آرشیف

2015-6-20

جواد رضایی

حقوق زن از دیــدگاه اسلام؛ سنت و تجدد در افغانستان

سابقه تاریخی : 
 سابقه تاریخی نهضت مدنی زن درافغانستان ؛ به زمان امان الله خان پادشاه اصلاح طلب این کشور برمی گردد.درعصراوبود که قانون اساسی درافغانستان تصویب شد. وبرای نخستین بارمکاتب دخترانه به سیستم جدید ایجاد گردید.دختران برای تحصیل به خارج ازکشور فرستاده شدند ومعلمین زن درمکاتب استخدام گردیدند. ملکه ثریا همسر شاه اصلاح طلب ؛اولین زنی بود که سنتهای جامعه افغانی را شکست وبا ظاهری متجدد واروپایی ،دراماکن عمومی ظاهرشد. حرکت شتابان شاه وخانواده او نیروهای مذهبی وسنتی را تکان داد. ازهمان آغاز مقاومت این نیروها دربرابر اصلاحات شروع شد وسرانجام با صدور فتوی کفرپادشاه ،توسط شورای علماء وقت  دودمان اصلاحات ونهضت مدنی زن نیز برچیده شد.
بعد ازآن دردهه دمکراسی ظاهرشاه، حکومت داوودخان  وحکومتهای وقت کمونیستی نیز جنبش زنان با فرازوفرودهایی ادامه یافت آنچه ازآن روزها به یاد مردم مانده است،زنان جامعه شهری وروستایی تفاوت های زیادی داشتند.زنان درشهرها درس می خواندد ،دراجتماع حضورداشتندودرادارات وموسسات دولتی کارمی کردند. اما زنان روستایی ازاین حقوق محروم بودند. دردهه 1370 هجری شمسی با گرفتار شدن افغانستان دردامان جنگهای گروهی وحکومت سیاه طالبان ؛ اندک دستا وردهای زنان نیز به نیستی مبدل شد وبه قهقراء سقوط نمود.
 نهضت زنان با روی کارآمدن حکومت انتقالی ،موقت وانتخابی  بعد از1381 وارد مرحله جدیدی شد.در 9 سال حکومت آقای کرزی وحضور جامعه جهانی؛ فرصتی پیش آمد  تا  درکنار سایر موضوعات به حقوق زن نیز توجه صورت گیرد. دستاورد زنان درعرصه سیاسی چشم گیر است . کرسیهای اختصاصی زنان درپارلمان وشوراهای ولایتی تبعیض مثبت به نفع زنان است .اکنون حدود 60 نفروکیل خانم  درولسی جرگه وحدود20 نفرسناتورخانم  درمشرانوجرگه  حضوردارند .درهرولایت نیز به تناسب نفوس حداقل 2 نفرخانم درشورای ولایتی عضویت دارند.ویک نفر وزیر زن نیزدرکابینه آقای کرزی به طورحتمی حضوردارد. برخوردارشدن زنان ازحق تعلیم وتحصیل نیزازنکات مهمی است که باید بدان اشاره نمود. اما زخمهای زنان افغان عمیق است و دردرازنای تاریخ افغانستان برسیمای زن نقش بسته است. اگرچند حرکت مثبتی درجهت تغییر وضعیت زنان شروع شده است اما تا دست یابی به جایگاه وحقوق واقعی؛ راهی درازدرپیش است.این تغییرات ظاهری ومثبت است اما عملا درمتن جامعه وضعیت حقوق زن تغییر چشم گیری نکرده است . بی سوادی ،فقر اقتصادی؛موجودیت رسوم وعنعنات نا پسندیده ؛ خشونت های خانوادگی وتبعیض های ساختاری و…ازجمله مشکلاتی است که هنوزفرا راه زنان وجود دارد.
به طور کلی جنبش مدنی زن درجهان ؛ با دوهدف ایجاد شده وتداوم یافته است . هدف اول مساوات است وهدف دوم آزادی زن .
دراین مقال می خواهیم به سه سوال به طور خلاصه  جواب بگویم . که شاید درذهن هرافغانی نقش بسته با شد.  
 
1-      آیا حقوق زن یک پدیده وارداتی غربی است یا اسلام هم به زن حقوقی داده است ؟
2-      درجامعه افغانستان چند الگو ونمونه برای  زن معرفی می شود ؟ 
3-      روش اسلام دربرخورد با تغییروتحولات اجتماعی چگونه است ؟
 
ج 1- به گواهی تاریخ اسلام بزرگترین خدمتها را به جنس زن انجام داده است .به طور کلی اسلام به زن حریت وآزادی داد ،شخصیت داد ،استقلال فکرونظرداد وحقوق طبیعی اورا به رسمیت شناخت .هیچ دینی به اندازه اسلام نسبت به زن احترام وارزش قایل نشده است .اسلام زن را به اعتباراینکه انسان ،همسر ،مادر ویکی ازاعضای جامعه بشر است مورد احترام قرارمی دهد.
گوستاو لوبون یکی ازمتفکرین غربی درکتاب تمدن اسلام وعرب می گوید: اسلام اولین دینی است که بزرگترین ترقی وتعالی واصلاحات را نسبت به حقوق زن انجام داده است .قبل ازاسلام وضع وحال زنان درمیان تمام اقوام وملل ودرمیان تمام ادیان زیاده ازحد خراب بوده است .
جهت حرکت اسلام وپیامبر بزرگوار آن درارتباط با حقوق زن ؛ حرکت ازظلم زمانه به عدل زمانه بود .یعنی پیامبر(ص) آمددختران را اززنده به گورشدن نجات داد ،تعدد بی حد وحصر زوجات وحرم سراسازی  را محدودکرد ،درارث برای زن سهمی قایل شد،استقلال مالی وحق مالکیت وکار را برای زن به رسمیت شناخت .خلاصه قرآن درعصرنزولش ومطابق به ایجابات عصرجاهلیت ،ظلم زمانه را به عدل زمانه تغییر داد. واین جهت حرکت پیامبر اسلام ومفهوم عمل وی به سمت عدالت باید درعصرحاضرنیزتوسط علماء واندیشمندان جامعه اسلامی ادامه یابد.
متفکرین اسلامی درعصر حاضر معتقدند که این تغییرات واصلاحات درحقوق زن ،همه عدالت ممکنه نبوده است یعنی حقوق زن دراسلام نسبت به همان عصروزمان بسیارمترقی ومتعالی بود اما همه عدالت ممکنه نبود.اگر اسلام درعصر حاضر که شرایط عصروزمان تفاوت چشمگیرنموده است ظهورمی کرد، قطعا حقوق زنان نیزمطابق با ایجابات همین عصربود.مثال بارزاین عمل برده گی دراسلام است .اگرچند اسلام نتوانست بردگی را حرام اعلام نماید اما آزاد نمودن بردگان را عبادت اعلام کرد ودرعمل این پدیده ازجامعه اسلامی رخت بربسته است . عدالت که یکی ازاصول اسلامی است دراسلام تعریف نشده است وتعریف آن بسته به انسانهای همان عصروزمان است . اسلام پاسخگوی نیازهای همه اعصاراست ودرمورد حقوق زن نیز می توان با اجتهاد مبتنی برزمان ومکان حقوق زن را به عدالت نزدیک کرد. 
 
اما صرف این حقوق اسلامی ؛ مشکل زنان را حل نکرده است . این حقوق هیچ گاهی جنبه اجرایی پیدانکرده است .وقتی پیامبر وقرآن می گوید آموزش علم برزن ومرد مسلمان واجب است اما درعمل فقط مردان وپسران حق تحصیل علم را دارند وزنان جاهل وبی سواد باقی می مانند.آنها حتی ازشناختن اسلام  ومذهب خویش نیز محروم هستند.
پس معلوم شد که حقوق زن یک پدیده وارداتی غربی نیست بلکه اسلام با لاترین حقوق را به زن داده است وبا ید این حقوق جنبه عملی واجرایی یابد. زنان جامعه اسلامی ما نیز همین حقوق شرعی واسلامی وانسانی خودرا می خواهند وخواستار عدالت می باشند.
 
2-      سوال دوم : درجامعه افغانستان چند الگو ونمونه برای  زن معرفی می شود ؟چند دیدگاه درارتباط با حقوق زن داریم ؟
 
فعلا درجامعه وفرهنگ اسلامی سه چهره اززن داریم که نماینده سه طرزتفکر درجامعه است .
1- چهره زن سنتی : که نمایند ه تفکر محافظه کاراست .تفکر محافظه کارمی گوید حال ووضع جامعه همین طور که هست باید حفظ شود.مخالف تغییر وتحول است ومی گوید درصورت تغییر شیرازه اجتماع ازهم می پاشد.مطابق این دیدگاه زن باید درخانه بنشیند ،به تولید نسل وتربیه اولاد مشغول باشد ، دراجتماع حاضرنشود.درس نخواند. یعنی آفتاب ومهتاب زن را نبیند . چون ممکن است عزت وحیثیت زن لکه دارشود. نتیجه آن می شود که اگر همین زن نیازبه عملیات جراحی پیداکرد داد ما به آسمان بلند می شود که چرا داکترزن نداریم. چرا استاد ومعلم زن نداریم. 
2- چهره زن متجدد اروپایی:  که نماینده طرز تفکر انقلابی است .یک فرد انقلابی می گوید جامعه باید ازبیخ وبن منقلب شود.وزیروزبر شود. همه چیزهای کهنه فرسوده است وبا ید به دور انداخته شود.این چهره را عموما تلویزیونها  ورسانه های صوتی وتصویری به ما معرفی می کنند.. زن متجددی که ما می شناسیم دو مشخصه دارد . 1- آزاد است 2- مستقل است . واین آزادی اورا به ابتذال کشانده است .زن کالایی است که درخدمت سرمایه داری غرب قرارگرفته است وازظرافت وزیبا ییهای زن با ید درفروش کالاها استفاده شود. یعنی زن به بهانه تجدد ،آزادی ومساوات با مرد ؛ مورداستثمار نوین قرار گرفته است .
که البته این چهره ، چهره واقعی زن اروپایی نیست . بلکه این زنان درخود غرب نیز به زنان " کاباره وزنان شب " معروف است .چهره واقعی زن اروپایی را دردانشگاهها وکتاب خانه ها باید دید. که هیچ کسی به ما وشما نشان نمی دهد . با ید انجا رفت ودید که دختران چگونه شب وروز مصروف تعلیم وتحصیل وتولید فکر واندیشه هستند .
3-      چهره زنان بزرگ تاریخ :یعنی چهره آسیه، مریم ،خدیجه کبری وعایشه وفاطمه است . این زنان رامی توان نماینده طرزتفکر اصلاح طلبانه قلمداد نمود. مکتب اصلاحات می گوید انقلاب بدون پیش زمینه ممکن نیست وجامعه را دچاربحران می کند پس اول باید بستر سازی نمودوبعد ازآن سنتهای جامعه را باید با آهنگی آهسته تغییر داد واصلاح نمود .
اینها نماینده طرز تفکر اصلاح طلبانه انقلابی پیامبر اسلام است . زنان مبارز ومسول دربرابر زمانش وسرنوشت وجامعه اش ویک تیپ ایده آل برای زنان تاریخ که می خواهند مسولانه دردوجبهه داخلی وخارجی مبارزه کنند .
 
روش پیغمبر اسلام دربرخورد با واقعات اجتماعی :
پیامبراسلام سنتی را که ریشه دراعماق جامعه دارد ومردم نسل به نسل بدان عادت کرده اند حفظ می کند. شکل را حفظ می کند اما محتوا وروح وجهت وفلسفه عملی این سنت را به شیوه انقلابی وسریع دگرگون می کند مثال بارزآن  حج است  . حج یک سنت ابراهیمی بود ودرعصر جاهلیت به شرک وبت پرستی تغییر شکل یافته بود. پیامبر اسلام این سنت را حفظ کرد اما محتوی آن را ازشرک و بت پرستی به وحدت ویکتا پرستی تغییر شکل داد.
 
سوال این است که درمورد حقوق زن ومطا لبات اجتماعی زنان چه باید بکنیم ؟ نیروهای سنتی وتجدد طلب درمورد حقوق زن ؛چه راهی را باید درپیش گیرند تا ازبحران وبن بست خارج شویم؟
نیروهای سنتی باید بپذیرند که تغییر زمانه یک امر جبری است .کاروان تمدن روبه پیشرفت است  وما نمی توانیم حرکت آن را متوقف کنیم . زن هم جبرا همراه با جامعه تغییر می کند .ما هرروزبا عرف وعادات ورسم ورواجها ی گذشته فاصله می گیریم .برق ،تلویزیون انترنت رادیو وغیره آمده  وزندگی  مارا تغییر داداست . درحال حاضر اگر زن را درکنج خانه هم زندانی کنیم بازهم تلویزیون کارخویش را می کند .مقاومت دربرابرتغییرات دعوت به گمراهی وهمدست شدن با خواسته های منحط غربی است .زیرا اگر برسنتهای گذشته تکیه کنیم علاوه برآنکه کسی به حرف ما گوش نمی دهد، اسلام نیز ناتوان ازپذیرش اصلاحات جلوه می کند وفاتحه آن خوانده خواهدشد. 
دراینجا نقش ورسالت علماء مسول بسیار سنگین است . اگر علما به واقعیت پشت کنند وگوشه نشینی اختیارکنند وواقعیت را نپذیرند دیگران کارخود را می کنند .
پس علماء مسول وروشنفکران مسلمان باید ازشیوه مبارزات اجتماعی پیامبر درس بگیرد و نهضت مدنی زن را ازمحتوا ودرون به شکلی تغییر دهند واصلاح نمایند که با آب وهوای سرزمین ما  سازگار باشد یعنی هم ارزشهای اسلامی حفظ شود وهم ازکاروان تمدن عقب نمانیم . ما باید ازلحاظ  اندیشه ؛فکر وشخصیت زنان جامعه اسلامی خویش را رشد بدهیم نه آنکه زنان را درحصار جهل ونادانی خود زندانی نماییم.
 
 پی نوشت ها:
1-      مطهری  مرتضی ؛نظام حقوق زن دراسلام 
2-      مهریزی مهدی ،شخصیت وحقوق زن دراسلام 
3-      وبسایت پارلمان افغانستان 
4-      نوید سنزل ،افغانستان درعهد امانیه
5-      داکتر شریعتی  علی ؛ فاطمه فاطمه است.
6-      شبستری مجتهد ؛ نقدی برقرائت رسمی ازدین . 
 با احترام
جواد رضایی
رئیس دفتر حقوق بشر ولایت غور16/12/1389
چغچران ولایت غور