آرشیف

2015-1-28

نقیب الله ابراهیمی

دلـــــــــــــــم تنگه

 

 

دلــم تـنگه دلــم تـنگه خــدایــا
به وطــن می روم جنگه خــدایــا
به وطــن مــیروم جــایی نــدارم
از این بیشتر به ایران نـنگه خــدایــا
اول روزی کــه رفــتم ســر کــلاسـم
سوال از من مذهبت چیست امامت چنده خدایا
جواب گفتم مذهبم احناف و امامم چهاریار است
به هــم گــفتند چرا افــغانها زرنــگه خــدایــا
ســوال از مــن چــهار یــارت را بـیان کـن
جواب گفتم ابوبکر و عمر عثمان و علی شیر جنگه خدایا
به وطــن مــی روم کیست که آغــوشـم بــگیرند
هـمه در ســر چـوکی شیر و پــلنگه خــدایــا
به وطــن مــی روم مـدرک بـگیـرم
اگر رشـوت ندم کـارم بـنده خــدایــا
به وطــن مــی روم خـدمت مـعارف
سـوال از من که تحصیلت چنده خدایا
اگر جواب بدم تحصیلم این است بدانید
ریزند بر سرم چوب و چماق و سنگ خدایا
اگر بگم مدرکم این است و تحصیلم در ایران بود
میگن نخواستیم از تو مدرک بگو جیبت چنده خدایا
گــریـزان مــی شـوم از وطــن عـزیزم
هـمه مــردم دست به تـفنگه خــدایــا
از آن روزی کــه نـقیب مـجنون وطــن شد
همه درسـها به سـرم مثـل سـنگه خــدایــا

نقیب الله ابراهیمی مقیم ایران
تاریخ:8/9/1392