X

آرشیف

 

بسیار شد محبتت از من بریدنت 
هرگز گمان نبود ز من دل بریدنت 

تا کی سکوت سوختم‌ از درد بی کسی 
پیش که درد دل برم از نا شنیدنت 

میساختم‌ ز لعل لبت مطلع غزل 
میداد گر زمانه مجالم بر دیدنت 

بلبل چی‌ نسبتی به تو دارد در این چمن
بی خود ز خود شود که بیند به گلشنت 

خورشید از حضور تو شرمنده میشود 
هر صبحدم که‌ دیده گشاید به دیدنت 

ای‌ بهترین قناری خوش نغمه ای ثنا
بگشای پر که باز ببینم پریدنت 

محمد اسحاق ثنا 
ونکوور کانادا 
09/07/2019

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب