X

آرشیف

درب حضرت دوست

 

مرو زدرب من هرگزکه خانه،خانۀ توست

بیا که مسکن هر روز ویا شبانه توست

 

مرَو مَرو به درِ غیرآشنـــا وغـــریب

نه هر کجای دیگر آشیان ولانۀ توست

 

ز خاطــــــرم تو نرفتی بیا بیا که هنـوز

ونُقل محفل من قصه وفسانۀ توست

 

زدام غیر حذر کن که در خطر افتی

بیا بیا تو درین در که آب ودانۀ توست

 

اگر نیاز تو حاصل شود به ناز، مَـرَنج

که راه ورسم همین یارنازدانۀ توست

 

بهوش باش درین بارگه زکبر وغرور!

فروتنی سبب عِـــــزّجاودانۀ توست

 

قد خمیده در این آستان توانی رفت

زکوله بار گناهی که روی شانۀ توست

 

به عجزبندگی گر آمدی درین درگاه

در آن زمان که پذیرا شوی زمانۀ توست

 

«عزیز»من چه خوشم تاصدای حق دائم

شکوه زیب غزل نغمـــه وتــــرانۀ توست

پایان

———————-

روز دوشنبه ساعت (2:40 شب

19 جوزا سال 1404 هجری شمسی

مطابق به :2025-06-09

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب