آرشیف

2015-3-21

استاد شاه محمود محمود

به مناسبت بزرگذاشت ۸۰۸ مین سال شهادت سلطان شهاب الدین غوری

 

القاب حکمروایان و سلاطین غوری

غوری هاقدرت خویش را با تشکیل حکومات محلی آغاز نمودندودر مناطق مختلف غور به شکل ملوک الطوایفی مردم را مطیع ومنقاد خویش نموده بودند . اما بعد از ظهور دین اسلام خصوصاً در دوره خلافت حضرت علی (رض) به دین اسلام ایمان آوردند واز وی عهد ولواء بدست آوردند .وبنا به قول جوزجانی (هرکه از آن خاندان به تخت نشستی ، آن عهد ولواء بدو دادندی ).« جوزجانی ، قاضی منهاج السراج ، طبقات ناصری، به تصحیح و تحشیه عبدالحی حبیبی ، ج اول ، انجمن تاریخ افغانستان، پوهنی مطبعه، کابل، ۱۳۴۲ هـ ش ، ص ۳۲۰»

غوری ها که در بدو امر با القاب ( ملک) عرض اندام نمودند چون ملک شنسب …. اما بعد از روآوردن به دین اسلام وبا دریافت لواء وعهد از طرف خلفای راشدین وعباسی نام ( امیر ) را برخود گذاشتند . مشهور است که امیر بنجی یکی از امرای محلی بنابر مناقشت بالای زعامت مردم غور که بین او و رقیبش شیث ویا شیش نزد خلیفه عباسی هارون الرشید رفتند . امیر بنجی که رسم وسلوک ملکداری از دوست یهودی مقیم غور فراگرفته بود موفق گردید لواء وعهد خلیفه عباسی را بدست آورد . از آن عهد به بعد لقب سلاطین شنسبانی از لقب مبارک امیر المؤمنین هارون الرشد قسیم امیر الموءمنین گشت . امارت به شنسبانیان و پهلوانی که همان فرماندهی لشکر است به شیشانیان داده شد .( جوزجانی ، ج اول ، ص ۳۲۶)

در زمان غزنویان به خصوص در هنگام زمامداری سلطان محمود غزنوی ، امارت غور به امیرمحمد سوری رسید واین امارت در بین غوریان باقی ماند اما بعداً با افزونی قدرت و آزادی بیشتر از لقب ( سلطان ) استفاده بردند. تا اینکه امارت غور به ملک عزالدین رسید . جوزجانی اورا پدر سلاطین غور میدانند . ( جوزجانی ، ج اول، ص ۳۳۵)

پسران وی هرکدام یکی بعد دیگری این لقب را برخود نهادند چون سلطان سیف الدین غوری ، سلطان علاءالدین غوری ، سلطان غیاث الدین غوری وسلطان شهاب الدین غوری …

بعد از سلطان علاءالدین غوری که سلطه غزنویان برچیده شد . غوریان کماکان القاب داده شده از طرف هارون الرشید خلیفه عباسی را ارزشمندانه نزد خویش نگاه داشتند و مطابق آن معقولیت و حاکمیت خویش را بر مردم تحمیل مینمودند. رشد این القاب در زمان سلطان غیاث الدین غوری بیشتر محسوس است به خصوص آمدن دو رسالت از طرف خلفای عباسی امیرالمؤمنین المقتضی بامرالله و امیرالموءمنین الناصرالدین الله که به دربار سلطان غوری آمدند. جوزجانی القاب سلطان غیاث الدین را ( السلطان المعظم غیاث الدین ابوالفتح محمد بن سام قسیم امیرالمؤمنین) در طبقات ناصری ذکر کرده است . 

ضمناْ القاب سلطان شهاب الدین غوری با اضافه لقب ( غازی) در متون تاریخی آمده است جوزجانی از وی چنین یاد میکند : السلطان المعظم معزالدینا ابوالمظفر محمد بن سام قسیم امیر المؤمنین و یا السلطان الغازی معزالدنیا والدین ابوالمظفر محمد بن سام قسیم امیر المؤمنین انارالله و برهانهٌ . ( جوزجانی، ج اول ، ص ۳۹۵)

سکه های بدست آمده دوره غوری نیز نشاندهنده القاب سلاطین غوری است اولین سکه که از نظر قدامت تاریخی بنام سام بن حسین ( ۵۴۳-۵۴۴ هـ =۱۱۴۸-۱۱۴۹ م) که از طلا ضرب زده شده است. میتوان به وضوح دید که القاب سلطان در آن نقر گردیده است ( سلطان الاعظم بهاالدینا والدین …سام بن حسین و لااله الله ) در حالیکه در روی دیگر سکه جمله ( محمد رسول الله ـ ملک شاه اعظم غیاث الدنیاوالدین ابو …)ضرب زده شده است .( محمود – شاه محمود ، تاریخ دولت مستقل غوریان ، ۱۳۶۸ هـ ش، ص ۲۵۷)

سکه ای دیگریکه مربوط سال (۶۰۶ هـ =۱۲۰۹م)است.که با القاب السطان اعظم محمود بن محمد سام ابوالفتح قسیم امیرالمؤمنین .اقامع لاعدالله فی الارض خلیفةالله.ضرب شده است . سومین سکه که در سال ۶۰۷ هـ = ۱۲۱۰ م است با القاب « السلطان اعظم معزالدین والدینا المظفر الناصر الدین الله امیرالمؤمنین … . دیده میشود القاب قسیم امیر المؤمنین با ذکر نام سلاطین در خطبه های نماز جمعه و عیدین در مساجد ومنابر حتمی بود .( محمود، تاریخ دولت مستقل غوریان، صص ۲۵۷ – ۲۵۹)

القاب سلاطین نه تنها در فرامین ، سکه هاو مساجد ومنابر حاکمیت وقدرت آنها را به نمایش میگذاشت درحالیکه این نمایش قدرت در ابنیه ها ومناره ها ولوایح مدرسه ها ومساجد و کتیبه ها وتزیْینات وخطاطی به وضاحت دیده میشد.

بصورت خلاصه در کتیبه ها وسنگ نبشته های مسجد جامع هرات با برجستگی خاص جملات ذیل را میخوانیم : « السلطان المعظم مالک الرقاب الامم مولی ملوک العجم سلطان ارض الله حافظ بلاد الله معین خلیفة الله غیاث الدینا والدین معزالاسلام والمسلمین نظام العالم ابوالفتح محمد بن سام قسیم امیر المؤمنین انارالله برهانه» (اعتمادی – گویا ـ آبدات نفیسه هرات ، کابل ، ۱۳۴۳ هـ ش ، ص ۱۸ وهذا دیده شود پوهاند میر حسین شاه ، مترجم ،معماری دوره غوری مسجد جامع هرات ، از ملکیان شروانی، مجله آریانا، ش ۵ ، کابل ، ۱۳۴۹ هـ ش ، ض ۶۵ -۶۶)

در حالیکه در کتیبه منار جام این القاب با اشکال ذیل دیده میشود: السلطان المعظم غیاث الدنیا والدین ابوالفتح محمد بن سام وکمی پایین میخوانیم که: 

الف – السلطان المعظم شاهنشاه الاعظم غیاث الدنیا والدین معزالاسلام والمسلمین ابوالفتح محمدبن سام .

ب – قسیم امیر المؤمنین خلدالله ملکه

اما این القاب در کتیبه قطب منار با وسعت بیشتر برمیخوریم:

الف – الا میر الامراءالاسفهسالارالاجلال الکبیر الدوله قطب .

ب – السلطان المعظم شهنشاه الاعظم مالک رقاب الامم مولی ملوک العرب والعجم اعدل السلاطین فی العالم معزالدینا والدین غیاث الاسلام والمسلمین تاج الملوک .السلاطین باسط العدل و الاحسان فی الثقلین ظل الله فی الخافقین به عبادالله البلاد المؤیدمن اسمأ المنصور علی الاعلأ علاءالدولة القاهره جلال الامة الباهره فلک الملة الطاهره.

ج – السلطان المعظم شهنشاه الاعظم مالک رقاب الامم مولی ملوک العرب والعجم سلطان السلاطین فی العالم غیاث الدنیا والدین معزالاسلام والمسلمین محی العدل فی العالمین علاءالدولة القاهره جلال الامة الباهره شهاب الخلافة باسط الاحسان والرفقهی الثقلین ظل الله فی الخافقین الحامی لبلادالله الراعی بعبادالله محرر ممالک الدنیا و مظهر کلمة الله العلیا ابوالمظفر محمد بن سام قسیم امیر المؤمنین خلدالله ملکه. ( بهادر – سید احمد ،آثار الصنادید، چاپ چهارم ، دهلی، ۱۹۶۵م، ص ۴۴۶.) به همین ترتیب در ابنیه ها وساختمانهای دیگر غوری ما شاهد چنین القاب هستیم .