آرشیف

2014-12-27

mhadad

دعـــــــــــــــای خواب

خوشا خوابی دیارم را ببینم
جوان گردم نگارم را ببینم

به روی ماه گون ِ بی بدیلش
شمع شب های تارم را ببینم

زنم بوسه به رخساردل افروز
نشاط ازروز گارم را ببینم

بپیچانم به گردن زلف اورا 
که تا حلقه ای دارم را ببینم

به بوستان وجودش سّیرم افتد
مکانِ سبزه زارم را ببینم

خزان از چهرۀ زردش زدایم
به لب خندش بهارم را ببینم

چه خواب خوش باشد اندرونش
گلم را ، گل عذارم را ببینم

خدایاباد همیشه اینچنین خواب
که تا آن دوست دارم را ببینم

مسعود حداد
22 مارچ 2014