X

آرشیف

دلقک های خود خوانده، راه حل نیستد! 

 

این دلقک  های عصر خفته و خود خوانده، مانند پسر رضا شاه در ایران ، و اکثریت افراد و  دلقک های خارج نشین،  که به زور امریکا و منابع خارجی در کشورهای مختلف جهان خیال تخت نشینی و اکت تخت نشینی در کشور های خود را دارند، خطا میکنند، راه حل و حل معضل و مشکل نیستند ولی خود مشکل  و معضل قضایا شده و به خواست و ارادهٔ بر حق ملت ضرر رسانیده و با ادامهٔ لجاجت شان، ضرر به خواست و ارادهٔ برحق ملت را تعمیق بخشیده و میبخشند! 

سوء استفاده و تبلیغ علیه ارزشهای برحق دینی ملت و مردم و من ملت، بحث کنترا پرودکتیف و دارای نتایج معکوس دیګری است که عدهٔ ( مخالفین) با استفاده ازین حالت آګاهانه و یا کودنانه به امر برحق ملت برای سهم ګیری در سرنوشت، در مورد کشور خود سخت ضرر میرسانند( بحث مستقل میطلبد).  

کسانیکه مانند زمان یکه تازی امریکا در جهان ( سالهای ۹۰ قرن ګذشته) و از جمله مانند بن اول در کشور افغانستان و یا حالا در ایران یا نصب و امپورت شدند و یا میخواهند، نصب شوند، حالا دیگر این نسخه غیر عملی و ممکن نیست و  نه ان تجارب ضایع کنندهٔ خون و خزانهٔ ملت شان، نتایج درست داشت  و نه خواهد و نه هم داشته میتواند! 

پسر رضا شاه نیز مانند ګاو پیر وعصر خفته، مزه ای کنجاړه خواب میدید و میبینند! 

اګر ازین آقایون و از ایشان پرسیده شود و یا خود از خود بپرسند که: به کدام مشروعیت چنین ادعا و حق نصب در رأس یک کشور و ی ملت و یک حاکمیت دارند؟! 

آنهایکه نسخه های اواخر سالهای ۱۹۸۰ را در اروپای شرقی عملی کردند و با تمویل مظاهرات و چکچک،  نظام های در واقعیت از داخل پوسیده، را سقوط دادند، یک تفاوت!!! را نه فهمیده أند: 

در آن وقت آن حاکمیت های غیر دیني،  خود از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اخلاقی فرسوده شده بودند! 

ایران عقیده و دین را با خود دارد و مخالفین ( دست اول در تماس با استخبارات خارجی) اکثر در تضاد آن اندو خود عوض ملت سالاري، خود سالاري، پیشه کرده و در کفتار، کردار و اکت های شان این حالت کاملاً محسوس است! 

شاه و خانواده اش را مردم ایران راندن، واګر حال ملت تغیر میخواهد، تغیر ملت سالار میخواهند، و دلقک ( اولاد حرامی) به نام شاه ( سایر همچو شهزاد ها)، ارادهٔ ملت و ملت  ملت ایران)   را تمثیل نمی کنند! 

قصه های حیوانات و انسانها اکثر ساختګی، ولی برای افتادهٔ بخش از مفاهیم، بسیار عالی أند، تا به کار ګرفته شوند. از کسی پرسیدند که اګر خرګوش را ګرګ تعقیب میدارد، تا به چنګال آورد، ګرګ زیاد تلاش میکند و یا خرګوش؟ در اول، جواب مباشر وجود نداشت و بعد از مکث ګفت: ګرګ! 

پرسنده جواب داد: ګرګ نه بلکی خرګوش! توضیح داد که ګرګ به عقب و به ګرفتن خرګوش غم یک وقت نان دارد ولی خرګوش، به فکر حیات و زندګی و در تنازع للبقا است! لذا خرګوش با تمام جان تلاش میکند، تا زندګی خود را نجات دهد! حال حاکمیت موجود ایران جای و محل فرار ندارد! لذا مقابله مقابلهٔ  وی با نتانیاهو و ترام، تلاش برای مرګ و زندګی است و جانب آمریکا و اسرائیل محلات دیګر برای بستن و  کشتن نیز هم دارند! 

عین مسئله در حالت امروز حاکمیت طالب در افغانستان نیز هست که طالب دیګر پناه ګاه در عالم أسباب در پاکستان و کشور دیګر ، نه خواهد داشت و اګر جنرالان پاکستانی برای کسب دالر میجنګند، حاکمیت طالب برای بقا و عدم وجود  محل فرار در عالم أسباب میجنګند! اصل جهاد و بحث جهادی و ادای رسالت  در جایش!  

مخالفین حاکمیت طالب تا حال الترناتیف ملت سالار پیشکش نه کرده و کل کار شان، حتی دست التماس و سخت خاینانه،  به زیر دامن بردن، دشمن تأریخی،  به نام حاکمیت موجود غیر پاکستان ، برده أند،  تا به هر قیمت به قدرت باز ګردند! 

ملت افغان تغیر میخواهد، ولی از بازګشت قاتلین و جانیان و دزدان سر ګردنه، و حاکمیت مشارکت استخباراتی ، نفرت دارند! این دزدان سرګردنه خود نیر در وقت تسلط در افغانستان کدام خدمت برای مردم نه کرده، چور، چپال ، تصفیه های  قومی و زبانی، جزیه ګیری از حکام فراشوتی، را  پیشه داشتند و در شهر ها به تیلفون دزدی ها، اخاذی ها، رشوه، تجاوز ، چور معادن، اختلاس های بزرګ، بانکها و بنادر کشور ، اختطاف وقانون شکنی مصروف بودند. انجام ترور های سیاسی در برابر پول و قتل های اجرتی با تعصبات قومی و زبانی پرداخته و رفته، علیه وحدت و یکپارچګی ملت و کشور ما کار کرده اند!

و ها خواستن معذرت از تخلفات در قاموس سیاسی  حد اکثر، حق سربازی شان در تلافی خطا ها و حد اکثر فرصت در ترمیم حداقل تخلفات شان، اګر قابل تلافی باشد، فرصت میدهد، ولی دیګر به هیچ صورت حق رهبری و زعامت را در تعاملات با استخبارات اجنبی و دشمن ندارد! 

افغانستان  لابراتوار و مردم ما خرګوش های لابراتوار این خاینی افراد نیست! 

لذا بدون افراط و تفریط و بدون فهم تناقض ګویی از تاکیدات من ،  بر ملت افغان و نیرو های سالم است تا بدون سیاست نفیه،  بلی بدون سیاست نفیه از بالا، فرصت ملت سالاری را توافق و آماده کرده و هیچ کس از جامعه را به شمول آنکه من در بالا مشخص ساختم، در سرنوشت کشور خویش با پیشداوری مستند ویا  غیر مستند ( من قاضی )با محروم نه ساخته و به سیستم و میکانیزم ملت سالار تمرکز نموده و در عالم اسباب ادای رسالت کنند! بګذار ملت فرصت شنیدن همه جوانب را پیدا کند، و خود قاوت و تصمیم بګیرد! 

روش های حل قومی و زبانی و اتکا به استخبارات خارجی و میراثی، راه حل نبود و نیست و نه شده میتواند! 

این پروسه و این راه حل رراه و سر قیر ۱۰۰ در ساعت نبود و نیست! مشکلات خود را در جوامع دیګر داشت  ما نیز خواهیم داشت. این افکار قورت کردن خط کش نیست! خلا هاو کمبودی خود را دارد! اما با قوانین خوب و مدرن این خلا ها به حد اقل رسیده میتوانند! 

براین اصول و براین قواعد و اصل یک شهروند و یک رأی و با جمع و جور شدن و تدویر لویه جرګهٔ( نه تاریخی، نه عنعنوی و نه هم مشورتي) ، بلکی لویه جرګه از سر تعریف شده و مشخص مانند سر نخ و آغاز کار درین راستا همه با هم مشترک راه نجات را ، راه توافقات ابتدایی را ، بدون پیمودن راه های کوتاه، بلکې در یک پروسهٔ مرحله  به مرحله، حد اکثر در سه سال با تسوید  قانون اساسی در چوکات هدایات مقدماتی لویه جرګه، در دوسال و انتخابات در اوایل سال سوم ( ان شاء الله ) به خروج از بحران دست  یافته و در ین عرصه ادای رسالت کرده میتوانیم.

 مدافعان منافع ملی افغانستان،  مانند یک حرکت ملی، غیر حزبی درین عرصه قدم های مقدماتی خوبی برداشته است! 

و من الله التوفیق

داکتر ص سعیدی 

۱۱/۴/۲۲۶ 

۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب