آرشیف
تاریخ نویسی در تعصب و پیشداوری!
دوکتور صلاح الدین سعیدی
سلام خدمت خوانندهٔ معزز
بحث جناب مرزایی در طعن بر استاد حبیبی مرحوم و تبصرهٔ جانانهٔ افشاء ګرانهٔ جناب سید ذاکر شاه سادات را در مورد خواندم!
تاسف کردم، که ما را به چه چیز مصروف ساخته اند و اولویت های امروز ما را از ما میګیرند و انرژی ما راذمصرړف این تعصبات و بخش از لاطیلات، کنش و واکنش های میسازند، که نه وقتش و نه هم به این تون و لهجه، باید مطرح شود! ما باید بدانبم که اولویت امروز ما خروج از بحران و نجات مشترک است! عدهٔ از پست فطرتان که این فرصت را غنیمت دانسته و به عزت و افتخار افغانستان حملات سیستماتبک و تهاجمی دارند، ایشان را هم به یاد خواهیم داشت! ناکامی و روی سیاهی شان ( ان شاء الله تعالی ) حتمی بخاطر اند، که بر حق نیست و مستندات تاکیدات ایشان جعلی و خطاء آغسته به کینه و استخبارات خارجی، افغان دشمن است!
تاریخ کلیمهٔ عربی و ترجمهٔ تحت اللفظی معادل آن سنه نګاری ( کرونولوژي ) است!
تاریخ به مفهوم هیستوريHistory ، از هیز ستوري His Story ، گرفته شده. و این به معنی ( قصه و داستان وی!) . به این ترتیب تأریخ ( کرونولوجی) معادل کامل کلمهٔ بنام هیستوری در معنی تحت اللفظی نیست!
کرونولوژی یا سنه نګاری ( ترجمهٔ تحت اللفظی تأریخ)، یکی از شش بخش علم هیستوری است که علم هستوری ( تاریخ به مفهوم درست کلمه ) به آن میپردازد!
در هیز ستوري، این قصه و داستان وی، داستان و قصهٔ من و شما ، حد اقل روایت، دوگانه است! تاریخ نوشته شده توسط، نویسندهٔ استعمار ګر، و تآریخ نوشته شده توسط مرد از مستعمره ها و مستعمره شده!
استعمار ګر تا امروز رفتن، هجوم و عسکر ګشایی را به کشورهای عقب مانده، رسالت مرد سفید متمدن، برای بردن و انتقال تمدن!؟ و پیشرفت!؟ به کشور عقب مانده ووحشی!؟ میداند و تاریخ نویس مستعمره و چپاول شده، آنرا داستان از چور، چپاول ، غارت و تاراج میشناسد و میداند!
تأریخ و سرګذشت افغان در عصر جمهوریت و اخیر، عمل کرد دزدان سر ګردنه و متجاوزین به ناموس مردم و تصفیه های قومی و زبانی در شمال و جنایات در حق ناقلین و تأریخ ( ببخشید تأریخ ګفتم، چون درین مناسبت چشم دید که ثبت تأریخ میشود) خانواده ها و کسانییکه به برخورد شنیع، فجیع و غیر انسانی ګلم جم ها و متحدین بین المللی شان مواجه شدند و داستان های همچنانی از دشت لیلی به روایت هردو و یا هر سه جانب! روایتها و قصه هایکه دیګر ګویندهٔ آن دربین ما نیست و دفن تاریخ شد! داستانهای از زایمان اجباری در کوته سنګی و رقص بسمل و کله منار های از مردم شینوار توسط امیر عبدالرحمن خان برای حفظ حاکمیت و حرمسراها و توان فرار مردم مورد پیګرد مهلک امیر عبدالرحمن خان از مردم افغانستان که علیه وی و حاکمیت اش در جای قدعلم کرده بودند و مطالبات مردم افغانستان مرکزی و بامیان و میران شان که در میراث از امیر شیرعلیخان خواهان ( چون امیر شیرعلیخان از ین مردم زوجات داشت) متوفی، حق و مقام مناسب و میراث میخواستند و توسط امیر عبدالرحمن خان سرکوب شدند و عدهٔ که قادر به فرار شدند و عمدتاً در کویتهٔ پاکستان و در مشهد ایران جابجا شده و بعد ها توسط استخبارات کشورهای پاکستان و ایران، تا امروز علیه افغانستان و افغانها به کار ګرفته شده و عدهٔ شان حتی در نقش شخصیت های مطرح سیاسی در جمهوریت اخیر در ین آشفته بازار، قدعلم کردند، سیاسی، تحلبل ګر، دیپلومات سابق و حتی از حکومات سفارتخانه های خارجی، قادر به جزیه ګرفتن شدند! و این سبک، تون و شدت ادبیات بکار بردهٔ شان مانند دوران جمهوریت، جزیه ګیرانه و استکبار ادامه دارد، از خواب بر میخیزند و اعلام میداند، حد اقل خواست ما خراسان است و افغانستان و افغان را نفیه میکنند! از وجود وارثین و خادمان این ملت و افغان انکار و نادیده میګیرند و قدرت سیاسی و نظامی به طالب را هدیه و تحفهٔ جناب خلیل زاد و خارجه ها میدانند! در حالیکه در عمل با تمام امکانات، تفنګ و سلاح غیر محدود مجبور به فرار شدند و اکثر شان مهاجر اند، اما تکبر و استکبار شان همان و از تغیر حالات ګویا برګشت ناپذیر که ایشان را دیګران به قدرت رسانیدن، در عمل انکار میکنند و یا متوجه نیستند!
از صدها مثال تفاوت دیدګاه، و دید تاریخی به مناظرهٔ زندهٔ تلویزیونی، دوسال قبل، مرد محقق و تحلیل ګر سیاسی از دید تاریخ کشور و جامعهٔ استعمار شدهٔ قارهٔ بزرګ هند، با دهن پر از خنده، و بدون غصه، بدون قهر و بدون عناد، با دید بدون عقده و بدون کینه، ثابت ساخت که عاید ملی قارهٔ هند، ( جې ډې پي)، تولیدات ټکسټیل و نساجی و …. قبل از وارد شدن استعمار خارجی و انګلیس در قارهٔ هند، بالاتر از سطح عاید کل ملی بود که استعمار در وقت بازګشت و خروج خویش در قارهٔ هند، بجا ګذاشت! به این ترتیب محقق هندی الاصل ثابت ساخت، که استعمار برای شان خوشبختی نه آورده، بلکی، تاراج شان کرده است! در تفاوت به اکثر این بحثهای افغانی درین بحث علمی، مستند و ارقام ارایه میشد، خیانت، لاطیلات، جفن و تعصب نبود!
و اما بحث های بی سویه، متعصب، دستوری ( استخبارات اجنبی و تاجران قوم و زبان ) سالهای اخیر در افغانستان و درین شرایط دشوار مردم افغانستان ، بدون ضرورت و اولویت امروز ما، اکثر به دستور مرجع افغان دشمن، تعصب، پیشداروی، و با کینه همراه و خجالت آور هم هست که آنرا نام بحث علمی و تحقیقاتی بنامیم!
اګر اقوام و قبایل و مردمان، ساکن در خطهٔ ما و اطراف سلسله کوه های هندوکش و سلیمان را به قول و استناد کتیبه های داریوش و مستندات قرنها ګذشتهٔ آن و از جانب مستندات مؤرخین و محللین تأریخی و ګردشګران هندی افغان خوانده و مستند به اطلاق ایشان شد، درین صورت و با این فهم و با در نظر داشت تولیرانس معین و دادن استثنا به اولاد چنګیز و حتی الکساندر بزرګ که هنوز هم بقایای شان را در نورستانهای افغانستان، شخصاً دیده ام، باید ګفت که ساکنان این مناطق دریک هویت کلی ، افغان و اسپ دوانان تیز ران( أپګان ) مینامند و أند! این بدان معنا نیست که عدهٔ از مؤرخان و سطحي اندیشان درین سرزمینها، بنابر نقش بارز پشتونها درین مناطق، پشتون را با افغان مغالطه نه نوشته، باشند! بلی چنین مغالطه ها وجود دارند و تعجب آور هم نیست!
اما حال افغان یک هویت است و برتمام کسانی اطلاق میشود که شهروند افغانستان، از آمو تا أباسین، أټک و مارګله اند!
همانگونه که امریکا دیگر نام دوست نقشه کش ایتالیالوی، نیست که به بر نقشهٔ کشیده از سرزمینهای جدید کشف شده ای امریکای امروز، نام دوست خود امریکو را ګذاشت و حال امریکو، به امریکا مبدل شده و یک هویت است! مشکل زمانی چاق ساخته میشود که جهال، متعبین و اجیران اجنبی، با امکانات میدیایی مانند دیروز در فکستان انټر نشنال که جنرال متقاعد، فکستان را که تصادفا از همان نسل پنحابی آورده شده در وقت استعمار به مناطق پشتون نشین باشد، میپرسد که شما به افغانستان یکجا شدن میخواهید و وی انکار میکند! و بعد از یک دیګر متکلم پشتو عین سوال و انکار!
اصل ګپ آوردن پشتونها و بلوچها و سرزمینهای شان به کابل نیست! اصل ګپ پشتیبانی از ختم تسلط و استعمار پنجاب بر این ملتها و غضب مال، متاع، آب، چارتراش و معادن و آب این مردم و توقف دادن کشتان این مردم است! این سر زمینها به همانهای متعلق است که درآنجا زندګی میکنند! این سر زمینها به مه رنګ بلوچ و هزار ها هزار و میلیونها افغان و پشتون متعلق است که درآن زندګی میکنند! هدف این نیست و نبوده و ممکن نیست که این مناطق را مانند مال دکان بقالی، پشت کرد و به کابل آورد و جبار پجناج، به جبار و چپاول ګر کابل مبدل شود!
سوال احمقانهٔ ګردانندهٔ فکستان انترنشنال از هردو اشتراک کننده به این میماند که از سمنګانی بپریم شما در قندهار زندګی کردن میخواهید و یا در سمنګان؟ و وی طبعاً سمنګان را انتخاب میکند!
علاوه براین هرکه به زبان پشتو و دری صحبت میکند، حتمی نیست، افغان در کل و یا به صورت مشخص پشتون و یا تاجک باشد( حال به پیروی از تلفظ آسیای میانه تاجیک نوشته و تلفظ میکنند)!
ما به خوشال خان خټک ، در خدمت دربار مغل دشمن نه، بلکه به همان خوشال خان خټک میبالیم و افتخار داریم که در خدمت ملت و مردم قرار ګرفت!
بلیرچنانچه در بالا آوردیم، در زمان استعمار وقت، هر سرباز استعماری که اکثر بدون خانواده و مجرد بود، در هند و در مناطق پاکستان امروز وظیفه داشت، حق داشت شش بادیګارد و سرباز محل داشته باشد! این تعداد عساکر و بادیګار در مناطق پشتون نشین موجود نبود! لذا ایشان مجبور شدند، عدهٔ را از بقیه قسمتها با فامیل های شان به مناطق پشتون نشین کوچ دهند و حتی در خانواده ها با ایشان این عساکر مجرد خارجی زندګی کنند و یا قصر ها و بنګله ها برای خود بسازند و این عساکر محل را درآن همراه خود جابجا کنند! این شش بادیګارد آورده شده، که امنیت ایشان و امنیت راهها و خط ریل های انتقال اموال تاراج شده، تاریاک و افیون را میګرفتند، به تدریج زبان محل آموختند و با کلچر و محیط آشنا شده و در حین بازګشت استعمارګران ، این نظامیان و رجمنت های شان، مال و متاع و این بنګله ها به این بادیګاردان محل چنان سپرده شد که زبان محل را نیز یاد ګرفته بودند! و عدهٔ شان به استرلیا و یا کشورهای های استعمار ګر برده شدند! از همین افراد و خانواده ها، چودری ها و زرداری ها ساختند و در بازګشت همه بنګله ها و امکانات خویش را در اختیار شان قرار داده و تسلط بر حاکمیت را برای شان در پاکستان میسر ساختند! دو لوی درستیز و رئیس کل سپاه پاکستان مانند قومندان سرتاسری شان مستقیماً همان جنرال استعمار قبل از استقلال!? فورمال پاکستان در سال ۱۹۴۷ م بود!
لذا هر که ازین مناطق روان و سلیس پشتو صحبت میدارد، حتمی نیست، پشتون باشد و پشتون تنها به ګفتن نیست!
در چوکات وظیفه دریافتم که صد ها اجنت و نوکر اجیر ایران و پاکستان مانند اجنتان خفته به نام افغان و حتی تابعیت افغانی وجود دارند و خیانت سیستماتیک و دشمنی شان علیه افغانستانو افغانها سارماندهی میشود!
و به نقل از زبان دست اول: صدها جلد کتب قلم نویس دانشمندان کشور که ازبن امکانات خارجی، با خواستهای مغرض، استفاده نه کردن و تن به خواسته های شان ندادند، بنابر نبود امکانات مادی، أثار شان از چاپ باز ماند!
و اګر اینرا ګفتیم و به همین بهانه از دست اول نقل قول است که در مقطع معین از زندګی استاد، تاریخ دان و محقق حبیبی بزرک پرسیدند، چرا به دری و فارسي بیشتر مینویسد؟ وی دریک فضای خودمانی با تبسم جواب داد: اګر منابع ایران مصارف مالی آنرا بدوش میکشند، که میکشند و میپردازند، چرا نه؟
و به تجربهٔ مستقیم شخصی، شما در بازار و مارکیت، نسخه های متعدد ترجمهٔ دری و پشتوی ( تاج التواریخ ) که اصلاً صرف به انګلیسی در هند چاپ شده، حالا در بازار و مارکیت ترجمه های دری، پشتو و متون انګلیسی، بدسترس قرار دارد که نکات مهم و خوب مستند شدهٔ آن دستکاری خاینانه شده! انسان خالی الذهن با خواندن آن، نسخ های دستکاری و دست خورده، را سخت متردد در نتیجه ګیری میسازد و میشود!
و ها ترجمهٔ چکی قرآن کریم، از نویسندهٔ چکی به نام آقای ایوان هربک، که شخصاً با ایشان در سالهای هشتاد، قرن ګذشته، ملاقاتهای داشته ام ، سالها امکانات چاپ بنابر عدم وجود امکانات مالی و موانع عقیدتی، امکان چاپ نداشت! اما در اوایل سالهای نود به کمک مالی سفارت کویت در پراګ به نام اینکه ترجمهٔ قرآن پاک است، به اندازه و مقدار بزرګ چاپ و نشر شد! خوشی و مسرت بی نهایت از جامعهٔ مسلمانان چکی و استقبال از کار سفارت کویت در پراګ شد و با خوشي یک کاپی را هدیه کردم!
اما دریافتم که مقدمه ۳۰-۲۵ صفحه ای آن ضد قرآن و ضد اسلام و ضد افغان هست!
لذا نوشته های عدهٔ و بسیار استانه آقای مرزایی همان ترند و راه فتنه و شرارت غیر قابل قبول است که خوب است است ماهیت های غیر ملی شناخته شدو بخاطر داشته باشیم!
ما قربانی ایم و ضرورت جدی و بلا تاخیر مشترک و ملی داریم!ً
برماست بر اولولویتها متمرکز شویم و در بحث های علمی، تاریخی و اولوبتی ، فاکت، ارقام و مستندات ارایه کرده و بر همه چیز دانیته و نا دانسته اکت دانشمند و متخصص نه کنیم!
منافع و مصالح علیای کشور را به سپمتي ها و انتی پتی هه و امپی های شخصی مقابل نه سازیم!
و من الله التوفیق
۵/۸/۲۰۲۶
۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور