم: نظرت، مبارکت! اما اول به مشروعیت متداول ملت سالار توافق کن! اګر این مشروعیت را بدست آوردی، بعد به وسایل دولتی عملی کن! حالا مشروع نیستی! مشروعیت ات از بمب بوشکه است و این حق را به شما نمی دهد تا دختر ملت را از کسب تحصیل و کار باز داری!
من آن آزاد اندیش نیستم که بګوبم: سفید من سفید ، ولی آن سیاه محمود که سفید تلقی میکند، هم سفید است! نه آن سفیدش، سیاه و نظرش نادرست و درین مورد بر برداشت خود دوامدار باور دارم!
بیایید جور آمد و توافق کنیم: بر سر چه؟ سفید من را سیاه قبول کنم؟ نه من چنین نمی کنم!
توافق برچه؟ بیایید توافق کنیم، چګونه زندګی سیاسی را متمدن ساخت؟ و نسخه چیست؟
من در مقام وزیر داخله مکلف به تطبیق قانون ام. اما سایر احزاب سیاسی را به شمول طالب منع قرار دادن نمی دهم! مکلف به تطبیق قانونم! اما منحیث شخص که به صندوق رأی رفتم، به نظر خود رأی میدهم و دیګر احزاب و اراء را نادرست هم میدانم! من به منتفی کردن نظر مخالف در جامعه باور ندارم و آنرا حق انتخاب ملت میدانم! ملتیکه ملا، عالم و رهنما دارد! اما این رهنما نمی تواند و حق ندارد، عوض ملت انتخاب کند و ملت را از انتخابش محروم کند!
بلی برداشت و دغدغه هایم جدی و پابرجاست! «ملت» در چارچوب اعتقادی دینی و رهنمایی امام و پیشتاز، انتخاب خویش را خود تنظیم میکند! من آن آزاد اندیش نیستم که از ملای مسجد و قریه بپرسم که بالای پل ارتل موتر چند تنه عبور کرده میتواند؟ این کار مردم نیست! این کار متخصص و انجینر است! این کار ملا است، بګوید تراویح حرام است و یا حلال و یا بدعت! این کار متخصص فن و مسلک است! این توهین به ملت و مردم نیست! متخصص مسلکی هر فن و پیشوایان معنوی، درین میان نقش رهنما را دارد و این توهبن و تحقیر به ملت نیست! درین هیچ تناقض با ملت سالاری نیست و محدودیت های طبعی جهان و امکانات ماست! به پسر ۱۷ ساله ام ګفتم: چرا از نماز تراویح زودتر خارج شدي؟ ګفت پدر جان برایت حدیث می آورم که چنین فرصت را دارم! من ګفتم توضیح کن و توضیح خوبی کرد! … اما در موارد این ترجمه کفایت نمی کند! تفاصیل بیشتر نیز ضرورت است، تا به فتوای صائب رسید! تاکید و ضرورت استفاده از متخصص فن در هر مسلک به شمول دین به صورت خشک یک تناقض فلسفی و یک خطر ناک سیاسی نیست! و این جاګزین کردن نظر و ارادهٔ ملت و اقتدار آن نیست! قاعدهٔ کار را روشن کردن است! از اشارهٔ سرخ ګذشتی، ۵۰ افغانی جریمه میشوی! انتخابش با شما! اینکه این را به قانونګذار مربوط ساختم و در چوکات آوردم این منحصر کردن ملت نیست! به قاضی رهنمای اجباری صدور حکم دادم ( ګایډ لاین ) دادم، این منحصر کردن قاضی نیست! من در سازمان ملل متحد مانند یک کشور عضو شدم! بخش از استقلال خود را خود منحصر و محدود کردم! چون دیګر آزادانه عمل کرده نمی توانم و قوانین جامعهٔ جهانی را باید مراعات کرد! خوب اختطاف آقای مادورا در چوکات این قوانین است؟ بمبارد پاکستان برای پیګرد ګویا مخالف اش، در افغانستان، موافق حق دفاع است و یا خیر؟ پشتیبانی مقاومت و آقای معنوی، از بمبارد پاکستان علیه مردم ملکی و افغانستان انسانی و افغانی و قانونی هست و یا نیست؟ بحث دیګری است که به ظاهر منطق شما با کش کردن یک جانب منطقی معلوم میشود!
ملت واقعاً صاحب شرف، غیرت، عقل و اراده است، چون حدیث پیامبر اسلام نیز است که امت من بر أمر ناروا توافق نمی کند و در هدایات اسلامی آمده که: و امرهم شورا بینهم….و امانات را به اهلش سپردن امر و حکم الهی است! حکومتداری امانت الهی است باید به اهلش در هر مسلک سپرده شود! این تقسیم کار در زمان سیدنا عمر رض نیز شده بود! اما این موارد هم مطلق نیستند! و اګر برای امام و ملت هردو هدایات است که پیروی کنند، قاضی و حاکم از قوانین مدون، مشروع پیروی کنند، این به معنای نفیه ملت سالاری نیست! اګر ملت داوطلبانه عضویت در سازمان ملل متحد راکسب کرد و ملت با اکثریت اش اسلام و ارزشهای اسلامی را خود انتخاب کرد، عمل کرد درین چوکات، توهین به ملت و در تناقض به ملت سالاری نیست! بلی «ملت» به یک موجود وابسته به قیمومیت معنوی و اصول است که خود آنرا از قبل چوکات داده و روشن ساخته. نه من و نه ملت آزاد مطلق نیستیم و میخواهم در چوکات اصول زندګی جهانی و اصول اخلاقی دینی و عقیدتی خود باقی بمانم و این را در قانون و در روشنی کسب از منابع دینی خود خود و در صورت عدم توانانی به متخصص فن مراجعه کنم! درین هیچ مشکل نیست!
پرسش دوم شما، ما را میرساند به ( پوزیتیف دیسکرمینیشن) که در جهان مدرن و قوانین اسلامی حل شده! بحث طویل و عریض حقوقی است! باز هم درین عرصه عدالت مطلق ممکن نیست، اما راههای حد اقل ساختن جوانب منفی وجود دارد! که حقوق اقلیتها در آن به صورت نسبی تأمین شود! این را میدانیم که کسیکه در ولایت خود در انتخابات رأی انګشت شمار در انتخابات پارلمانی نبرد، و کسیکه در بلندترین مقامات حاکمیت وقت، بی کفایتی و خیانت نشان داد، حال دیګر فرصت به قدرت رسیدن در افغانستان کامل ندارد، کسیکه زندګی سیاسی اش در تجارت قوم و زبان ګذشته و از برکت این تجارت به مال و منال و چندین زن و … رسیده، دیګر چنین فرصت را در افغانستان کامل ندارد و … لذا فرصت خود را در تجزیهٔ مادر وطن میبیند! آن انترناسیونالست کارګری دیروز( مفکر طبقات و مبارزات طبقاتی) و پرولتاریای جهان متحد شوید، حالا شعار و کارش متمرکز به افکار منحط قومی و زبانی و حل سیاسی را در تفسیمات قومی و زبانی میخواهد و حتی احمقانه استدلال دارد که: اګر احزاب سیاسی ما قومی اند، حل سیاسی را نیز قومی بسازیم! من از شنیدن چنین تاکید شرم دارم! من به یک شهروند و یک رأی و برنامه و نسخه محوری تاکید دارم و …
لذا بحث و تکلیف اقلیت ها در یک سلسله تدابیر تحت نام دیسکرمینیشن مثبت به صورت نسبی راه حل دارد، ولی حل مطلق، مشکل است!
مبلغین یهودی اعلام داشتند، اګر در اروپاء به جای مسیحیت، دین اسلام مسلط میبود، جنایات که علیه یهودان از جمله در چوکات هلیکوست، واقع شده، صورت نمی ګرفت! آیا میدانید که کلید بزرګترین و یا کهنه ترین کلیسای جهان را خود مسیحیان در وقت حضرت عمر رض به دست خانوادهء مسلمان سپرده و این کلید از نسل به نسل، تا امروز ، در دست همان خانواده است که استفاده ازین کلیسا را برای فرقه های مختلف مسیحی تنظیم میکند؟! من « آزاداندیشی افراطی» را هشدار می دهم! چه کسی تعین میکند؟ در چوکات قوانین و معیار های مدون و فرصت ملت سالاری این ممکن است، اما مطلقیت ندارد و این تنها به دین اسلام منحصر نیست و در تمام حالات و تمام ادیان وجود به نام دین افراط و تفریط وجود داشته و خواهد داشت! اما با تنظیم بهتر، و آسیب شناسی بهتر و عیتی، اضرار منفی را به حد اقل رسانیده میتوانیم! بخواهی و نه خواهی ترامپ رئیس جمهور آمریکاست و بارک اوباما نیز فرصت داشت! این جدال حق و باطل و این مبارزه ادامه دارد! حال که رن و خود اوباما در تصویر شادی از جانب ترامپ توهین میشوند، این دلیل رد کل ارزش دیموکراسی در جهان نیست!
در بازار آزادیکه توانایی رقابت آزاد و حاکمیت قانون وجود ندارد( اقتصاد مرحلهٔ بورژوازی ) سرمایه داری و بازی کار خوب تنظیم نه شده و نرخها را عرضه و تفاضا تعین کند و خبر نګار از وزیر اقتصاد ( جناب أحدی…) بپرسد که نرخ ګاز بلند است، باید کنترول شود و وی در جواب میګوید که در اقتصاد بازار آزاد است و حکومت در نرخها مداخله ننی کند و … تاکید خطاء است! وی اقتصاد بازار آزاد را نه فهمیده. ګاز انحصاری و مافیایی و حکومتی وارد میشد و توانایی رقابت آزاد وجود نداشت، لذا تا بوجود آمدن توانایی رقابت آزاد باید دولت مداخله میکرد، و برعکس مداخله به معنای این نیست که امروز موظف شاروالی کابل برود و از خیاط بپرسد، چند اجوره ګرفتي! جواب: ۲۵۰ افغانی! مامور شاروالی جریمه کند که ۵۰ افغانی زیاد ګرفتی! و باز بګوید، به لحاظ ریش سفیدت، اینبار چیزی نمی ګویم و … اصلاً حکومت و شاروالی کار خود را نه فهمیده! شاروالی احتکار و جنسیت و نظافت را کنترول کند و تکس و مالیه را کنترول کن! چه غرض داری که من خیاط، اجوره چند ګرفتم؟ این کار ملا و مامور شاروالی نیست، کم چند اجوره ګرفتم! اما این مامور در چوکات صلاحیت قوانین خوب و مدون ږ، ملاء هم بود و ریش هم داشت، چه مشکل دارد؟ این بهتر است در پهلوی مسلکی، هم ملا باشد! اشکالش در چیست؟
هر کس حق ندارد در بازار شمشیر بردارد و منکر و تخلف را مانع شود! این حرام و متخلف باید مورد پیګرد عدلی قرار ګیرد!
بلی «سوءاستفاده از مقدسات» شکایت باید داشت و با تخلفات نمی توان بر کل ارزشهای مقدس، ما طعن وارد کرد و حمله کرد و دلیل آورد که دین از سیاست جدا شود!
فرمان امر بالمعروف و نهی عن المنکر و اصولنامهٔ اجراات جزایی محاکم حاکمیت طالب، خود زمینه ساز دهها تخلف اند ودر مورد مقالات متعدد دارم: یکی دو مثال: صلاحیت بین محتسبین امر بالمعروف و نهی عن المنکر و سارنوالی طالبان روشن نیست! همچنان اګر محتسب امر بالمعروف و نهی عن المنکر من متخلف را تشخیص به ارتکاب امر منکر و حرام کردند، فرصتهای دفاعی من کجاست؟ اګر من زن و دخترم، و محتسب من را برده میتواند و توقیف کرده میتواندو … به کجا و توسط کدام محتسب زن و در کجا نګهداری و چه کسی از اناث برای من نان و … میدهد؟ این و دهها مورد دیګر وجود دارد که در قوانین راه حل بهتر خود را دارد!
اما نمی گوید:
برای تطبیق عدالت الهی مانند معیاری بایدکار متناسب، مقدماتی کرد، در غیر آن مشکل ساز است. حقوق شهروندی من ۹۹ فیصد مسلمان در افغانستان در عدالت اسلامی و در روشنی این حقوق شهروندی تنظیم شده میتواند! مثال قانون مدنی افغانستان که با استفاده از قانون مدنی مصر در افغانستان در چوکات ارزشهای اسلامی، به منصهٔ تطبیق قرار ګرفته بود و نسبتاً خوب کار میکرد!
سخنگوی آسمان پیامبر اسلام برای مسلمان است؟ بعد از پیامبر اسلام علماء ورثهء انبیاء ع أند( العلماء ورثة الانبیاء)!
منطق دشمنی با دین و از زندګی سیاسی خارج کردن، تلاش غیر عملي، غیر دیموکراتیک و غیر منطقی است! من در چوکات دین و ارزش دینی خود زندګی کردن میخواهم و ۹۹ فیصد این ملت مسلمان است! اما سالها قبل از ملای الجزایری در فرانسه پرسیدند؟ در فرانسه قانون اسلام را تطبیق میکنید؟ ګفت بلی! به طیاره سوار و به الجزایر اعزامش کردند! از من پرسیدند… من ګفتم: این ملا غلط ګفته. قانون و طرز حاکم قانون به اساس ارادهٔ ملت است! در فرانسه اکثریت مطلق غیر مسلمان چرا باید تابع قوانین اسلامی باشند؟
بلی مانع افراط و تفریط باید شد و دربین «مقدس سازان» و «آزاداندیشان» باید اعتدال پذیرفتنی را در نظر ګرفت، تا خود مانع تشنجات و انقطاب ها در جامعه شد! مګر این شایسته رئیس جمهور برحال یک کشور است که از میز خطابهٔ پارلمان خود بګوید که شما مسلمانان از مسلمان بودن خود، بشرمید…. آنهای بشرمند که هزاران هزار انسان را به صورت فجیع در شرق میانه به شهادت رسانیدند!
دین و لا دین وارد سیاست نمی شود! اراده و ارزش ملت در خدمت ملت و مردم قرار میګیرد!
من برداشت و ارزش های دینی خود را دارم و طالب برداشت از دین را دارد! بګذار دربین برداشت من و برداشت تعداد از طالبان در مورد تعلیم دختران انتخاب خود را ملت پیدا کند! دین و ارزش من را به نام سیکولار منع کردن، موجب انقطاب و بی عدالای میشود و کنتراپرودکتیف است!
طولانی شدن بحث من را از تمرکز به مطالب دیګر، از جمله تفاوتهای، طبقه و قشر و تفاوت این دو و ارادهٔ ملت با ارادهٔ ملا را نباید مغالطه کرد!
با سلام مجدد و با معذرت از لغزش های املايی تقدیم قضاوت شما خوانندګان محترم! شما به سلامت باشید.
داکتر ص سعیدی
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
-
وزیری گمنام از مناطقِ محرومِ مرکزی افغانستان
-
علی خامنهای و افق نوین سیاستهای اسلام سیاسی در منطقه
-
تجاوز به عمق استراتژیک
-
بازگشت آتش به دامان اسلامآباد؛ پیامدهای سیاستهای منطقهای پاکستان در قبال افغانستان
-
د اسلامی امارت د کورنیو چارو وزیر ته!
-
پاسخ کوتاهی به آقای حلیم فدایی که تاجیکان و هزارهها و اوزبیکان را برادر خواند، برای عبور از بزنگاه تاریخ.
مجلات و کتب
پیوند با کانال جام غور در یوتوب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
Subcode: 460
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور