آرشیف
زبان- قوم- تعصب و اهداف سیاسی!
دوکتور صلاح الدین سعیدی
درین روزها که عدهٔ از شرف باخته های ، مریض، معلول و یا هم أجیر با یک تمرکز بی سابقه، سیستماتیک و منظم استخباراتی اجنبی، طبل نفرت قومی و زبانی را در میدیا به راه انداخته و برآمده أند تا چرندیات و لاتیلات خود را با مهارت خاص دشمنانه عام ساخته و خود میکارند، خود درو و خود خرمند و خود نتیجه ګیری کرده و اکثر به اصطلاح بدون ارتباط نفرت پخش دارند، ما را نیر به نحوی مصروف و اذهان عدهٔ از بی تجربه ها را زهر آلود نیز ساخته أند!
طبعی هست که انعکاسات هم در برابر ایشان ګاهی بی تفاوت، ګاهی غیر متناسب افراطي وګاهی هم هدفمند به آسیاب دشمن به آب ریختن، میانجامد! لذا با آسیب شناسی دقیق به این مکاریهای دشمنان ما شدیداً برخورد حساس، دقت بیشتر لازم می افتد و این دقت و هوشیاری را با آراسته شدن به معلومات و راهکار های متناسب استادانه خنثی کردن، میطلبد! هرګونه عدم دقت، افراط و تفریط نتیجهٔ معکوس داشته و کار به نیت خیر هم ( کنتراپردوکتیف) میشود!
تمرکزاین نوکران اجنبی و مریضان روانی به وسیلهٔ شقاق و نفاق کهنه و در حالت ما حالا عمدتاً بحث فارسی- دری-تاجکي، و متکلمین به زبانها، کي ساکن اصلی و کی مهاجر، کی متمدن و کی بسمچی، نسل جوگی ها و وحشي، و تصریفات متعدد از نامهای بدون جغرافیایی مشخص امروز آریانا، خراسان و بحثهای قومی و زبانی در لباس نحوی نظامی سیاسی فدرالی با تقسیمات و تصفیه کاری های قومي و زبانی، غیر مشروع پنداشتن چهار نسل ګذشتهٔ ناقلین در شمال و عدالت گویا بازگشتاندن ایشان بخاطر آن ملکیت از کي و از کی و برعکس برګشنان مردم افغانستان مرکزی و بامیان از کابل و مزارشریف به بامیان به عدد میلیونی و عواقیب همچو منطق ناسالم و تلاش و زمینه سازی به أیشتاز شدن این علم برداران اجیر و مزدور ، کار این جنایت کارانه را قوت داده ږ تبلیغات این رذایل و تلاش برای تحقق و تکرار جنایات مانند پارتیشن هند به اساس دین و یا زبان از بخش از هند به پاکستان وً برعکس (۱۹۴۸م.) و ، لرزه بر بدن می آید. از جملهٔ تمرکز و ان هم تمرکز ناسالم و بدون اولویت امروز ما این بحثها به نحو و سبک هیتلری و بلند پروازي، اضرار غیر قابل توصیف دارد که در موارد اګر در ذهن خود تحقق این برنامه های دشمنان را برای سرنوشت افغانستان قبول کرد ږ، انحرافات و سوء استفاده از دیموکراسی و آزادی بیان به صورت مطلق هست! این حالت سوء استفاده و انحراف و خنده به ربش بابه ، خنده و توحین به عزت ملت و کشور ، برحق ګاهی ما را و در ما نفرت در برابر این قماش آزادی و دیموکراسی را ایجاد کرده و میلان به تیرانی و دیکتاتوری های شبیه طالب را در جامعه قوت میدهد و این همان حالت کنتراپردکتیف و تأثیر معکوس هست که عدهٔ ازین مبلغین انحرافی و لو درموارد معدودی با نیت نیک ولی حد اقل با عمل احمقانه، متوجه نتایج کار خویش نمی شوند و فتنه میکنند! وای برحال شان که این مرتبه فرصت فرار هم نه خواهند یافت و یا خود شان قبلاً فرار کرده ولی عدهٔ که ګیر مانده اند به سرنوشت تراژیک قوی تر مواجه خواهند شد و شده أند! این سوء استفاده و انحرافات و این تخلفات بشری قومګراسی و فاشیستی، و زمینه سازیها برای آن سخت نګران کننده و تکرار آن، سخت نابخشودنی أند!
پرداختن به همهٔ مطالب فوق نه درین سطور چند ممکن و نه هم میسر هست!
اما هدفمند و تلګرافی منظور اصلی خویش را ازین نوشته ذیلاً عرض میدارم:
فارسها ( شاه ایران امروز) نام ایران را که درآن مرز و بوم شهرهای مهم افغانستان امروز، چون بلخ، بخدی، هرات، مزارشریف و … مرکزی بودند، تصاحب کردند و هر چیزیکه مربوط به تمدن اریانای مشترک کهن ماسن و ارانی هست بافریب جهان از خود میدانند و بقیه را از آن محروم میدانند! حتی هست مواردیکه، رئیس جمهور وقت آمریکا، آقای اوباما، روز اول سال جدیدیعنی نوروز را به آدرس ایرانیان امروز در چوکات کشور ایران امروز تبریک ګفت، در حالیکه چنین سوء تفاهم نباید واقع میشد و نه شود! این تمدن و افتخارات آن و جایګاه شهر های افغانستان امروز درآن غیر قابل انکار أند!
و حال مستقیم به تمرکز مغرضانهٔ اجیران دشمن درین اواخر: دری- فارسی و تاجیکي!
علم زبانشناسی ( لینګویستیکا مشتمل بر دوازه علم هست که هیچ یک شخص واحد به صورت مستقل نمی تواند به تمام این علوم زبان ( لینګویستیک) احاطه کند! این تمرکز، کار انستیتوت ها و تیم بزرګ کاری زبان شناسی هست که در چوکات اکادمی ها و با سینهٔ سرد، مستند و علمی بحث صورت ګیرد!
درین مورد بیشتر از ده سال هست مواد جمع و به اندازه کافی چیزی برای ګفتن دارم! یکی از دلایل این تمرکز کار ، وسعت دادن قاموس پنج زبانهٔ من ( چاپ ۲۰۰۲ م) که حال عربی و انګلیسی برآن اضافه شده و در بیشتر از ۲۰۰۰ صفحه کار بالای تنظیم نهایی و کمپیترایز کردن آن، ادامه دارد!
کدام یک ازین لهجه ها و یا زبان (دری، فارسی ، تاجیکی) اصل و مادر و کدام شان لهجه و … ، بحث جالب، مشروع و ممکن میباشد! پرداختن به آن نه ګناه و نه هم بد هست!
اما
بدی و شرارت در هدف و سوء استفاده ازآن با براه انداختن شرارت های نفرت قومی و زبانی و تجارت های سیاسی است!
بدی کار در برخورد فضولی(اصطلاح حقوقی هست که عمل مذکور از جمله تصرف ملکیتی در حق غیر را نیز شامل هست!) و حد اقل ګستاخ و فضول عدهٔ که او خود را مالک مطلق این و یا آن زبان و قوم معرفی می دارند و بعد به تجارت، کینه و نفرت و توهین زبان و اقوام دیګر میروند و فکر میکنند به جان دیګران زدند! هست مواردیکه بعضې از ما را چنان بدام می اندازند که بیحد به آن تمرکز داشته و در موارد نادرست به آدرس کس و قوم جوګي کولاب و پنجاب ناسزا میفرستیم که این عمومي سازی با تلاش برداشت نادرست شرارت پیشهٔ ارذل خود را ټیکه دارآن قوم و زبان قلمداد میدارند!
بحثهای در مورد زبان/لهجه های یک زبان، دری، فارسی، تاجیکی، بحث در مورد نظام فدرالی، متمرکز و غیر متمرکز و ….مطالب أند که هرکس در مورد بحث کرده میتواند، ولی انتخاب حدود و چوکاټ در چوکاټ قانون اساسی یک کشور مشخص میشوند! درین عرصه کمبود کاری از بالا در سطح سیاسی کشور و در افکار پیشتازان جامعه و در خود مردم، ګفتنی ها و سفارشهای سیستمی زیادی نوشته شده و در مورد مقالات و تحقیقات زیادی بنده نیز وجود دارند و بخش ازین بحثای تیوریکی نیز در پوهنتون ها وجود دارند و کدام مشکل خاص نیست! مشکل در نیمچه فهکی و عدم تشخیص، حق و صلاحیت فرد وعضوی جامعه که در مورد بحث ما اکثر افراد شارلتان و چمشم سفید از نام کل و با تصاحب حق دیګران دیده درایی دارند! من مانند ترجمان رسمی شش زبان، ملا، حقوقدان و محقق در مورد نوشته ها و تمرکز شغلی نیز داسته ام و دارم! درین موارد تحقیق و ریسرج مشکل ندارد و کار شخصی هر کس هست! در کشور ها این مسایل در قانون اساسی روشن، حدود و ثغور آنرا به توافق میرسند! اما اګر منظور از بحث برابن مسایل تصاحب حق ملت، انتقام، ایجاد فتنه و شرارت پدرامی، ستمی، شیوایی، باوری، لعلزادی و …. باشد، موقف سایرین در مورد تغیر میکند! به چنین فتنه ها و شرارتها باید نه ګفت و مجاز نیستند! تصاحب حق کل ملت، توهین افنخارات و عزت ملت و مردم مجاز نیست! آنچه باوری کرد و پنجشیر زیبای وطنم را در نشست علنی در پای رهبر ایران امروز با شعر هدیه کرد و از اظهار آن شرم و عار هم نداشته و همه روز به توهین و تحقیر ملت و عرت اش میرود، قابل قبول نیست! این قابل قبول نیست که بګویند، این کوه و آن دره و پشتونه ها بد أند!
خوبی و بدی را هیتلر ثابت کرده نتوانست که به قوم و نژاد باشد، این فاشیست های جدید چطور خواهند توانست!
جرم و جنایت هویت قومی و زبانی ندارد!
درک میکنیم که شهزاده أیوب خان پسر أمیر شیرعلیخان، در حالیکه به ضد استعمار وقت انګلیس در میوند قندهار میجنګید، بعد از وفات پدرش یعنی بعد از وفات امیرشیرعلیخان در ترکستانها، عبدالرحمن خان پسر افضل خان بعد از یازده سال مهاجرت با عساکر ترکمن و ازبک وارد شماری کابل شد و با ګریفن نماینده، انګایس دید و اعلام پادشاهی کرد و ایوب خان به ایران فرار میکند و حاکمیت خاین ایران، ایشان را به انګلیس میسپارد و ….
امیر عبدالرحمن مقاومت افغانستان مرکزی و سایر نقاط به شمول کله منار از قوم شینوار و … میپردازد و عدهٔ از ین مخالفین عبدالرحمن خان از افغانستان مرکزی به کويتهٔ ای پاکستان و مشهد فرار و تا امروز علیه افغانستان از جانب حکام و استخباران ایرانی و پاکستانی استعمال میشوند!
بر ماست و باید به شدت نفرت و انزجار خود را در برابر شرارت ها و فتنه های تعصب قومی و زبانی و علم برداران آن برداشت!
برماست در حد توان توضیحات علمی و منطقی را در مورد عام ساحت!
قرار اصح روایات و مستندات زبان دری اساس و لهجه های مشتق و پیرو آن فارسی و تاجکی اند!
اینکه چنین و یا چنان باشد، باز هم در ها باز و در صورت حوصله مندی علمی بحث بالای آن، کدام مشکل بنیاد ندارد! در کارتحقیقی و علمی سمپی های شخصی را داخل کردن، حد اقل حماقت فاشیستی پدرامی، شیوایی یاوری و لعلزادی است و رفتن به افراط و تفریط، مردود میباشند!
اما باز هم تحقیقات اکادمیک و کسب معرفت حق هر کس هست! هرکس میتواند چنین سؤالات را مطرح و به جواب خود برسد!
اما
اما چیزیکه من به صورت بنیادی به آن تأکید دارم و یکی از دلایل مرکزی این نوشته هست، آن اینست که حل سیاسی کشور را قومی و زبانی ساختن واین حل را به زبان و قوم حل کردن نادرست، بود و هست! این شرارت پیشه ها مارا له راه غلط بردن مبخواهند ودر موارد شرارت، کثافت و کسب لقمهٔ چرب اما ګندیده ازین کثافت دارند برای خود تهیه میدارند!
این حالت تصادفی نیست!
حکام ایران، پاکستان، حکومات پراشوتی جمهوریت افغانستان و عدهٔ از سیاسیون پراشوتی و ضعیف، تاجران فاشیست قومی و زبانی فهمیده و نافهمیده رول کشنده درین میان بازی کردندو این چوبک زدن ها در کثافات ګذشته ادامه دارد!
ستمی ها و عدهٔ او فاشیست های قومی و زبانی از سالهای ۱۹۴۰ و بعد در اواسط ۱۹۶۰م. در زیر ستر و اخفای جمعیت اسلامی ( أخوت اسلامی فراموش شده!)، در چوکات ح د خ ا، شاخهٔ پرچم ( انترناسیونالیزم کارګری را آب برد!) و نیروهای نجات یافته از ساطور عبدالرحمان خان مقیم کویته و مشهد و… درین استقامت ضربه های مهلک بر پیکر ملت و هویت ملی افغان زدند و این شرارت و تعفن به صورت سیستماتیک، منظم درین اواخر قوت بیشتر داده شده!
آنهایکه بعد از سال ۱۹۸۹م. میخواستند وحدت جهادی را بشکنند، نیز برآن افزوده شد! افراد احساساتی و فریب خورده هم درین راه فربانی أند!
تصادفی نیست که از صدراعظم طویل المدت وقت نقل قول میکنند که« من قبل ازینکه عضوی حزب د خ افغانستان باشم، یک وحدتی بودم و هستم…»
ضرورت نوشتهٔ من سطور بالا و تحقیق در مورد اصل و بدل بودن زبان( دری، فارسی، تاجیکی) نیست! منظور من این هست که :
۱/ خطاء کردند که مذاکرات سیاسی را با مناظرهٔ دین و مناظرهٔ سیاسی مغالطه کردند و هنوز هم میکنند! از طالب خواستند و میخواهند که نظر و موقف خود را در مورد حقوق زن و دختران تغیر دهند… اصل سخن باید بر سر مشروعیت نظام و متمدن ساختن زندګی سیاسی و تجرید متخلف از قلب من، جامعه و جهان میبود و باشد!
۲/ منظور من ازین نوشته این هست که افغانستان و حل معضلات و بحران موجود حل قومی و زبانی نداشت و ندارد!
کی از کلاب آمده و کی مهاجر و کي اصل و کی فرع و … بحث است که در زندګی و حل سیاسی امروز نباید اساس میبود و باشد!
اصل امروز و مشروع ، راه حل درست و بجا، راه حل و اصل شهروندی، یک رأی و یک شهروند و اصل مشروعیت متداول و حاکمیت قوانین مشروع و متداول در مطابقت به ارزشهای ملی و اسلامی جامعه ای افغانی در صورت عدم تقابل به ارزشهای عام قبول شدهٔ بشری است!
اګر ما به این اصول و قواعد توافق کردیم، که انتخاب عادل و خوب دیګری وجود ندارد، انتخاب کرده ایم که صلح، تمدن و استقرار در چوکات ارزشهای ملی و اسلامی خوبش رسیده میتوانیم! انتخاب دیګر وجود ندارد و نیست! ما میتوانیم در کشور خود به صلح ، با عزت دوامدار و سیستم محور برسیم!
اګر طالبان باورمند است که اصل : الحق لمن غلب. ( حق با غالب هست!) ما غالب شدیم و انتخابات وجود ندارد، ما ما و ما و دیګران بیایند و در افغانستان میتوانند، بخورند و به تشناب بروند و دیګر در تعین سرنوشت کشور حق انتخاب ندارند…. این راه حل نیست! راه جنګ هست! اما درین استقامت جای نشین طالب حکام پراشوتی قبلی نشسته در کابل، فرانسه ، ترکیه و یا امریکا و انګلستان و جرمنی نیستند!
جانشین طالب ملت افغان و انتخاب ملت افغان هست!
جانشین طالب ، توافق بر سیستم هست که طالب را فرصت دهد، تا روایت و فهم خود را از دین با کسب مشروعیت از ارادهٔ ملت مجاهد و مسلمان به معرض امتحان و انتخاب ملت قرار داده و درصورتیکه چنین برنده شده، آنرا با وسایل و آدوات دولتی بر جامعه و کشور تحمیل کند! دیکتاتوری قوانین، مشروع و مدون باشد!
بقیه بحثهای قومی و زبانی، برای سوء استفاده در اهداف سیاسی ، نامشروع، ناروا و قابل قبول نبود و نمی باشند!
برماست سهم خود را در خوبی و خرابی اقلاً نزد وجدان خود اعتراف و در تلافی ګناهان خویش بکوشیم! دست از تحمیل رهبر و زعیم و در جان زدن بکدیګر بکشیم و بدانیم که خواننده، بیننده و عضوی جامعه دیګر آن فرد بیست سال پیش نیست و کس کسی را فریب داده نمی تواند!
بلی از الله متعال باید ترسید و درک کرد که حالت بدتر ازین بر مردم و کشور ما آمده نه خواهد توانست و یا حد اقل قربانی های ما تا ایندم بنا بر سهم خود ما هم که باشند، بس عظیم أند!
الهی رحم
و ما علینا الا البلاغ المبین
و ما توفیقنا الا بالله
داکتر صلاح الدین
سعیدی
۱۴/۰۹/۲۰۲۵
۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور