X

آرشیف

دین و حاکمیت سیاسی! 

 

اسلام و سیکولاریزم، دین و سیکولاریزم، حدود و صلاخیت دین و حاکمیت سیاسی در یک جامعه، سؤالات ایت که مطرح بوده و هست و ما اکثر فهمیده و نا فهمیده، ګاهی با تجارب بد، سمپتی های و امپتی و انتی پتی های خویش قضاوت و سخن خواست و دل خود را بر دیګران تحمیل میخواهیم و اکثر سی ډی های کهنه را مانند سی ډی خط شده میخوانیم و تکرار میکنیم و نا خوش آیند تکرار میکنیم! با هر تکرار تصور میکنیم که همه قبول کردند وګپ ما به کرسی نشست!

اما واقعیت در موارد چیزی دیګری هست! 

با تخصص و مسلکی در علوم سیاسی مدرن در علوم سیاسی و با تخصص در علوم دینی و فهم مسلکی از دین اسلام به يقین به این نتیجه و این معرفت رسیده ام که: 

دین اسلام دین سیکولار و دین ملا شاهی نیست! 

اسلام به مراجعه به اهل ذکر در مسایل و قضایا أمر میکند! 

اهل ذکر در مسایل دینی عالم دین است و در سایر مسایل عصری و امروز علمای امروز اند! 

خوشا به آن جامعهٔ که عالم دین اش به علوم عصری نیز مجهز و آراسته باشد! 

مشکل  ما قبل از همه از نیمچه فهمی و عدم شناخت و در موارد و تاکید بر سیکولاریزم  نادانی از بخش از مسایل و از دین اسلام و عدم فهم تفاوت دینی مسیحی و دین اسلام و از دیموکراسی و انستیتوت های آن است! 

اګر نظام و حاکمیت دیموکراتیک و  دیموکراسی حاکمیت مردم، بالای مردم، توسط مردم و در خدمت ارزشهای مردم است ، که است، افراطیون دینی ( دریک کلمهٔ آساس ساز – چپي های افراطی) و بی خبران از دین اسلام ( دریک کلمهٔ آسان ساز – راستی های دینی افراطی)،  مسئلهٔ سیکولاریزم را مطرح و عدهٔ شان آنرا موجه میسازند!  در حالیکه طرح این مسأله و انتخاب حدود و ثغور مداخلت دینی در سیاست و یا برعکس آن، به انتخاب ملت تعلق دارد و از بالا نباید، در عمل غیر دیموکراتیک تحمیل شود!  مسلم چنین است که  به انتخاب ملت،  دین اسلام که برای تمام موارد زندګی قاعده ، قانون و مقررات دارد و اصل چارم منبع احکام اسلامی ( قیاس و انالوجي) این دین را به عصر و زمان همګام میسازد، این دین را از دین مسیحیت و سایر ادیان متمایز میسازد! 

لذا مشکل در عدم شناخت از دین مسیحیت است که صرف به نام دین، در عرصه های مختلف برای مسایل زندګی قاعده و قانو ن ندارد و اسلام دارد. 

لذا مقارنهٔ دین اسلام به تاریخ دین مسیحیت  در جوانع و مراحل مختلف زندګی بشری، مقارنه و مقایسه کردن، قیاس مع الفارق و مقارنهٔ کچالو با سیب است و در نتیجه استدلال به توجیه فکرسیکولار است، که یک پروی ای خطا است!  به این ترتیب، عدم فهم از دیموکراسی یکی از عوامل و دلایل به تاکید سیکولاریزم  و جدایی دین از سیاست است! اګر تداوم به این افکار با لجاجت دفاع میکند، سوال  قرائت مجدد کلیمهٔ طییبه و شهادت ږ تجدید نکاح مطرح  است 

و اګر 

ملت  دین و ارزش و معیار زندګی خود را ارزشهای اسلامی جامعه میداند، دیموکراسی  و مردم سالاری در انتخاب ارزش و اصول اسلامی است که سیکولار های امروز و افراطیون دینی آنرا درک نمی کنند و هردو سر از یک ګریبان میکشند! 

تفاصیل دیګر هم دارم! 

تشکر  

د ص سعیدی

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب