آرشیف

2015-6-29

rmobin

خانم وکیل سیماه جوینده نخستین والی زن در ولایت غور !

بسم الله الرحمان الرحیم

(جوینده یابنده است)!!!
بجا میدانم که درمورد گماشتن خانم وکیل سیماه جویندi فرزند مرحوم میرزا گل آقا خان نظر و دیدگاه شخصی خویش را نگاشته و دَین خود را منحیث یک جوان ادا نموده تا باشد که همدیگری پذیری و پذیرش همنوع خویش را بستایم.
خانم سیماه جوینده نماینده مردم ولایت غور به پارلمان کشور در ادارات مختلف غور ایفای وظیفه نموده است و سطح تحصیلی وی به درجه عالی یعنی لیسانس میباشد. درین اواخر بنابر لزوم دید ارگان های محل و تفاهم هر دو زعیم هم رییس جمهور و هم رییس اجراییه به حیث والی غور برگماشته شد. برای جامعه ی عقب مانده و نابسامان کنونی غور این یک امیتاز خاص و مهمی است که به زن ها داده شده است. تا حال از محمد حنیف خان شروع الی سید انور رحمتی که 29 والی میشود همه مردها بودند که متاسفانه غور را به گور مبدل کردند و اوضاع را به نفع گروه و سمت خویش کشانیده اند که نتیجه ی بس خطرناک و بدی را به دنبال داشته است. البته از یاد نرود که کارکردهای محمد حنیف طبق روایات مردم و حکومت شاه عبدالاحد افضلی و سید انور رحمتی به یادی خودمن نستبا درست و مدبرانه بوده است. خوب است که سیمین (30 مین) والی ما زن باشد، از تبار انسانیت، از جنس مادر بودن، از نوع عاطفه و دلسوزی که به روی مادر بودنش و به لحاظ زن بودنش، افراد یاغی و باغی سلاح را به فلاح ترجیح داده و به دامن دولت بپیوندند و از خصومت های شخصی، قومی و قبیلوی جلوگیری نمایند.
تا حال حکمرانی هرنوع حاکم را از هر طایفه و عشیره ی متقبل شدیم از پشتون، ازبک، هزاره، تاجیک و شیعه سنی، از مزار تا قندهار، از پروان تا هرات، از بامیان تا بدخشان، از غور تا بادغیس، از اسلامی تا جمعیت، از جنبش تا وحدت، از شاهی تا کرزایی و اینکه همه یک جنس بودند یعنی مرد، ولی یگانه دستاورشان کارهای نامردی بوده است یعنی جنگ و خونریزی، گروه بازی و از هم پاشی. فکر میکنم که خانم جوینده تا جاییکه از اوضاع کلی غور باخبر است و از رنجهای خانم ها تا جنگ های قبیله ها رنج میبرد. برایش فرصت داده شود تا از داشته ها و اندوخته های خویش استفاده نماید و ثبت تاریخ گردد.

خانم وکیل سیماه جوینده نخستین والی زن در ولایت غور !

خانم جوینده، تنها یک فرد است، اگر مردم غور و به خصوص سران قبایل، علما، بزرگان، جوانان و تحصیل کردگان و اهل قلم با وی نباشند کارهایش به سادگی به خطر مواجه میشود و باعث رکود امنیتی غور میگردد. خوب است که دستش را همه مردم غور اعم از مرد و زن، عالم و حامی، بزرگ و کوچک، پیر و جوان بگیریم تا که نمونه و الگوی باشیم از همدیگر پذیری و همدوستی بعد از بامیان و سهرابی که "حبیبه ی" تقدیم کنیم برای کرسی های بالاتر و مهمتر میهن.
اوضاع غور متاسفانه طوری تحریر شده که هیچ کس از کسی خوش نمیبرد و نیات همه وابسته به قومش و گروهش و حزبش میچرخد. خوب است که ازین خواب و خیال همه بیدار شوند و نوبت را به دیگران بدهند که چانس خویش را بیازمایند و چهره های تازه و بدیع به میان آیند. بالاخره این دولت و این قدرت مالکیت شخصی کسی نیست ویا هم ارثی باشد که به سر برادران خویش منقسمش کنند. هرکس میتواند که در امورات کلی زندگی خویش اعم از فرهنگی، تحصیلی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و حتا دینی و مذهبی رشد کند و خود را مترقی بسازد. خانم جوینده به محیط تاریخی کاسی چشم گشود و تا الله یارِ فراموش شده به جامعه نسل تقدیم کرد. خوب است که اینبار نوبت به مناطق دوردست و فراموش شده بیافتد تا باشد که این مردم نیز از مزایای که دیگران به نحو از انحا به سمت و سوی خویش استفاده های سو و ناسو کردند، مستفید گردد و خداوندگار عالمیان به راه راست هدایتش فرماید.
نقطه ی بعدی این است که باید غوری ها فرهنگ شکایت و غیبت را فراموش کنند و به جای شکایت از حمایت و به جای غیبت از حیثیت کار بگیرند و خواهان بیشتر حق خویش شوند. اشخاص زیادی را سراغ دارم که بخاطر تعیین شدن منحیث والی، معاون و حتا رییس یک از اداره در غور، از تمام ادارات غور و نهادهای مدنی و فرهنگی موافقت نامه جمع آوری میکردند و به حکومت مرکزی تحویل میدادند که ما به این شخص که جامع الکمالات است موافقیم ولی دولت با تحلیل های درست و منطقی که از اوضاع اجتماعی و قبیلوی غور دارد، کار خود را کرده و آن موافقت نامه های صد امضایی به باطله دانی های رییس جمهور و رییس اجراییه، غبار آلود گشته اند و حتا موش هم که به سراغ آن اوراق که بوی از شکایت و گندیدگی دارد، وقتیکه مواجه میشود، ناخود آگاه به سراغ "قروت" میرود که دل بدی اش را معالجه فرماید.
با خانم سیما جوینده همکاری و همیاری لازم را داشته باشیم و از هیچ نوع کمکی دریغ نورزیم تا باشد که به سطح ملی و منطقوی به یک ولایت متحد و متفق معرفی شده تا که در آینده بالای مردم غور منحیث یک کتله ی عظیمی از اخوت و برادری حساب شود و زعمای کشور به سراغ مان بیایند. هر خواننده و مرور کننده ی شاید که با مطالعه ی این مبحث شک و تردید داشته باشد که گویا به خانم جوینده نزدیکی سیاسی ویا فکری دارد، خیر، اصلا تا حال کدام شماره ی تماسی از موصوف ندارم و در طول مدت وکالتش درش را نزدم. شاید که خودش ویا کسیکه از اطرافیان نزدیکش این متن را بخواند به فکر فرو رود که این دیدگاه 160 درجه ی چیست… ؟ پاسخ من اینست که، من منحیث یک انسان به قول ارسطو حیوان اجتماعی ازین اجتماع و جموع نفاق و شقاق خسته شده ام و اینقدر عقب ماندگی فکری، سیاسی، اقتصادی، تحصیلی و اجتماعی برایم تحمل ناپذیر شده است و خواستم که دردم را بنگارم تا باشد که همنوعانم با من همنوا شده و به این تغییرات 160 درجه یی مبارک باد گفته و خوشی ها و شادی ها سر دهیم.
پیشنهاد من به تمام مردم عزتمند و آبرومند غور اینست که به جای نول تفنگ از نوک قلم استفاده کرده و از نفاق و بدبختی بپرهیزند تا فلاح و رستگاری به سراغ شان بیاید.
 
زنده و سربلند باشید
غلام رسول مبین
غور، چغچران
08 سرطان 1394 هـ.ش.