X

آرشیف

دیوارِ لال

چشم به بارانی سرخی بر تنت می‌دوختم
مادامی که باران نبود
راه به دنبالت شدم تا خانه‌ای
نیم سازه و بی رنگ ولی چون سرپناه
عاشق دیوار شدم
زنگ می‌زدم،«بعله» تو بود!

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب