X

آرشیف

خادم از سرآمدان شعر غور

سپاس فراوان از دوست گرانقدرم، جناب خان محمد سیلاب که گزینة انترنتی «لا له های حسرت»، دفتر شعر مرحوم خـادم را با کوشش و مقدمة جناب استاد فضل الحق فایق در دسترسم قرار دادند و مرا با یکی از سرآمدان بیچون و چرایِ شعر غور آشنا نمودند.
فرازهایی از مقدمة استاد فایق برای آشنایی با این شاعر فحل: مرزا غلا م محی الد یـن خا د م فـرزند ملامحمد موسی قوم یار فولاد در دهکدۀ ســـــه گوشــک از توابع روســتای صـوفک مربوط چغچــــــران ولایت غور درسا ل 1230 هـ . ش. دریک خا نوادۀ متدین پا در بساط هستی نهاد. وی با نبوغ و استعداد سرشار و خدادادی که داشـت سرمایۀ بزرگ از معلومات را در عرصۀ علم و ادب بدست آورد…
  خادم در سا لها ی بعد از  1247  هـ . بخـــــا طر اشـعا ر شــیوا و خـط زیبـا ی که داشت به امیرعبدالرحمن خا ن پادشا ه افغا نستا ن معرفی شد و بعداً بحیث حسا بدار کل مقرر شد که کا تبا ن زیا دی در کا بل و هرات زیر نظر او در بخش ما لیا ت فعالیت می کردند .
… خادم درسا ل 1282 درروستا ی صوفک دیده جهــــان بست و فعلا مقبره اش درهمین  قریه قراردارد.
اشعارخادم درقا لب های مختلف ادبی از قبــــیل : قصـیده ، غزل ، رباعی ، دوبیتی، مثنوی و همچنـــــا ن مخمس ، مربع و غیره سروده شده است.
«لا له های حسرت»، سال گذشته حلیة چاپ پوشیده و اینک غزلی از این دفتر برای ارضای ذوق شعر دوستان و اثبات مقام والای این شاعر وارسته می آورم:

 
ای والــۀ جمــا ل توشـــاه و ســـپاه نیز
شیدای روی خوب تو خورشید و ماه نیز
تنـــد آمــدی بکشـتن من برشـکسته ای       
دامن چو تیــــغ بر کمر از ســر کلاه نیز
چـشم توســـــرخ از پی خونریزی منست
مژگان چو نیــزه برکف و تیــــر نگاه نیز
من هــــم به دفع تیـــغ تو دارم زپـر دلی
شمـشیر نا لـــه برلب و پیـــــکا ن آه نیز
گفتی کـــه کـو به دعوی عشــــقم گواه تو
چـشــم پرآب دارم و رنگی چـو کــاه نیز ….
ای آنکه پیش قـــدر رفیع تو  هست پست
نخل رفیـــع  ســـــــدره و عرش اله نیز
«خادم» جز این دو تحفه به کار کریم نیست
دوتا ز عجـــــــز قدی و چشمی به راه نیز

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب