آرشیف

2017-1-2

afrotan3141

بهای عصیان یک ملت!

میگویند : طیاره ای که در حال سقوط بود و همه مسافران به اضطراب و ترس افتاده بودند ولی یکنفر بی خیال نشسته بود از وی پرسیدند : که تو چرا نگران نیستی ؟ آن مرد با خون سردی جواب داد ، چرا نگران باشم ؟ مگر طیاره مال پدرم است که از سقوط آن نگران و ناراحت باشم ؟

چنانچه بارها گفته ام و نوشته که اززمین و هوا ی میهن توطئه می بارد و مردم بینوای ما را همچون هفتادودوتن در شب عاشوری محاصره کرده اند و آب را بروی ملت ما بسته اند و باران تیر را گشوده اند در این میان بسیاری از "ما " چنان آسوده خفته ایم که مگر شیپور دالر و امتیازات بیـــدار مـان کنند .! آنگاه که حنیف خان اتمر جاسوس سفاک و جانباز سینه چاک جنگ جلال آباد در روزروشن و درپیشگاه مجلس نمائنده گان بر امضای معاهده های خود با کشور های چون ایالات متحده امریکا و ناتو فخر فروشی میکند و مجموعه ای از آن معاهده ها را همچون آب حیات معرفی میکند و میگوید که از چهار ماه بدینسو کشورهای که ما با آنها موافقتنامه های امنیتی امضا نموده ایم هر روز مبلغ دوازده میلیون دالر برای هزینه های نیروهای امنیتی می پردازند ،