آرشیف

2014-12-12

نبی ساقی

خلاصۀ خلاهای تئوری خلافت

1- تئوری خلافت که این روزها بیشتر، صدایش سرداده می شود، فقط نام اش را از خلافت دوران خلفای راشدین گرفته است و به این وسیله می خواهد به خواسته های سیاسی خود ، پشتوانه ای مذهبی خلق کند و گرنه، نظر به باور های مذهبی، آن بزرگواران از چنان مقام وجایگاهِ در اسلام برخوردار هستند که امروزه هیچ کسی نمی تواند به آن درجه از تقوا، عدالت ، ایمان ،دانش وبینش دست پیدا نماید که خود را خلیفۀ تمام مسلمین بداند و کارش به استبداد ودیکتاتوری نکشد.
2- تئوری خلافت، در حقیقت تئوری به معنای دقیق کلمه نیست، فقط یک سلسله آرزوها و آرمانهای است که تعدادی از مسلمانان که ناتوانی های مسلمانان در جهان امروز آزارشان می دهد می خواهند آن آرمان ها را غالباً به شکل خشونت آمیز و قشری گرایانه در جامعه تطبیق نمایند. 
3- تئوری خلافت ، اگر هم تئوری باشد ، یک تئوری سیاسی محض است و روشن است که ادارۀ امور جامعه تنها در سیاست خلاصه نمی شود و سیاست فقط بخشی از مسایل جامعه است. بنا براین این تئوری در بخش های آموزشی، اقتصادی، فرهنگی، روابط بین الملل، قانون گذاری ، حمل ونقل ، تنکالوژی ، محیط زیست و آلودگی هوا و…هیچ گونه برنامه ودستورالعمل واضحی ندارد.
3- تئوری خلافت روش خاص و پیشبینی شده ای در مورد تعیین خلیفه ندارد. در این مورد هرچند گاهی به شورای حل وعقد استناد می شود ؛ اما اینکه اعضای شورای حل وعقد چه گونه انتخاب شوند و چند سال در این وظیفه بمانند و به کدام روش خلیفه را برگزینند و اگر خلیفه آدم شایسته و مناسبی نبود چگونه عزل شود هیچ راهکاری پیشبینی نشده است.
4- تئوری خلافت ادعا می کند که الگوی خویش را از خلفای راشدین و دیگر خلفای اسلام در دوران اموی، عباسی و عثمانی گرفته است، در حالی که اولاً خلفای راشدین به روش واحدی انتخاب نشده اند و ثانیاً خلفای اموی ، عباسی، عثمانی یا فاطمی در واقع نه خلیفه ؛ بلکه سلاطین وپادشاهانی بوده اند که قدرت را یا به شکل میراثی یا به زور به دست آورده اند.
5- تئوری خلافت تنها برای بخشی از مسلمانان سنی مذهب مطرح است. ملیون ها مسلمان شیعی که در سرتاسر جهان اسلام پراکنده اند از همان آغاز با خلافت مخالف بوده اند. شیعه ها چه اثناعشری وچه اسماعیلیه اگر حکومت مذهبی بخواهند به تئوری امامت باور دارند که امروزه در ایران به شکل ولایت فقیه جلوه گر شده است. خلافات خواهان، به همان پیمانه که باغیر مسلمانان مخالف اند با شیعه ها نیز مشکل دارند و جایگاهی برای آنها در حکومت ،قایل نیستند و بدون تردید به میان آمدن چنین حکومتی به خصومت ها ودشمنی های تازه ای در میان خود مسلمانان دامن خواهد زد.
6- گروه های مانند داعش، طالبان ، حزب التحریر یا اخوان المسلمین اسبق وغیره که منادی تئوری خلافت هستند، در عمل نشان داده اند که فقط به شکل ظاهری وقشری اعمال مردم توجه دارند و اخلاق و معنویتی که در اسلام مطرح است ، در دیدگاه های اینها جایگاه چندانی ندارد.
7- دولت های نظیر ترکیه ، ایران، مالزی ، اندونیزی، پاکستان و امثالهم نشان داده اند که در سطح جهانی از نظر علم، اقتصاد ، سیاست ، فرهنگ و… می توانند حرفی برای گفتن داشته باشند و جایگاه خویش را به عنوان یک دولت مسلمان استحکام ببخشند. تاریخ وتجربۀ معاصر نشان می دهد که ، زحمات وتلاش های گروه های خلافت طلب، تا حال کوچکترین دست آوردی برای مسلمانان نداشته است و در هرجای که این نوع گروه ها لانه کرده اند به جز قتل ، کشتار و ترور مسلمانان، نتیجۀ دیگری دیده نشده است. موفقیت های ترکیه و کشورهای جنوب شرق آسیا به عنوان دولت های ملی، نشان می دهد که از طریق دموکراسی ،علم واقتصاد بهتر می توان قدرت وتوانایی های مسلمانان را به جهانیان ثابت ساخت.
8- تئوری خلافت همانگونه که تاحال از طرف اکثریت مسلمانان جدی گرفته نشده است در دنیای امروز واقعا در مقام تحقق غیر عملی می باشد. فرض کنیم که مسلمانان جهان متفق شدند که تمام مرزهای خویش را برهم بزنند و یک خلیفه در سطح جهان تعیین نمایند آن وقت آن خلیفه کی خواهد بود؟ از ترکیۀ که شانزدهمین قدرت اقتصادی در سطح اروپا است یا از ایرانی که همین اکنون ادعای رهبری جهان اسلام را دارد؟ همین طور عربستان سعودی با جایگاه معنوی که برای خودش قایل است یا مصری که الازهر را دارد و سابقۀ یک قرن فعالیت بر مبنای اسلام سیاسی و ادعای پیش کسوتی. همین طور پاکستان بنگله دیش، کشورهای آسیای میانه، شیخ نشین های ثروتمند حاشیۀ خلیج فارس ،افغانستان، شمال افریقا، جنوب شرق آسیا و گروه های افراطی مانند داعش هرکدام می خواهند خلیفه از خودشان باشد.
9- فرض کنیم کسانی پیدا شدند که تمام کشور های اسلامی را متحد ساختند و پاکستان را مجبور کردند که دیگر به ولایت کنر راکت پرتاب نکند ، آن وقت نوبت می رسد که این دولت واحد تمام جهان را فتح کند، لذا سازمان ملل متحد تکلیف اش چه می شود؟ چین وهندوستان و روسیه چه خاکی به سر کنند و آمریکا و اروپا با تمام امکانات فضایی ، زمینی ، دریایی و تکنالوژی معاصر دست زیر الاشه می نشیند و نظاره می کنند که دو نفر سبیل تراشیده با دست خالی وبا قایق چوبی همه جهان را فتح می کند و پرچم داعش به فراز کاخ باکینگهام به اهتزاز در می آید؟ 
10- ما هم مانند هر مسلمان دیگر در آرزوی قدرت وشوکت مسلمانان وپیش گیری از ظلم وستمی که بر آنها در اینگوشه وآن گوشۀ جهان می رود هستیم ؛اما راه اش تنها از طریق سیاست و خشونت نیست. تاریخ نشان داده است کسانی که مدعی برقراری بهشت بر روی زمین بوده جز جهنم چیزی دیگری به ارمغان نیاورده اند. مسلمانان برای احیای شوکت و قدرت دوبارۀ خویش نیازمند بر قراری ثبات سیاسی در جوامع اسلامی و رشد علم، صنعت ، تنکالوژی ، تقویۀ اقتصاد ، تجارت، فرهنگ، هنر و تحکیم مردمسالاری ودموکراسی و تأمین رابطۀ انسانی با سایر کشورهای جهان اند. آرمان های خیالی و غیر عملی افراط گرایانه جز عقب ماندگی کشور های اسلامی و ادامۀ بحران های کنونی حاصل دیگری در پی نخواهد داشت.