آرشیف

2014-12-25

سارا رضايي

زنان از جامعه افغانستان، رفتار احترام آميز را مي خواهند نه ترحم انگيز!

 

در مقاله آخر تحت عنوان" زن بودن گناه نيست؛ بايد از ناتواني هراس داشت" از نظريات كه پاي نوشته هايم در سايت جام غور، سايت آسمائي و ويبلاگ مسافر به نشر رسيد حس كردم كه شايد آنطوري كه مي خواستم منظورم درك نشده است. استنباط كه ازبعضي گفته هايم شده بود، چيزي بود كه در نوشته هايم نبود.فقط عده اي معدودي از اساتيد( ازجمله استاد محترم احمد سعيدي ومحترم حقيار) كه نظر داده بودند؛ نشان ميدادند ؛ كه به منظور من نزديك بودند و همدلي و همنظري شانرا با من ابراز نموده بودند. بي شك از دقت وتوجه همه اين بزرگواران كمال تشكر را دارم.
خوشحال شدم كه برخي از  بزرگان قلم بدست از نظر رواني نيز نقدم نموده بودند.
 باز هم لازم ديدم؛ نظرم را در آن مورد به شكل ديگري طرح نمايم تا باشد؛ اين بار بتوانم آن را بهتر  و واضح تربيان كنم.
حقيقتآ من زني نيستم كه در فاز" حقوق مساوات" بين زن ومرد فرياد بزنم. بلكه آنچه من و امثال من مي خواهيم؛  " فرصت مساوي در راستايي رشد، ترقي و توانمند سازي  " براي زنان ومردان مي باشد؛ نه يك قشر خاص. من وامثال من هيچگاه ، فقط به دنبال امتيازات تبعيض مثبت نمي باشيم.
 بنابراين اگربه  يك مرد با ظرفيت وتوانمند با يك زن بي تجربه، كم ظرفيت وكم سواد  فرصت،موقف و حتي معاش يكسان بدهند؛ طبعا" ما خرسند نمي شويم و جز اعتقادات نويسنده اين مقاله نيست بلكه مي خواهيم فرصت هاي بيشتري ( براي جبران فرصت هاي به يغما رفته ي گذشته ) براي زنان داده شود تا يك زن در ميدان شايستگي با برادران خود رقابت كنند. يعني حقوق شان را از طريق توانايي وشايستگي و احترام بدست بياورند نه از راه ترحم!
شايد با اين گفته ها خواهرانم  كه اين مقاله را مطالعه مي كنند حساسيت شان بر انگيخته شود، اما عرضم به حضور چنين هم نوعان من اينست :
بياييد وحق و حقوق ذاتي، شرعي وقانوني خود را گدايي نكنيم و بر اساس شايستگي هاي لازم كه بدست مي آوريم مدعي حقوقي كه دين، قانون اساسي و قانون مدني ما بما داده اند؛ استفاده لازم را ببريم وحداقل با توانايي هاي لازم بتوانيم از فيض چنين قانوني بهرمند گرديم. اگر ما سواد كافي نداشته باشيم و از فرصت هاي مثل تبعيض مضاعف طوري استفاده نكنيم كه حجم ظاهري خود را بزرگ سازيم، در اصل هيچ باشيم .
 بنابراين به همان اندازه كه ظرفيت وتوانمندي خود را بالا ببريم " ارزش " براي خود خلق مي نماييم ارزش وتوانمندي ايجاد نمي شود مگر با  بالابردن سطح سواد،دانش ومهارت هاي كاري ومسلكي . سؤال اينجاست تا چه وقت پيكر هاي ما همانند مجسمه هاي تراشيده شده و خوشنرگ و زيبا به نمايش گذاشته شود و يا هميشه يك چهره سنبوليك از خود به نمايش بگذاريم؟.خوبست كه به اين پيكر خوش تراش روح و جسم ببخشيم و اين زنده ساختن ها با استفاده مناسب از فرصت هاي ظرفيت سازي موجود، بدست ما خواهد آمد.
بياييد همه باهم از همين فرصت هاي مساوي تازه ايجاد شده؛ كه تا كنون فقط براي مردان زاييده شده بود، استفاده كنيم ونگذاريم اين موقعيت ازدست ما برود! هرگاه توان مساوي با مردان را داشتيم به حق وحقوق مساوي نيز خواهيم رسيد! اما بدون توانمندي وظرفيت، شعار هاي حق و حقوق مساوي معني ندارد واگر اين فرصت هاداده شود؛ نتيجه چه خواهد بود؟
 زنان بايد درمرحله اول توانمندي هاي شان را به اثبات برسانند وانگهي خواسته هاي خود را مشخص سازند. قبل از اثبات توامندي هاي زنان ، تبعيض مثبت نيز راه بجايي نخواهد برد! چنانچه دراين ده سال ره بجايي نبرده ايم.
شايسته است ؛تا از پدران ، برادران، همسران حتي فرزندان ما و آن دسته از مرداني كه هم گام، هم صدا و هم نظر با بحث شايسته سالاري مي باشند، اين توقوع را داشته باشيم تا با دستان قوي شان به حمايت زنان برخيزند؛ حقوق حقه شان را كه در دين مبين اسلام، قانون اساسي وقانون مدني افغانستان تسجيل شده است ؛ از طريق عدل و انصاف از طريق منطق و استدلال و از طريق اصول و اصلاح خواهان مي باشند، ياري رسانند.
اين نوع حمايت ها فقط فرصت هاي مساويانه در عرصه هاي تعليمي، تحصيلي ،ترقي و …را در اختيار زنان مي گذارند. روز بروز جوامع بشري وانساني رو به رشد وتوسعه است وبه همين ترتيب تكنولوژي وصنايع نيز رشد مي كند.اگر دختران،خواهران وزنان شما در ساحه تعليم وتربيه حضور نيابند ؛ آينده اين كشور چه خواهد شد؟
تعليم وتربيه دراسلام و درقانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان فرض وحق هر مسلمان (اعم از زن ومرد) شمرده شده است. بنابراين اولين گام در اين عرصه تعليم وتربيه است وبا تعليم وتربيه مي توان ظرفيت سازي كرد. اساس تمام توسعه وانكشاف تعليم وتربيه است. تعليم وتربيه وارتقاي ظرفيت پشتوانه آينده جامعه وكشور مي باشدوزنان نصف پيكر  اين جامعه را تشكيل ميدهند.
بنابراين ازپدران،مادران، برادران وهمسران خود مي خواهيم دراين راستا مددكارما باشند واين مدد كاري درآينده جامعه مدني ما نقش مثبت وارزنده اي را بجا خواهد گذاشت. طب، معلمي، روزنامه نگاري و…دهها وصد ها شغل ديگر نياز به زور بازو ندارندو بار بار ديده شده اند ؛ كه خانم هاي تعليم ديده  از مردان بهتر درخشيده اند. مثال هاي زيادي از زنان موفق داريم كه براثر تعليم وتربيه بهتر توانسته اند بر كلان مشكلات هاي كشور فايق آيند و "گوهرشاد بيگم" نمونه بزرگي ازاين دسته زنانند.
بعضي از براداران داد خواهي از  حقوق زنان را با  اسلام به تعارض مي دانند و سريع از سنگر دين عليه چنين مطالبي موضع مي گيرند و اين پديده را پديده غربي  و وارداتي مي دانند. اما اين برادران يا غافل از اسلام مي باشند ويا خود شان را به غفلت مي زنند.
اسلام  تعليم وتربيه را بر مرد وزن فرض دانسته است  ودر عين حال جامعه اسلامي ما نيز به زنان دانش آموخته ي مثل  طبيب، نرس، معلم و…نياز دارد واين نياز مندي ها با تجدد انديشي رابطه نزديك وتنگاتنگ دارد. از آن عده مردان مي خواهيم كه اگر چنين نوشته هاي را مي خوانند از خود شان و از وجدان شان سوال كنند كه آيا حقوق كه اسلام ،و قانون اساسي براي  يك زن مسلمان داده است ؛ ما د رجامعه خود به زنان مسلمان داده ايم؟
من به نيت بعضي ازاين برادران شك دارم وبراين باورم كه اين برادران نمي خواهند زن مسلمان از دينيات وهمچنين دنياي امروز چيزي بدانند. براي اين ادعايم ازهمين برادران مي پرسم كه دريك جامعه كلاني مثل افغانستان چند زن متخصص به امور ديني واسلامي داريم؟ ود ركجايي دين آمده است؛ كه تخصص از دين بايد در انحصا رمردان باشد؟ دراين جامعه ، حتي درامور ديني نيزبه زنان اجازه داده نشده است؛ كه به امور ديني به حد"فقيه" و"مفتي" تخصص حاصل نمايند وتوصيه بزرگان اين كشور در مورد تعليم زنان هميشه اين بود است:" فقط سوره شريف " نور" از قران كريم  " را زنان بياموزند كافي است!
اما اين گروه از مردان  از زنان انتظار دارند  آنچه را كه آنان مي گويند وبه نام اسلام مي خواهند زنان چشم بسته به آن جامه عمل بپوشانند. حال آنكه بسياري از زنان اين را مي دانند ؛ كه امروزه دربسا مواردي مردان متعصب وتنگ نظر بنام اسلام سنت ها ، عنعنات و عرف جامعه  را بجاي اسلام بخورد مردم مي دهند والا اسلام قبولي دين را با شناخت وآگاهي بدون تقليد را توصيه نموده است.
 ما زنان فعال اجتماعي از پدران،مادران ،برادران ، شوهران وپسران مان حقوق مساوي وكا ربرابر نمي خواهيم وفقط تقاضاي ما شرايط برابر ومساوي در تعليم وتربيه وظرفيت سازي است. به تعبير ديگر ما حقوق مساوي ورفتار ترحم آميز از شما نمي خواهيم. بلكه فرصت ظرفيت سازي  وبرخودر احترام آميز را از شما توقع داريم . تا باشد كه زنان درعرصه شايسته سالاري ، توانمدي ها وشايسته گي هاي خود را به نمايش بگذارند.

پايان
سرطان 1390