آرشیف
سفر در جستجوی حقیقت: قسمت پنجم
دکتور همت فاریابی
امکان دستیابی به حقیقت نهایی
در چهار بخش گذشته کوشیدیم نشان دهیم که حقیقت همواره فراتر از واقعیتهای محسوس روزمره قرار دارد. گاهی با علم تعریف میشود، گاهی با ایمان، گاهی با زبان و قدرت، و گاهی نیز با تجربهی درونی. اکنون سوال مهمی در برابر ما قرار میگیرد:
آیا انسان میتواند روزی به حقیقت نهایی دست یابد یا همیشه در دایرهای از حقیقتهای نسبی، موقتی و ناقص سرگردان است؟
این پرسش، یکی از عمیقترین و قدیمیترین پرسشهای فلسفی، علمی و عرفانی است. زیرا پاسخ آن نه تنها سرنوشت شناخت بشری را تعیین میکند، بلکه بر اخلاق، سیاست، دین و حتی امید انسان به آینده تأثیر مستقیم دارد.
دیدگاه فیلسوفان شکاک
شکاکان از یونان باستان تا دوران مدرن معتقد بودند که حقیقت مطلق اساساً دستنیافتنی است.
پیرون (فیلسوف یونانی) میگفت: هر ادعای حقیقتی همیشه با ادعایی مخالف آن روبهروست. پس عاقل کسی است که از داوری نهایی دست بشوید و در حالت «اپوخه» (تعلیق حکم) زندگی کند.
در سدههای جدید، دیوید هیوم استدلال کرد که حتی روابط علت و معلولی را ما نه از حقیقتِ اشیا، بلکه از عادت ذهن خود درمییابیم. مثلاً وقتی آتش را میبینیم که میسوزاند، حقیقتاً نمیدانیم «آتش علت سوختن» است یا فقط ذهن ما عادت کرده این دو را با هم ببیند.
فیلسوفان پستمدرن مانند ژاک دریدا یا میشل فوکو نیز باور داشتند که آنچه ما «حقیقت» مینامیم، محصول گفتمانها و روابط قدرت است، نه یک واقعیت مطلق.
در این نگرش، حقیقت مطلق بیش از آنکه یک مقصد باشد، یک سراب همیشگی است که بشر در پی آن میدود اما هرگز به آن نمیرسد.
دیدگاه فیلسوفان واقعگرا
برخلاف شکاکان، فیلسوفان واقعگرا باور داشتند که حقیقت وجود دارد و عقل و تجربه میتواند ما را به آن نزدیکتر کند.
ارسطو میگفت: ذهن انسان مانند آینهای است که توان بازتاب «ماهیت اشیا» را دارد. هرچند ممکن است این آینه لکه دار یا شکسته باشد، اما اصل توانایی بازتاب حقیقت را نمیتوان انکار کرد.
کانت میان «فنومن» (پدیدهای که ما آن را تجربه میکنیم) و «نومن» (شیء فینفسه) تمایز گذاشت. او پذیرفت که نومن برای همیشه از دسترس ما بیرون است، اما عقل میتواند شناخت ما از فنومنها را سامان دهد و به درجهای از عینیت برساند که قابل اعتماد باشد.
فیلسوفان علم در قرن بیستم، مانند کارل پوپر، بر این باور بودند که نظریههای علمی هرچند نهایی نیستند، اما با آزمون و ابطال پیدرپی، به حقیقت نزدیکتر میشوند.
به بیان دیگر، این دیدگاه میگوید: شاید انسان هیچگاه حقیقت مطلق را تمام و کمال نبیند، اما میتواند به آن نزدیک و نزدیکتر شود؛ درست مثل کسی که هرچند به خورشید نمیرسد، اما نور آن را میبیند و از گرمایش بهره میبرد.
نگرش عرفا
در سنتهای شرقی و اسلامی، عرفا راهی دیگر برای رسیدن به حقیقت ترسیم کردند.
آنان معتقد بودند که حقیقت مطلق، خداوند است و شناخت او تنها از طریق سیر و سلوک قلبی ممکن میشود.
مولانا در اشعار خود بارها تأکید میکند که عقل و استدلال مانند عصای کوتاهی است که در راه بیپایان حقیقت، زود به زمین میافتد. او میگفت:
«عقل در کوی عشق چون خر لنگ است.»
ابن عربی معتقد بود که همه هستی تجلی حقیقت واحد است، اما تا زمانی که انسان در حجاب «من» و «خودیت» است، آن را نمیبیند. تنها در حالت فنا فیالله، حقیقت مطلق رخ مینماید.
در سنتهای بودایی و هندو نیز، حقیقت مطلق یا «برهمن» از راه مراقبه و تجربهی درونی قابل درک است، نه از راه بحثهای عقلانی.
از این منظر، حقیقت مطلق نه تنها وجود دارد، بلکه قابل دسترسی است؛ اما نه با عقل جزوی، بلکه با دل عاشق و روح پاک.
علم مدرن و پرسش حقیقت
علم امروز نشان میدهد که «حقیقت علمی» همیشه موقتی و بازنگریپذیر است.
در فیزیک، نظریه نیوتون برای قرنها حقیقت تلقی میشد، اما با آمدن نظریه نسبیت انیشتین، بسیاری از اصول آن دگرگون شد.
در زیستشناسی، نظریه داروین درباره تکامل گونهها بارها بازبینی شده است و هر بار شواهد تازهای آن را گسترش یا محدود کردهاند.
در طب، درمانهایی که در یک زمان حقیقت مسلم پنداشته میشدند، بعدها ناکارآمد یا حتی زیانبار شناخته شدند.
این مثالها نشان میدهد که علم، بیش از آنکه حقیقت نهایی را به ما بدهد، بهترین تفسیر موقتی از واقعیتهاست. هر کشف تازه، افق تازهای میگشاید و حقیقتهای پیشین را محدودتر یا نادرست جلوه میدهد.
بنابراین علم خود اذعان دارد که حقیقت نهایی، دستکم در چارچوب روش علمی، هیچگاه قابل دسترس کامل نیست.
—
جمعبندی
از آنچه گفته شد، سه موضع اصلی را میتوان بازشناخت:
- شکاکان: حقیقت مطلق دستنیافتنی است؛ آنچه ما حقیقت مینامیم، صرفاً برداشتها یا قراردادهای انسانی است.
- واقعگرایان عقلگرا: حقیقت مطلق وجود دارد؛ ما هرگز به آن بهطور کامل نمیرسیم، اما میتوانیم به آن نزدیک شویم.
- عرفا و دینباوران: حقیقت مطلق وجود دارد و تنها از راه ایمان، عشق، شهود یا تجربه درونی قابل وصول است.
از نگاه نویسنده، جستوجوی حقیقت نهایی، بخشی از سرنوشت انسان است. شاید هیچگاه به مقصد نرسیم، اما همین تلاش بیپایان، ارزش انسانی ما را میسازد. انسان اگر پرسشگر نباشد، دیگر چه تفاوتی با موجودات دیگر دارد؟
چشمانداز ادامه بحث
در بخش ششم به این پرسش خواهیم پرداخت:
چه نسبتی میان حقیقت، آزادی و مسئولیت اخلاقی وجود دارد؟
زیرا اگر حقیقت نهایی دستنیافتنی یا نسبی باشد، معنای آزادی و مسئولیت نیز تغییر خواهد کرد. و اگر حقیقت مطلق وجود داشته باشد، آیا انسان موظف است زندگی خود را بر اساس آن تنظیم کند؟
داکتر همت
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور