X

آرشیف

دقتهای ضروری، جهت حل معضلات ما! 

 

۱۸/۰۸/۲۰۲۶ 

یکی از مشاکل و معضلات بنیادی ما نیمچه فهمی از بخش از مسایل مطرح در جامعه، زندګی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و حتی نیمچه فهمی در اعتقادی ما بوده و هست! 

تمرکز به همهٔ این عدم دقت ها برای آسیب شناسی درست، ضروری ولی نشانی کردن آن،  با مثال های مشخص زنده، ایجاب نوشتن تیزس دوکتورا را میطلبد که  درینجا ممکن نیست لذا تلګرافی و مختصر انتخابی ذکر میکنم!

 بخش از موارد ممکن چنان مختصر ارایه شوند که بعضی از خواننده ها، طعن وارد کنند که معمایی بحث دارم ولی با وجود آن، جسارت کرده و بخش ازین مسایل را با تمام اخلاص ذیلاً تقدیم میدارم! 

بدون تمرکز به موجه بودن تلاش و مبارزه جهت، ختم حاکمیت کشور های اجنبی و غیر اسلامی بر کشور ما، باید ګفت که: 

نفیه و رد حاکمیت و نظام مطلق العنان، تصاحب کنندهٔ کل حاکمیت به شکل انقلابی،  به قوت و تشدد،  به معنای سفارش به مراجعه و تقسیم مجدد کیک،  با حکام نظام قبلی از همان لقب و آدرس، تقسیم غنایم بین افراد مشکل ساز،  در خواست ایجاد حکومت همه شمول، حاکمیت تقسیم غنایم در غیاب ملت و مردم، معاملات استخباراتی به دسته های اجیر دیروز و امروز شان، و… نیست! 

اما این عدم ضرورت مراجعه به حکام و افراد حاکمیت قبلی به معنا نفیه ایشان در مبدا مانند یک شهروند نیست! 

این حالت دلیل برای نفیه ارزشها چون، قانون اساسی، نفیه ارزشها و انستیتوتهای چون، پارلمان، انتخابات، تقسیم قوای سه ګانه و … نیست! این مفاهیم و انستیتوت ها را باید با قوانین خوب چنان مهار و کارا کرد، که حالت مبتذل قبلی تکرار نه شود! 

بلی شماری ازین ارزشها سخت بدنامه شده، که ګناه این ارزشها نیست، این ارزشهارا عملکرد و فهم نیمچه مبتذل و مردود ساخته است که باید نمی شد! بشریت همین ارزشها و همین را دارد و الترناتیف دیګر خوب در اختیار ندارد.  و

نفیه و رد حاکمیت مطلق العنان، به معنای دعوت به قیام مسلحانه و برادر کشی هم نیست! باوجود اینکه اسلام دین غیر فعال و مخالف استعمال مناسب قوهٔ زور (پسیفست) نیست و استعمال قلم و تفنګ به صورت معقول و موجه باید به دقت سبک و سنګین شوند! اولویت راه قلم، تعقل و تدبر است و این راه برای همیش و در جریان جنګ نیز، باز میماند!  

درین میان به هیچ وجه توجیه  و مشروعیت دادن به پناه بردن به دشمن تاریخی افغانستان، یعنی افتادن به دامن و زیر دامن  جنرالان پاکستانی و یا ایرانی و یا دیګری، هم مجاز نیست! سوء استفاده ازین حالت را در نیم قرن اخیر به ګوشت و پوست خود چشیدیم و احساس کردیم! آزموده را آزمودن خطاء و حتی ګناه است! در طول زندګی جوامع بشری و تجربهٔ کشور خود ما، ثابت ساخته که هیچګاه عسکر و سرباز خارجی، و یا نوکر شدن به ایشان، خوشبختي به جامعه و مردم ما نیاورده و نه خواهد آورد! 

 تأکیدات مراجعه به مردم، لویه جرګه و انتخابات مبتذل و بدون آمادګی های لازم مقدماتی و بدون تذکره های معتبر تابعیت و … قابل قبول  نیست! 

تأکید مقدماتی برای لویه جرګهٔ تاریخی، عنعنوي، مشورتی هم بدون تعریف مشخص جزییات آن قابل قبول نیست! تأکید به لویه جرګهٔ منطبق به عصر و زمان امروز، برای آغاز کار و تفاهم مقدماتی و دعوت به لویه جرګهٔ تعریف شده است، تا تصمیم نهایی را ملت مسلمان، مجاهد افغان در چوکات وثیقهٔ ملی و یا در چوکات خطوط سرخ مشخص شدهٔ وثیقهٔ ملی ګرفته بتواند و یا بګېرند!

 نفیه حاکمیت مطلق العنان و نفیه تمامیت خواهی مبرر و مجوز ارتکاب جنایات  و جنایت دیګر و یا زمینه ساز خیانت و جنایت دیګر نیست! 

آزادی و ارادهٔ ملت به معنای  زمینه سازی به تجاوز و مجوز عملکرد در تناقض به ارزشهای ملی، اسلامی، تمامیت ارضی و … ما نیست! 

آزادی  و دیموکراسی ما در چوکات اصول و ارزشهای ما، مندرج ړږدر وثیقهٔ ملی، جایګاه خواهر، مادر، پدر، صاحب خانه و مهمان تعریف روشن خود را باید داشته باشد و دارد! و این تعریف و شناخت، محدودیت آزادی، و مخالفت به آزادی به مفهوم درست تعریف شدهٔ، متمدن آن  نیست و نبود، بلکې تأکید به فهم درست ازین ارزشها و آزادی است! 

! در ګذشته های دور و نزدیک کشور ما درمورد، افراط و تفریط های صورت ګرفته که حتی افراد دست اول کشور، قرار اظهارات حتی امروز شان به عمق این قضایا، یا نیم بند فهمیده و یا اصلاً نه فهمیده اند! 

اظهارات ندامت از خطاء ها و لغزش ها و در زمان قدرت، به هدر دادن فرصت های طلایی و تلاش جهت تلافی ممکن امروز، مجاز و مشروع اند، ولې تخلف، تخلف و در صورت خطاء و عدم توانایی های مسلکی و فهمی، به صورت مسلم حق بازګشت به عین مقام و حق داشتن عین پروتوکل را از چنین اشخاص سلب میمند! اقرار به تخلف و لغزش حق بازګشت مجدد را به عین مقام به یقین محدود میسازد! خطاء کار و متخلف باید این عاقبت مار را بداند! اما عدهٔ از سیاسیون ما اصلاً به چنین پیامد از عملکرد خود نمی اندیشند و به روی خود هم نمی آورند! 

فهم پیشبرد وظایف دولتی از خورد تا بزرګ از استخراج معدن و تصمیم در مورد سرمایه های ملی متعلق به ملت و نسلها بوده، و باید به دقت در مورد برخورد صورت ګیرد! 

  کنترول شاروالی به خطاء های جدی مسلکی همراه است! 

امروز کنترول فیس خیاط که از مشتری برای دوخت لباس چند حصول کرده و ګرفته است، کار مأمور شاروالی نیست!چشم پوشي از تخلف بخاطر ګل روی ریش سفید متخلف، چنانچه مامور ساروالی در ثبت زنده تاکید میدارد، نشان میدهد که مامور تطبیق قانوت را با صلاحیت عام تام، مانند ملکیت خود میداند، در حالیکه وی صرف مجری قانون و نه مالک آن! 

این شړاهد رړشن از  جهالت مطلق از الفبای اقتصاد بازار آزاد قرن بیست و یکم است! 

مأمور شاروالی و مراجع دفاع از مستهلکین باید  به کوالیته و جانب صحی و ټکس و مالیهٔ خود تمرکز کنند، تا نرخ لباس ایکه خیاط مطالبه کرده! 

در جانب دیګر، تاسف بار است که وزیر اقتصاد کشور  زمانیکه در جمهوریت در یک مصاحبه، اعلام میداریم،  که در کنترول نرخ ګاز در بازار در زمستان و یا بهار مداخله نمی تواند، بخاطراینکه ګویا اقتصاد بازار آزاد است! درین حالت این حاکمیت بود  که ګاز را وارد کرد و به قیمت معین به دکاندار ( حلقات مافیایی )  داده بود  و به فروشنده توافق کرده و ګفته که مثلاً ۱۰ فیصد مفاد کرده میتواند! اګر دکاندار مراعات نمی کند، دولت و حاکمیت  باید نظارت کند و این اقتصاد بازار آزاد نه، بلکی بازار اقتصاد مختلط است که زمان آنرا تحمیل کرده بود! و وزارت اقتصاد باید مداخله کند! 

بحث ما پراګنده نه شود!  

واپس به اصل بحث، 

مبارزه و تلاش امروز مردم افغانستان و پیشتازان، کلکتیف ها و کسانیکه قدرت سیاسی و نظامی و مافیایی  داشتند،  تخلف عمدی و غیر عمدی کردند  و لغزش، درین  است تا همه با هم بر یک میکانیزم و ساختار کوتاه مدت و به صورت مدون مسوده و مقدماتی به یک و یا دو سه مودل ساختار حاکمیت توافق کنند و برای نهایی سازی به ملت و انتخاب ملت تقدیم و به صورت مشروع و متداول در چوکات وثیقهٔ ملی ( قانون اساسی) تدوین و برای تحقق آن بدون ضیاع وقت تمام امکانات قابل دسترس عملی توسط حکومتی های و سایر جوانب، روی دست ګرفته شود و بګیرند! 

نیرو های سالم و خیر اندیش از تمام کتله ها به شمول حاکمیت طالب درین راستا میتوانند، تا دیر نه شده، ادای رسالت تاریخی کنند و به این ترتیب عبادات ګذشتهٔ خود  را استقامت مثبت داده و به انجام خوب سوق و همراهی کنند! اما موارد هست که در عالم اسباب آنرا با لجاجت و سرتمبګی به هدر و ضیاع مواجه ساختند و یا میسازند! 

حاکمیت های مطلق العنان، یک حزبی و انحصاری، در ابتدا بس قدرتمند و قوی را انسانها در سطح جهانی( اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و اقمار آن) امتحان کرده اند!  افغانستان ما هم چنین تجارب را در ګذشته نیز دارد! موارد بوده که حکام و جبروت ها، زمانیکه دست شان در جبههٔ جنګ بالا بود، با ملت به تکبر و استکبار سخن میګفتند و یا اصلاً ایشان را از تکبر خطاب و مځاطب قرار نمی دادند، اما همینکه  در جبههٔ جنګ  دست شان لرزید، باز به ملت مراجعه میخواستند! 

هست مواردیکه مراجعه به ملت ناوقت بود و نیرو های اهریمنی ثالث ( در حالت ما اکثر استابلشمنت پاکستان و ایران و یا …)،  از وضع سوء استفاده کردند و یا حال میکنندو ما را از بحران به بحران دیګر کشاندند، و آن حد اقل ایکه،  به خون جګر و قربانی ملت ساخته شده بود( بند آب، پایهٔ برق، مکتب، شفاخانه، مسجد و …عالم، تحصیل کرده و …  ) را نابود و سقوط  دادند!  همین وضع و همین حالات امروز در افغانستان تکرار سناریو و رهکار مشابه به نظر می آید!

بلی اګر از تاریخ نه آموزیم،  بخش از سناریو ها  باز تکرار میشوند و نیروهای شیطانی و اهریمنی جنرالیتهٔ پاکستان و … درین استقامت کار میکنند و عدهٔ از هموطنان مجبور، نا امید شده ها، نوکر دالر و یا متعصب را آلهٔ دست ساخته و همین حالا و همه  روزه  افغانها ګاهی علیه بلوچها و ګاهی در کشمیر و ګاهی  در سوریه و لبنان و حال علیه افغانستان و منافع آن چې در سنګر تبلیغات، چه در سنګر مبارزهٔ ګرم قرار داده میشوند و میګیرند!  

 

باید به حال آمد و ازین حالت باید خارج شد!  

خارج شدن ازین حالت را در مقام اول حاکمیت موجود ( قوت و حاکمیت ) دیفکتوی طالب کرده میتواند، تا به حال بیایند و عملاً  دست از استکبار بکشند! بخش موفقیت های  اقتصادی و استخراج بی رویهٔ معادن، که در پنج سال ګذشته صورت ګرفته برای افغانستان مشکلات عدید محیط زیست و تباهی همراه خواهد داشت و جوانب  دیګر بد و خطر ناک برای نسل حاضر و آینده در کشور های مختلف افریقاء را با حکام خاین و رشوت خور آن امتحان کرده أند. مشکلات و عدم دقت ها در نوع تجارت بر مواد خام و آنرا عوض پخته کردن به نازل ترین قیمت به فروش و تاراج برابر کردن، عدم وجود کنترول و نظارت کار، مشکلات   عدیدی به وجود اورده و خواهد آورد. مثال ساده: عوض فروش چارتراش باید آنرا چوکی و فرنیچر ساخت و فروخت! مواد خام معادن را حد اقل نیمه پخته کرد و فروخت  و دهها مورد دیګر… ترس و تشویشم   از طرح است که شنیدن میشود معادن  را در کل، به اساس تخمین، در کل در معدن به مرجع خارجي فروخت و حاکمیت پول بدست خواهد آورد! مطمیناً که قیمت بس نازل و به قیمت پوست کچالو خواهد بود! 

دست آوردهای معین وجود دارد، اما نسبی اند! 

حاکمیت موجود در افغانستان مشروعیت سیاسی داخلی و خارجی  ندارد و این مسلم  که افغانستان به تغیر حالت موجود ضرورت دارد.   برای بدست آوردن  آن باید در ابعاد مختلف کار عملی و ملموس صورت ګیرد و این کار قبل از همه به حاکمیت مطلق العنان، غیر مشروع متداول، بر میګردد! هرچه زودتر به خود ستایی و منطق بی منطق متوجه شوند، به همان اندازه مانع عواقب بدی دنیوي و اخروی برای خود، جامعه، افغانستان و به نحوی جهان خواهند شد! 

هرچه زودتر متوجه خلا ها، نواقص و خود ستایی های نا معقول خویش شوند، به همان اندازه، فرصتهای ټیکه جدیددالري جنرالان پاکستانی را در ریختاندن خون انسان بی ګناه در افغانستان ، مانع خواهند شد! 

وها

اینکه با دشمن  تاریخی ، دشمن دیروز، امروز و فردای افغانستان یعنې  استابلشمنت پاکستان در ظاهر با حاکمیت طالبان در افغانستان چه میګذرد، یک بحث ولی در عمل در موارد زیاد بنیادی، برنامه فکستانی و دیګر  دشمنان تاریخی افغانستان عملاً تحقق می یابد! 

با تمویل افراد و کتله های ضد منافع و مصالح افغانستان، با شهرت دادن و چاپ کتب و جعلیات افراد افغان دشمن در منطقه وًجهان و پروفیسوران جعلی و لقب های اکادمیک از به اصطلاح میدیای دست داشته به هویت افغان و افغانستان ، به تمامیت ارضی و به ضد وحدت ملی افغانستان به صورت وسیع، سیستماتیک و برنامه ریزی شده کار کرده و هویت ملی را مورد سوال قرار داده اند، بیرق ملی، وثیقهٔ  ملی ( قانون اساسی) و سایر قوانین مشروع متداول را معلق  و یا ملغی قرار داده و شماری از فرمان های غیر مشروع آنقدر ابتدایی، عصر خفته و ناقص صادر و روی دست ګرفته شده که این فرامین؟! عوض آوردن حاکمیت قانون خود معضل أند! ( العیاذ بالله اګر منظور من مطالبهٔ قوانین سیکولار باشد، نه اسلام دین سیکولار نیست!). 

عملاً کسب علوم برای تمام اولاد وطن در سطح رقت بار و نازل قرار دارد و نیم از اولاد وطن ازکسب علم و معرفت محروم أند و در روز روشن دارند بیشتر از ۵ سال از امر ثانی در قسمت تعلیم دختران و امکانات کار برای زنان و دختران، بحث دارند و صریحاً در قسمت امر ثانی این موضوع، دروغ میګویند! این محرومیت جفا  و محرومیت نیم جامعه از کسب علم، منع کار وزندګی نورمال، اولاد وطن را برعلاوهٔ دیګر، به فقر و تنګدستی جانکاه خانواده ها، مواجه ساخته و عملاً حدیث ویا کلام حق   ( کاد الفقر ان یکون کفراً – زود هست فقر به کفر بکشد)، در ابعاد مختلف آن تحقق یافته و می یابد! 

اختناق جانکاه، مهاجرت ها و عواقب آن یک بعد دیګر خطرناک، تراژیدی و بحران جانکاه امروز ماست که ریشه در سیاستهای حاکمیتهای دور و نزدیک و حال در سیاستهای حاکمیت  موجود دارد! این وضع عوض حل، تعمیق بیشتر می یابد!

 اعلانات تلویزیونی و میدیایی، نشکیل کمیسیون باز ګشت هموطنان به افغانستان،  عملاً خود فریبی و دعوت به تسلیمی است!  برای ساده سازی فهمی، دعوتهای حاکمیت در مورد صلح، مذاکره و مفاهمه، مانند، دعوتهای امریکا و متحدین برای حاکمیت ایران است:

جانب امریکایی به ایران خطاب و نشست مذاکراتی میکند و میګوید:  بیا مذاکره کنیم! اما در عمل به معنای: بیا خود، بی قید و شرط تسلیم شوید و همه چیز تانرا در اختیار ما قرار دهید، ورنه تمدن تان و شما را با زور نابود میکنیم!… 

 چنین تفاهم، نه تفاهم است و نه مذاکره و نه صلح! 

 دهها مثال مشخص دیگر وجود دارد که دارد برعلاوه اصرار  تاریخی، به افغانستان و مردم آن، در تحقق اهداف دشمن کار میشود! 

لذا برماست حقایق را  به صورت عینی درک کرد، مقام و جایگاه ملت افغان، شهروند را در دولتداری امروز تعریف درست کرد! 

اصل حاکمیت قوانین مشروع، مدون و مدرن، متداول، در چوکات ارزشهای اصیل اسلامی، در مطابقت به ارزشهای عام قبول شده، جایگزین و قایمقام دیګر خوب ندارند!  

چنانچه ګفته آمدیم، جزیل به ذکر است که در قرن حاضر بشریت همین دیموکراسی لنگ و لاش، یک شهروند و یک رأی، و برنامه محوری در حاکمیت و دولتداری در چوکات آن ګزینهٔ خوب دیګر ندارد! 

اکثریت نواقص و کمبودی  های چنین حاکمیت و ساختار را با قوانین خوب، کار پیګیر ، حاکمیت مشروع و به این مشروعیت، قوت مشروعیت، منبعث از ارادهٔ مردم ( نه سفارتخانه های خارجی) و کار همه جانبه کمبودی ها را،  به حد اقل رسانیده میوانیم! 

این یک  پروسه  حرکت سریع السیر بر سرک قیر و هموار نیست و از خود مشکلات خود را در سطوح مختلف جامعه داشت و دارند که با شهامت، فهم لازم و عملی مسلکی، همراه با مشروعیت داخلی و به تأسي از آن معرفت جهانی نائل آمد! 

لذا ظاهر امر، روابط با پاکستان چه نوع باید، اما در عکل برنامه های پاکستانی تحقق می یابند! 

این و دهها مورد است که در اثر نیمچه فهمی مسلکی و سیاسی از سیر حوادث به عقب ماند و با خود شیفتګی در صفحهٔ کاملاً متفاوت این داستان دنباله دار تراژیدی ملت افغان پایان ندارد! 

باید با تمام دقت  و بدون تآکید باید دست به کار شد و خود را عملا برای تطبیق این فرصت از دست خواهد رفت! 

 لذا بدون تأخیر باید دست به کار شد! 

فهم خود را از مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و حتی دینی  بهتر ساخت و عملا دست به کار شد! 

افغانها در سطح جهان باید یک کتلهٔ برزګ متحد در خدمت مردم قرار ګیرند و با قوت ومتانت کار کرد! 

پایان بی پایان 

داکتر صلاح الدین سعیدی 

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب