آرشیف

2017-1-23

rmobin

درهم آمیختگی نامگذاری مکاتب در غور !

بنام خالق کَون و مکان

من شاگرد دوران ابتداییه و متوسطه مکتب متوسطه پسران کاسی بودم که این مکتب بعدا ارتقا و به "لیسه سلطان شهاب الدین غوری" نامگذاری شد. در آن اوقات چیزی که فعلا کم و بیش به یاد دارم، لیسه سلطان علاالدین غوری را "لیسه امیر محمد سوری" میگفتند ولی ازینکه چی وقت به لیسه سلطان علاالدین غوری تغییر نام کرد ، درست و دقیق به یادم نیست.
چیزی که مرا واداشت تا این مقاله را بنویسم "درهم آمیزی نامگذاری مکاتب در چوکات معارف غور" میباشد. آنهم به گونه یی گسترده که در شهر چغچران موجود است. بلی، لیسه سلطان علاالدین غور، از جمله لیسه های قدیمی و مهم این ولایت به شمار میرود که شخصیت های بی شماری را به جامعه تقدیم کرده است، من قلبا اساتیذ و تلامیذ این مکان علمی و اکادمیک را دوست دارم.
تا اوایل ایجاد حکومت موقت به رهبری جلالتماب حامد کرزی این لیسه به مرکز شهر یعنی واقع به کنار جنوبی دریای خروشان هریرود و  قسمت شمالی مسجد جامع شهدا موقعیت داشت. در آن هنگام یعنی بعد از فروپاشی نظام مستبد و دُکم طالبانی و به وجود آمدن اداره موقت، مغزها بازشد، پای ها به حرکت درآمد، دست ها آرای جنباندن را به خود گرفتند و بالاخره اینکه جامعه از حالت ایستایی به حالت پویایی تغییر شکل گرفت. دنیای مردم افغانستان به مسیر تغییر و تحول به حرکت شد و مهمتر از همه اینکه به چوکات معارف توجه خوبتری صورت گرفت، دختر و پسر با شوق و هلهله بخاطر جذب و ثبت نام خویش به دروازه های مکاتب هجوم آوردند. مکاتب نسوان و مکاتب پسران جداگانه ویا به صورت مختلط ایجاد و در نصاب تعلیمی معارف نیز تغییرات چشم گیری به وجود آمد. یعنی، دیگر مضامین ساینسی و ریاضیات چنانی که در جریان ژریم طالبانی از نصاب تعلیمی معارف افغانستان محذوف شده بودند، واپس برای شاگردان و متعلمین تدریس میشدند. بروی همین ملحوظ بود که تعمیر لیسه سلطان علاالدین غوری از بودیجه یی بانک جهانی و حمایت قاطع دولت افغانستان و همکاری وزیر معارف وقت که در آن موقع به فکر من آقای محمد یونس قانونی بودند به هزینه یی هنگفت در سمت غرب شهر چغچران یعنی به غرب فامیلی ها ساخته شد. حالا دیگر شاگردان دوران لیسه با آن تعمیر مُعَیَن و مُفَشَن درس میخوانند و وضعیت شمولیت شاگردان مکاتب از آن صنف 21 نفری که ما به دوران طالب ها بودیم به چندین صنف 25 – 30 نفره شاید هم بلندتر ارتقاع و اوتفاع کرده است، یعنی که فعلا تنها یک صنف اول نداریم بلکه از صنف اول الی دوازدهم چندین صنف به ترکیب الفبا ( صنف اول الف، صنف اول با، … که عنقریب است حروف جُمَل یا ابجد را تکمیل نماید)، توسعه یافته است.
اما، حرف من اینست که سلاله سلاطین و امیران غور تنها از سلطان علاالدین شروع و به سلطان شهاب الدین و سلطان رضیه ختم نمیشود. بلکه شروع اش به اتفاق آرای اکثریت مطلق مورخین "شنسب یا امیر شنسب" است و الی اینکه اختتمامش به "جلال الدین علی ابن سام به قول بعضی ها موصوف به نام پیر علی مشهور بوده است " میرسد، ادامه دارد. با آنهم در یک مکان  که "ریاست معارف غور" باشد و یک سلطان که سلطان علاالدین باشد دو مکتب به نام ایشان از سخاوت معارف غور ویا عدم توجه معارف غور به مسایل فرهنگی، تاریخی و باستانی بخشوده شده است. حتا، به این هم بسنده نشدند و لیلیه ویا خوابگاه این لیسه را نیز به نام "لیلیه سلطان علاالدین غوری" نام نهادند. که این خود تمام شخصیت های تاریخی، فرهنگی و بزرگ غور را به یک چوب زدن است.
حالا همان لیسه سابق سلطان علاالدین غوری دارای دو مکان و دو تابلوی همنام میباشد. ولی، تغییری به تابلوها نیامده است، هر دو تابلو به نام "لیسه سلطان علاالدین غوری" نصب و پا برجا میباشند که این خود انسان را گنس و گیچ میکند. اگر حرفی بزنی شاید که رییس معارف و کسانیکه درین اداره نقش متولی را دارند، گویند که یکی ابتداییه است و دیگری لیسه ویا اگر انتقاد کنی شاید که گپ را به حاشیه برند و معارف را مکان و مال شخصی خویش بنامند. در صورتیکه دو مکتب لیسه به یک نام و نشان شاید که نفسش خوب نباشد.  
بلی، در مرکز غور یعنی شهر چغچران دو مکتب وجود دارد به یک نام. از نظر من این خود ضعف فرهنگی و نابودی مدیریت فرهنگی و آموزشی ریاست محترم معارف ولایت غور را نشان میدهد که از اماکن آموزشی استفاده بهینه یی فرهنگی و تاریخی کرده نمیتوانند.
گرچه این باید معمول باشد که بخاطر نامگذاری اماکن تعلیمی و تاریخی و جاده ها "کمیته نامگذاری اماکن، معابر و جاده ها" یا در چوکات شهرداری با همکاری ریاست اطلاعات و فرهنگ ویا با هماهنگی و همکاری ریاست معارف و دیگر نهادهای زیربط وجود داشته باشد. شهرداری شهر چغچران به اصطلاح کمیته یی به این نام شاید که داشته باشد ولی مطمیین هستم که در پیشبرد امورات نامگذاری با ریاست اطلاعات و فرهنگ در قدم نخست و دیگر نهادهای مرتبط به خصوص نسل جوان و تحصیلکرده در گام بعدی هیچگونه هماهنگی و همدلی را ندارد. روی همین ملحوظ است که ما متاسفانه از سلسله یی امپراطوری، سلاله سلطانی و امارت امیران غور تنها به سلطان علا الدین، سلطان شهاب الدین و سلطان رضیه آشنا شده و به آن بسنده ایم.
  اسامی سلسله غوری ها را که من میدانم به قرار و شرح زیر است:

1.  ماهویه سوری

2.  خرنک

3.  شنسب

4.  امیر فولاد سوری

5.  امیر کرور

6.  امیر ناصر

7.  امیر بنجی

8.  نهاران

9.  امیر سوری

10.  امیر محمد سوری

11.  امیر بوعلی

12.  امیر عباس (فرزند شیش یا شیث برادر امیر بوعلی)

13.  عزالدین حسین

14.  قطب الدین محمد

15.  سیف الدین سوری

16.  بهاالدین سام

17.  سلطان علاالدین حسین (جهانسوز)

18.  سیف الدین محمد ابن حسین

19.  غیاث الدین محمد ابن سام

20.  شهاب الدین محمد غوری ابن سام

21.  قطب الدین ایبک

22.  تاج الدین یلدوز

23.  سلطان رضیه غوری

24.  ناصرالدین قباچه

25.  بختیار محمد خلجی

26.  فخر الدین مسعود ابن حسین

27.  شمس الدین محمد ابن مسعود

28.  جلال الدین علی ابن سام

و ده ها شاه و سلطان دیگر….

امیدوارم که ریاست محترم معارف ولایت غور درین مورد جدی عمل نموده و در راستای تحفظ نام های تاریخی، باستانی و فرهنگی ولایت مان کوشا باشد و این مولفه وسیله یی شود برای تاریخ نگاری و معلومات تاریخی برای دیگران. همچنین نیاز به یادآوری است که در چوکات معارف باید که بدون تعصب و تبعیض برخورد صورت گیرد و حتی از شخصیت های ملی کشور نیز بخاطر ملی بودن مردم غور در نامگذاری اماکن و جاده ها به خصوص تاسیسات اکادمیک و آموزشی استفاده یی دانشمندانه و هدفمندانه صورت بگیرد.  
 
باحرمت
غلام رسول مبین
غور ، چغچران
03 دلو 1395 هـ.ش.
 

درهم آمیختگی نامگذاری مکاتب در غور !

درهم آمیختگی نامگذاری مکاتب در غور !

درهم آمیختگی نامگذاری مکاتب در غور !

درهم آمیختگی نامگذاری مکاتب در غور !