آرشیف

2015-2-4

سمیع الله فایق

رحمتی، توخی و قایم چی میخواهند؟

 

غور سرزمین که یک زمان فرزندان این مرز و بودم بر کشورهای منطقه حکمروائی میکردند، درحال حاضر این سرزمین صلح به نا امن ترین سرزمین منطقه و میدان رقابت های رحمتی، توخی و قایم تبدیل شده، قبل ازینکه توخی بحیث معاون والی به غور تشریف فرما شوند، مرد میدان تنها و تنها آقای رحمتی به حساب می آمد، با آمدن توخی بحیث معاون دیری نگذشت که بر سر منافع شخصی و یا هر چی که بود، در جلسه اداری به روی یکدیگر دوسیه باران کردند، بلاخره با میانجیگری تعداد از متنفذین، رئیسان ادارات دولتی و شورای ولایتی به نحوی کشمکش های این افراد درجه اول و دوم فرونشست، اما آقای رحمتی چانس آورد و از بخت بد توخی، قایم بحیث قوماندان امنیه غور تعیین گردید. رحمتی که از کارکردها و سیلی زدن های قایم با خبر بود، خیلی با دقت گام برداشت و وی را به کنار خود کشاند؛ در انتخابات ریاست جمهوری در حقیقت آقای رحمتی به نفع اشرف غنی کمپاین میکرد، اما هر چی که باعث شد در ظاهر به نفع داکتر صاحب عبدالله آستین ها را بر زد تا قوماندان امنیه را بطرف خود بکشاند تا فرصتی برای کوبیدن توخی توسط قوماندان امنیه به دست آورد، که چنین هم شد.
آقای قایم که خصلت دشنام و بی آبرو کردن مردم را از دیر زمان با خود داشت، غوریان بزرگ و معزز را نیز سیلی کاری کرد و دشنام داد، با این کار سروصدا ها بین اهالی نیز به گوش میرسید؛ علاوه بر این بی کفایتی و عدم مسوولیت در برابر وظیفه و مردم غور یکی دیگر از دست آورد های است که از آمدن وی تا اکنون بیش از 150 تن از مردم غور قربانی داد.
یک هفته قبل والی به سفر رفت و دو نفر سرپرست را از خود به جا ماند، آقای توخی و آقای قایم کسانی بودن که در نبود والی هر یکی از آنان در زیر مکاتب رسمی مینوشتند: "محمد امین توخی معاون و سرپرست مقام ولایت غور، جنرال احمد فهیم قایم قوماندان امنیه و سرپرست مقام ولایت غور". با این یک بام و دو هوا، مکاتب رسمی توخی توسط قایم پزیرفتنی نبود و باالعکس؛ حتی با دیدن امضا توخی آقای قایم به خشم آمد و مکتوب را پاره و زیر پا انداخت.

رحمتی، توخی و قایم چی میخواهند؟

کشمکش های میان این سه فرد رهبری ولایت به حدی افزایش یافت که تمامی مسوولیت های وظیفوی به باد فراموشی سپرده شد و نوبت حکم فرمانی به طالبان رسید، سقوط سنگان ولسوالی پسابند و کشته شدن 17 تن پولیس، به اسارت گرفتن 35 تن دیگر توسط طالبان، دسترسی طالبان به اسلحه سبک و سنگین در سنگان (9 میل پیکا، 43 میل کلاشینکوف، دو میل دهشکه و به ده ها صندوق مردمی)، و فراتر از آن سقوط چهارسده، مسلح سازی طالبان (با آمدن قایم، هر درگیری که با طالبان صورت گرفته، دست آورد طالبان به مراتب بیشتر بوده که از همه مهمتر نیروهای امنیتی آگاهانه و پلان شده اسلحه و مهمات را در سنگر ها به طالبان واگذار میکردند) و به دها موضوعات دیگر که جزء ریختن خون مردم مظلوم ما شد، پیامد دیگری در قبال نداشت.

جناب والی سید انور رحمتی:
از کار های ولایت سرپل را که بحیث والی انجام وظیفه میکردی، پند نگرفتی و اینبار بالای مردم مظلوم غور هر چی دلت خواست بتاز و هر چی دلت خواست بخور، ماهانه هشت لک افغانی از بابت پیسه …. را به جیب خود میزنی، اگر دیگران بی خبر اند مه و خودت میدانیم که حتی متعمد که پول را برایت تسلیم میکند، 20 افغانی که د افغانستان بانک آنرا به گونه صرفیه میگیرد حاضر نیستی برایش بپردازی و از همه مهمتر اینکه برای این معتمد بیچاره حتی پرزه خط تسلیمی را که نمایانگر اخذ پول توسط شخص جناب عالی باشد، نیز نمیدهید. توصیه و اخطاریه رسمی به مامورین کار نیک است، اما چرا به قوماندان صاحب قایم که بالای خون مردم به هدف رسیدن مقصدش، به اصطلاح محل "بند و باز نیست" نمیدهی؛ شاید از سیلی زدن های قایم خبر شده باشی که موجب تبدیلی اش به این ولایت شد.
ازین بیش مردم غور تحمل تاخت و تازهای شما افراد پول دوست و خونخوار را ندارد، در صورت که از این اعمال خود منصرف نشوید مردم غور علیه خودت و همقطارانت به پا خواهند استاد و شما نیز مانند دیگران بی آبرو از سرزمین شان بیرون خواهند انداخت.
 

جناب محمد امین توخی:
مردم غور، بخصوص طبقه جوان، با احترام که برای شما قائل بودند، بعد ازین نیستند؛ چون زیر کاسه نیم کاسه هم وجود دارد، چیزی هست که رحمتی و قایم علیه خودت استاده اند، بیا مردانه وار پرده را از روی مال نا بخش غنیمت شده از مردم غور، که ماه هاست تو و رحمتی+قایم بر تقسیم آن جور آمد نمیکنین، بردار و این راز را افشا کن، میدانم که از لحاظ زور نمیتوانی با رحمتی و قایم مقابله کنی و قانون امروزی طوری شده که شما مقامات در مافوق آن قرار دارید. 
اما این را ندانستم که بعد از والی خودت صلاحیت اداره ولایتی را میداشته باشی یا قوماندان امنیه؟ اگر خودت داری پس چرا قوماندان امنیه سرپرست بود؟ اگر نداری پس چرا به عنوان معاون و سرپرست مکاتب را صادر میکردی؟ یا اینکه والی برای هردوی شما (قایم و توخی) گفته بود که سرپرست هستین و به این خاطر خواست تا روابط در اداره را برهم بزند؟
 

جناب احمد فهیم قایم:
پشت سر قوماندان سابق آقای دلاور میگتن که همه روز نیشه است، ما را به نیشه و نا نیشه اش کاری نیست، اما امنیت نسبی داشتیم، تو که خود را جهادی تلقی میکنی و نیشه هم نیستی با عقل سلیم به کارهایت میرسی، مسئول ریختاندن خون بیش از 150 تن در ولایت غور کیست؟ تلفات فرزندان دلیر غور در چهارسده، غلمین، پشته نور دولتیار، دولینه، شهرک و از همه مهم فتح سنگان توسط نیروهای امنیتی و باز پس گرفتن آن که منجر به کشته شدن 17 تن در محل جنگ، محکمه صحرایی 8 تن در یامان پسابند، به اسارت بردن 35 تن، مسلح سازی طالبان (قبلا اشاره شد)، انفجار های همه روزه که از مردم عام قربانی میگیرند، سیلی زدن صاحب منصبان که به اندازه عمر تو کار کشته است، آزار و اذیت داخل شهر، اختلاس ملیون ها افغانی به بهانه بازسازی کلوپ عسکری و صدا ها عمل ناشایسته تو باعث شد که مردم به تمامی معنی ذهنن آماده قیام علیه اداره شوند. تو آن "شوم شهر روم هستی" که مستقیم در کشتن مردم ما دست داری. اگر نداری، چرا به نیروهای امنیتی با داشتن تمامی امکانات که دارند، امر رهایی سنگر و تمامی اسلحه سبک و سنگین را میدهی؟ طالبان غور حال از برکت شما رزمیدن در برابر نیروهای امنیتی را بازی میپندارند، بخاطریکه شما باعث نجات و تقویه آنان هستید. دلیل مسلح سازی طالبان خیلی هم روشن است، بعد از دور اول انتخابات شما را به غور فرستادند، در این جا دو هدف بود.
1- شما باید سایت های انتخاباتی مرغاب و مناطق دیگر که مسدود بود باز میکردید، اما این کار نشد.
2- یکی از وظایف خطرناک شما تقویه مخالفین دولت بود تا ازین طریق اهداف سیاسی بلند تر از سویه من و تو، تحقق یابد.
خواست شما رهبران فقط و فقط کشتن مردم غور و پر کردن کیسه های خالی است، ورنه هیچ ولایتی را سراغ نداریم که والی، معاون و قوماندان آن به جان هم دسیسه بازی کنند و وظایف و مسئولیت های اصلی که تامین امنیت، انکشاف، حکومت داری خوب و بلاخره رسیدگی به مشکلات مردم باشد، فراموش نمایند.
به هر صورت، به عنوان صدای مردمم، به شما گوش زد میکنم که دیگر تاب و تحمل مبارزات سیاسی که باعث فراموشی اصل وظایف تان شده، نداریم.
اگر اندکی شرم در وجود شما مسئولین درجه اول-سوم باشد، دیگر به اختلافات خودمانی تان که بیشتر آن بر سر موضوعات مالی است و باعث ریختاندن خون مردم شد، خاتمه داده ورنه بعدا مردم خودشان تصمیم خواهند گرفت.
درود بر روان پاک شهدای بی گناه غور که بخاطر بی پروایی و معاملات سیاسی شما بد صفتان به شهادت رسیدند.

سمیع الله فایق
فیروزکوه
10 سنبله 1393