X

آرشیف

 
 

همان طوریکه به همگان هویداست ولایت غور بعد از سقوط مدنیت درخشانش تا همین اکنون یکی از ولایات عقب نگهداشته ی فراموش شده و مورد بی مهری مسئولین بلند رتبه دولتی قرار دارد ، راه های مواصلاتی نیم بند زمینی که به کمک مؤسسات غیر دولتی و بین المللی احداث شده آسیب پذیر و در مقابل کوچکترین حادثه ی طبعی و یران گردیده و بروی عابرین قطع میگردد. شرکت های هوایی هم از رفت وبرگشت در غور ابأورزیده ، خود را زیانمند فکر می کنند ، نقل و انتقال نظامیان نیز شامل حال پرسونل مربوط ی شان می بابشد .
پول های وارده از کمک های جهانی نیز نسبت همین دلایل هم به ندرت در این ولایت مصرف می شود ، گرچه تحولات دو سه سال اخیر توانسته اندکی چهره ی مرکز ولایت را تغیر دهد ، اما آنهم از کیفیت پائین برخوردار بوده . آسیب پذیری خود را دارد.
باران های آفت گونه ی اخیر مردم غور را نه تنها به ماتم عزیزان شان نشاند ، بلکه تمام دارو ندارآنها را که با زحمت زیاد گردآوری کرده بودند به یغما برد، کنون که درآن ولایت درجه سرما معادل صفر است مردم غور چشم در راه کمک های عاجل معیشتی ، طبی ،باز شدن راه ها و مواد غذایی اند ، گرچه باز سازی خرابه های شان ملیونها افغانی هزینه را ایجاب می نماید که دولت باید در فکر احیای مجدد ویرانی ها باشد ، اما با تأسف ادارات ضد حوادث در بدل این همه خسارات اعلام کرده اند که برای آسیب دیده ها  سیت های آشپز خانه توزیع خواهند نمود .
ای والله این بذل حاتمانه ای ضد حوادث به مثابه مرحم تاریخ گذشته ی است که بر زخم مجروحانی مالیده می شود که نه تنها مداوای درد ایشان را نکرده بلکه تورم و پوندیدگی زخم های آنان را دو چندان می سازد.

 در انتظار معجره

در این برهه همه غوری ها و به خصوص جوانان همه روزه به درب مؤسسات خیریه کشیک داده و طالب کمک به مردم آسیب دیده ی غور می شوند ، اما اکثریت مؤسسات بودجه را بهانه می گیرند، امنیت را و خیم می شمارند و یا هم استدلال می کنند که گویا کمک های شان مورد تهاجم افراد بی مسئولیت مسلح قرار گرفته و به تاراج می برند . چنانچه این موضوع در سال گذشته و سالهای قبل در عرض راه هرات غور به کرات به وقوع پیوسته است.

 در انتظار معجره

پس چه باید کرد ؟ آیا به طرف کی باید دید ؟ کدام قدرت ملکوتی به فریاد این برهنه گان خواهد رسید ؟ کدام دست معجزه آسا ، دست بیوه زنی را که تمام هستی اش را سیلاب در نوردیده است خواهد گرفت ؟
بعد از چند روز دویدن برای آخرین بار به یکی از مؤسسات خیریه ی داخلی رفته و درد دل مردمم را ابراز داشتم ، مسئول آن مؤسسه درنخست گفت : اینجا هرات است ؛ و آنجا غور ؛ ما مسئولیت نداریم که بدانجا کمک کنیم ، و قتیکه او کاسه ای صبرم را لبریز دید گفت : ما تلاش می کنیم تا از طریق ذون کمکی را به مردم غور مبذول داریم ، گفتم : از طوفیدن طوفان و سرازیر شدن سیلاب نزدیک به یک هفته میگذرد ، شما بعد از چند هفته تلاش خواهی کرد که به دادآن مردم برسد ؟ او درحالیکه کمی عرق شرم پیشانی اش را چرب نموده بود گفت : به زودی…..به زودی….بسیار به زودی.

در انتظار معجره

بلی مردم عزیز غور شما که درمرکز کشور قرار دارید ، راه های زمینی شما قطع و آسمان هم با نامهربانی به شما اشک غم می ریزاند  همانطوریکه مدت ها و سده ها صبوری داشتید ، از دسترنج خود به همدیگر تعاون و همکاری می کردید ، این آزمون را نیز خود شما به سرحد نهایی آن برسانید ، باشد که ابر مردان و دولت مردان ما در بالا به فکرتحکیم قدرت و جایگاه خود باشند ووطن را به ویرانی نگهداشته وبالای خاکروبه ها و لاشه ای سنگ های که از کوه ها در خانه ها ، زمین ها و باغات شما جا گرفته است حکومت نمایند.

 در انتظار معجره

 

در انتظار معجره

 

در انتظار معجره

 

در انتظار معجره

 

X

به اشتراک بگذارید

نظر تانرا بنویسد

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب

This error message is only visible to WordPress admins

Reconnect to YouTube to show this feed.

To create a new feed, first connect to YouTube using the "Connect to YouTube to Create a Feed" button on the settings page and connect any account.