آرشیف
تحلیل آغاز و پایان جنگ ویرانگر آمریکا و اسرائیل علیه ایران
علم عبدالقدیر
مقدمه: جنگ اخیر در منطقه، بهعنوان یکی از پیچیدهترین تقابلهای ژئوپلیتیکی، نهتنها معادلات نظامی بلکه توازنهای سیاسی، امنیتی و روانی را بهطور عمیق تحت تأثیر قرار داد. این درگیری نشان داد که شکاف میان اهداف اعلامشده و واقعیتهای میدانی تا چه اندازه میتواند پیامدهای پیشبینیناپذیر ایجاد کند.
بر اساس این روایت، زمینههای آغاز جنگ به دیدار پیش از درگیری میان بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ بازمیگردد؛ جایی که این تصور شکل گرفت که شرایط برای فروپاشی نظام ایران فراهم شده است
آغاز جنگ: محاسبه راهبردی یا خطای بزرگ؟
این نوع ارزیابی، اگرچه ممکن است بر دادههای اطلاعاتی استوار بوده باشد، اما در عمل نشان داد که:
- شناخت از پایداری ساختار سیاسی ایران ناقص بوده
- ظرفیتهای بازدارندگی ایران دستکم گرفته شده
- و اراده سیاسی برای مقاومت نادیده گرفته شده است
در نتیجه، تصمیم به آغاز یک جنگ محدود با اهداف حداکثری، به یک اشتباه محاسباتی راهبردی تبدیل شد.
اهداف اعلامشده: از مهار تا تغییر رژیم
در مراحل ابتدایی، اهداف کلیدی ایالات متحده و متحدانش شامل موارد زیر بود:
- مهار و نابودی توان موشکی ایران
- توقف کامل غنیسازی اورانیوم
- قطع حمایت از نیروهای نیابتی در منطقه
اما بهسرعت روشن شد که:
- ایده «تغییر رژیم» عملی نیست، هرچند اسرائیل همچنان آن را هدف اصلی خود حفظ کرد
- هیچیک از اهداف سهگانه در کوتاهمدت قابل تحقق نبود
با گذشت زمان، اهداف جدیدی به این فهرست افزوده شد:
- کنترل تنگه هرمز
- مدیریت منابع انرژی منطقه
- حتی تهدید به تخریب زیرساختها و میراث تمدنی ایران
این تغییرات پیدرپی، نشانهای از سردرگمی راهبردی و تلاش برای جبران ناکامیها بود.
روند جنگ: از شوک اولیه تا فرسایش
در آغاز، حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل ضربات سنگینی وارد کرد و برخی فرماندهان و زیرساختها هدف قرار گرفتند. اما:
- ساختار نظام سیاسی ایران حفظ شد
- واکنش متقابل ایران ادامه یافت
- جنگ بهسرعت وارد مرحله فرسایشی شد
پس از حدود چهل روز:
- هیچیک از طرفین به اهداف حداکثری نرسیدند
- جنگ به بنبست عملیاتی رسید
- هزینهها از دستاوردها پیشی گرفت
این وضعیت، بهویژه برای آغازگران جنگ، بهعنوان یک چالش جدی در اعتبار نظامی و سیاسی مطرح شد.
پایان جنگ: آتشبس تحت فشار
در نهایت، با میانجیگری عاصم منیر و شهباز شریف، آتشبس برقرار شد.
نکات مهم این مرحله:
- ایران پیش از آتشبس وارد مذاکره مستقیم نشد
- آتشبس در شرایطی پذیرفته شد که اهداف اصلی محقق نشده بود
- این وضعیت از نگاه این تحلیل، بیشتر به یک عقبنشینی تاکتیکی برای آمریکا و اسرائیل شباهت دارد
در مقابل، این روند میتواند بهعنوان یک دستاورد راهبردی برای ایران تفسیر شود.
ارزیابی عملکرد آمریکا: قدرت نظامی در برابر واقعیت سیاسی
این جنگ بهنوعی آزمون برای ایالات متحده بود:
چالشهای کلیدی:
- عدم تحقق اهداف اعلامشده
- تغییر مکرر در استراتژی و اهداف
- تناقض در روایتها (بهویژه درباره برنامه هستهای ایران)
پرسشهای اساسی:
- آیا توان موشکی ایران محدود شد؟ → خیر
- آیا برنامه هستهای متوقف شد؟ → خیر
- آیا نفوذ منطقهای ایران کاهش یافت؟ → نشانهای قطعی وجود ندارد
در عین حال:
- خسارات گسترده به زیرساختهای غیرنظامی ایران وارد شد
- اما دستاورد راهبردی مشخصی حاصل نشد
پیامدهای بینالمللی: شکاف در ائتلافها
این جنگ تأثیرات مهمی بر روابط بینالمللی داشت:
- درخواست آمریکا از ناتو برای مشارکت در جنگ
- تهدید به بازنگری در عضویت در ناتو
- تلاش ناکام برای وارد کردن کشورهای خلیج به جنگ
کشورهای منطقه:
- از ورود مستقیم به جنگ خودداری کردند
- هزینهپذیری محدود را بر ریسک درگیری ترجیح دادند
این تحولات میتواند در آینده به:
- بازنگری در روابط با آمریکا
- تردید در کارآمدی چتر امنیتی آن
- و تغییر در سیاستهای دفاعی منطقهای منجر شود
نقش اسرائیل: بازیگر ناراضی و محرک تنش
در این تحلیل، اسرائیل بهعنوان بازیگری معرفی میشود که از نتایج جنگ رضایت ندارد:
- اهداف کلیدی آن تحقق نیافت
- همچنان به دنبال تغییر رژیم است
- بهدنبال کشاندن دوباره آمریکا به جنگ است
اقدامات احتمالی:
- تشدید حملات در لبنان و غزه
- تحریک ایران برای واکنش
- ایجاد بهانه برای نقض آتشبس
این رویکرد میتواند خطر بازگشت به چرخه جدیدی از درگیری را افزایش دهد.
پیامدهای راهبردی: بازتعریف قدرت منطقهای
این جنگ چند نتیجه کلیدی به همراه داشت:
- شکست در تحقق اهداف آمریکا و اسرائیل
- تثبیت نسبی ساختار سیاسی ایران
- تقویت نقش ایران بهعنوان قدرت بازدارنده
- احتمال افزایش سختگیری داخلی در ایران
- توسعه بیشتر توانمندیهای نظامی، بهویژه موشکی
همچنین:
- کشورهای خلیج ممکن است در روابط خود با آمریکا تجدیدنظر کنند
- نقش پایگاههای نظامی آمریکا زیر سؤال رفته است
ابهامات و سؤالات بیپاسخ
چندین موضوع همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد:
- گزارشها درباره خسارات نظامی آمریکا
- ادعاهای مربوط به سقوط جنگندهها و آسیب به ناوها
- عملیات نجات خلبانان و عدم شفافیت در مورد آن
- محدودیتهای احتمالی در انتشار تصاویر ماهوارهای
این ابهامات میتواند نشاندهنده جنگ روایتها در کنار جنگ نظامی باشد.
جمعبندی و نتیجهگیری نهایی
این جنگ نمونهای روشن از شکاف میان اهداف راهبردی بلندپروازانه و واقعیتهای پیچیده میدانی بود. آمریکا و اسرائیل با تصور یک پیروزی سریع وارد جنگ شدند، اما با مقاومت ساختاری، پیچیدگیهای منطقهای و محدودیتهای قدرت نظامی مواجه گردیدند.
در نهایت میتوان گفت:
- جنگ بدون تحقق اهداف اصلی پایان یافت
- اعتبار راهبردی آمریکا تا حدی تضعیف شد
- اسرائیل به اهداف خود نرسید و همچنان به دنبال تغییر معادله است
- ایران، علیرغم خسارات سنگین، موقعیت بازدارندگی خود را حفظ کرد و حتی ممکن است آن را تقویت کند
از منظر کلان، این جنگ نشان داد که:
قدرت نظامی، بدون درک دقیق از واقعیتهای سیاسی و اجتماعی، لزوماً به پیروزی راهبردی منجر نمیشود.
آینده منطقه بهشدت وابسته به این عوامل خواهد بود:
- میزان تمایل بازیگران به دیپلماسی
- نحوه مدیریت رقابتهای منطقهای
- و پرهیز از ورود به چرخههای تکرارشونده جنگهای فرسایشی
در غیر این صورت، این آتشبس میتواند تنها یک «وقفه موقت» در مسیری طولانی از بیثباتی باشد، نه پایان واقعی یک بحران.
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور