X

آرشیف

به استقبال از بهار این موهبت بزرگ الهی

 

شیخ خنجری صاحب هم بهاریه برهمین وزن وقافیه زیبای سروده بودند

 

پیک شادی در بغل در این زمان دارد بهار

بهر انسان ویا هر زنده جــان دارد بهـار

 

تا دمــد روح حیات بر مــــردۀ جسم زمین

چون مسیحا معجزه ، ازآسمان دارد بهار

 

زنده میگردد گل ویا هرگیاهی در چمن

آب حیـــوانی برای مرده گان دارد بهـار

 

نرگس وشب بو وزنبق ، لاله و سنبل همه

بهرهرگل غنچه ای ، یک باغبــــان دارد بهار

 

هر کجا در کهسار وتپه ودشت ودمـــن

بس هزاران گلشن ویا گلستان دارد بهار

 

این زمین با گل مزین گشته بینی هر طرف

بسکـــه دشتِ لاله ویا ارغــوان دارد بهـــار

 

آن نسیـــم صبحــگاه وشبنـــم پاکیــــزه اش

همچو مشک اندرمشامِ انس وجان دارد بهار

 

باغ را چو نوعروسان زیب وزینت میکند

نقش آرایشگـــری بر دلبـــران دارد بهـــار

 

هر طــرف آید بگوش آهنگ زیبای طیـــور

مطربان نغمه خوان چون بلبلان دارد بهار

 

زآسمـــــان باران رحمت بیشتر بارد کنــون

زان سب بر هر طرف جوی روان دارد بهار

 

ای که از هر درد رنجــــوری، به صحرا کن گذر

چون طبیب با خود دوای جسم وجان دارد بهار

 

تا بکی در خواب سنگینی هله بشتاب زود!

چون پیــام حــرکتی از کاروان دارد بهــار

 

آدمیـزاد، بی نشــاط وحـرکت وشادی مبــاد

هر دل افسـرده را بس شادمـــان دارد بهــار

 

شکــرمی باید نمود بر خالق فصـــل ربیع

سر بسر فضل وکرم از ذوالمنان دارد بهـــار

 

ای « عزیزی» مقدم فصل بهار فرخنده باد

خیر وبرکت را بعالـــــم رایــــــگان دارد بهـار

پایان

———————————–

م – ع – عزیزی

29 حوت سال 1397 هجری شمسی

 

السلام علیکم دوستان عزیز غزل بهاری که قبلا سروده بودم و در مجموعه ی شعری ام { تراوش قلم } چاپ شده است به مناسبت روزهای خجسته ی بهاری خدمت تان تقدیم نمودم سپاسگزارم که میخوانید موفق باشید :

فصل گل

مژده ی از فصل گل با بلبلان دارد بهار

رازها با برگهای ارغوان دارد بهار

 

قطره های شبنمش با سبزه ها بخشیده جان

زندگانی را پیام روح و جان دارد بهار

 

صد طرب اندر پئِ این نو بهاران دیده ام

خنده های سبز و شیرین بیگمان دارد بهار

 

شور عشق اندر دل آن غنچه ها آرد پدید

اینچنین لطفی ببین با عاشقان دارد بهار

 

بهره ها داریم آری از گل رخسار یار

تازه گئِ حسن و خوبی ارمغان دارد بهار

 

کاش ناید پائیزی اندر فراز این چمن

صد هوس از جان و دل با گلرخان دارد بهار

 

گر ز عطرش تو دماغ دل معطر میکنی

عطرهای دلنواز در بوستان دارد بهار

 

این چمن گل گل شده از خون دهقان وطن

لاله ها رنگین کفن در آستان دارد بهار

 

ای نسیم از کشور صلح و صفا آور پیام

آرزوی این نوید از دوستان دارد بهار

 

خنجری چون طوطئِ شَکٌر شکن گفت این غزل

عشق و مستی بهر طبع شاعران دارد بهار

 

پیروز باشید دوستان عزیز و گرامی دعاگوی تان

شیخ مولوی خنجری کابل چهار دهی.

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب