آرشیف

2014-12-12

عبدالحمید شریفی

توطئه یی دیگر

باز از خانه همسایه ما
بوی یک توطئه شوم به مشامم آید
باز آن سوی دیورند چو همیش
معامله ی در پیش است
باز خواهد که کند خانه همسایه خراب
باز طرح  نو و باز ی جدید
بازی شیطانی
دستها پنهانی
طرح صلحی است که دوستان گوید
صلح همسایه و مهمان  ندیدم هرگز
صاحب خانه ندارد خبری
که در آن خانه تاریک جه درپشت در است؟
آنچه درجنگ نیاورده بدست
از ره صلح بدست آردشان
وطنم تخته شطرنج شده است
دانه ها جمله سیاه
و شیاطین که بازیگر این میدان اند
عاقبت می بازند
جنگ شان تحمیلی ,صلح شان تحمیلی
بیش از سی سال است
که فضای وطنم
آتش است و باروت
کودکان زخمی و معلول فتاده هرسو
غرقه در خون شده اند
خانه ها نیست به جز غمکده ی
بیش از سی سال است
وطنم غرق شب و ظلمت و جهل است مدام
شانه هایش زخمی است
اثر ضربت شلاق به تن دارد هنوز
کوچه ها غمگین اند
و فضا اش پرخون
باغها پژمرده ,بلبلان افسرده
جغد شوم است که همواره سرودش خواند
بی بهار است وطنم
بی ترانه , بی سرود
و زمستان که باران بارد
به فضای وطنم
آتش و باروت و خون است
که فرو میریزد
های ! همسایه شوم
خانه ات ویران باد
آتش کین تو خاموش نگردد هرگز
کینه ات در دل هر پیر جوان جا دارد
که در آن قلب سیاه به جز از
توطئه شوم نگنجد هرگز
باز گویم به آواز بلند
صلح تو بدتر از هزار جنگ است
جنگ و صلح تو دام نیرنگ است
 
عبدالحمید"شریفی" 1390.10.29