آرشیف
زندگینامه و معرفی شخصیت محمد حسن خان وکیلی
حسام الدین یعقوبیان فیروزکوهی
با اندوه باید نوشت که محمدحسن خان وکیلی، از چهرههای درخشان غور چشم از جهان فروبست. مردی که زندگیاش با تلاش برای ترویج دانش و روشنگری، عدالتخواهی و صلحطلبی پیوند خورده بود. او فرزند وکیل مولاداد بیک خان، نوه محمد جان بیک و از تبار علیشیر بیک و عباس بیک بود. تبار و ریشهاش به خاندانهای سرشناس و معزز غور میرسد؛ خاندانی که در مناسبات اجتماعی غور نقش اثرگذار و مفید داشت. در سطح کلانتر، شجرهی آنها به حسین میرسد؛ شخصیتی که همراه با دو برادرش، رضا و حکیم، سه شاخهی عمدهی اجتماعی غور (زی حسین، زی رضا و زی حکیم) را شکل دادند. این سابقه خانوادگی تنها یک نام و نشان نبود، بلکه مسوولتی را بر دوش فرزندان میگذاشت. محمدحسن با درک این مسوولیت، این میراث را با خدمت به مردم و با تمرکز بر ترویج دانش و همزیستی ادا کرد.
جنبههای شخصی زندگی
تولد و خاستگاه
محمدحسن خان در سال 1315 خورشیدی در دهکده زیبای شینیه ولسوالی دولتیار به دنیا آمد، در خانوادهای که ارزشهای بنیادینش بر ایمانداری، تقوا، مردمداری، بزرگمنشی و خدمت به جامعه استوار بود. پدرش وکیل مولادادبیک خان، روابط گسترده با مردم و بزرگان اقوام مختلف داشت، از غور تا هرات و از بادغیس تا فاریاب. ارتباط نزدیک این خاندان با بزرگان محلی، روحانیون صاحب نفوذ و خانوادههای اثرگذار، جایگاه اجتماعی آنان را تثبیت کرده بود. این جایگاه، هم پشتوانه و هم یک تکلیف بود؛ پشتوانهای برای برخورداری از احترام عمومی و تکلیفی برای حضور فعال در عرصههای اجتماعی و ایفای نقش در معادلات محلی.در چنین محیطی، محمدحسن با مفاهیم مسئولیتپذیری و تعهد اجتماعی آشنا شد. او شاهد بود که تصمیمها و رفتارهای خانوادهاش تأثیری مستقیم بر زندگی مردم اطراف دارد. این تجربههای روزمره، نوعی آموزش عملی درباره سیاست، روابط اجتماعی و نقش فرد در جامعه را برایش فراهم میآورد و در شکلگیری شخصیت و مسیر زندگی او نقشی تعیینکننده داشت.
ویژگیهای شخصیتی
ساحت فردی شخصیتی
- تقوا و پرهیزگاری: انسان با تقوا بود. او در اعمال شخصی و جمعی، همواره معیارهای اخلاقی و دینی را رعایت میکرد. از انجام هر عملی که به ارزشهای اعتقادیاش آسیب میزد، پرهیز داشت. سبک زندگیاش بر اساس همین ضوابط شکل گرفته بود.
- روح مبارز و تسلیمناپذیر: شخصیت مقاوم و تسلیمناپذیر داشت. در مواجهه با مشکلات هرگز عقبنشینی نمیکرد و حتی در دشوارترین شرایط، با تدبیر و صبر، راهحلهای عملی برای مسائل خود پیدا میکرد.
- مثبتاندیش و پرشور برای زندگی: او با رویکردی مثبت و نگرشی واقعگرایانه به مسائل زندگی مینگریست و این طرز فکر را به خانواده و نزدیکان منتقل میکرد. حتی در مواجهه با شکستها، توانایی حفظ انگیزه و استمرار در فعالیتها را داشت.
- همت بلند و افق فکری کلان: او شخصیتی با همت بلند و دیدی کلان داشت و از تنگنظری پرهیز میکرد. او معتقد بود که یکی از مشکلات اصلی محیط زندگیاش، محدودبودن دیدگاهها به مسائل پیشپا افتیده است. جوانان را همیشه تشویق میکرد که از تنگنظری دوری کنید که آفت است. همین افق فکری گسترده، در سیاست نیز مشهود بود. در برخی مجالس غوری که در مورد سیاست بحث میشد، میگفت: ما مردم غور در سیاست چند مشکل داریم: اول، فکر ما به اندازۀ قریهما است و سیاست با این مفکوره جور نمیآید. دوم، ما غوریها مثل قوم بیاتفاق هستیم. سوم، در سیاست عاجزانه رفتار میکنیم که با عجز نمیشه سیاست کرد.
- تفکر اعتدالی: او در تصمیمگیریهای شخصی و جمعی همواره از افراط و تفریط پرهیز میکرد و میانهروی، منطق و عدالت را بهعنوان اصول راهنما در نظر میگرفت. در مسائل دینی نیز رویکردی متعادل داشت و اعتقاد داشت که فهم درست دین مستلزم رعایت اعتدال است. این نگرش، شیوه تعامل او با جامعه و مردم را نیز شکل میداد.
ب. ساحت اجتماعی شخصیتی
- روشنگری و باور به آموزش: او حامی علم بود و آن را کلید نجات جامعه میدانست، اما تأکید داشت آموزش باید هدفمند و آگاهانه باشد. آگاهیبخشی و روشنگری را برای جامعه ضروری میدانست تا مردم از افکار تنگ و تاریک بیرون شوند.
- عدالتخواهی: عدالتخواهی محور اصلی شخصیت او بود. او با هرگونه ظلم و قلدوری در مخالفت بود. در برابر زورگویی و ظلم سکوت نمیکرد. وقتی میدید کسی در محله یا جامعه مورد ظلم یا تبعیض قرار گرفته است، بیتفاوت نمیماند.
- تحول گرا و ترقی خواه: او همواره حامی تغییر مثبت و ترقی جامعه بود و علم را کلید ترقی میدانست. مقولهی داشت: هرکس سد راه تعلیم میشود، در حقیقت سد راه پیشرفت جامعه است. مردم را تشویق میکرد که پسران و دختران خود را یاری کنند که علم بیاموزند.
از کودکی تا جوانی؛ دانشاندوزی، جهاد و فعالیت سیاسی
- فراگیری دانش: محمد حسن تحصیلات ابتدایی خود را در مکتبخانههای محلی آغاز کرد و نزد ملاهای محلی قرآن و علوم دینی را فرا گرفت. . این دوره ابتدایی، علاقه و انگیزهاش به دانش و اندیشه را بیدار ساخت. میگویند که در میان، همقطارانش از ذکاوت و استعدادی بلندی برخورد. بعدها، برای ادامه درسهای دینی به فاریاب رفت و مدتی در محضر علمای برجسته گرزیوان به آموزش پرداخت و دانش دینی خود را عمیقتر کرد. سپس برای ادامه تحصیل به پاکستان رفت. اما شرایط سیاسی پیچیده در افغانستان و محدودیتهایی که برای او و اعضای خانوادهاش ایجاد شد، سبب شد که با وصف علاقه، از ادامه تحصیل دست بکشد. اما از مطالعه و کسب دانش دست نکشید، بلکه در کنار فعالیتهای سیاسی و اجتماعی، به مطالعه آزاد روی آورد. به تاریخ و سیاست نیز توجه ویژهای داشت و کتابهای متعددی درباره تاریخ، سیاست و مسائل اجتماعی مطالعه میکرد. این مطالعات، زمینه را برای شکلگیری بینش و فراست سیاسی قوی او در دوران جوانی فراهم آورد و در تحلیل شرایط اجتماعی و تصمیمگیریهای محلی به او توانایی منحصر به فرد میداد.
همزمان او به شعر و ادبیات نیز دلبستگی خاصی داشت. از همینرو، به مطالعه ادبیات نیز پرداخت و به ادبیات فارسی و شعر کلاسیک آشنا شد. اشعار سعدی، حافظ و مولانا، نخستین دریچههای او به جهان اندیشه و ادبیات بودند. در این بین، او دلبستگی ویژهای به اندیشهها و اشعار حافظ داشت، چرا که این اشعار تنها زیبایی ادبی نداشتند، بلکه حامل نگاه سیاسی و اجتماعی روشن نیز بودند. اشعار حافظ بر واقعیتهای جامعه متمرکز بود. یک نوع روح بیدارگر را در شعر حافظ میدید. روحی بیدارگری که نیاز جامعه و زمانهاش بود. همین بود که میگویند: او همانطور که قرآن را به فرزندانش آموزش میداد، اندیشهها و اشعار حافظ را نیز برای آنها شرح میداد و با زبانی ساده و قابل فهم، مفاهیم آن را منتقل میکرد. همینطور، اشعار مولانا را نیز دوست داشت. میگویند«مثنوی و معنوی» را همواره میخواند و به اندیشههای مولانا را میستود. برایش عرفان مولانا حامل پیام انسانی، صلح جویانه و مدارا محور بود.افزون بر علاقهمندی به شعر و ادب، گفته میشود که محمد حسن ، به زبان انگلیسی نیز علاقهمند بود. در دورهی عسکری در کابل بیشتر به یادگیری انگلیسی به کمک کتابهای خودآموز روی آورد که تاحدودی انگلیسی را میخواند اما بعدها نتوانست ادامه دهد.
- جهاد و دفاع از وطن: دوران جوانی محمدحسن خان، در مقطعی از تاریخ افغانستان رقم خورد که کشور با بحرانهای متعدد و پیچیدهای مواجه بود. تجاوز خارجی، اختلافات و منازعات داخلی زندگی روزمره مردم را با خشونت، مهاجرت و کمبود منابع کشانده بود. این شرایط، فرصت تجربه یک جوانی آرام و بیدغدغه را از نسل او گرفت. در چنین بستری، در صفوف مبارزان و مجاهدان برای دفاع از وطن قرار گرفت و بخشی از جوانیاش را در دفاع از مردماش گذراند. در این راه، برخی از یاران نزدیکاش نیز شهید شدند. اما، مبارزه او از جنس افراطیگری نبود؛ بلکه از جنس میهندوستی آگاهانه بود. برای افزایش تأثیرگذاری جمعی و هماهنگی اقدامات، روابط نزدیک و سازندهای با دیگر مجاهدین برقرار کرد و تلاش کرد منابع، استراتژی و توان عملیاتی گروهها را بهطور هدفمند مدیریت کند. رویکرد او مبتنی بر میهندوستی و دفاع آگاهانه بود و همزمان بر اصول عدالت، همبستگی اجتماعی و تضمین آیندهای مستقل و آزاد برای جامعه تأکید میکرد، بدون آنکه به افراط یا خشونت غیرضروری متوسل شود.
- فعالیتهای سیاسی: محمد حسن، که از نوجوانی علاقهمند به سیاست بود، بخشی از عمر خود را در این راه اختصاص دارد. او که برای ادامه تحصیل به پاکستان رفته بود، شرایط سیاسی پیچیده در افغانستان و محدودیتهایی که برای او و اعضای خانوادهاش ایجاد شد، سبب شد که با وصف علاقه، به اجبار از ادامه تحصیل دست بکشد. در نتیجه، با تحلیل شرایط، تصمیم گرفت که به فعالیتهای اجتماعی و سیاسی روی آورد. با بهرهگیری از جایگاه و نفوذ اجتماعی خانواده، سعی کرد که به بسیج مردم بپردازد. در همین راستا، با شخصیتهایی که دیدگاهها و اهداف سازنده برای مردم داشتند روابط نزدیک ایجاد کرد تا بتواند گامی مؤثر در جهت رفاه و پیشرفت جامعه بردارد. این تلاشها تا حدی موفقیتآمیز بود، اما تحولات سیاسی کلان و درگیریهای داخلی افغانستان، ادامه مسیر سیاسی را دشوار ساخت. چون تداوم این مسیر با خشونت همراه میشد و او مخالف خشونت بود. به همین دلیل، او به تدریج از فعالیت مستقیم سیاسی فاصله گرفت و تمرکز خود را بر کارهای اجتماعی، آموزش و روشنگری معطوف کرد تا از طریق این مسیر نیز تأثیرگذاری خود بر جامعه را حفظ نماید.
میانسالی؛ روشنگری و ترویج علم
با بازگشت نسبی آرامش در کشور و در ولایت غور و آغاز تلاشها برای بازسازی اجتماعی، او به این نتیجه رسید که توسعه واقعی و ثبات کشور تنها از طریق «دانایی، همبستگی اجتماعی و رشد محلی» امکانپذیر است و برای رسیدن به این هدف، باید از سطح جامعه محلی شروع کرد و هرکس به سهمی خود برای پیشرفت جامعه نقش بگیرد. بنابراین، این سالها را به سه مأموریت مهم اختصاص داد:
- ترویج آموزش و سوادآموزی: او حامی علم و آموزش بود. در ترویج دانش و روشنگری هم در خانواده و هم در سطح جامعه زیاد کوشید. خود او به دلیل تحولات سیاسی نتوانست تحصیلات عالی خود را ادامه دهد و به همین دلیل خوب میدانست جامعه چقدر به علم و آموزش نیاز دارد. خانوادهها را تشویق میکرد تا پسران و دختران خود را از آموزش و تحصیل محروم نکنند. معتقد بود که تغییر اجتماعی تنها از طریق آگاهی و علم ممکن میشود. او برخی جوانان مستضعف را کمک کرد که در لیلهها شامل شوند تا بتوانند به تعلیم خود ادامه دهند.
- تقویت همبستگی اجتماعی: او پس از سالها تجربه در تعاملات اجتماعی و مشاهدهی آسیبهای تفرقه و منازعات، باور عمیقی به اهمیت اتحاد و همبستگی داشت. او همواره تلاش میکرد مردم را به تفاهم و همکاری تشویق کند و در اختلافات قومی و محلی نقش میانجی و آشتیدهنده داشته باشد.
- ترقی اجتماعی و اقتصادی: او باور داشت که اقتصاد زیربنای بسیار امور است. به همینخاطر، مردم را به کار و اینکه برای کار از قریه بیرون شوند تا به فرصتهای کاری بهتر و مهارتهای کاری دستیابند. تا هم برای خود و هم برای جامعه مفید باشند.
کهنسالی؛ دوری از مسائل اجتماعی و نوشتن پراکنده خاطرات و افکار
در دوران کهنسالی، او دیگر بهطور مستقیم در مسائل اجتماعی و سیاسی حضور نداشت و بیشتر تمرکز خود را بر زندگی فردی و خانوادگی معطوف کرده بود. این دوره، عمدتاً در کابل سپری شد و او بیشتر اوقات خود را در کنار اعضای خانواده سپری میکرد. در این دوره، با نگارش پراکندهٔ یادداشتها و خاطرات خود، تلاش میکرد تجربهها و بینشهای زندگیاش را ثبت کند. با وجود کاهش حضورش در عرصه اجتماعی، بازهم سعی میکرد جوانان را تشویق کند تا به تحصیل اهتمام ورزند، در مسیر زندگی هدفمند حرکت کنند و از فرصتها برای رشد فردی و اجتماعی خود بهره ببرند.
اندیشه و میراث محمدحسن خان
سه محور اصلی اندیشه و عملکرد محمد حسن خان که به عنوان میراث او باقیماندهاند، عبارتاند از:
- ترویج علم و روشنگری: او یک خط فکری روشن از خود به یادگار گذاشت که در آن »روشنگری و تعلیم و تحصیل» نقطه محوری است. در این خط فکری، هیچ رسم و عنعنهای نباید سد راه علم و آموزش شود. دختر و پسر حق دارند آموزش ببینند و به جامعه خدمت کنند. او خودش در این راه پیش قدم شد، باوجود عنعنهها و سنتهای محدودیتزای اجتماعی، با دقت و توجه، زمینهای فراهم کرد تا فرزندانش به شکل آگاهانه و هدفمند تحصیل کنند و بر مسیر آموزش آنها نظارت مستمر داشت. این رویکرد، نه تنها فرزندانش را به تحصیلات عالی رساند، بلکه روحیهای خدمت به وطن و مسئولیت اجتماعی در آنها پروراند. امروز فرزندانش هر یک در سطح ماستر تحصیل کرده و با انگیزه خدمت به جامعه، ادامهدهنده مسیر او هستند.
- عدالتخواهی: حمایت از افراد و گروههای آسیبپذیر در تمامی مراحل زندگی و فعالیتهای اجتماعی و سیاسیاش، از شاخصههای بارز اندیشه او بود. او همواره در پی ایجاد شرایطی بود که حقوق همه، به ویژه افراد آسیبپذیر، رعایت شود و امکان مشارکت عادلانه در جامعه فراهم گردد. چنانکه یکی از دوستانش روایت میکند: در زمان فعالیت احزاب مجاهدین در پاکستان، «میر احمد خان» از بزرگان غور به دلیل سؤتفاهم یا بازیهای سیاسی در میرانشاه زندانی شده بود. بزرگان آنزمان غور، از جمله احمدشاه مجیدی، غلام حیدرخان دولتیار و محمدامیر بیک، تلاش کردند او را رها کنند اما موفق نشدند. وقتی محمد حسن خان که در این هنگام در پاکستان بود، دید تلاش-های آن¬ها نتیجه نداد خود برای حل این موضوع اقدام کرد. با معاون حزب جمعیت، استاد نورالله عماد، دیدار کرد و تأکید نمود که این مسئله حیثیتی است و ادامه زندانی شدن، اعتماد مردم یک ولایت را نسبت به حزب خدشهدار میکند. نهایتاً، به دلیل تلاشهای او، میر احمد خان آزاد شد؛ این یک مثال از عدالتطلبی و تأثیرگذاری شخصی اوست.
- صلحطلبی: صلح یکی از محورهای مهم اندیشهاش بود. او همیشه میکوشید، مردم را به اتحاد و همبستگی تشویق کند و در حل اختلافات و نزاعها سهم داشته باشد. در اختلافات قومی و محلی نقش میانجی و آشتیدهنده داشت. دشمنی و تفرقه را برای جامعه و مردم ویرانگر میدانست.
جمعبندی
آخرالامر، همهی ما باید زندگی را ترک بگوییم. محمد حسن خان پس از مدتی مبارزهای با بیماری، سرانجام در سپیدهدم جمعه ۱۷ اسد ۱۴۰۴ در کابل چشم از جهان فروبست و زندگی را ترکِ ترک کرد. جنازهاش با احترام کامل توسط فرزندانش به فیروزکوه منتقل شد و در گورستان زی حسین، پس از ادای نماز جنازه، با اعزاز کامل به خاک سپرده شد. اما میراث فکری و زندگیاش همیشه باقی خواهد ماند.

نویسنده: حسامالدین یعقوبیان فیروزکوهی
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
-
می گفت خطیب شعر:
-
پاسخی به پرسشی که چرا؟ گفته بودم، خامنهیی قصد حمله را هیچگاه نه داشته است.
-
چه کوچک و چه بزرګ، چه در مقایسهٔ چه بزرګ و چه در مقابل چه خورد است؟
-
چهار و نیم سال پس از برپایی امارت اسلامی سرمایه؛ فقدان اجماع و بحران تحلیل
-
آدمیت: صورت خدا در انسان…!
-
په نړیوال سیاست کې د نفتو او ګازو رول
مجلات و کتب
پیوند با کانال جام غور در یوتوب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
Subcode: 460
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور