آرشیف

2014-11-17

مولانا کبیر فرخاری

جناب استاد الحق فضل

 
فضل و کرامت شما چون خورشید در آسمان صاف ادب همیشه روشن باشد .
به ارتباط لطف و یاد آوری از صناعی ادبی و زیبایی آن در سخن دو فرد از یک مثنوعی شهنامه ی فردوسی نامدار را در سایت های وزین کوفی 24 ساعت و جام غور غرض تشریح صناعی آنها از طرف شعرای گرانقدر گسیل داشتم مگر تا حال پاسخی از جای دیده نشد و حتی جام غور از نشر متن ارسالی سر باز زد .
صناعی را در آن  دو فرد به روشنی دیده میشود خوانندگان را در روشنی قرار میدهم:
به روز نبرد آن یل ارجمند       به شمشیرو خنجر به گرز کمند
بریدو دریدو شکست و ببست     یلان را سرو سینه و پا و دست
 
در این دو بیت دو صنعت بدعیی لف و نشر ، دو صنایع ادبی مراعات النظیر و صنعت تلمح اشکارا متجلی اند بدین شرح :
در مصرعه دوم بیت نخست ، فقرات شمشیر ، خنجر، گرز و کنمد لف قرار گرفته که به وصیله ی فقرات برید ، درید ، شکست و بست که در مصراع اول بیت دوم قرار دارند نشر اول اند یعنی بالترتیب  شمشیر می برد، خنجر می درد، گرز می شکند و کمند بسته می کند .
فقرات نشر لف اول دو باره خود لف قرار میگیرند و ذریعه ی فقرات مصراع دوم بیت دوم که سر، سینه، پا و دست  است نشر و توضح میگردد یعنی وسیله ی شمشیر سر بریده میشود وذریعه ی خنجر سینه پاره و دریده میگردد به وسیله گرزپای شکسته و توسط کنمد دست بسته میشود و یا بعبارت دیگر فقرات بریده ، دریده ،شکست و بست نشر است به فقرات شمشیر خنجر، گرز و کمند که لف اند  برای فقرات سر، سینه ،پای و دست بالترتیب که خود شنونده هر یک را به صاحب اش می رساند .
تعریف صنعت لف و نشر: لف و نشر آن است که شاعر یا نویسنده چند فقره از الفاظ را به صورت مبهم ذکر می کند و باز با فقرات بعدی بدون آنکه مرجع هر یک را تعیین کند آنرا توضح میدهد . اگر فقرات نشر به الترتیب لف باشد آنرا لف و نشر مرتب و اگر به ترتب لف نباشد آنرا لف و نشر غیر مرتب میگویند.
این دو فرد دارای صناعی مراعات النظیر نیز می باشند .
تعریف این صنعت شعری : مراعات النظیر به صنعت شعر ی می گویند که شاعر و یا نویسنده چند کلیمه را که از یک فامیل و خوانواده باشد یاد آور گردد. مثلآ در مصرع دوم بیت اول می خوانیم به شمشیر ، خنجر و گرز و کمند که شمشیر خنجر و گرز از خوانده ی آهن اند و یا در مصرع آخر بیت دوم سر ،سینه ، پا ودست از فامیل بدن و اعضای بدن
 حساب میشود.
 در این دو بیت صنعت تلمیح نیز به ملاحظه میرسد.
تلمیح صنعت شعر است که به صورت ضمنی به یکی از قصه های معروف گذشته دلالت می نماید. چون از لابلای این دو بیت قصه ی پهلوانی ،نبرد و جوانمردی رستم را بیان میدارد که کتاب گرانمایه ی شهنامه به وافرت حکایت های دلچسپی را در مورد دارد و از این یل (پهلوان) ارجمند نام می برد .
اگر تمام ادبیات عرب و عجم را ملاحظه کنید چنین عظمت و بزرگی را در ادبیات عرب و عجم پیدا نخواهید کرد.
علاقمندان که می خواهند به صناعی ادبی آشنا شوند لازم می افتد که بدیح و بیان تحریف استاد گرانمایه مرحوم بیتاب را دریافت دارند و آنرا با عمق نظر نه سر سری مطالعه نمایند