آرشیف

2015-2-1

محمداکرام اندیشمند

راهکار نو درعملیات نظامی ناتو

فرمانده ناتو درافغانستان در پایان روزهای  سال 2006 مسیحی،  قتل و یا دستگیری رهبران و فرماندهان مهم طالبان را از روش جدید در عملیات نظامی ناتو نام برد. فرمانده ناتو از راهکار نو در زمانی سخن گفت که روز های قبل ، قوای ناتو ملا اختر عثمانی فرد شماره چهارم طالبان را در فرآیند یک عملیات محاربوی کشتند. هرچند سخنگوی ناتو درتوضیحات روزهای بعد اظهارداشت که   دستگیری و قتل رهبران و فرماندهان طالبان از گذشته نیزگزینۀ نیروهای ناتو در نبرد با طالبان بود، اما علی رغم آن، اظهارت علنی ناتو را می توان یک تحول نو دردیدگاه عملیات محاربوی ناتو حساب کرد.
ناتو در حالی شکار فرماندهان و رهبران ارشد طالبان را به عنوان راهکاری در نبرد با طالبان مطرح می کند که سال گذشتۀ میلادی را با کشتارغیرنظامیان زیادی پشت سر گذاشت. "ریچاردنوگی" سخنگوی نیروهای ناتو در کابل در سومین روز سال نو مسیحی به این کشتار اعتراف کرد و آنرا یک کار نادرست خواند. سپس او از تلاش ناتو سخن گفت تا از تکرار اشتباهات سال قبل جلوگیری شود.
پیمان نظامی ناتو در 13 میزان سال روان خورشیدی( 5 اکتوبر 2006 میلادی) مسئولیت و رهبری جنگ را علیه نیروهای طالبان، القاعده و حکمتیار از نیروی ائتلاف بین المللی برهبری امریکا در افغانستان بدست گرفت. "ژنرال دوید ریچارد" فرمانده ناتو که  آن روز رهبری جنگ را از قوماندان امریکایی بدست آورد خطاب به رئیس جمهور کرزی در آن محفل گفت که نیروهای او تحت امر رئیس جمهور افغانستان و مطابق به نیاز و مطالبۀ مردم و دولت افغانستان عمل میکنند. "ژنرال ریچارد" حضور 33 هزار نیروی نظامی را از 37 کشور جهان بزرگترین همسویی و همبستگی بین المللی خواند و به رئیس جمهور افغانستان اطمینان داد که همه توان این نیروها را در جهت آرامش و امنیت مردم افغانستان بکار میبرد.  کسانیکه در آن محفل شاهد سخنان فرمانده ناتو بودند و سپس اظهارات و تعهدات او را از رسانه های خبری شنیدند،  این امید واری برای شان ایجاد شد که نیروهای ناتو بر خلاف نیروهای متکبر و قاعده ناپذیر امریکایی، شیوۀ درست و عاقلانه ای را  در عملیات جنگی و در رفتار با مردم افغانستان و دولت این کشور درپیش خواهند گرفت.  اما روزها وهفته های بعد، نیروهای ناتو در  عملیات نظامی خود  در جنوب افغانستان نشان دادند که تصویر بسیار متفاوت از فرماندهان و نظامیان امریکایی ندارند. آنها چند بار با کشتار ده ها غیر نظامی در جریان عملیات جنگی خود در جنوب افغانستان نشان دادند که بسیار متعهد به گفته های فرمانده خود به رئیس جمهور کرزی نیستند. هرچند که این کشتار نه از روی عمد بل از روی اشتباه و خطا انجام یافت.
درحالیکه نیروهای ناتو، سال 2006 میلادی را با لغزش های هولناکی در عملیات محاربوی پشت سر گذاشتند، آیا میتوان گفت که سال نو مسیحی، سال پایان اشتباهات ناتو و سال تحقق تعهدات فرمانده آنها در آغاز ماموریت نیروهای شان در افغانستان باشد؟ آیا ناتو در سال جدید 2007 میلادی تصویرکاملاً متفاوت از نیروها و نظامیان امریکایی نشان خواهند داد؟
اظهارات فرمانده و سخنگویان ناتو در روزهای پایان سال قبل مسیحی و نخستین روزهای سال نو مسیحی کم از کم حکایت از تصویر جدید درعملکرد ناتو دارد. اعلان راهکار جدید ناتو در شکار رهبران و فرماندهان ارشد طالبان به عنوان یکی از مؤثرترین و پر ثمر ترین  شیوۀ جنگ در تضعیف و سرکوبی طالبان قابل ارزیابی است. مؤثریت این راهکار نه تنها با توجه به سیستم و ساختار قبیلوی جامعۀ افغانستان که نقش رهبران و فرماندهان در چنین ساختاری، نقش حیاتی و تعین کننده به حساب می آید از اهمیت برخوردار است، بلکه شکار حساب شدۀ سران طالبان از کشتار غیر نظامیان و ویرانی بیشترجلوگیری می کند.
اعتراف و پذیرش نیروهای ناتو به کشتار غیر نظامیان و بیگناهان به عنوان یک عمل نادرست و غلط، نکتۀ قابل توجه دیگر در عملکرد آیندۀ ناتو محسوب می شود. چنین اعترافی این امید را تقویت می کند که ناتو در سال جدید مصمم است تا از اشتبهات سال قبل درس بگیرد و از تکرار آن بپرهیزد.
اظهارت "مارک لیتی" سخنگوی غیر نظامی ناتو در سومین روز سال نو مسیحی که از عدم کار زیاد جامعۀ بین المللی در پنج سال گذشته در افغانستان سخن گفت، اعتراف به واقعیت دیگر و انگشت گذاشتن به نقص و کمبود دیگری در افغانستان است.
بدون تردید آنچی را که ناتو در آغاز سال جدید مسیحی از لغزش ها و اشتبهات سال گذشته می گوید، واقع گرایی و توجه ناتو را به برخی از عوامل مهم بی ثباتی و جنگ در افغانستان نشان میدهد. اما تنها اعتراف به اشتباه و لغزش و بیان دیدگاه های واقع گرایانه، مشکل و بحران را در افغانستان حل نمی کند. آنچی که در رفع بحران نقش تعین کننده دارد، عمل است. عمل درجهت گفتار و تعهداتی که برای مردم افغانستان داده می شود.  از طرف دیگر تنها توجه به برخی عوامل جنگ و بی ثباتی کافی نیست. اگر ناتو به این حقیقت معترف است که در پنج سال گذشته جامعۀ بین المللی کار زیادی برای افغانستان نکرده است، باید به ریشه یابی عوامل و دلایل آن بپردازد. بخشی از عوامل و دلایل ناتوانی جامعۀ بین المللی  که سخنگوی غیر نظامی ناتو روی آن انگشت گذاشت، به کار نا رساء و ناقص و به فساد و بد کاری انجو ها، کمپنی ها و مؤسسات خارجی و بین المللی بر میگردد که ممثل کمک های جهان در باز سازی ونوسازی افغانستان هستند. نارسایی در کار و فساد مالی و اداری انجو ها و مؤسسات خارجی در افغانستان که تقریباً کلیه کمک های جامعۀ جهانی از طریق آنها سرازیر می شود، طی پنج سال گذشته سیر فزاینده داشته است. آیا ناتو راهکاری درمهار کردن فساد و نا کار آیی آنها دارد؟
اگر ناتو میخواهد با شکار رهبران و فرماندهان طالبان در داخل از شدت جنگ و گسترش بی ثباتی و بد امنی بکاهد، با سران و فرماندهان طالبان در بیرون و در پاکستان چه تدبیری رویدست دارد؟ آیا ناتو در مورد مهار کردن مولوی فضل الرحمن و مولوی سمیع الحق و در جلو گیری از شیطنت و شرارت ژنرالان آی. اس. آی و دو رنگی ژنرال مشرف هم راهکار و راه حلی دارد؟ آیا ناتو به درک و دریافت ریشه های اصلی منازعه میان افغانستان و پاکستان و توجه به راه حل این منازعه اهمیت و اعتباری قایل است؟