آرشیف

2015-1-24

عبدالرحمن نوری

تاثیرات فقر بـــــــالای کیست؟

 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
فقر در لغت به معنی نیازمندی و محتاجیت است و اصطلاحاً فقر در بعضی کتاب به چهار معنی آمده عبارت اند از:
1-   نیاز به خداوند که درک این فقر موجب توجه انسان به مبدأ کمال میشود.
2-   نیاز انسان ها به یک دیگر که انسان برای گذرانیدن زنده گی نیاز به افراد همنوع خود دارند.
3-   فقر نفسی ممکن است حالتی رخ دهد که انسان نفس و دل خود را به مال ، مقام و یا چیزی دیگری محتاج ببیند که این فقر مردود است.
4-   فقر مالی که از این فقر در اقتصاد بحث میشود.  و آن به دو گونه است.2 
 
الف-   فقر مطلق:
مقصد از فقر مطلق مقدار نیاز ضروری یک فرد به خوراک ، پوشاک ، مسکن، دوا، تداوی جهت حفظ جان ، سلامتی بدن و ادامه حیات است. یعنی تأمین شدن این امر باعث به خطر افتادن جان یا سلامتی بدن میگردد. شخص فقیر مطلق، کسی است که عاید لازم را برای کسب مجموعه ذیل در اختیار نداشته باشد. این مجموعه عبارت اند از: حد اقل غذا برای حفظ سلامتی جسمی، مسکن، حداقل لوازم ضروری خانه، پوشاک، آموزش در حد کسب سواد، آب سالم، حداقل انرژی برای گرم شدن، حد اقل تفریح برای حفظ سلامت روحی، طبق آمار چند سال قبل بانک جهانی در حدودی چهل فیصد از مجموعی جمیعت کشورهای جهان سوم  در فقر مطلق بسر میبرند که این رقم در حال افزایش است.
همچنان رسول خداوند (ج) در این مورد میفرماید یعنی خدایا از کفر و فقر به تو پناه میبرم، سپس مردی گفت آیا کفر و فقر با هم یک سان اند، رسول خداوند فرمود بلی . مطمئناً کلمه فقر بطور عام لفظی نسبی است که این مفهوم حتی در کشورهای توسعه یافته کسانیکه به طبقه پائین جامعه قرار دارند. یعنی آنهایکه از امکانات کمتری برخوردار اند خود را نسبت به طبقات بالا فقیر احساس میکنند. اما بحث فقر به عنوان یک مسئله مطرح شده در توسعه اقتصادی با این مفهوم نسبی مورد نظر نیست بلکه منظور از فقر، فقر مطلق است در اصطلاح فقیر مطلق کسی است که درآمد لازم برای کسب مجموعه وسایل زیر را ندارد. این مجموعه عبارت است از حد اقل غذا برای حفظ سلامت جسمی ممکن و مناسب، حد اقل لوازم ضروری خانه ، پوشاک، صحت ، آموزش ، درجه کسب سواد، حد اقل انرژی برای گرم شدن، حد اقل تفریح برای حفظ سلامت روحی.
طبق احصائیه های بین المللی حدود چهل فیصد نفوس کشورهای جهان سوم در فقر مطلق بسر میبرند. بیشتر فقر مربوط به کشورهای نظیر بنگله دیش  با حدود شصت فیصد کمترین و کشورهای ارجنتاین و تایوان با حدود 4.3 فیصد ذکر شده است.
نکته قابل ملاحظه این است که تفاوت بین کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته است. در کشورهای توسعه یافته معمولاً فقر فردی است که معمولاً از نظر صحی ، ذهنی و یا روحی میباشد.
در صورتیکه در کشورهای درحال توسعه فقر ممکن است از نظر جسمی ، ذهنی و روحی کاملاً سالم باشد. برای تفاوت بین فقراء در یک جامعه توسعه یافته و در حال توسعه بیشتر روشن شود در گذارش جامعه خدمات شهر نیویارک به عنوان 25 فیصد از مردم نیویارک در زیر خط فقر قرار دارند. در سال 1992 در مطبوعات داخلی و خارجی منعکس شده است. کسانیکه دارای درآمد سالانه کمتر از 6652 د الر هستند به عنوان فقیر اعلام شده اگر این امر با درآمد کشورهای درحال توسعه مقایسه نمایم.
اکنون به مسئله فقر مطلق وسعت و شدت فقر مطلق در کشورهای روبه انکشاف میپردازیم. وسعت فقر مطلق میتواند بر حسب تعدادی از افراد که کمتر از حد معین خط فقر بین المللی درآمده اند تعریف میشود. چنین خط فقر مستقل از سطح درآمد ملی سرانه بوده و فقر مطلق همانگونه که در ممالک قاهره ، راگوس ،  بایگوتا و نیویارک وجود دارد. به اساس گذارش بانک جهانی در سال 1995 تلاش کرده است که تعداد فقر را در جهان سوم برآورد نماید. برای مقایسه بین کشورها بانک جهانی دو خط فقر بین المللی را برای سال های 1985 در نظر گرفته است. در سال 1985 حدود 1051 ملیون نفر زیر خط فقر زنده گی میکردند. به این ترتیب نرخ فقر 30.5 فیصد بوده است  افراد فوق العاده فقیر 633 ملیون نفر با 18فیصد مجموع نفوس کشورهای در حال توسعه بوده است. برای مقاصد عملی تفاوت بین فوق العاده فقیر کمتر از 275 دالر و  370 دالر تا حد زیان چیزی مناسب، که مجموع جمیعت 1051 ملیون نفر به عنوان فقر مطلق طبقه بندی میشود.4 
 
ب –   فقر نسبی:
فقر نسبی آن است که فرد گرچه برخوردار از مقدار ضروری خوراک ، پوشاک، دوا و تداوی است. ولی از امکانات و وسایل راحتی محروم میاشد. فقر پدیدة است که باعث بیماری های گوناگون میگردد. فقر چیزی است که انسان را به غارت گری ، دزدی، چور و فحشا نزدیک میسازد. فقر یگانه عامل مهم بدبختی های کشورهای جهان گردیده و عوامل ظهور این پدیده شوم را جستجو نموده و راه های حل خوبتری را برای از بین بردن آن سنجید.3
– اثرات فقردرااجتماع :
فقر درمجموع باعث عقب ماندگی درکشورها می شود وتاثیرات زیادی بر روند اقتصادی واجتماعی یک کشورمی گذارد که می توانیم مهم ترین اثرات فقر دراجتماعی رابه صورت ذیل یاد کنیم.
 
1- ازبین بردن استعدادها وخلاقیت ها :
فرد یا جامعه درگیربافقرقادربه استفاده ازاستعدادهاوامکانات بالقوه وحتی بالفعل موجود نیست ونمی تواند خلاقیتهای خود را به ظهوربرساند. هذررفتن تواناییهای مادی ومعنوی وخلاقیتها ازآثارشوم فقراست.
 
2- آسیب پذیری سلامت جسمی وروحی :
درشرایط فقرسلامتی انسانها چه به لحاظ جسمی وچه به ازنقطه نظرروحی درمعرض تهدید قرار میگرد وتجربه نشان داده است که درشرایط فقر،کمترفردی قادربه حفظ سلامتی مادی ومعنوی خویش است .
 
3- تهدید امینت :
فقرعامل شکنندگی امینت واقتدارملی است ودرشرایط عمومی هیچ حکومت ودولتی قادربه تامین امنیت واعمال امینت واعمال اقتدارملی نیست.
4- شکنندگی ثبات سیاسی :
فقرعامل اصلی آشوبها ، عصیانها،اعتصابات ، وبحرانهای سیاسی است که گاه به صورت خود جوش وگاه با تحرک عوامل خارجی عمل میکند. درنتیجه ، ثبات سیاسی را شکننده وناپایدارمی سازد.
 
5- سلب اعتماد وغرورملی :
فقر، کرامت انسانی راتهدید می کندوازاین طریق اعتماد ملی را سلب وغرورملی را جریحه دارمی سازد. وجودتجربه های عینی نشان می دهد که فقر،بذربدبینی می کاردواعتماداقشاراجتماعی را دوچار آسیب می کند وانسانها راوابسته وازکرامت خود بیگانه می سازد. آیا تجربه طولانی تاریخ استثمارملتهای فقیرتوسط کشورهای توسعه یافته برای اثبات این مطلب کافی نیست ؟
 
6- گسستگی پیوند ملی :
همبستگی واتحاد ملی برای حیات هرجامعه ای ضرورتی اجتناب ناپذیر به شمارمی آید فقرازعواملی است که همبستگی واتحاد ملی راهمواره تهدیدمیکندواحیاناً باگسستن پیوندهای ملی ، کشورها را دوچارتجزیه ناخواسته می کندوتمامیت ارضی آنها را به مخاطره می افکند.
7- توسعه نیافتگی :
عامل فقرازموانع رشد وتوسعه اقتصادی است ، زیرا هر نوع توسعه به شرایط وعواملی نیازدارد . که شرایط وعوامل درکشورهای فقر فراهم نمی باشد.
 
 
ترتیب کننده :عبدالرحمن (نوری)
ازولایت غورولسوالی تیوره محصل دانشگاه هرات