آرشیف
جهاد در اسلام فرض است ویا فضیلت؟
علم عبدالقدیر
مقدمه
از مهمترین مباحث در اندیشه اسلامی، شناخت درست مراتب احکام شرعی و تمایز میان ارکان، فرائض، واجبات، فضائل و احکام وابسته به شرایط است. بخش قابل توجهی از اختلاف برداشتها در میان مسلمانان، نه از اصل نصوص دینی، بلکه از نحوه فهم، تفسیر و اولویتبندی این احکام ناشی میشود. گاه در فضای تبلیغ دینی، برخی احکام فرعی یا مقید به شرایط، چنان برجسته میشوند که در ذهن مخاطب، جایگاه آنها همسنگ یا حتی برتر از ارکان بنیادین اسلام تصور میشود؛ در حالی که خودِ شریعت، بنای اسلام را بر پنج ستون استوار ساخته است: شهادتین، نماز، زکات، روزه و حج. این ارکان، زیربنای هویت اسلامی را تشکیل میدهند و سایر احکام، هرچند واجب یا دارای فضیلت باشند، در چارچوب همین بنیان معنا و جایگاه خود را مییابند.
در طول تاریخ اسلام، شرایط سیاسی، اجتماعی و نظامی، گاه موجب شده است که برخی احکام بیش از سایر احکام مورد تأکید قرار گیرند. این تأکید، اگرچه ممکن است در ظرف زمانی و مکانی خود موجه باشد، اما در مواردی نیز سبب شده است که میان اولویتهای ثابت شریعت و ضرورتهای مقطعی جامعه تفکیک روشنی صورت نگیرد. از همین رو، این پرسش مطرح میشود که آیا هر حکمی که در شرایط خاص مورد تأکید قرار گرفته، ذاتاً در همه زمانها و مکانها از مهمترین فرائض دین به شمار میرود، یا آنکه شدت تأکید بر آن، تابع تحقق شرایط و مصالح معین بوده است؟
یکی از موضوعاتی که همواره محل بحث مفسران، فقها و اندیشمندان اسلامی بوده، مسئله جهاد است. اصل مشروعیت جهاد، به تصریح قرآن کریم و سنت نبوی، از احکام مسلم اسلام است؛ اما کیفیت وجوب، قلمرو اجرا و نسبت آن با دیگر احکام، همواره نیازمند بررسی دقیق و همهجانبه بوده است. آیا جهاد نظامی یک فریضه عمومی و دائمی بر همه مسلمانان است، یا آنکه اصل آن تشریع شده، ولی وجوب آن به تحقق شرایط و ضرورتهای خاص وابسته است؟ همچنین آیا آیاتی که از برتری مجاهدان سخن میگویند، در مقام بیان وجوب همگانی جهادند یا بیشتر بر فضیلت و برتری درجات آنان دلالت دارند؟
در این زمینه، آیات ۹۵ و ۹۶ سوره نساء از مهمترین مستندات قرآنی به شمار میروند؛ آیاتی که ضمن بیان برتری مجاهدان بر قاعدان، درباره هر دو گروه میفرماید: «وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى»؛ یعنی خداوند به هر دو گروه مؤمنان وعده نیکی داده است. همین تعبیر، این پرسش تفسیری را پدید میآورد که آیا مقصود آیه، بیان یک تکلیف عمومی و دائمی است، یا آنکه در درجه نخست، تفاوت در فضیلت و پاداش را بیان میکند و حکم وجوب را باید با ملاحظه سایر آیات، احادیث و شرایط تشریع فهمید؟
نوشتار حاضر میکوشد با مراجعه به قرآن کریم، سنت نبوی و آرای مفسران و فقهای برجسته اسلامی، جایگاه جهاد را از منظر ادله شرعی بررسی کند و میان ارکان اسلام، فرائض دائمی، احکام وابسته به شرایط و فضائل اعمال تفکیک روشنی ارائه دهد؛ تا روشن شود که آیا تأکید بر جهاد در منابع اسلامی، ناظر به یک تکلیف همیشگی برای همه مسلمانان است یا آنکه، همانند بسیاری از احکام اجتماعی اسلام، تحقق آن به وجود شرایط، مصالح و ضرورتهای معین وابسته است.
جهاد یک فضیلت است نه فرض.
در اندیشه اسلامی، جهاد تنها به معنای جنگ نیست، بلکه هرگونه تلاش و مجاهدت در راه خدا را در بر میگیرد. قرآن نیز واژه «جهاد» را هم در معنای مبارزه با نفس، هم در دعوت و تبلیغ، هم در انفاق، و هم در دفاع نظامی به کار برده است. ازاینرو، بسیاری از علما جهاد را مفهومی گسترده دانستهاند که جنگ نظامی تنها یکی از مصادیق آن است
تفسیر جامع آیه ۹۵-۹۶ سوره نساء در پرتو فضیلت جهاد
آیهٔ شریفهٔ «لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ…» (نساء: ۹۵) .در اسلام، جهاد فی سبیلالله — به ویژه جهاد با مال و جان — یک فضیلت (فضیلت) است، نه یک فریضهٔ عام و الزامی بر همۀ مؤمنان بدون استثنا. آیه فوق به صراحت بیان میدارد که مؤمنان قاعد (نشستگان) بدون عذر با مجاهدان در راه خدا تساوی ندارند؛ خداوند مجاهدان را «درجهً» برتر قرار داده و «أجرًا عظیمًا» وعده فرموده است. این تفاضل، فضیلت و مراتب معنوی است، نه دلالت بر گناه بودن ترک جهاد.
آیهٔ مکمل «وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُوا كَافَّةً» (توبه: ۱۲۲) تأکید میکند که خروج همهٔ مؤمنان به جهاد، نه تنها الزامی نیست، بلکه خلاف حکمت الهی است؛ گروهی باید در مدینه بمانند تا در فقه و دین تعمق کنند و دیگران را تعلیم دهند. این آیه صراحتاً نشان میدهد جهاد به صورت جمعی و همگانی فریضه نیست، بلکه بر اساس استعداد، شرایط و مصلحت جامعهٔ اسلامی، برخی مکلف و برخی در جایگاه تعلیم و پشتیبانی قرار میگیرند.
از منظر فقهی و کلامی، فقهای بزرگ مانند امام ابوحنیفه و برخی شافعیه جهاد را در شرایط خاص «فرض کفایی» دانستهاند، نه «فرض عین» بر هر فرد. عدم شرکت در جهاد (بدون ترک تکلیف خاص) گناه محسوب نمیشود؛ بلکه مجاهد به فضیلت و درجات بالاتر نائل میگردد و قاعد مؤمن همچنان از وعدهٔ «الحسنی» (بهشت) برخوردار است، هرچند مرتبهاش پایینتر است.
این تفکیک میان «فریضه» و «فضیلت» ریشه در حکمت تشریع دارد: اسلام دین اعتدال است و بار تکلیف را فراتر از طاقت مؤمنان قرار نمیدهد (بقره: ۲۸۶). بنابراین، مجاهد مشمول رحمت و مغفرت ویژه است، اما غیرمجاهدِ مقیم در وظایف دیگر (تعلیم، اقتصاد، خانواده) گناهکار نیست، بلکه در مدار ایمان و طاعت خویش باقی میماند.
این تفسیر، با مبانی عقلی (مصلحت عمومی) و نقلی (آیات و سنت) هماهنگ است و از افراط در تکفیر یا الزام همگانی جهاد، که برخی جریانهای معاصر بدان گرایش دارند، فاصله میگیرد. فضیلت جهاد، تشویق به مشارکت داوطلبانه و آگاهانه است، نه ایجاد احساس گناه در عموم مؤمنان.
خلاصه در یک جمله: جهاد در اسلام فضیلتی است که مجاهد را به درجات عالیه میرساند، اما ترک آن (بدون ترک فریضهٔ خاص) برای قاعدینِ مؤمن، موجب گناه و خروج از دایرهٔ اسلام نیست، بلکه تنها تفاوت در مراتب اخروی را پدید میآورد.
انواع جهاد:
اگر انواع جهاد را بر اساس مجموع آیات قرآن و سنت دستهبندی کنیم، میتوان آنها را به ترتیب چنین بیان کرد:
۱. جهاد با نفس (جهاد اکبر از نظر بسیاری از علمای اخلاق)
- مبارزه با هواهای نفسانی، گناه، غرور، حرص و شهوات.
- قرآن میفرماید:
«وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ» (نازعات: ۴۰–۴۱)
- این جهاد، وظیفه دائمی هر مسلمان است و اساس اصلاح فرد و جامعه به شمار میرود.
۲. جهاد علمی و قرآنی
- فراگیری دانش، تعلیم، دعوت به حق و پاسخگویی به شبهات.
- خداوند میفرماید:
«فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا» (فرقان: ۵۲)
- بسیاری از مفسران گفتهاند که ضمیر «بِهِ» به قرآن بازمیگردد؛ یعنی با قرآن و استدلال، جهادی بزرگ انجام بده.
۳. جهاد با زبان
- امر به معروف، نهی از منکر، نصیحت، دفاع از حق و بیان حقیقت.
- پیامبر ﷺ فرمود:
«بهترین جهاد، سخن حق نزد حاکم ستمگر است.»
(روایت ابوداوود و ترمذی؛ مضمون آن نزد بسیاری از علما پذیرفته شده است.)
۴. جهاد مالی
- انفاق، کمک به نیازمندان، پشتیبانی از مصالح جامعه اسلامی و حمایت از حق.
- قرآن در موارد متعددی جهاد با مال را پیش از جهاد با جان ذکر کرده است:
جَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ (توبه: ۴۱)
۵. جهاد نظامی (قتال)
- دفاع از دین، جان، سرزمین و آزادی جامعه اسلامی در چارچوب احکام و ضوابط شرعی.
- این نوع جهاد همیشه بر همه مسلمانان واجب عینی نیست؛ بلکه جمهور فقها آن را در حالت عادی فرض کفایه دانستهاند و در شرایطی مانند هجوم دشمن یا دفاع ضروری، فرض عین میشود. که درانصورت یک ضرورت ملی هم هست.
ترتیب اهمیت
اگر همه نصوص قرآن و سنت را در کنار هم قرار دهیم، میتوان چنین ترتیبی را بیان کرد:
- جهاد با نفس؛ زیرا اصلاح همه اعمال از اصلاح نفس آغاز میشود.
- جهاد با علم و فهم؛ زیرا هدایت مردم بر پایه آگاهی و استدلال است.
- جهاد با مال؛ زیرا بسیاری از کارهای خیر و دفاع از جامعه بدون امکانات مالی ممکن نیست.
- جهاد نظامی؛ که در شرایط مشروع و با رعایت ضوابط شرعی، از بزرگترین عبادتها و فضیلتها به شمار میرود، اما اجرای آن وابسته به تحقق شرایط و احکام مربوط به آن است.
نتیجه: اگرچه در فرهنگ عمومی گاهی «جهاد» تنها به جنگ نظامی تفسیر میشود، اما مفهوم قرآنی آن بسیار گستردهتر است. قرآن، جهاد را از اصلاح درون انسان آغاز میکند، سپس به جهاد علمی، تبلیغی، مالی و اجتماعی میرسد و در نهایت جهاد نظامی را به عنوان یکی از مصادیق آن، در شرایط مشروع و ضروری، تشریع میکند. این نگاه جامع، با مجموعه آیات قرآن و دیدگاه بسیاری از مفسران و فقهای اسلامی هماهنگتر است.
نظر مفسران بزرگ در مورد فرضیت ویا فضیلت جهاد
۱. ابن جریر طبری
طبری میگوید:این آیه درباره مؤمنانی نازل شده که در زمان نیاز به جهاد، بعضی شرکت کردند و بعضی بدون عذر شرکت نکردند. خداوند بیان میکند که مجاهدان از نظر ثواب برترند، اما قاعدانی که ایمان دارند نیز از رحمت الهی محروم نیستند. یعنی عدم شرکت در جهاد گناه نیست پس جهاد فرض نیست .آنچه همیشه واجب است جهاد نفس است..
۲. ابن کثیر
ابن کثیر مینویسد:آیه دلالت میکند که مجاهدان از قاعدان برترند؛ زیرا جان و مال خود را در راه خدا بذل کردهاند.
اما عبارت:وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى.نشان میدهد که قاعدان مؤمن نیز اهل نجاتاند.سپس ابن کثیر اضافه میکند که اگر دشمن به سرزمین مسلمانان حمله کند، در آن صورت حکم تغییر میکند و جهاد ممکن است فرض عین شود.یعنی ضرورت ملی است.یعنی بستگی بر امر حاکم ومفتی دربار دارد.
۳. امام قرطبی: قرطبی بحث مفصلی دارد.
او میگوید:اصل جهاد نزد جمهور فقها فرض کفایه است.یعنی اگر عده کافی آن را انجام دهند، تکلیف از دیگران برداشته میشود. اما در سه حالت جهاد فرض عین میشود:
- هنگام رویارویی مستقیم با دشمن
- وقتی دشمن وارد سرزمین مسلمانان شود
- وقتی امام مسلمانان افراد معینی را فرا بخواند. همه این فرایض بر اساس امر حاکم است نه دستور خدا.
۴. فخر رازی .رازی میگوید: این آیه بیشتر در مقام بیان تفاوت درجات است.اگر جهاد همیشه فرض عین بود، دیگر جمله وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى .معنای مناسبی نداشت؛ زیرا ترک فرض عین بدون عذر، گناه است.از این جهت، آیه نشان میدهد که در حالت عادی، سخن از فضیلت بیشتر مجاهدان است.
نظر فقهای چهار مذهب
تقریباً همه مذاهب مشهور اسلامی گفتهاند:
- جهاد ابتدائاً فرض کفایه است.
- در شرایط خاص فرض عین میشود.بستگی به حکم سلطان دارد یعنی اول بخدا وقرآن ارتباط دارد یک وجیبه کفائی وبا فضیلت است ودر قدم بعدی حکم سلطان است که فرض ویا تکلیف اجباری گفته میشود.
امام نووی (شافعی)، ابن قدامه (حنبلی)، کاسانی (حنفی) و ابن عبدالبر (مالکی) همگی این تقسیم را ذکر کردهاند.
دلیل قرآنی دیگر
قرآن میفرماید: وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً توبه: ۱۲۲)شایسته نیست که همه مؤمنان یکباره برای جهاد خارج شوند.
اگر جهاد نظامی همیشه فرض عین بر همه مسلمانان بود، این آیه معنا نداشت؛ زیرا خداوند خود میفرماید همه نباید همزمان خارج شوند و گروهی باید بمانند تا دانش دین را بیاموزند و دیگران را آموزش دهند
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور