آرشیف
در مواردی عبث بودن بحث اسلام و سیکولاریزم!
دوکتور صلاح الدین سعیدی
بحث دین و سیکولاریزم و باز بحث دین اسلام و سیکولاریزم ابعاد مختلف دارد! اینکه دین در تمام عرصه های دینی و دنیوی قواعد و دساتیر عام و در موارد مشخص دارد و مسلمان به آن باور دارد و مشروعیت بخش از امور را در مواردیکه شرع اسلامی در مورد صراحت دارد، آنرا اساس میداند و قرار داده میتواند با کسیکه مخالف این اصل و روش است، بحث کردن نادرست و در موارد ضیاع وقت است! بخاطر اینکه عوض رفتن به سایر فرعی باید، اول مسئلهٔ اعتقاد و عدم اعتقاد به دین و اساسات آن روشن شود!
آزاد اندیشی و برابر کردن هرچیز به فکر، عقل و منطق خویش در دین اسلام نیست! دین در مسایل عبادتی و مسایل معین به نقل ( قرآن کریم، سنت رسول الله ص، اجماع امت،قیاس، مصالح مرسله ، عرف و …بالترتیب است که دو منبع اول «قرآن و سنت» اساس أند و بقیه نباید به دواصل اولی در تضاد باشند) و در بقیه مواردیکه نص صراحت ندارد به اساس اصل چارم، یعنې انالوګی و قیاس عمل میشود انالوګی و قیاس است که مسایل عصر امروز را حل میدارد! در موارد دینی ، عبادتی کار مجتهد و مفتی و در بقیه موارد کار دانشمندان و متخصصین فن،ساینتستان و دانشمدان علوم و تکنالوژی عصر ما ست!
اګر حاکمیت، حلقات افراطی این دورا مغالطه کنند، براولاد وطن تعلیم را محدود و نیم قشر جامعه را از کسب سواد، تعلیم و تربیهٔ جامعه محروم بسازند، بر جامعه روایت افرطی خود را ازدین اسلام بدون مشروعیت تحمیل کنند و به این ترتیب فکر حاکمیت و دولتداری اسلامی را خدشه دار، ساخته برای ایجاد و قوت ګرفتن منطق و استدلال ضد دینی و ازجمله سیکولاریزم کار میکنند و جامعه را به انقطابهای ظالمانه مواجه ساخته وبه هردو طرف فرصت افکار افراطی میدهند و ساده ها با فکر صادقانه و خالی الذهن و بی خبر از عمق قضایا را به افکار ضد دینی با تمام قربانی و قرار میګیرند، حالت سخت مشکل ساز است!
این بحث طویل و عریض است و دستهای هدفمند ضد اسلامی برای آن کاردقیق و حسابی کرده اد و میکنند!
سیکولاریزم در رابطه به ادیان دیګر و از جمله دین مسیحیت و جدال های رهبران مسیحیت و حاکمان وقت در اروپا و انجام کار شان در اروپاء، مطابقت داشته باشد ولی با دین اسلام سیکولاریزم به مفهوم جدایی دین از سیاست، در کل مطابقت ندارد! بلی مکرراً باید ګفت که سیکولاریزم ملاشاهی هم نیست!
بعضی ادیان را که ما به نام دین میشناسیم و دین با مذهب دربین دین هم مغالطه میدارند، اعتقاد به موجود به نام الله متعال و یا همچو اعتقاد موجود ماورای طبیعت ندارند و دین شان قبل از همه انتخاب طرز زندګی معین است، تا دین به معنای اعتقاد به ما ورای طبیعت! تعداد بیشتر این ادیان زندګی و جامعه را در مسایل حقوقی تنظیم نمی کنند و ندارند، لذا پارلمان در آن جوامع خالق قوانین أند و در جامعه اسلامی انتخاب اصح و افضل از فتاوی مختلف که در مورد با تفاصیل ضرورت است!
مشکل بحث در آزاد اندیشی و فهم غلط از دیموکراسی و …دارند! و اکثر سوء استفاده از دین را که ما تجارب بدی داریم در مقابل دین استفاده میکنند و کرده أند و این انصاف نیست!
حدیث پیامبر اسلام ایت که در مطابقت فهم جامعه و انسانی شدن دین و در خدمت مردم قرار ګرفتن دین و دین اسلام ظهور کرد و به متمول و ثروتمند امر کرد: ده زن بی سرنوشت و غیر اعلان شده و بدون نفقه، هر شهر و … داری، صرف ۴ تا اش مجاز و بقیه را طلاق کند! اګر عدالت نمی توانی صرف یک زن! اما سوء استفاده جو از دین ساده ګفت، چار زن جواز است! من میګویم بدون داشتن شرایط برای بعضی همان یک زن هم اجازه نیست، چه رسد ۴ زن!
کسی شخص زن دار و یا زن شوهر دار را متهم به زنا کرد، و جار شاهد، عاقل بالغ، غیر فاسق نه آورد و این چار شاهد، عمل زنا را مانند چوب سرمه دانی در سرمه دان توضیح و شهادت داده نتوانستند، این طعن وارد کننده به زنا، به صورت مباشر ۸۰ دره زده شود! خوب حال به من بګویید کدام انسان در برابر ۴ شاهد عاقل، بالغ، غیر فاسق به عمل زنا دست بزند و چار شاهد چنین مشخص شهادت بدهند که شبه وارد نه شود؟ عملا چنین اثبات، مستحیل میشود! لذا حد رجم را در صورت زنای شخص متاهل صرف در حد وقایه ، تربیه و انذار باقی میماند و شارع به تطبیق حد به هر قیمت علاقه ندارد و حکم است که اګر چنین تخلف را کس کرد و کسی خبر نه شد، شخص توبه بکشد و از الله متعال طلب مغفرت کند و سفارش اعلام و اقرار، نمی شود! حال اګر کسی از دین سوء استفاده میکندو حاکمیت غیر مشروع تحمیل میکند، این مشکل اسلام است و یا مدعیان کاذب و یا جاهل از دین اسلام؟!
مشکل ما و مسلمانان درین و ما تجارب بسیار بدی آنرا از چپ و راست تجربه داریم!
درین خصوص بخش از مشکل ، مشکل دیگران در فهم دیموکراسی و جمهوریت است نه فهم ما!
اگر منظور از جمهوریت، حاکمیت جمهور و اکثریت و دیموکراسی حاکمیت مردم، بالای مردم و در خدمت بالنده سازی و پرورش و در خدمت ارزشهای مردم و جمهور اند، من جمهور و ملت مجاهد و مسلمان با ارزشهای اسلامی و در توافق به عقیده و ارزش من اکثریت و جمهور زندګی کردن و در خدمت من جمهور بودن امور را تنظیم کردن است!
من و انتخاب من در چوکات اسلام و ارزشهای اصیل اسلامی ، مادرم، مادر و خواهرم خواهر و همسرم همسر و من مسلمان این قید و بند را قبول دارم و آزاد اندیش و سیکولار درین خصوص نیستم! عزت و شرف من در اخلاق دینی و اسلامی من است و به آن میبالم و این ارزش اکثریت ملت من و افغانستان است! آزاد اندیشی که من منتخب ملت منع شوم تا ارزش خود راکه دین و ملت من است در چوکات قانون عملی کرده نتوانم و حاکمیت را به این نوع سیکولار بسازند، نادرست و ما اضرار و نادرست بودن چنین لغزش های را دیدیم!
ساختن قوانین و طرزالعمل های جامعهٔ من در همین چوکات است که نمایندهٔ من در پارلمان انتخاب شده، چون انتخاب ملت در چوکات اسلام است و پارلمان و جمهوریت منتخب من قوانین و مقررات و قواعد زندګی را مشروع ، مدون میسازد( نه در اکوړه و نه مقنن ګمنام و به قدرت رسیده به بمب بوشکه) و من را در تحقق ارمانهای من و زندګی چون ایمان و عقیدهٔ من در خدمت من جمهور قرار میګیرد! لذا سوال جمهوریت و بحث جدایی دین از سیاست و به این ترتیب سیکولاریزم تاکید ناشی از عدم فهم از عمق قضایا، بی دینی، و یا فتنه افګنی است! تصادفی نیست که عدهٔ تأکید میدارند که این روشنفکران سیکولار به درد افغانستان و ارزشهای ما نمی خورند و …
جمهوریت به انتخاب ملت سوال سیکولاریزم را مطرح نمی کند، چون اکثریت مطلق جامعه مسلمان و مسلمان در چوکات اسلام انتخاب و منتخب خود را دارد!
با چنین فهم و چنین درک، باز کردن بحث سیکولاریزم، سفارش آن مانند موجود تجرید شده از جامعه و کشور و دفاع از آن در واقعیت بحث روشنفکری و خارج از جانب عمل، قطعاً نادرست است!
بلی چنین تاکیدات افکار افراطیت مسلط در چوکات دین را تقویت کرده و در مقابل حاکمیت مردم سالاری قرار میګیرد و ګرفته است!
که در نتیجهٔ همین افکار سیکولار است که فرصت مقنن مجهول الهویه ، غیر مشروع برمن قانون اجراات جزایی عصر خفته با روایت و استناد رد المختار و … چرا رد المختار را منبع ساخته اند، تا از شر سیکولارها رهایی یابند! چرا قرآن کریم و اصلی قرآنی و سنت رسول الله را منبع نه سازیزم؟ چیزی را که ملت افغان به صورت کل و ۹۹ فیصد باور دارند!
من انقدر جمهوری و دیموکرات نیستم که مندرجات و قلقله های حقوق اساسی بشر را که همه چشم و ګوش بسته قبول دارند، من هم قبول کنم!
من تساوی مرد و زن را در تساوی انسان و انسانیت میدانم و میدانم که از دامن زن انبیاء- پیامبران به معراج رسیده اند، اما مرد و رسالت آن در خانواده و جامعه و زن و رسالت آن در جامعه و خانواده در موارد متفاوت است و من در زیر نام تساوی، مثلاً بر مرد تحمیل کردن طفل را حمل کردن و زندګی، مرد با مرد و زن با زن و تساوی حق همسکسوال و لزبیین را نمی پذیرم، اګر آزاد اندیشان سیکولار، قبول دارند، مبارک شان!
متاسفانه در قوانین حقوق بشر و در جمهوری به نام اسلام چون پاکستان با تمام منافقت مولانا فضل الرحمن توسط خودش دستخط و در پاکستان موجود نافذ شده! ایشان ازین ناحیه ( حیرامندوی) تکس و مالیهٔ رسمی میګیرند! چنین جمهوریت و چنین دیموکراسی خطاء و نادرست و فهم نادرست از دیموکراسی است!
تصمیم من منتخت مردم مجاهد و مسلمان در چوکات ارزش اسلام و منعکس کنندهٔ صدای مردم من در قوانین و جامعه منطبیق به ارزشهای ملت من است! اګر در موارد غیر بنیادی، روایت طالب و من در قانون اجراات جزایی و وظایف کمیته های امر بالمعروف و نهی عن المنکر عدم روشن بودن حدود و صلاحیتهای این مراجع و …. وجود دارد که دارد، بګذار هردو روایت اسلامی به انتخاب ملت بروند و من و ایشان استدلال خود را داشته و مسؤولیت تنفیذی و اجرائیوی اش بعد از فیصلهٔ نورمال ملت و مراجع مشروع ، در چوکات جمهور ودیموکراسی به ګردن فیصله کننده باشد و من فرصت داشته باشم که برای تحقق روایت و سفید خود، مبارزه و تنویر خود را ادامه دهم!
تاکید وزیر حاکمیت مبنی بر جواز مطلق برای دیدن داکتر مرد، در صورتیکه این مجبوریت و حالت را خود ایجاد میکنند، مجاز نیست و اګر زن افغان به چنین مجبوریت کشانده، میشود، ګناهش به ګردن کسې است که دختر افغان رااز داکتر شدن، محروم ساهته است!
تأکید شخص دست اول حاکمیت مبنی بر عدم جواز، حتی سوال فرصت تعلیم برای دختران را غیر مجاز دانستن در اثر همین افراط و تفریط و در اثر خلاصه کردن جمهوریت مبتذل در خانه های امن و بکار ګیری، سوء استفاده آنها از خانه های امن جمهوریت و امثال آ افراط و تفریط و فهم غلط است!
حزب قومی و متعصب باید منع و جوازش ګرفته شود، تا تاکید آزاد اندیشان به حل قومی و زبانی مسایل سیاسی کشور!
مسایل سیاسی کشور ما افغانستان حل قومی و زبانی ندارد! اصل یک شهروند، یک رأی و حاکمیت قانون و تطبیق برهمه یکسان!
تقویت افراطیت و دیکتاتوری بخاطر افکار توهین و تحقیر عزت، افغانیت و ارزشهای ملی و اسلامی من توسط سیکولارها و آزاد اندیشان ازین قماش سخت کنترپردکتیف، کشنده و مضر أند!
لذا فهم خود را از مسایل دقیق و درهمین چوکات دست از افراط و تفریط باید دست برداشت!
انتخاب اش باشما
و ما علینا الا البلاغ المبین
داکتر صلاح سعیدی
۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
-
می گفت خطیب شعر:
-
پاسخی به پرسشی که چرا؟ گفته بودم، خامنهیی قصد حمله را هیچگاه نه داشته است.
-
چهار و نیم سال پس از برپایی امارت اسلامی سرمایه؛ فقدان اجماع و بحران تحلیل
-
چه کوچک و چه بزرګ، چه در مقایسهٔ چه بزرګ و چه در مقابل چه خورد است؟
-
آدمیت: صورت خدا در انسان…!
-
په نړیوال سیاست کې د نفتو او ګازو رول
مجلات و کتب
پیوند با کانال جام غور در یوتوب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
Subcode: 460
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور